تبلیغات
به روز نامه الكترونیكی درد نیوز اولین سایت حقوق بشر و محیط زیسنت ایران خوش آمدید تاسیس 1379 درد نیوز - مطالب درد نیوز درد نیوز

دنیای وارونه-عجب رسمیه رسم زمونه

دولت توانایی دادن هزینه ادارات دولتی را ندارد

تاریخ:یکشنبه 27 خرداد 1397-07:01 ق.ظ

دکتر داداشی "نماینده مردم شریف شهرستان آستارا در مجلس شورای اسلامی":

دولت توانایی دادن هزینه های جاری ادارات را ندارد





ژ"
نظرات() 

اا دارستانی

تاریخ:شنبه 26 خرداد 1397-06:37 ب.ظ



گاهی آدم می ماند بین بودن یا نبودن ؛
به رفتن که فکر می کنی
اتفاقی می افتد که منصرف می شوی،
می خواهی بمانی
رفتاری می بینی که انگار باید بروی..!
و این بلاتکلیفی
خودش کلی جهنم است...
اادارستانی نویسنده ومحقق و روزنامه نگار   astaranews1.ir
@astarali
09112850112



ژ"
نظرات() 

فلسطین

تاریخ:شنبه 19 خرداد 1397-04:27 ب.ظ

فلسطین سرزمینی عربی و اسلامی است، که در قدیم کنعان نام داشت، حدود 27024 کیلومتر مربع مساحت دارد که دریای مدیترانه در غرب، لبنان در شمال، سوریه و رود اردن در شرق و دریای سرخ و شبه جزیره سینا در جنوب و جنوب غربی آن قرار دارد. فلسطین سرزمینی حاصلخیز و دارای آب و هوای معتدل است. این منطقه محل ظهور پیامبران بزرگی چون عیسی (ع)، موسی (ع) ومحل عبور و زندگانی حضرت ابراهیم (ع) بوده است. این سرزمین از نظر موقعیت سوق الجیشی بسیار حساس و پراهمیت است به مثابه پلی است که کشورهای عربی، اسلامی آسیا را به آفریقا متصل می‌کند.

این موقعیت ویژه جغرافیایی فلسطین را در طول تاریخ گذرگاه و نقطه تمرکز بسیاری از کشورها و تمدنهای پیاپی تبدیل کرده بود تا اینکه همراه با سایر سرزمینهای عربی، به کشوری با هویتی اسلامی و عربی تبدیل شد.

شهر اورشلیم با بیت المقدس قدیم بر فراز یک تپه بنا گردیده و از مکان‌های مهم فلسطین است. کوه صهیون و کوه زیتون از شرق و غرب آن را احاطه کرده اند.

کنعانیان نخستین اقوامی بودند که از شبه جزیره عربستان به فلسطین آمدند و در این سرزمین سکونت گزیدند. آنان در فلسطین با آموریان و فلسطینیان در هم آمیختند و از سال 2500 ق.م فرمانروایی ایجاد کردند که 15 قرن ادامه داشت. تاریخ فلسطین با نام انبیا آغاز می‌شود. نام حضرت یعقوب، اسرائیل بود. بنی‌اسرائیل فرزندان یعقوب بودند و حدود سیزده قرن قبل از میلاد اقتدار داشتند. در هنگام حکومت فرعون بر مصر و پیش از ظهور موسی (ع) جمعیت اسرائیلیان زیاد شد. 430 سال پس از ورود یعقوب به مصر، حضرت موسی (ع) قوم بنی اسرائیل را از سرزمین مصر به مقصد سرزمین موعود، به حرکت درآورد. پیمودن این مسافت چهل سال طول کشید. حضرت موسی در این دوران طولانی از هدایت قوم فروگذار نکرد اما بنی اسرائیل بارها دست به طغیان و تجاوز زدند.

پس از حضرت موسی (ع)، یوشع جانشین وی شد و بنی اسرائیل را از اردن عبور داد تا اینکه این قوم به شهرهای جدید رسیدند و دست به غارت و کشتار اهالی زدند. اما قوم فلسطین در مقابل آنان مقاومت کرد و سرانجام بنی اسرائیل را مغلوب ساخت. لیکن پس از جنگهای فراوان، مجدداً بنی اسرائیل قدرت گرفتند و بر شهرها مسلط شدند. در حدود 1000 ق.م حضرت داوود توانست اورشلیم را از دست فلسطینیان خارج کند و بیت المقدس یا خانه خدا را در آنجا بنا کند. این بنا توسط حضرت سلیمان تکمیل شد. سلیمان، چهل سال سلطنت کرد و آرامش را به قدس بازگرداند اما پس از او، دوباره ظلم و غارت بنی اسرائیل آغاز شد.

حدود 730 ق.م شالمانصر (شلمنصر) به اسرائیل تاخت و عده ای از آنان را اسیر کرد و به جای آنها بابلیان را اسکان داد. در سال 586 ق.م در زمان بخت النصر، کشور یهود مورد حمله آشوریان قرار گرفت که منجر به انحطاط و اسارت بنی اسرائیل شد. سرانجام کوروش پادشاه ایران، بابل را تسخیر کرد و یهودیان را آزاد ساخت و به فلسطین و اورشلیم بازگرداند. آسایش اورشلیم تا پایان سلطنت داریوش سوم ادامه داشت تا اینکه اسکندر مقدونی، در حدود 323 ق.م به ایران، مصر، سوریه، فنقیه و فلسطین حمله کرد و ویرانی و قتل و غارت فراوانی به بار آورد.

پس از اسکندر، جانشینان او بر فلسطین مسلط شدند. از سال 63ق.م دوره تسلط رومیان آغاز شد که پس از جنگهای فراوان، به ارمنستان و قسمتی از آسیا و آفریقا، سپس سوریه و فلسطین حمله بردند. دوازده هزار یهودی را کشتند و دیوارهای شهر را ویران ساختند.

در چنان شرایطی، ظهور مسیح امید و آرزوی یهودیان بود تا آنان را نجات بخشد. اما روحانیون یهود به او حسادت میورزیدند و می خواستند او را از میان بردارند و سرانجام به فتوای شورای یهود و جوسازی های آنان، حضرت عیسی (ع) توسط حکمران رومی سرزمین یهودا به اعدام محکوم و مصلوب شد.

در سال 70 م تیتوس فرزند امپراتور روم با هشتاد هزار سرباز، اورشلیم را محاصره کرد و پس از چند ماه مقاومت یهودیان، سرانجام رومیان فاتح شدند و قوم یهود دوباره آواره گشت. در زمان خسرو دوم پادشاه ساسانی، میان امپراطوری ایران، روم را شکست داده و با راهنمایی یهودیانی که با ایران همکاری می کردند اورشلیم‌ (فلسطین) را فتح کردند. اما پس از مرگ خسرو پرویز، این سرزمین دو باره به دست مسیحیان افتاد.

در زمان خلیفه اول مسلمین (ابوبکر)، او سپاهی را روانه سوریه و فلسطین کرد که با درگذشت او، در زمان خلیفه دوم، عمر، سوریه و بیت المقدس به دست مسلمین افتاد و رومیان در آنجا شکست خوردند. اهالی شهر مقاومت زیادی کردند اما طولانی شدن محاصره و مشکل غذا آنان را مجبور به تسلیم کرد و قرارداد صلح منعقد شد. و از آن سال یعنی 15 ه فلسطین در دست مسلمانان بود.

از سال 1095م. با تهاجم اروپائیان علیه مسلمانان جنگهای صلیبی آغاز شد که حدود دو قرن ادامه یافت. اگر چه این جنگ علتهای گوناگونی داشت اما مورخان یکی از علل آنرا، مساله فلسطین و شهر بیت المقدس و خراجگزار بودن مسیحیان این شهر برای مسلمانان ذکر می کنند. صلیبیون پس از نبردی سخت و محاصره طولانی بیت المقدس، وارد شهر شده و دست به قتل عام زدند و همه چیز را به عنوان غنیمت، غارت کردند.

بدین سان مسیحیان 90 سال بر فلسطین حکومت کردند. در مراحل پایانی جنگ دوم صلیبی (1149-1147م) مطابق با 544-542 ه صلاح الدین ایوبی صلیبیون را تار و مار کرد و بیت المقدس را باز پس گرفت و آنها را از سوریه و مصر و سایر مناطق بیرون راند.

پس از هفتمین جنگ صلیبی و مرگ آخرین پادشاه سلسله ایوبی، ممالیک حدود سه قرن زمام امور را در دست گرفته و بیت المقدس را نیز در اختیار داشتند و با سپاه مغول جنگیدند و آنها را شکست دادند و بازماندگان صلیبی ها را در عکا نابود ساختند. از سوی دیگر سلسله عثمانی با جنگهای طولانی و فتوحات عثمانی غازی در نبرد با مغولان و یونانیان، پایه گذاری شد. در زمان سلطان محمد فاتح در سال 1453م. شهر قسطنطنیه که مهمترین مرکز اقتدار صلیبیون و پایتخت روم شرقی بود فتح شد و به مدت 500 سال به پایتخت امپراطوری عثمانی تبدیل گردید.

اواخر قرن نوزدهم شورشهایی در فلسطین به وجود آمد. انگلستان در این سالها مدافع عثمانی بود، ناگهان تغییر روش داد و در برابر عثمانی قرار گرفت و از شورشیان حمایت کرد. از جمله «حسین، امیر مکه» را که نماینده عثمانی در حجاز و مردی جاه طلب بود تحریک کرد با حمایت انگلیس از عثمانی جدا شود. در چنین شرایطی عده ای از یهودیان، اندیشه ملت واحد یهود را مطرح کردند و برای تشکیل کشوری مستقل دست به اقداماتی زدند که کار آنها مورد تشویق و حمایت دولت انگلیس قرار گرفت.

این عده با گرفتن کمکهای مالی از یهودیان ثروتمند، برای پیشبرد مقاصد خود حزبی تشکیل دادند و نام صهیون را بر خود نهادند. در سال 1916 قرارداد « سایکس ـ پیکو» میان روسیه، فرانسه و انگلیس به امضا رسید تا به موجب آن سرزمینهای تجزیه شده از عثمانی را میان خویش تقسیم کنند. اما انگلیس که چندی بعد آن پیمان را مغایر با سلطه خود بر کانال سوئز دید در سال 1917 با استفاده از ضعف روسیه و انقلابی که در آن کشور به وقوع پیوست، از پیمان سرباز زد و فلسطین را تحت قیمومیت خویش در‌آورد.




ژ"
نظرات() 

فلسطین

تاریخ:شنبه 19 خرداد 1397-04:26 ب.ظ

فلسطین
فلسطین (به عربی: فلسطین، به عبری:ארץ ישראל) کشوری است که به‌صورت تاریخی و از دوران روم باستان به ناحیه‌ای گفته می‌شده که بین دریای مدیترانه و کرانه‌های رود اردن واقع شده‌است.

فلسطین در دوران‌های حتی قدیمی تر به ناحیه‌ای محدود تر در کنار مرز دریای مدیترانه اطلاق می‌شد. در معنی جغرافیایی گسترده تر آن فلسطین می‌تواند به منطقه‌ای اشاره کند که شامل مناطق اسرائیلی و فلسطینی، بخش‌هایی از اردن، لبنان و سوریه باشد. فلسطین همچنین می‌تواند به ناحیه‌ای که در ابتدای قرن بیستم تحت قیومیت بریتانیا پس از شکست امپراطوری عثمانی در جنگ جهانی اول درآمد باشد. فلسطین همچنین ممکن است به کشور فلسطین که توسط السلطة الوطنیة الفلسطینیة‎ (حکومت خودگردان فلسطین) اعلام شده و توسط بیش از صد کشور به رسمیت شناخته می‌شود اطلاق شود. سایر نام‌های استفاده شده جهت اشاره به این کشور عبارتند از: سرزمین مقدس (زبان عربی: الأرض المقدسة، در زبان عبری: ארץ הקדש، زبان لاتین: ترا سانکتا)



مرزها و نام‌های منطقه
در متون مصر باستان تمامی منطقهٔ ساحلی خاورنزدیک که در امتداد ساحل مدیترانه بین مصر جدید و ترکیه بوده‌است رتنیو (R-t-n-u) نامیده شده‌است. این منطقه به سه ناحیه تقسیم می‌شد. ناحیهٔ جنوبی رتنیو (که Djahy نامیده می‌شد) شامل اسرائیل جدید و اراضی فلسطینی، ناحیهٔ مرکزی شامل لبنان و ناحیهٔ شمالی (که Amurru نامیده می‌شد) شامل ساحل سوریه تا شمال رودخانهٔ اورنتس در نزدیکی ترکیه بود.
در عصر آهن، پادشاهی اسرائیل بر منطقه‌ای شامل اورشلیم تا منطقه‌ای در نزدیکی اسرائیل جدید و قلمروی فلسطینی حاکمیت داشت و در غرب و شمال بخش عمده‌ای و نه تمام سرزمین اسرائیل را شامل می‌شد. پس از تقسیم شدن این حکومت، بخش جنوبی به پادشاهی یهود و بخش شمالی به پادشاهی اسرائیل تبدیل شد.

کلمهٔ فلسطین از فلسطینی‌های باستان که نام یک گروه غیریهودی ساکن در منطقه‌ای کوچک از ساحل جنوبی به نام فیلیستا است، گرفته شده‌است. مرزهای 'فیلیستا' در نزدیکی نوارغزه قرار دارد و پنج شهر غزه، اشکلون، اشداد، اکرون، و جت را در بر می‌گیرد. در آثار مصری آمده‌است که افرادی که پلست (P-r-s-t) نامیده می‌شدند، از جمله کسانی بودند که در زمان حکومت رامسس سوم به مصر حمله کردند. این قضیه احتمالا به فلسطینی‌ها اشاره دارد. کلمهٔ پلشت (درزبان عبری: Pəléshseth) معمولاً در انگلیسی به فیلیستیا ترجمه می‌شود و در کتاب مقدس برای اشاره به ناحیهٔ ساحلی جنوبی به کار رفته‌است. در سال‌نامه‌های پادشاه آشوری، سارگن دوم، کلمهٔ پلشتو برای این معنی آورده شده‌است. چنین به نظر می‌رسد که در زمان آشوری‌ها، قبیلهٔ فیلیستا از بین رفته‌است، ولی نام آن سرزمین همچنان مورد استفاده بوده‌است. در دورهٔ پارس، صورت یونانی این نام برای اولین بار در قرن پنجم قبل از میلاد به وسیلهٔ هرودتوس در اشاره به ناحیه‌ای از سوریه به نام Palaistinêi به کار رفت. (درلاتین: پلستینا، در انگلیسی: پلستاین). مرزهای ناحیهٔ مورد اشارهٔ هرودتوس دقیقاً عنوان نشده بودند، اما جوزفوس از این نام تنها برای اشاره به ناحیهٔ ساحلی کوچک فیلیستیا استفاده می‌کرد. تولمی نیز از این کلمه استفاده کرده‌است. در لاتین، پلینی نیز برای ناحیه‌ای از سوریه به کار رفته که پیشتر پلستینا نامیده شده‌است.



در دورهٔ رومی، ناحیهٔ یهود (شامل سامره) دربرگیرندهٔ بیشتر اسرائیل و قلمروی فلسطین بوده‌است. اما پس از شورش بار کخبا، رومی‌ها این مرزها را به ناحیهٔ سوریه فلسطین (درلاتین: سوریه پلستینا شامل یهود) و سامره گسترش دادند.

در دورهٔ بیزانس، کل این منطقه (شامل سوریه، فلسطین، سامره و ایالت جلیل) دوباره پلستینا نام گرفت و بین دیوسس اول و دوم تقسیم شد. بیزانسی‌ها همچنین سرزمینی شامل نگو، سینا و ساحل غربی شبه جزیره عرب را پلستینا سالوتریس نامیدند که گاهی پلستینای سوم نامیده می‌شد. از دورهٔ بیزانس، مرزهای بیزانسی پلستینا (اول و دوم) برای اشاره به منطقهٔ جغرافیایی بین رودخانهٔ اردن و دریای مدیترانه به کار رفته‌است.

متون مقدس
در کتب مقدس یهودی در دورهٔ پیش از اسرائیل برای اشاره به این ناحیه کنعان به کار رفته و پس از آن از اسرائیل (ییسرائیل) استفاده شده‌است. نام سرزمین یهود نیز به همراه چندین عنوان شاعرانه مورد استفاده قرار گرفته‌است. سرزمین شیر و عسل، سرزمینی که خداوند در آن برای تعیین شما برای پدرهایتان سوگند یاد کرده است، سرزمین مقدس، سرزمین خداوند و سرزمین موعود. در مورد سرزمین کنعان آمده‌است که شامل کل سرزمین لبنان می‌باشد. چنین به نظر می‌رسد که در این سرزمین پهناور قبیله‌های یهودی البته به همراه سایر گروه‌های قومی سکونت داشته‌اند.



وقایع چهار انجیل از کتاب مقدس مسیحی تماما در سرزمین فلسطین اتفاق افتاده‌اند.

در قرآن، کلمهٔ سرزمین مقدس (در زبان عربی: الأرض المقدسة) حداقل هفت بار آمده‌است و یک بار زمانی است که موسی با قوم یهود به سوی آن خوانده شد: «ای قوم! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر داشته، وارد شوید! و به پشت سر خود بازنگردید (و عقب گرد نکنید) که زیانکار خواهید بود!»

دورهٔ رومی
در نتیجهٔ اولین جنگ یهودیان-رومیان (۶۶-۷۳)، اورشلیم غارت شد؛ معبد دوم نابود شد؛ و تنها، دیوار غربی باقی ماند. در سال ۱۳۵، پس از سقوط شورش شورش یهود به رهبری بار کخبا در ۱۳۲، پادشاه روم هادریان اکثر یهودی‌ها را از سرزمین یهود بیرون راند و بنابراین بسیاری از یهودی‌ها در سامره و ایالت جلیل به سر می‌بردند. وی همچنین نام ناحیهٔ رومی یهود (اسرائیل) را به سوریه فلسطین تغییر داد. رومی‌ها همچنین برای ایجاد جنگ روانی سعی بر تغییر نام اورشلیم به آلیا کپیتولینا کردند که این نام جدید دوام نیافت. با گذشت زمان از نام سوریه فلسطین تنها فلسطین باقی ماند و در طول این مدت فلسطین به بخشی سیاسی و اجرایی در داخل قلمروی امپراتوری روم تبدیل شده بود.

دوره بیزانس (امپراتوری روم شرقی)
در حدود سال ۳۹۰، فلسطین به سه ناحیه تقسیم شد: پلستینا پریما، سکوندا و تریتا (فلسطین اول، دوم و سوم). فلسطین اول شامل یهود، سامره، ساحل و پری بود که حاکم آن در کاساری زندگی می‌کرد. فلسطین دوم شامل ایالت جلیل، درجزریل پایینی، نواحی شرق ایالت جلیل و بخش غربی دکاپلیس سابق بود و حکومت آن در سایتوپلیس قرار داشت. فلسطین سوم شامل نگو، اردن جنوبی که زمانی بخشی از ناحیه عرب بود و پیشتر ناحیهٔ سینا بود و پترا مقر حکومت آن بود. نام دیگر فلسطین سوم پلستینا سالوتاریس بود. این تقسیم بندی ناحیهٔ عرب را بخشی از اردن شمالی در شرق پری قرار داد. حکومت بیزانس بر فلسطین در زمان تصرف پارس‌ها در سال ۶۱۴ موقتا خاتمه یافت و سپس بعد از ظهور اسلام در شبه جزیره عرب و فتح منطقه توسط نیروهای اسلام که در سال ۶۳۵ آغاز شد، حکومت آن‌ها بر این منطقه برای همیشه به پایان رسید.

دورهٔ خلافت
حاکمان مسلمان ناحیهٔ الشام (عربی سوریه) را به پنج بخش تقسیم کردند. جند فلسطین (در عربی: به معنای ناحیهٔ نظامی فلسطین) شامل منطقه‌ای از سینا تا جنوب دشت آکر بود. با گذشت زمان این منطقه کوچکتر شده و به سینا محدود شد. رفح، کاسارا، غزه، جافا، نابلوس، اریحا، راملا و اورشلیم شهرهای اصلی بودند. در ابتدا شهر لده مرکز بود، اما در سال ۷۱۷ به شهر راملا تغییر یافت. (پس از زمانی طولانی و مدت‌ها بعد از پایان تقسیم­بندی جندها، اورشلیم مرکز شد.) اردن شامل ناحیهٔ شمال و شرق فلسطین بود. تیبراس، لجیو، ایکر، بیسان، و تایر شهرهای اصلی آن بودند و تیبریاس مرکز منطقه بود. چندین شورش سیاسی مختلف مجدداً این مرزها را چندین بار تغییر داد. پس از قرن ۱۰، تقسیم مناطق به جندها کم کم روبه زوال گذاشت و حملات ترک‌ها در دههٔ ۱۰۷۰ و سپس جنگ صلیبی اول این فرآیند زوال را تکمیل کرد.

دورهٔ مبارزان صلیبی
رجوع کنید به مقالات جنگ صلیبی و پادشاهی اورشلیم.

دورهٔ مملوک
پس از کنترل دوبارهٔ مسلمانان بر فلسطین در قرن ۱۲ و ۱۳، تقسیم بندی نواحی دوباره انجام گرفت و در این مدت مرزها به سرعت تغییر می‌کردند. در ۱۲۶۳/۱۲۹۱ این کشور بخشی از قلمروی سلطان مملوک در مصر بود.

در اواخر قرن ۱۳، فلسطین در واقع شامل قسمت‌های بسیاری از نواحی شیخ‌نشین سوریه یعنی پادشاهی غزه (شامل آسکالن و هبران)، کراک (شامل جافا و لجیو)، سفاد (شامل سفاد، ایکر، سیدون و تایر) و بخش‌هایی از پادشاهی دمشق (در برخی دوره‌ها از جنوب تا اورشلیم) بود.

در اواسط قرن ۱۴، سوریه دوباره به پنج ناحیه نقسیم شد که از بین آن‌ها فلسطین شامل اورشلیم (مرکز آن)، راملا، آسکالن، حبرون و نابلس بود، در حالی که حوران شامل تیبریاس (مرکز) بود.

دوره عثمانی
پس ازپیروزی عثمانی، این نام به عنوان نامی رسمی دیگر مورد استفاده نبود و دلیل این بود که ترک‌ها اغلب نواحی فرعی را با نام مرکز مشخص می‌کردند. این منطقه در سال ۱۵۱۶ جزئی از امپراتوری عثمانی شد و تا سال ۱۶۶۰ در واقع بخشی از ویلایت (بخش) دمشق-سوریه محسوب می‌شد تا اینکه از ۷ مارس ۱۷۹۹ تا جولای ۱۷۹۹ با اشغال جفا، حیفا و سکارا ارتباطش با دیگر نقاط قطع شد. در ۱۰ می۱۸۳۲ این منطقه یکی از نواحی ترکی بود که توسط محمد علی تصرف شده بود، اما در نوامبر ۱۸۴۰ دوباره تحت قرمان­روایی مستقیم عثمانی قرار گرفت.

نام کهن همچنان توسط عموم و در موارد نیمه رسمی مورد استفاده قرار می‌گرفت. موارد بسیاری از استفاده از آن در طول سده‌های شانزدهم و هفدهم بر جای مانده‌است. در طول قرن نوزدهم، «دولت عثمانی در مکاتبات رسمی خود، از عبارت ارض فلسطین (سرزمین فلسطین) برای اشاره به ناحیه واقع در غرب رود اردن که در سال ۱۹۲۲ تحت فرمانروایی انگلستان فلسطین نامیده شد استفاده می‌کرد». عرب‌های تحصیل‌کرده، از عبارت فلسطین، برای اشاره به کل فلسطین یا بیت‌المقدس سنجاق یا تنها برای اشاره به منطقهٔ اطراف راملا استفاده می‌کردند. سلطان عثمانی در سال ۱۸۷۶ در پاسخ به درخواست خاخام ژوزف نانتونک برای صدور اجازه اسکان یهودیان ضمن منع مهاجرت گسترده به فلسطین گفت «تقریباً تمام سرزمین‌های فلسطین اشغال شده، و استقلالی که نانتونک به دنبال آن است با اصول اجرایی کشور در تعارض است» و پس از آن نیز دولت عثمانی در سال‌های ۱۸۸۴، ۱۸۸۷، و ۱۸۸۸ احکامی علیه اسکان انبوه یهودیان صادر کرد. در سال ۱۸۸۲ شمار چشمگیری از یهودیان شروع به هجرت به سرزمین مقدس کردند و مزارع جمعی (کیبوتس) ایجاد کرده و سرانجام حومهٔ تل آویو را در سال ۱۹۰۹ به وجود آوردند، که بعدها در سال ۱۹۲۱ تبدیل به یک شهر شد. شمار یهودیان فلسطین که در سال ۱۷۰۰ تنها ۷٬۰۰۰ نفر بود تا سال ۱۹۰۰ به ۶۰٬۰۰۰ نفر رسید (جمعیت کل فلسطین در این سال ۵۰۰٬۰۰۰ نفر بود) که این امر به عقیده کارپات حاکی از آن است که «سیاست عثمانی مبنی بر اجازه به افراد برای مهاجرت و اسکان، و همزمان ممانعت از مهاجرت گروه‌های انبوه، با موفقیت همراه بوده‌است».

حکمرانی عثمانی بر منطقه تا زمان جنگ عظیم (جنگ جهانی اول) یعنی زمانی که عثمانی از آلمان و متحدانش جانبداری کرد ادامه یافت. در طول جنگ جهانی اول، همزمان با فروپاشی امپراطوری عثمانی، بریتانیا عثمانی را از بیشتر این مناطق به عقب راند. با پایان امپراطوری عثمانی، شمار یهودیان فلسطین به ۵۵٬۰۰۰ نفر کاهش یافت.

قرن نوزدهم و قرن بیستم
در اروپا تا پیش از جنگ جهانی اول، فلسطین به منطقه‌ای که در مسیر شمال به جنوب از رافیا (جنوب شرقی غزه) تا رودخانه لیتانی (واقع در لبنان) امتداد می‌یافت اطلاق می‌شد. این منطقه از غرب به دریا و از شرق به منطقه‌ای که حدود آن به خوبی مشخص نشده بود و صحرای سوریه از آنجا آغاز می‌شد ختم می‌شد. در منابع مختلف در اروپا، مرز شرقی در اطراف رود اردن تا شرق امان تعیین می‌شد. صحرای نگو در این منطقه واقع نمی‌شد.

بر اساس موافقت‌نامه سایکس-پیکو در سال ۱۹۱۶، پیش‌بینی شده بود که بیشتر فلسطین، پس از رهایی از کنترل عثمانی، تبدیل به منطقه‌ای بین‌المللی خواهد شد که تحت کنترل مستقیم فرانسه یا انگلیس قرار نخواهد داشت. بلافاصه پس از آن، آرتور بالفور وزیر امور خارجه انگلیس با صدور بیانیه بالفور در سال ۱۹۱۷، سرانجام طرح تأسیس وطن یهودیان در فلسطین را مطرح کرد.

نیروی اعزامی مصر به رهبری انگلیس که تحت فرماندهی ادموند آلن بای، وایکانت اول آلن بای، در تاریخ ۹ دسامبر، ۱۹۱۷ بیت المقدس را تصرف کرده و به دنبال شکست نیروهای ترکیه در فلسطین در نبرد مگیدو در سپتامبر ۱۹۱۸ تمامی مشرق را اشغال کرد.

فلسطین تحت قیمومت انگلیس (۱۹۴۸-۱۹۲۰)
استفاده رسمی از واژهٔ انگلیسی فلسطین با اعطای حکم قیمومت فلسطین به انگلیس بار دیگر رایج شد. در آغاز این دوره، نام ارتز ییسریل (سرزمین اسرائیل به زبان عبری) از طریق یک تمبر پستی در سال ۱۹۲۰، توسط هربرت ساموئل نخستین نماینده انگلیس در فلسطین که بین سالهای ۱۹۲۵-۱۹۲۰ این سمت را در اختیار داشت رایج شد. مقامات وزارت امور خارجه انگلیس به این اقدام وی اعتراض کردند اما با انتقال مسئولیت فلسطین از وزارت امور خارجه به وزارت مستعمرات این اقدام وی به دست فراموشی سپرده شد. در آوریل ۱۹۲۰ شورای عالی متحدین (ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، فرانسه، ایتالیا و ژاپن) در کنفرانس سانرمو تصمیماتی رسمی در مورد سرزمین‌های تحت قیمومت اتخاذ کرد. بر این اساس بریتانیا قیمومت فلسطین را پذیرفت، اما تصمیمی در مورد مرزهای سرزمین‌های تحت قیمومت و شرایطی که این سرزمین‌ها می‌بایست به موجب آن اداره می‌شد اتخاذ نشد. چیم ویزمن، نماینده سازمان صهیونیستی در سانرمو، متعاقبا گزارشی در این مورد به همکاران خود در لندن ارائه کرد.

«هنوز در مورد مسائل مهمی همچون شرایط حقیقی قیمومت و مسئله مرزهای فلسطین تصمیمی گرفته نشده‌است. تعیین حدود مرزهای فلسطین و آن بخش از سوریه که تحت کنترل فرانسه قرار دارد انجام شده‌است، که به این ترتیب مرز شمالی و خط شرقی سرحد را که در همسایگی سوریه عرب نشین قرار دارد مشخص می‌کند. تعیین خط شرقی مرز تا زمانی که امیر فیصل در کنفرانس صلح که احتمالا در پاریس برگزار می‌شود شرکت نکند قطعی نخواهد شد.»

در ژوئیه ۱۹۲۰، نیروهای فرانسه فیصل اول از عراق (فیصل بن حسین) را از دمشق بیرون راندند و به فرمانروایی کم اهمیت وی بر منطقه اردن یعنی جایی که سران محلی سابقاً با هرگونه قدرت مرکزی مخالفت می‌کردند پایان دادند. شیوخ، که پیش‌تر پیمان وفاداری با شریف منعقد کرده بودند، از انگلیسی‌ها خواستند اداره منطقه را بر عهده بگیرند. هربرت ساموئل خواستار گسترش حیطه اختیار دولت فلسطین تا اردن شد، اما در دیدار وینستون چرچیل و امیر عبدالله از اردن که در مارس ۱۹۲۱ در قاهره و بیت‌المقدس انجام شد قرار بر این شد که امیر عبدالله (در آغاز تنها برای شش ماه) از سوی دولت فلسطین اداره این منطقه را بر عهده بگیرد. در تابستان ۱۹۲۱ اردن به سرزمین‌های تحت قیمومت ملحق شد، اما از شرط سرزمین ملی یهودیان مستثنی شد. در ۲۴ ژوئیه ۱۹۲۲ جامعه ملل ضوابط سرپرستی انگلیس بر فلسطین و اردن را تایید کرد. در ۱۶ سپتامبر جامعه ملل رسما یادداشتی از آرتور بالفور (لرد بالفور) را که تایید می‌کرد اردن باید از بندهای مربوط به تأسیس سرزمین ملی یهودیان و نیز «تسهیل» مهاجرت یهیودیان به این سرزمین و اسکان آنان مستثنی شود تصویب کرد. در واقع، در حالیکه عرب‌ها به راحتی می‌توانستند در فلسطین اسکان یابند، انگلیسی‌ها از اسکان یهودیان در اردن ممانعت می‌کردند. (رجوع شود به سند مربوط به ورود یهودیان به اردن) اردن در اصل ۷۷ درصد از فلسطین را تشکیل می‌داد بدین ترتیب رهبران یهودیان اعتقاد داشتند این امر یک بی‌عدالتی آشکار و تقسیم ناعادلانه سرزمینی بود که بر اساس اعلامیه بالفور به عنوان سرزمین ملی یهودیان در نظر گرفته شده بود.

اعطای حق قیمومت به دلیل نگرانی‌های ایالات متحده آمریکا در ارتباط با جاه‌طلبی‌های استعمارگرانه انگلیس و نیز نگرانی‌های ایتالیا در مورد اهداف فرانسه به تاخیر افتاد. فرانسه نیز تا زمانی که اعطای حق قیمومت سوریه به این کشور نهایی نشده بود از توافق در مورد فلسطین امتناع می‌کرد. به گفتهٔ لوئیس،

«اعتراضات آمریکائیان به صدور حکم قیمومت به همراه مثلث اختلافات بین ایتالیا، فرانسه و انگلیس به خوبی نشان می‌دهد چرا احکام قیمومت الف تا چهار سال پس از امضای معاهده کنفرانس صلح پاریس در سال ۱۹۱۹ محقق نشد.... اسناد انگلیس به وضوح نشان می‌دهد که صبر و دیپلماسی بالفور منجر به صدور نهایی احکام قیمومت الف برای سوریه و فلسطین در ۲۹ سپتامبر ۱۹۲۳ شد.»

حتی پیش از آنکه حکم قیمومت در سال ۱۹۲۳ به صورت قانونی اجرا شود (متن ۱۹۲۲: حکم قیمومت جامعه ملل برای فلسطین)، انگلیسی‌ها از واژهٔ فلسطین برای نامیدن بخش غربی رود اردن و از اردن برای نامیدن بخش شرقی این رود استفاده می‌کردند. اما، فلسطین در معنای سرزمین ملی یهودیان اغلب شامل سرزمین‌های هر دو سوی رو اردن است.
در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم، موقعیت انگلیس در فلسطین به تدریج بدتر شد. این امر ناشی از مجموعه‌ای از عوامل همچون موارد ذیل بود:

شرایط فلسطین به دلیل حملات بی‌وقفه ایگرون و گروه لهی به مقامات، نیروهای نظامی و تأسیسات راهبردی انگلیس به سرعت در حال بدتر شدن بود. این امر به روحیه و وجهه انگلیس صدمات شدیدی وارد کرد، و نیز منجر به گسترش مخالفت مردم انگلیس با سرپرستی انگلیس بر فلسطین شده، و افکار عمومی خواستار «بازگشت نیروها به خانه» شد. در این باره سرهنگ آرچر کاست، دبیر ارشد دولت انگلیس در فلسطین، در یک سخنرانی خطاب به انجمن امپراطوری سلطنتی گفت: «اعدام دو گروهبان انگلیسی توسط ارگون‌ها و به تلافی اعدام‌هایی که توسط انگلیسی‌ها انجام شده بود بیش از هر چیز دیگری منجر به خروج ما از فلسطین شد».

به دلیل ممانعت انگلیس از بازگشت بازماندگان هولوکاست به فلسطین، و در عوض فرستادن آنان به اردوگاه‌های پناهندگان در قبرس، یا حتی بازگرداندن آنان به آلمان همانند آنچه در مورد کشتی اکسودس در سال ۱۹۴۷ اتفاق افتاد افکار عمومی جهان به موضع‌گیری علیه انگلیس پرداخت.

هزینه نگهداری ارتشی که بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ نفر عضو داشت برای انگلیس که دچار مشکلات اقتصادی پس از جنگ دوم جهانی بود دشوار بود، و یکی دیگر از دلایل درخواست افکار عمومی در انگلیس برای پایان سرپرستی این کشور بر فلسطین بود.

سرانجام دولت انگلیس در سال ۱۹۴۷ اعلام کرد که خواستار پایان دادن به سرپرستی خود بر فلسطین است، و مسئولیت اداره فلسطین را به سازمان ملل متحد محول کرد.

طرح سازمان ملل برای تجزیه فلسطین
در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷، مجمع عمومی سازمان ملل متحد، با دو سوم رای اکثریت بین‌المللی، طرح سازمان ملل برای تجزیه فلسطین را به تصویب رساند (قطعنامه ۱۸۱ مجمع عمومی سازمان ملل متحد)، این طرح که برای پایان دادن به مناقشه عرب‌ها و اسرائیل (مناقشه عرب و یهودیان) در نظر گرفته شده بود سرزمین فلسطین را به دو کشور یهودی‌نشین و عرب‌نشین تقسیم می‌کرد، و بخش اعظم بیت‌المقدس را که شامل بیت‌اللحم می‌شد تحت کنترل نیروهای بین‌المللی قرار می‌داد. رهبران یهودیان (و از آن جمله آژانس یهودیان)، این طرح را پذیرفتند، اما رهبران عرب فلسطین آن را نپذیرفته و از مذاکره در مورد آن امتناع کردند. کشورهای عرب و مسلمان همسایه فلسطین نیز با طرح تجزیه مخالفت کردند. پس از آنکه کمیته عالی عرب در سال ۱۹۴۷ اعلام شورش در بیت‌المقدس کرد جامعه عرب واکنش خشونت‌آمیزی نشان داده و دست به درگیری زدند که در نتیجه آن بسیاری از ساختمان‌ها و مغازه‌ها در آتش سوختند. با ادامه کشمکش‌های نظامی بین شبه‌نظامیان فلسطینی و یهودی در فلسطین، حق سرپرستی انگلیس بر فلسطین در تاریخ ۱۵ می۱۹۴۸ به پایان رسید در حالیکه یک روز پیش از آن تأسیس کشور اسرائیل اعلام شده بود (رجوع شود به اعلام تأسیس کشور اسرائیل). همسایگان عرب و ارتش‌های آنان (لبنان، سوریه، عراق، مصر، اردن، ارتش جهاد، ارتش آزادی‌بخش عرب و عرب‌های محلی) بلافاصله پس از اعلام استقلال اسرائیل به این کشور حمله کردند، و متعاقب آن جنگ عرب‌ها و اسرائیل در سال ۱۹۴۸ درگرفت. در نتیجه، طرح تجزیه فلسطین هیچگاه عملی نشد.

وضعیت کنونی
پس از وقوع جنگ عرب‌ها و اسرائیل در سال ۱۹۴۸، در موافقت‌نامه‌های آتش‌بس موقت مابین اسرائیل و کشورهای عرب همسایه آن هیچگاه از فلسطین به عنوان یک سرزمین مجزا نامی برده نشد. در این موافقت‌نامه‌ها فلسطین بین اسرائیل، مصر، سوریه و اردن تقسیم شد.



كشورهایی كه فلسطین را به رسمیت شناخته اند.

اسرائیل علاوه بر مناطقی که سازمان ملل متحد تقسیم‌بندی کرده بود ۲۶ درصد از سرزمین‌های تحت قیمومت در غرب رود اردن را نیز تصرف کرد. اردن نیز ۲۱ درصد از سرزمین‌های تحت قیمومت را تصرف و به خاک خود ضمیمه کرد. بیت‌المقدس به دو بخش تقسیم شد، و اردن بخش‌های شرقی از جمله شهر باستانی را در اختیار گرفته، و اسرائیل بخش غربی را در اختیار گرفت. مصر نیز باریکه غزه را در اختیار گرفت.

برای شرح جابجایی وسیع جمعیتی عرب و یهودیان در جریان جنگ ۱۹۴۸ و در طول دهه‌های بعدی رجوع شود به مهاجرت در فلسطین و مهاجرت یهودیان از سرزمین‌های عرب.

از دهه ۱۹۶۰ به بعد، اصطلاح «فلسطین» مرتبا در بافت‌های سیاسی به کار گرفته می‌شد. اعلامیه‌های مختلف، همچون اعلام تشکیل کشور مستقل فلسطین در سال ۱۹۸۸ توسط سازمان آزادی‌بخش فلسطین به کشوری که فلسطین نامیده می‌شد اشاره می‌کرد، و مرزهای آن را با درجات مختلف وضوح تعریف کرده، و از جمله خواستار ضمیمه شدن کل کشور اسرائیل به فلسطین شد. اخیرا، پیش‌نویس قانون اساسی فلسطین بر اساس کرانه باختری و باریکه غزه پیش از ۱۹۶۷ (جنگ شش روزه) مرزهای فلسطین را تعیین کرده‌است. این خط سبز (اسرائیل) بر اساس موافقت‌نامه خط آتش‌بس موقت۱۹۴۹ تعیین شده؛ و مذاکرات مربوط به تعیین مرزهای دائمی هنوز انجام نشده‌است. علاوه بر این، از سال ۱۹۹۴، تشکیلات خودگردان فلسطین کنترل بخش‌های مختلف فلسطین باستانی را در اختیار گرفته‌است.


نقشه فلسطین و مناطق اشغالی

خاستگاه و سیر تحول مسئله فلسطین: ۱۹۸۸-۱۹۱۷
مسئله فلسطین اندکی پس از پایان جنگ جهانی دوم در سازمان ملل متحد مطرح شد.

اما ریشه مسئله فلسطین به عنوان یک مسئله بین‌المللی، در رودیدادهایی نهفته‌است که تا پایان جنگ جهانی اول رخ داد. این رویدادها منجر شد جامعه ملل فلسطین را به موجب سیستم قیمومت که به تصویب جامعه ملل رسیده بود تحت سرپرستی بریتانیا قرار دهد. در اصل، این سرپرستی قرار بود به صورت موقت و تا زمانی ادامه یابد که فلسطین به استقلال کامل دست می‌یابد، وضعیتی که در منشور جامعه ملل به رسمیت شناخته شده بود، اما در حقیقت سیر تحول تاریخی این قیمومت منجر به شکل‌گیری فلسطین به عنوان یک کشور مستقل نشد.

به رغم آنچه که در منشور جامعه ملل آمده بود و خواستار توجه به خواسته‌های عرب‌ها و یهودیان فلسطین در اعطای حکم قیمومت شده بود اما تصمیم اعطای قیمومت خواسته‌های مردم فلسطین را مدنظر قرار نداد. این امر اهمیت بسیاری یافت چرا که دولت انگلیس تقریبا پنج سال پیش از دریافت حکم قیمومت فلسطین از جامعه ملل به سازمان صهیونیست‌ها تعهد داده بود سرزمین ملی یهودیان را در فلسطین تأسیس کند، چرا که رهبران صهیونیست‌ها با ارائه شواهد تاریخی مدعی بودند اجدادشان دو هزار سال پیش از پراکندگی یهودیان در فلسطین می‌زیسته‌اند.

در طول دوره قیمومت انگلیس بر فلسطین، سازمان صهیونیست‌ها تلاش می‌کرد شرایط تأسیس سرزمین ملی یهودیان را در فلسطین فراهم کرده و مقدماتی ایجاد کند تا یهودیان و عرب‌ها بتوانند در کنار هم در این منطقه زندگی کنند. عرب‌های فلسطین احساس می‌کردند که این طرح منجر به نقض حقوق آنان خواهد شد. آنان همچنین معتقد بودند این امر منجر به نقض تضمیناتی می‌شود که متحدین در قبال حمایت عرب از آنان در جریان جنگ جهانی در مورد استقلال به رهبران عرب‌ها داده بودند. نتیجه این امر مخالفت فزاینده عرب‌ها با اعطای قیمومت فلسطین و متعاقب آن توسل عرب‌ها به خشونت علیه یهودیان شد.

تحلیل ژنتیکی جمعیت منطقه
بر اساس بررسی‌های ژنتیکی، جمعیت یهود و فلسطینی از لحاظ ژنتیکی تداخل دارند. مسلمانان فلسطینی دارای عوامل ژنتیکی‌ای هستند که در جمعیت شبه‌جزیره عرب یافت می‌شوند و در مورد یهودی‌ها بسیار نادر هستند. یهودیان اشکنازی نیز دارای عوامل ژنتیکی‌ای هستند که در افراد اروپایی دیده می‌شوند و وجود چنین عواملی در عرب‌ها بسیار کم است.

دانشمندان علوم ژنتیک توافق دارند که در افراد خاورمیانه در زمان‌های پیش از تاریخ تداخل ژنتیکی بوده‌است. نبل در سال ۲۰۰۰ با انجام بررسی کروموزوم-haplotype Y برای بررسی نژادی یهودیان و مسلمانان فلسطینی عنوان کرد «ژن مشترک برای قسمت عمده‌ای از کروموزوم‌های Y وجود دارد که نشان­دهندهٔ اجداد مشترک می‌باشد». دو مدل هاپلوتایپ که تشکیل دهندهٔ کلاید مسلمانان فلسطینی بود در میان یهودیان نیز وجود داشت که «نشاندهندهٔ انحراف و یا تداخل از سایر افراد» می‌باشد. نبل عنوان کرد که این یافته هماهنگ با شواهد تاریخی‌ای است که عنوان می‌کند که «بخشی و یا کل عرب‌های مسلمان در این کشور از نوادگان ساکنین محلی، عمدتا مسیحی و یهودی، هستند که پس از پیروزی اسلام در قرن هفت بعد از میلاد به اسلام روی آوردند. این ساکنین محلی در واقع از نسل جمعیت اصلی‌ای که چندین قرن و حتی در دوره‌های پیش از تاریخ در این منطقه می‌زیسته‌اند هستند.»

یک بررسی دیگر توسط همین گروه با هدف مشخص کردن ارتباط ژنی میان سه جامعهٔ یهودی (اشکنازی، سفاردی و کردی) دو گروه هالپوتایپ کروموزوم YEu۹ و Eu۱۰ را به عنوان نشان­دهندهٔ قسمت عمدهٔ نژاد خاورمیانه شرح داد. چنین به نظر می‌رسد که Eu۹ مربوط به شمال ترکیه وEu۱۰ مربوط به جنوب آن می‌باشد. در کردهای مسلمان و یهود Eu۹ زیاد است، اما Eu۱۰ که در مسلمانان فلسطینی زیاد است در بین این افراد کم است. این بررسی نشان داد که کروموزوم‌های Y در عرب‌های مسلمان و عرب بادیه نشین نشاندهندهٔ ارتباطات نژادی با ساکنان جدید منطقه و ارتباطات نژادی دیگر با سایر افراد می‌باشد. ارتباطات نژادی اولیه در واقع بخشی از کروموزوم مشترک با یهودی‌ها می‌باشد. طبق طرح ما، مهاجرت‌های اخیر همانطوریکه از کروموزوم Eu ۱۰ ویژهٔ عرب‌ها که شامل مدل‌های هاپلوتایپ مشاهده شده در فلسطینی‌ها و عرب‌های بادیه­نشین مشهود است، اغلب از شبه‌جزیرهٔ عرب بوده‌است. این بررسی نشان می‌دهد که کروموزوم‌های Y یهودی‌ها بخش مهمی از عوامل ژنتیکی منطقه را شامل می‌شود و خصوصاً یهودی‌ها ارتباط ژنتیکی زیادی با افراد ساکن در شمال ترکیه داشته‌اند..

در سال ۱۹۰۲، سیر جمز فریزر در کتابش بنام شاخهٔ طلایی که درباره نظریهٔ وی در مورد ریشه‌های مذهب می‌باشد، عنوان کرد که اکثر عرب‌های فلسطین از تبار مردم یبوسی و کنعانی هستند:

«ساکنان عرب زبان فلسطین از نژاد قبیله‌هایی هستند که پیش از حملهٔ اسرائیل در منطقه سکنا گزیدند. آن‌ها هنوز به این سرزمین پای‌بند هستند. آن‌ها هرگز این سرزمین را ترک نکرده و از آن دل نکندند.»

برخی ژنتیک‌دانان با فریزر موافق هستند. آرنایز-ویلنا و سایرین (۲۰۰۱) فایل ژنتیکی فلسطینی‌ها را با سایر افراد مدیترانه‌ای مقایسه کردند و عنوان کردند که «ریشهٔ فلسطیی‌ها و ارتباط ژنتیکی آن‌ها با سایر جمعیت‌های مدیترانه‌ای، نشان می‌دهد که هم یهودی‌ها و هم فلسطینی‌ها از نژاد کنعان باستان که در دوره‌های کهن با مصری‌ها، ساکنان آنتالیا و بین‌النهرین آمیخته شده می‌باشند».

با این وجود نتایج این بررسی نشان می‌دهد که فلسطینی‌ها از لحاظ ژنتیکی با مصری‌ها، لبنانی‌ها، ایرانی‌ها، کرتان، مقدونیه‌ای‌ها، ساردنی‌ها، ترک‌ها، ارمنی‌ها و همچنین الجزایری‌ها، اسپانیایی‌ها، فرانسوی، ایتالیایی و بایسکی‌ها ارتباطاتی دارند. بنابراین این شرایط نمی‌تواند پاسخگویی مسئلهٔ مهاجرت باشد.

آرنایز-ویلنا بعدها از هیات سردبیری مجله اخراج شد و این مقاله نیز برداشته شد. مقامات این مجله عنوان کردند که این مفاله سیاسی بوده و در آن اظهاراتی نامناسب در مورد اختلافات فلسطین و اسرائیل به کار رفته‌است.

مسئلهٔ مهاجرت دیرهنگام عرب به فلسطین
در مورد این مسئله که آیا مهاجرت عرب‌ها به فلسطین بعد از سکونت یهودی‌ها در آنجا در اواخر قرن ۱۹ اتفاق افتاده بحث‌ها و اختلافات بسیاری وجود دارد.

یوزیل شملز که یک جمعیت‌شناس است در بررسی‌های خود از اسناد ثبت‌شدهٔ عثمانی در مورد جمعیت اورشلیم و حبرون در سال ۱۹۰۵ متوجه شد که اغلب شهروندان عثمانی ساکن در این مناطق، که تشکیل دهندهٔ یک سوم از جمعیت فلسطین بودند درهمان محل تولد خود زندگی می‌کردند. خصوصاً در مورد مسلمانان، ۱/۹۳٪ در همان محل تولد خود در فلسطین ساکن بودند و ۲/۵٪ از آن‌ها که متولد بخش‌های مختلف فلسطین بودند در سایر مناطق غیر از زادگاه خود در فلسطین ساکن بودند و محل تولد ۶/۱٪ خارج از فلسطین بوده‌است. خصوصا در مورد مسلمانان، ۱/۹۳٫۴٪ در همان محل تولد خود در فلسطین ساکن بودند و ۲/۵٪ از آن‌ها که متولد بخش‌های مختلف فلسطین بودند در سایر مناطق غیر از زادگاه خود در فلسطین ساکن بودند و محل تولد ۶/۱٪ خارج از فلسطین بوده‌است. در مورد یهودی‌ها (به استثنای افرادی که جزء شهروندان عثمانی نبوده‌اند) ۵۹٪ در همان محل تولد خود در فلسطین ساکن بودند و ۹/۱٪ از آن‌ها که متولد بخش‌های مختلف فلسطین بودند در سایر مناطق غیر از زادگاه خود در فلسطین ساکن بودند ومحل تولد بیش از ۳۹٪ از آن‌ها خارج از فلسطین بوده ­است.

پروفسور جوزف کیکاسولا در امور بین‌المللی در مورد جمعیت پراکندهٔ فلسطین پیش از مهاجرت صحبت می‌کند. یکی از دلایل این وضعیت می‌تواند کمبود نفت در این منطقه باشد. وی همچنین به وجود باتلاق‌های زیاد در این ناحیه و مالاریا اشاره می‌کند. مورخان عنوان کرده‌اند که ساکنین صهیونیستی باتلاق‌ها را خشک کرده و مالاریا را از منطقه دور کرده‌اند.

یک اقتصاددان آمریکایی Gottheil بر این باور است که مهاجرت عظیم عرب‌ها به فلسطین وجود داشته‌است:

دلایل بسیاری برای این باور وجود دارد که در زمان عثمانی و دوره‌های دولت قیم انگلیس مهاجرت عرب‌ها به فلسطین رخ داده‌است.

مهمترین دلیل در این زمینه ارتباط میان اختلاف اقتصادی منطقه‌ای و مهاجرت است که در سطح جهان اتفاق افتاده و مورد پذیرش همگان است. حجم و میزان دقیق مهاجرت عرب به فلسطین و در فلسطین همانگونه که باچی عنوان کرده نامشخص است. ناقص بودن اسناد ثبتی در عثمانی و آمار دوره‌های انگلیس و وجود مهاجرت‌های غیرقانونی و پنهانی در این مدت باعث می‌شود که هرگونه اظهار نظر در این زمینه در واقعی تحلیلی ابداعی باشد. در اغلب موارد افرادی که در زمینه جمعیت‌شناسی فلسطین- و یا تحلیلات جمعیت‌شناسی بر اساس اطلاعات خام- کار کرده‌اند، اذعان کرده‌اند که محدودیت‌های بسیاری در این زمینه وجود دارد و نتایج غیرقطعی هستند.

یهوشوئا پورات بر این باور است که نظریهٔ «مهاجرت عظیم عرب‌ها از کشورهای همسایه» افسانه‌ای است که «نویسندگان صهیونیست» به وجود آورده‌اند. وی می‌نویسد:

همان­طور که نتایج بررسی‌های مورخان و جمعیت‌شناسان جدید فلسطینی نشان می‌دهد، جمعیت عرب در اواسط قرن ۱۹ دوباره رشد کرد. این رشد نتیجهٔ عامل جدیدی بود: انقلاب جمعیتی. تا دههٔ ۱۸۵۰ هیچ گونه افزایش طبیعی در جمعیت نبود، اما پیدایش روش‌های درمانی نوین و تأسیس بیمارستان‌های مدرن توسط مقامات عثمانی و خارجیان مسیحی این وضعیت را تغییر داد. تعداد تولدها ثابت بود، اما مرگ و میر نوزادان کاهش یافت. این شرایط دلیل اصلی رشد جمعیت عرب بود. شکی نیست که کارگران مهاجر از سوریه و اردن به فلسطین آمده و آنجا ساکن شدند. اما در این مورد بحث نشده که قطعا مهاجرت معکوس هم بوده‌است. بطور مثال در حبرون رسم شده بود که افراد برای تحصیل و کار به قاهره بروند، که در نتیجه گروهی از جمعیت حبرون از قرن ۱۵بطور دائم در قاهره زندگی می‌کردند. نیروی کار غیرماهر از اردن و اطراف به فلسطین می‌آمدند، اما در عوض پیش از ۱۹۴۸ بسیاری از فلسطینیان تحصیل کرده که کاری در فلسطین نیافتند جذب اردن شدند. از لحاظ جمعیت‌شناسی، این انتقالات جمعیتی در مقایسه با عامل طبیعی افزایش جمعیت کمرنگ و کم‌تاثیر هستند.

دانیل پایپس در پاسخ عنوان کرد که مسئلهٔ «مهاجرت عظیم عرب‌ها از کشورهای همسایه» در نیمهٔ اول قرن بیست مطرح شده و آمار و بررسی‌های جمعیت‌شناختی که مورد قبول همگان شامل پروفسور پورات است، آن را تأیید می‌کند.

وضعیت جمعیتی فعلی
بر اساس آمار ادارهٔ آمار مرکزی اسرائیل، درماه می‌سال ۲۰۰۶، جمعیت اسرائیل برابر با ۷ میلیون نفر بود که ۷۷٪ یهودی، ۵/۱۸٪ عرب و ۳/۴٪ از سایر ریشه‌ها بوده‌اند.[۱۰].بر اساس آمار از یهودی‌های اسرائیل ۶۸٪ بومی اسرائیل (متولد اسرائیل)، اغلب نسل دوم و یا سوم از اسرائیلی‌ها هستند و ۱۰٪ از جهان عرب ازآسیا و آفریقا هستند.



طبق آمار فلسطینی‌ها بیش از ۴/۲ میلیون فلسطینی در ساحل غربی زندگی می‌کنند. طبق یک بررسی که در ششمین کنفرانس Herzliya دربارهٔ تراز امنیت ملی اسرائیل ارائه شد،  ۴/۱ میلیون فلسطینی وجود دارد. طبق آمار فلسطینی‌ها بیش از ۴/۱ میلیون فلسطینی دیگر در نوار غزه هستند.

طبق آمار فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها، جمعیت فلسطین بین ۸/۹ تا ۸/۱۰ میلیون نفر است.

طبق آمار اردنی‌ها، حدود ۶ میلیون نفر در اردن زندگی می‌کنند که اکثر آن‌ها فلسطینی هستند، اما درمورد درصد دقیق فلسطینی‌ها اختلاف وجود دارد و بررسی آن چندان مطلوب برخی‌ها نمی‌باشد. طبق تخمین‌ها درصد فلسطینی‌ها بین ۴۵ تا ۹۰٪ می‌باشد.

حکومت خودگردان فلسطین
دولت فلسطین (به عربی: السلطة الوطنیة الفلسطینیة) به معنی حکومت ملی فلسطین عبارتند از یک سازمان اداره موقت که به صورت ظاهری حاکمان بخش‌های کرانه باختری رود اردن و تمام مناطق نوار غزه را بر عهده دارد.

حکومت ملی فلسطین در سال ۱۹۹۴ و متعاقب پیمان مصالحه اسلو بین سازمان آزادی‌بخش فلسطین و اسرائیل و به عنوان یک حکومت انتقالی پنج ساله تأسیس گردید تا در این مدت مذاکرات نهایی دو طرف انجام پذیرد. بر طبق پیمان مصالحه، اختیار کنترل مسائل امنیتی و کشوری مناطق شهر­نشین (که من­بعد با نام «منطقهٔ الف» به آن اشاره می‌شود) و فقط کنترل مسائل کشوری مناطق روستایی (منطقهٔ ب) به حکومت فلسطین تفویض گردید. بقیهٔ مناطق، و از آن­جمله مناطق مسکونی اسرائیل، منطقهٔ درهٔ اردن و جاده­های عبوری بین مناطق فلسطینی­نشین تحت کنترل انحصاری اسرائیل قرار گرفت (منطقه ج) بیت المقدس شرقی از شمول مفاد پیمان­ مستثنی گردید.



نظر اجمالی
مفهوم حکومت فلسطین از پی.ال.او متمایز بوده و این پی.ال.او و نه پی.ان.ای. است که از لحاظ بین المللی شناخته شده‌است و عملاً سازمانی است که نماینده مردم فلسطین بشمار می‌آید. یهودیان فلسطین که محل زندگی آنان خارج از کرانه باختری و شهر غزه، که اکثریت جمعیت مردم فلسطین را در خود جای داده‌است، می‌باشد، از حق رای انتخابات تعیین کننده مناصب پی.ان.ای. محروم هستند.از سال ۱۹۷۴ یک نماینده ناظر تحت نام «فلسطین» در سازمان ملل متحد حضور دارد. پس از سال ۱۹۸۸ اعلام استقلال فلسطین نام نمایندگی پی.ال.او در سازمان ملل متحد به «فلسطین» تغییر یافت. در واقع، این پی.ال.او و نه پی.ان.ای. است که از سال ۱۹۹۸ و بدون حق رای در مباحث مجمع عمومی شرکت جسته و از نظر اسرائیل بعنوان تنها نماینده قانونی مردم فلسطین در مذاکراتی که به پیمان مصالحه اسلو انجامید برسمیت شناخته شده‌است.

پی.ان.ای. (حکومت ملی فلسطین) قبلا کمک‌های مالی قابل ملاحظه‌ای را از اتحادیه اروپا و ایالات متحده دریافت نموده بود (جمعا حدود ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰ دلار در سال ۲۰۰۵)، ولیکن هر دو آنها کمک‌های مستقیم خود را در مورخه ۷ آوریل سال ۲۰۰۶ (و همانگونه که در ژانویه ۲۰۰۶ تهدید کرده بودند) (و به‌دنبال تصمیم ۲۹ مارس سال ۲۰۰۶ کانادا مبنی بر قطع کلیه کمک‌ها) در نتیجه پیروزی حماس در انتخابات پارلمان، بحالت تعلیق در آورد.

فرودگاه بین‌المللی غزه توسط پی.ان.ای. در شهر رفح ساخته شد، ولی فقط زمان کوتاهی قبل از حمله اسرائیل که بواسطه بروز و گسترش انتفاضه الاقصی در سال ۲۰۰۰ اتفاق افتاد، فعالیت داشت. یک بندر دریائی نیز در غزه ساخته شد ولی هیچگاه کامل نگردید.

فعالیت دیگر پی.ای. تشکیل سرویس نظامی متحد الشکل بود که منابع مختلف تعداد افراد تشکیل دهنده آن را از ۴۰۰۰۰ تا ۸۰۰۰۰ نفر تخمین زده‌اند. بعقیده هیرست ۴۰۰۰۰ الی ۵۰۰۰۰ افسر امنیتی بخدمت مشغول هستند. از سوی دیگر گزارشات مطبوعات اسرائیل این تعداد را در حد ۴۰۰۰۰ نفر بیان می‌دارند، ببینید استیو رودان، «دولت: پی.ای. ۱۶۰۰۰ نیروی پلیس بیش از آنچه در پیمان اسلو اجازه داده شده‌است، دارد،» جوروسلام پست (چاپ بین الملل)، ۲ می سال ۱۹۹۸، صفحه ۳. بر طبق گزارش جوروسلام پست، در سپتامبر سال ۱۹۹۶، منابع دفاعی اسرائیل عنوان نمودند که شمار مردان مسلح پی.ای. به ۸۰۰۰۰ نفر رسیده‌است.

بسیاری از فلسطینیان به بازار کسب و کار اسرائیل وابسته هستند. البته در طول دهه ۱۹۹۰، اسرائیل شروع به جایگزینی فلسطینیان با کارکنان خارجی نمود. استفاده از این کارکنان از لحاظ اقتصادی بسیار باصرفه بوده و از جهت کاهش وابستگی به فلسطینی‌ها بعنوان نیروی کاری ارزان و همچنین از منظر مسایل امنیتی، ابزاری مفید تلقی می‌گردید. این امر باعث آسیب دیدگی اقتصاد فلسطین شد، خصوصا در نوار غزه که ۶۰٪ مردم آن بر طبق کتاب واقعیات سازمان سی.آی.ای زیر خط فقر قرار دارند.



ژ"
نظرات() 

فلسطین چگونه اشغال شد؟

تاریخ:شنبه 19 خرداد 1397-04:26 ب.ظ

فلسطین جزء سرزمین­هایی‌ است كه اولین تمدن­های بشری را در خود جای داده و دارای قدمت هزاران ساله است، اماكن مقدس بسیاری از سه دین آسمانی در آن وجود دارد كه اهمیت آن را دو چنان می‌نماید.

تهران- الکوثر:  براساس اسناد تاریخی، اقوام اولیه‌ای كه در نقاط مختلف این سرزمین سكونت داشته‌اند، عبارتنداز: ‌آموریان، آرمیان، كنعانیان و...

بنی اسرائیل بعد از این اقوام و در بعضی نقاط فلسطین زندگی كردند، البته هم زمان با چند قبیله عبری(بنی اسرائیل) ‌اقوام دیگری نیز مانند كلدانی‌ها،‌ آشوری‌ها و... در فلسطین زندگی می‌كردند، بنابراین ادعای آنها مبنی بر حق تاریخی بر سرزمین فلسطین صحیح نمی‌‌باشد.

صهیونیست­ها بیش از یك قرن و نیم پیش برای ایجاد اتحاد بین یهودیان سراسر دنیا حركت خود را آغاز كردند، آن‌ها در ابتدا شعار وطن یهودی در آرژانتین یا یكی از كشورهای آفریقایی (بیشتر اوگاندا مطرح بود) سردادند ولی بعدها این شعار برای همراهی و هماهنگ­تر كردن یهودیان سراسر دنیا (با دادن بار اعتقادی) متوجه فلسطین به عنوان سرزمین موعود! یهود شد.

این سرزمین تا زمان خلیفه دوم در دست رومی‌ها بود كه بوسیله پیمان‌نامه با صلح و آرامش و بدون خون‌ریزی بدست مسلمانان فتح شد و تا آخر دوران عثمانی‌ها جزء قلمرو حكومت‌های اسلامی و منطقه‌ای با اكثریت مسلمان و بدون هیچ مزاحمتی برای سایر ادیان بود.

سئوالی که در اینجا مطرح است این است که چرا صهیونیست ها خاورمیانه را انتخاب کردند؟

دلیل اول اینکه همه ادیان آسمانی که مردم را به توحید دعوت کردند ، پیامبران عظیم الشانی که مبعوث شدند ، به دنیا آمدند و به شهادت رسیدند ، در خاورمیانه قد علم کردند . حساسیت دوم موضوع نفت و انرژی است ، به طوریکه ۷۵% انرژی دنیا از خاورمیانه در حال تردد است .

عامل سوم اینکه خاور میانه قلب جهان اسلام است . این منطقه تراکم مسلمانان دنیا را در خود جای داده است و مسلمانان با توجه به دستورات دینی خود که آن ها را به خود اتکایی از مسیحیان و یهودیان و دوری از تبعیت از آن ها تشویق می کندو برعکس غربی ها مایل به تسلط بر تمام مردم دنیا از جمله مسلمانان بودند ، بنابراین برای تسلط و کنترل هرچه بیشتر مسلملنان به این نتیجه رسیدند که یهودیان را در این منطقه مستقر نمایند.

. عامل چهارم : موقعیت جفرافیایی است . جغرافیای خاورمیانه به گونه ای است که محل تلاقی چند قاره دنیا است در واقع قلب آسیا ، افریقا و اروپا است . نمی توان امروز از اقتدار سخن گفت ولی خاورمیانه را نادیده گرفت .

لذا وضعیت و مراحل اشغال این سرزمین مقدس به چهار مرحله تقسیم می­شود:‌

1. پیش از اشغال انگلیسی­ ها

تعداد یهودیان [در فلسطین] از 56 هزار نفر [یعنی معادل] 8درصد در مقابل 644 هزار فلسطینی، [معادل] 92 درصد تجاوز نمی‌كرد و میزان اراضی آنان هم به 2درصد می­رسید.

نخستین موج مهاجرت یهودیان در سال 1882میلادی(1261هجری شمسی) آغاز شد و تعداد مهاجران تا 1903 میلادی(1272هجری شمسی) به حدود 20 هزار نفر رسید.[در جنگ جهانی اول دولت عثمانی شكست خورده و كشور عثمانی تجزیه شده و بین قدرتهای بزرگ آن دوران، فرانسه و انگلیس تقسیم می‌شود] پس از اشغال فلسطین توسط انگلیس، در آوریل 1917میلادی(1286 هجری شمسی) بالفور ( وزیر امور خارجه انگلیس) وعده ایجاد میهن ملی یهود را در فلسطین به یهودیان وعده داد. 

پس از جنگ جهانی اول در سال 1919 میلادی مقارن با 1218 شمسی با شكست عثمانی و تجزیه این سرزمین پهناور اسلامی سرزمین فلسطین با توطئه انگلیسی‌ها به قیمومیت«سرپرستی» انگلیس در می‌آید.

قیمومیت یعنی اینكه مردم سرزمین آنقدر عقب مانده باشند كه نتوانند خود را اداره كنند،‌ بنابراین كشوری‌كه توانمند است می‌آید و به حساب كمك به آن سرزمین حكومت می‌كند و مردم آن سرزمین را در حكومت داری توانمند می‌كند و سرآخر سرزمین را به مردم همان سرزمین می‌سپارد

انگلیسی‌ها كه صهیونیست­های یهودی در آن نفوذ داشتند، در دوران قیمومیت اقدام به واگذاری زمین­های فلسطین به آژانس یهود كردند، در این بین این آژانس تلاش می‌كرد علاوه بر زمین­هایی كه انگلیسی‌ها به آنها می‌دهند با مسلمانان وارد معامله شوند و زمینهای آنها را خریداری كنند، از آنجا كه علمای وقت به اندیشه شوم این یهودیان پی برده بودند، ضمن آگاه ساختن مسلمانان،‌ حكم ارتداد و كشتن افرادی كه زمینهای خود را به یهودیان می­فروشند صادر كردند. صهیونیست‌ها به ناچار یا با ظاهری مسلمان و یا توسط وكلای مسیحی زمینهایی را از مسلمانان خریداری كردند با این حال تا سال 1948 یعنی 60 سال پیش كه انگلیسی­ها این سرزمین را ترك كرده و به صهیونیست­ها واگذار كردند و آنها اعلامیه استقلال اسرائیل را صادر كردند، نزدیك به 6/6 درصد كل سرزمین فعلی فلسطین را در اختیار داشتند در حالیكه قبل از اشغال فلسطین یهودیان تنها 2 درصد فلسطین را در اختیار داشتند. 

و اما پس از 1948 یك رشته اتفاقاتی رخ می‌دهد كه اسرائیل مناطق بیشتری را در اشغال خود در می‌آورد كه مهمترین آنها جنگ 1948 و 1967 است.

2. صدور قطعنامه سازمان ملل

صدور قطعنامه سازمان ملل متحد در 29/11/1947 در مورد تقسیم فلسطین به دو كشور فلسطینی و یهودی و تجزیه 54 درصد از سرزمین فلسطین.  54 درصد به صهیونیستها تعلق گرفت و مابقی به فلسطینیان.

3. از جنگ 1948 تا جنگ 1967

صهیونیست­ها در روز 15/5/1948، ساعاتی پس از اعلام پایان قیمومیت انگلیس، برپایی دولت خود را اعلام كردند و جنگ بین باندهای تروریستی صهیونیستی و فلسطینیان آغاز شد،ارتش­های عربی به حمایت از ملت فلسطین وارد نبرد با صهیونیست­ها شدند ولی چون آمادگی برای این جنگ نداشتند، شكست خوردند، البته وابستگی این ارتش‌ها به ویژه فرماندهان آن‌ها به استعمار انگلیس نیز در ناكارآمدی آنان بسیار مؤثر بود.

« پس از اعلام موجودیت رژیم اشغالگر قدس و توسط بن گوریون، اولین جنگی كه این رژیم علیه فلسطین و كشورهای عربی منطقه به راه انداخت به جنگ 1948 معروف است. در طی این جنگ صهیونیستها 78 درصد كل خاك فلسطین را به اشغال خود در آوردند. در اثر این جنگ، نخستین مرحله آوارگی بزرگ مسلمانان فلسطین به وقوع پیوست. طی آن حدود یك میلیون فلسطینی از مجموع یك میلیون و نهصد هزار فلسطینی در آنزمان آواره شدند. حدود 200000 تن از مسلمانان فلسطین به نوار غزه مهاجرت كردند و 496000 تن به اردن و 100000 تن به لبنان و 85000 تن به سوریه و 20000 تن به مصر و عراق كوچ كردند»، «در سالهای 1953 و 1950 کنست رژیم صهیونیستی قوانینی را مبنی بر مصادره اراضی فلسطینی ها به تصویب رساند.»

هنگام شروع جنگ 1948 تعداد فلسطینیان به 000/056/2 در مقابل 000/650 یهودی می­رسید. بخش اعظم افزایش جمعیت یهودی در اثر مهاجرت‌های مورد حمایت نیروهای اشغالگر انگلیسی بوده‌‌است. یهودیان كه تنها 66/5 درصد از اراضی فلسطین را در اختیار داشتند، در طول دوره قیمومیت انگلیس، ‌بر 11 درصد از سرزمین و از جمله 191 روستا و 7 شهر با زور مستولی شدند. سرانجام با اشغال تقریباً 4/3 (سه چهارم) خاك فلسطین در جنگ 1948، نیمی از فلسطینیان از سرزمین و خانه و كاشانه خود رانده شدند و به صورت آوارگان در اردوگاه­ها به حیات خود ادامه دادند.

4. پس از جنگ 1967م (1346ش) اعراب و اسرائیل معروف به جنگ شش روزه

صهیونیست­ها در جنگ ژوئن 1967م با قیمانده فلسطین را همراه با شبه جزیره سینای مصر و ارتفاعات جولان سوریه به اشغال خود درآوردند. مجموع سرزمین­های عربی زیر سلطه صهیونیست‌ها به 89359 كیلومتر مربع یعنی چهار برابر زمینهای اشغال شده پیش از جنگ 1967م رسید. پیش از جنگ، فلسطینی­ها 25/2میلیون نفر یعنی 70 درصد از جمعیت را در مقابل 30 درصد یهودیان- كه این درصد در اثر مهاجرت یهودیان از سراسر دنیا بود- تشكیل می­دادند. در طول این جنگ بیش از 410 هزار فلسطینی آواره شدند.اسكان صهیونیست‌ها در كرانه باختری و نوار غزه با احداث نخستین شهرك به نام كفر عتصیون در كرانه باختری در 25/11/67 آغاز شد و تنها در سال اول اشغال، 14 شهرك احداث و 12270 مهاجر یهودی در آن­ها اسكان یافتند.

5. آخرین جنگ اعراب و اسرائیل و آغاز روند سازش

انور سادات، رئیس ­جمهور مصر اولین دولتمرد عربی بود كه پس از جنگ 1973م[13][10] (1352هـ .ش) اعراب و اسرائیل معروف به جنگ رمضان با اسرائیل سازش كرد و آن­ را به رسمیت شناخت و با عقد قرارداد سازش (كمپ دیوید) با این رژیم، موجبات یاس و ناامیدی امت عربی را در مبارزه با اسرائیل و آزادسازی فلسطین فراهم كرد. حضرت امام(ره) بارها این حركت خائنانه به آرمان فلسطین و امت اسلامی را تقبیح كردند. ایشان در موضع خود نسبت به صلح انورسادات فرمودند: «من جداً اقدامات انورسادات ( توافقات كمپ دیوید) را محكوم می‌كنم، سادات با قبول صلح با اسرائیل وابستگی خود را به دولت استعمارگر آمریكا آشكارتر نمود و ملت مصر باید دست این خیانتكار _انورسادات_ را از كشور خود قطع كند و ننگ سرسپردگی به آمریكا و صهیونیسم را از ملت بزداید

نقش ایران چه تأثیری در حركت و پیروزی­های ملت فلسطین داشته است؟

بی­ تردید انقلاب اسلامی ایران نه تنها در انقلاب اسلامی مردم فلسطین نقش بسزایی داشته، بلکه نقش محوری در بیداری و هوشیاری جهان اسلام نیز داشته است. انقلاب اسلامی ایران تبدیل به الگویی برای اسلام‌خواهی، استكبارستیزی و آرمان تشکیل حکومت اسلامی در بین ملت‌های اسلامی شده به گونه‌ای که اردوگاه غرب و سران غیر مردم­سالار عرب را به چالش و واکنش کشانده‌است. آن‌ها به خوبی دریافتند که بیداری جهان اسلام با این همه پتانسیل به ضرر غرب و استمرار حکومت سران غیر مردم سالار عرب خواهد بود. انقلاب اسلامی تأثیر عمیقی برملت مسلمان فلسطین در زمینه بازگشت به آموزه­ های دین، امیدوار شدن به توانایی­های خود، الگو قرار دادن نظام اسلامی توسط مبارزان فلسطینی، قرار دادن مسجد به عنوان پایگاه اصلی مبارزه با دشمنان، سامان دادن وحدت بر محور اسلام و شكل­گیری گروههای جهادی (چون حماس و جهاد اسلامی) به جای گذاشته است كه انتفاضه، محصول تأثیرپذیری مبارزات ملت فلسطین از انقلاب اسلامی است. مدیریت بحران فلسطین تا مدت مدیدی به دست دولت‌های عربی و رهبران سازمان‌های چریکی فلسطینی قرار داشته است ولی آن‌ها نتوانسته­اند در معادله موجود تغییری پدید آورند. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و رهنمود حضرت امام خمینی(ره)که از دریچه مقاومت اسلامی و سازش ناپذیری با اسرائیل به مساله فلسطین می­نگریست، تحولات بسیاری در این مسئله بوجود آمد. پیروزی جنبش حزب­الله در لبنان مرهون اندیشه امام خمینی (ره) است. به گفته سید حسن نصرالله پایه اساس ایده مقاومتی كه در این كشور شروع شد و به حركت درآمد در عمق، قدرت، فعالیت و جدیت خود به امام خمینی (ره) بر می­گردد و اوست كه همه این ابعاد را به مقاومت بخشید و عقب­نشینی بدون قید و شرط رژیم صهیونیستی در سال 2000 از این کشور، یکی از مهمترین پیروزی­های آن‌ها بر رژیم صهیونیستی است که توسط اسلام­گرایان بدست آمد. عقب­نشینی اسرائیل از نوار غزه در سال 2005 نیز مدیون جریان مقاومت اسلامی فلسطین است که در اقدام بعدی با پیروزی در انتخابات، زمام امور دولت را در دست گرفت و مشروعیت انتخاباتی را در كنار مشروعیت انقلابی از آن خود ساخت. این تحولات عمدتاً مدیون تفکر امام خمینی(ره) است که اندیشه اسلام انقلابی و مبارزه را اساس حرکت برای آزدسازی فلسطین قرار داد و جریان مقاومت اسلامی را در منطقه گسترش داد. رهبر شهیدجنبش جهاد اسلامی دکتر فتحی شقاقی در رابطه با نقش انقلاب ایران و تأثیر آن بر مبارزات مردم فلسطین گفته است:« هیچ چیز به اندازه انقلاب امام خمینی(ره) نتوانست ملت فلسطین را به هیجان آورد و احساسات آن­ها را برانگیزد و امید را در دل­هایشان زنده كند. با پیروزی انقلاب ­اسلامی ما به خود آمدیم و دریافتیم كه آمریكا و اسرائیل نیز قابل شكست هستند، ما فهمیدیم كه با الهام از دین اسلام می­توانیم معجزه كنیم و از این رو ملت مجاهدمان در فلسطین، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را به دیده تقدیر می­نگرند و امام خمینی(ره) را از رهبران جاوید تاریخ اسلام می­دانند.




ژ"
نظرات() 

دکتر میر آرمان واعظی فرزند آستارا كاندیدا مطرح دوره یازدهم مجلس - حوزه انتخابیه آستارا

تاریخ:دوشنبه 14 خرداد 1397-09:25 ب.ظ

دکتر میر آرمان واعظی مدیر کل شیلات استان اردبیل فرزند آستار نخبه علمی كشور و افتخار آستارا

كاندیدا مطرح دوره یازدهم مجلس - حوزه انتخابیه آستارا

مصاحبه  اخبار انتخابات آستارا با دکتر میر آرمان واعظی  مدیر کل شیلات استان اردبیل فرزند آستارا 

1-                بیوگرافی (از تولد تا دانشگاه)

اینجانب میر آرمان واعظی  فرزند میرمقصود(مرحوم میر مهدی واعظی پدر بزرگ)در سال 1348 در شهرستان مرزی آستارا متولد شده ام خانواده پدری اصالتا آستارایی و خانواده مادری ( مرحوم علی عباس نصیرزاده پدر بزرگ مادری) نیز اصالتا از آستارا می باشند و پدر و مادر نیز معلم بوده و هم اکنون بازنشسته می باشند. دوره ابتدایی در مدرسه منوچهری ؛دوره راهنمایی مدرسه توحید و دوره دبیرستان را در دبیرستان حکیم نظامی و در رشته علوم تجربی در آستارا تحصیل نموده ام.كارمند رسمی وزارت جهاد كشاورزی با 20 سال سابقه كاری و دارای مدرك كارشناسی ارشد رشته مهندسی منابع طبیعی شیلات بوده و مدرک کارشناسی خود را در دانشگاه تهران در رشته مهندسی منابع طبیعی با گرایش شیلات و محیط زیست کسب نموده ام و هم اکنون در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری در مقطع دکتری تخصصی Ph.D مجموعه شیلات گرایش تکثیر و پرورش آبزیان مشغول ادامه تحصیل می باشم(درس با معدل الف تمام شده در حال تدوین پایان نامه می باشم و تابستان 96 از پایان نامه دفاع خواهم نمود) ودر سطوح مختلف كارشناسی سازمان جهاد کشاورزی وشیلات انجام وظیفه نموده ام كه هم اكنون به عنوان مدیركل شیلات استان اردبیل(از تاریخ 28/1/92 )مشغول به خدمت به نظام مقدس  جمهوری اسلامی می باشم (از مورخه 23/7/86 به عنوان مدیر شیلات استان اردبیل). در سالهای 77و 78 به عنوان كارشناس طرح مروج در اداره كل شیلات استان گیلان (بندر انزلی )مشغول به خدمت بوده واز سال 80 به بعد در مدیریت شیلات وآبزیان استان اردبیل و از سال 83 سازمان جهاد کشاورزی و در مدیریت شیلات خدمت نموده،( از تاریخ 28/1/92 اداره كل شیلات اردبیل) بعنوان مدیر کل شیلات استان اردبیل در حال انجام خدمت می باشم

2- چطور شد به اردبیل رفتید و ماندگار شدید؟؟

طی سالهای 77 و 78 در اداره کل شیلات گیلان بعنوان کارشناس طرح مروج کار می کردم و به مزارع پرورش ماهیان گرم آبی از انزلی تا آستارا سرکشی مینمودم و طی آزمون استخدامی سال 79  بعنوان نفر اول در اردبیل پذیرفته شدم و رتبه کشوریم در آزمون استخدامی سوم بود(شیلات گیلان سهمیه جذب نداشت) و بعد از رفتن به اردبیل و بدلیل داشتن شرایط کاری مناسب در اردبیل ماندگار شدم.

 

 -            کار کردن در اردبیل چه فرقی با گیلان دارد؟

به نظر من فرق چندانی ندارد و افرادی موفق هستند که در هر دو استان فقط به فکر کار کردن باشند و به ملت عزیزمان خدمت نمایند و بدور از هر گونه حاشیه پردازی به فکر خدمت به مردم و ایجاد اشتغال باشند ولی در مجموع می توان گفت که هر استانی شرایط خاص خود را دارد.

3-    بخشی ار اقدامات انجام داده در استان اردبیل؟

-من از سال 86 بعنوان مدیر شیلات استان اردبیل مشغول بکار شدم تولید آبزیان استان 1562تن در سال 85 بود  و طی فعالیتهای انجام شده در دوران مدیریت اینجانب تولید در سال 94 به 8008 تن انواع ماهیان سرد آبی و گرم آبی رسید و طی سال 95 به بیش از 9000 تن خواهد رسید به طوری که بیش از 460 مزرعه پرورش ماهی در استان فعال است.

-ارتقای شیلات استان از مدیریت به اداره کل در سال 92 و ایجاد 10 اداره شیلات در شهرهای استان.

-تولید 30 میلیون تخم سبز ماهی قزل آلا در استان

-تولید20 میلیون تخم چشم زده قزل آلا در استان

-تولید7 میلیون بچه ماهی سرد آبی در استان که علاوه بر تامین نیاز استان  به چندین استان دیگر صادر میشود

-تولید بیش از 1.5 میلیون ماهی زینتی در استان

-آموزش بیش از 1500 نفر روز از علاقمندان و پرورش دهندگان ماهی در استان به صورت رایگان

-ارتقای فرهنگ مصرف از 0.9 کیلوگرم در سال 80 به 9.7 کیلوگرم در سال 94 به طوری که در بین استانهای غیر ساحلی دارای رتبه سوم می باشیم

-راه اندازی برنامه مستقل تلویزیونی بعنوان سو هدیه سی

-توسعه پرورش گونه های جدید شامل ماهی سفید،ماهیان خاویاری،شاه میگوی آب شیرین،ماهی سوف،میگوی بزرگ آب شیرینو ماهی سیم.

-پرورش ماهی در قفس در سدهای استان

-برگزاری جشنواره طبخ آبزیان در شهرهای استان که استقبال بسیار خوبی از این جشنواره توسط مردم صورت می گیرد

-رفع موانع تولید با برگزاری جلسات متعدد در استانداری

-نظارت بر بازار آبزیان و جلوگیری از عرضه خاویارهای تقلبی

-حمایت ازایجاد کارخانه کنسرو سازی ماهی به طوری که یکی از برند های مشهور کنسرو  ماهیان تن در اردبیل مشغول به فعالیت می باشد

 

4- شرایط فعلی آستارادر شیلات؟

در آستارا شیلات شامل دو بخش صیادی و آبزی پروری هست.در بخش صیادی که شامل تعاونی های پره می باشد مشکلات زیادی وجود دارد که صید غیر مجاز نیز به آن اضافه میشود و مراجعات زیادی به من در این مورد می شود و سعی می کنم با همکاری دوستان در شیلات گیلان به آن رسیدگی نمایم. در مورد آبزی پروری به تعداد کمی مزرعه پرورش ماهی خاویاری و سرد آبی داریم که با توجه به اینکه اینجانب عضو نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی در گیلان و شهر آستارا می باشم خیلی با این عزیزان در ارتباط می باشم و می توان گفت که در آستارا باید در این زمینه کارهای زیادی صورت بگیرد و می توان گفت آبزی پروری در آستارا ظرفیت مغفول شهرستان می باشد.

5- راه های استفاده بهینه از شرایط خاص آستارا چه در شیلات و چه در اقتصادی؟

در آستارا می بایست طرح جامع آبزی پروری تدوین گردد که در این مورد حاضرم تجربیاتم را در اختیار شهرستان قرار بدهم.از نظر اقتصادی می توان گفت آستارا در وضعیت خوبی قرار ندارد و سرمایه گذاری مناسبی در شهر صورت نگرفته که می بایست با روشهای جدید سرمایه گذاری و جلب سرمایه گذار در تمامی بخش ها بالاخص کشاورزی و صنایع تبدیلی آن  ، ایجاد کارخانه های صنعتی و تولیدی ،گردشگری به صورت مدرن،

آبزی پروری مدرن و مکانیزه،ایجاد بازارهای بزرگ با تکنولوژی روز،استفاده از صنعت دریا نوردی جهت ماندگاری گردشگر(همانند کارهایی که در قشم یا کیش انجام شده)،ساماندهی به وضعیت گمرک شهر طبق استانداردهای بین المللی

 

6- چه چیزی را حلقه مفقود ه در آستارا می دانید؟

سرمایه گذاری مناسب داخلی و خارجی برای ایجاد اشتغال.

 

7- نمی خواهید به گیلان بیاید؟

اینجانب بعنوان سرباز نظام مقدس جمهوری اسلامی در هر استان کشور که به من تکلیف شود خدمت خواهم نمود استان گیلان هم با توجه به بومی بودن اینجانب جایگاه خاصی در قلب من دارد.

8- هر کلمه را با یک یا دو کلمه توصیف کنید

آستارا قلب من

لب مرز خانه من

مولیش شهروند آستارا

ازون برون ماهی در حال انقراض

ایران 91 پلاک خودرو اردبیل

دریای خزر بزرگترین دریاچه دنیا

فرضپور ماچیانی  نماینده دو دوره

دلق پوش از مفاخر آستارا

داداشی نماینده دور دهم

فرماندار سیروس شفقی

منطقه آزاد راه توسعه استارا

استیل پتانسیل بالقوه

ادامه سوالات:

مشغولیت شما در ساعات غیر اداری؟

البته  اگر بدلیل مشغولیت زیاد کاری حتی بعد از وقت اداری در صورت بودن فرصت به تدریس در دانشگاه،مطالعه و ورزش می پردازم.

چه ورزشی انجام میدین؟

پیاده روی و بدنسازی

چقدر نشریه می خونین؟

هر روز روزنامه و نشریات محلی اردبیل و بالاخص نشریات آستارا را به صورت کا مل می خوانم.

رابطه شما با خبرنگاران؟

خیلی خوب است و علاوه بر نشریات،برنامه تلویزیونی و رادیویی این رابطه بصورت خیلی خوبی برقرار است.

آرمان واعظی در یک جمله؟

فردی که فقط به کار و ایجاد اشتغال فکر می کند و از هر گونه حاشیه اجتناب میکند .

مکان نوستالژیک در آستار؟

ساحل دریا در خیابان شریعتی

یک خاطره از جاده آستارا به اردبیل؟

یک بار در پاییزسال 91 با خانواده از گردنه حیران به سمت آستارا  در حرکت بودیم و هوا تاریک بود و باران می بارید خودرویی از عقب مرتب در حالی که سبقت ممنوع بودچرغ می زد من هم کمی خودرو خود را کنار کشیدم بعد خودرو پشت سری رد شد که یک نیسان آبی بود بدلیل لغزندگی جاده و پیچ خطرناک جلویی متاسفانه راننده نتوانست خودرو را کنترل کند و با سرعت بالایی در دره سقوط کرد و تمامی سرنشینان خودرو جان خود را از دست دادند.از تمامی هموطنان خواهشمندم آهسته و با رعایت قوانین رانندگی نمایند تا ما شاهد چنین صحنه های دردناکی نباشیم.

شما تدریس می کنید؟

دارای سابقه تدریس در دانشگاه های دولتی محقق اردبیلی و علمی كاربردی و آزاد و غیر انتفاعی سبلان در رشته های شیلات ؛محیط زیست،دامپروری وصنایع چوب می باشم كه شامل دروس ذیل می باشد 

-       تكثیر و پرورش ماهیان گرم آبی

-       تكثیر و پرورش ماهیان سرد آبی

-       تكثیر و پرورش صدف و میگو

-       تكثیر وپرورش ماهی در قفس های دریایی و آببندان ها

-       تكثیر و پرورش ماهیان زینتی

-       لیمنولوژی

-       ماهی شناسی عمومی وسیستماتیك

-       مدیریت منابع آبهای داخلی

-       اصول تكثیر و پرورش آبزیا ن

-       آشنایی با شیلات و آبزیان

 

رابطه تان با فضای مجازی؟

در این قسمت یک وبلاگ با نام خودم دارم و مطالب علمی در مورد شیلات و محیط زیست در آن قرار می دهم.و کلا اعتقاددارم فضای مجازی خوب است اما باید در مورد استفاده از آن باید آموزش لازم را به مردم داد تا مشکلات بعدی پیش نیاید.

سخن آخر

از تمامی معلمین و دبیران در آستارا که برای اینجانب زحمت کشیده اند تشکر می نمایم.

از کلیه مردم شریف استارا که اینجانب را مورد لطف وتفقد قرار می دهند تشکر می نمایم.

درود می فرستم خدمت ارواح طیبه تمامی شهدا که اگر آنها نبودند ما اکنون در امنیت و آسایش نبودیم.

از نشریه شما هم که این فرصت رابه من داد تا با همشهریان محترم ارتباطی صمیمانه برقرار نمایم تشکر می نمایم.

 

پیروز و سر بلند باشید

Image resultImage resultImage result



Image resulthttp://s3.picofile.com/file/8214572250/DSCF3224.JPGImage result






ژ"
نظرات() 

كاندیدای مطرح دوره یازدهم مجلس - حوزه انتخابیه بندر آستارا

تاریخ:دوشنبه 14 خرداد 1397-09:10 ب.ظ

كاندیدای مطرح دوره یازدهم  مجلس - حوزه انتخابیه بندر آستارا
1- دكتر میر آرمان واعظی  (فرزند آستارا )  مدیر كل شیلات اردبیل  نخبه علمی كشور .
2- جلیل كریم نژاد  جانشین اسبق سپاه آستارا و جانباز فعال سیاسی
3- دكتر بیژن خالقوردی پور  معلم و ریس اسبق اداره صنعت و معدن و تجارت آستارا  و استاد دانشگاه و از خیرین مطرح آستارا
4- دكتر غلامرضا مرحبا  كارمند ارشد بانك مركزی  فرزند شهید  دومین رای را در انتخابات دوره دهم كسب كرد
5- دكتر فرهاد دلق پوش  نماینده اسبق آستارا  مدیر كل صنعت و معدن و تجارت گیلان
6- دكتر ولی داداشی  نماینده یازدهم مجلس  و استاد حوزه و دانشگاه
7-دكتر صفر نعیمی رز نماینده دوره نهم آستارا  و وكیل پایه یك تهران و جانباز
8- دكتر بختیار حیدرنیا  پزشك و ریس اسبق بهداشت و درمان آستارا
9-  مهدی رحیم پور  ورزشكار ملی  و كارمند اسكله آستارا  و فرزند جانباز
10- توحید كرمزاده   كارمند ارشد بخشداری لوندویل آستارا
11-  دكتر رامین حاجی امیر ی  استاد دانشگاه  و كارمند اداره ثبت و احوال و نخبه علمی كشور
12-  فرزام ساسانیان فعالین مذهبی و اجتماعی . محیط زیست  و سیاسی شهرستان
13- مهندس یاسر طراری  فعال سیاسی و اجتماعی
14-دكتر فرشاد پور افقی   معلم و ریس اداره بهزیستی آستارا و شورای اسلامی شهر آستارا و شورای عالی استانها قبلی
15- مهندس علی رضا نعمتی  فرمانده اسبق سپاه آستارا و جانباز فعال سیاسی و اجتماعی
16- دكتر فرهاد محسنی  عضو شورای اسلامی شهر آستارا
17-دكتر كیوان اسد پور  فرماندار اسبق آستارا  و مدیر كل اسبق هلال احمر گیلان و معاون بنیاد شهید گیلان
18- مهندس سید عبدالعظیم تقویی  ریس دفتر نماینده دوره نهم  جانباز و برادر شهید و بازنشسته سپاه
19- حجت الاسلام وحید ایدون فعال سیاسی و اجتماعی و مذهبی و از خیرین مطرح آستارا
20-سخاوت سیلمان نژاد  معاون اداره صنعت و معدن و تجارت آستارا  و ریس اسبق اداره ورزش و جوانان آستارا
21- مهندس كورش پاك بین  از فعالین سیاسی و اجتماعی و اقتصادی   و از خیرین مطرح آستارا  و از نخبگان علمی و صنعت نفت كشور
22- مهندس امیر ظفری
23- دكتر پدرام هاشمی  استاد دانشگاه
24- مهندس میثم الوان پور جانباز هفتاد درصد و عضو شورای اسلامی آستارا
25-علی پویا  معلم و فعال سیاسی و اجتماعی
26- میثم ضارب نیا  ریس دفتر نماینده دوره هشتم مجلس  و كاندیدا نفر دوم در انتخابات دوره نهم مجلس در آستارا
27- سیاوش كریم نژاد  عضو اسبق شورای شهر آستارا و شهردار اسبق حویق  و جانباز بازنشسته سپاه
28- دكتر كیكاووس فتعلی زاده  بازنشسته كشوری و استاد دانشگاه عضو اسبق شورای شهر آستارا
29-شاپور مرحبا  سه دوره نماینده ادوار آستارا
30-خلیل توشه سرهنگ جانباز بازنشسته سپاه و فعال سیاسی و اجتماعی
31-مهندس عباس زارعتكار  فعال سیاسی و اجتماعی
32- مهندس امید گرویان  كارمند گمرك آستارا
33-دكتر داریوش حشمت
34- مهدی كامیابی
35-  دكتر عسگر غنی بازنشسته وزارت دفاع نخبگان علمی كشور
36- مهندس امین صد ق نژاد   كارمند دولت
37- اسماعیل اسدی  دارستانی  فعال حقوق بشر و محیط زیست و نویسنده و محقق پنچ كتاب و بازنشسته ارتش
38- رحیم مهدی زاده  فرمانده اسبق نیروی انتظامی آستارا معروف به داماد آستارایی
39- مهندس الیاس پو واجد  نخبه علمی كشور  فعال اجتماعی و مذهبی و سیاسی  آستارا و فرزند روحانی معروف آستارا
40- حسین دهزادگان  معلم و فعال مذهبی و سیاسی  شهرستان آستارا
41- یوسف پو واجد  ریس اسبق صندوق كار آفرینی آستارا  و معاون مدیر كل صندوق كار آفرینی استان گیلان و فعال سیاسی و اجتماعی و مذهبی  و فرزند علی پور واجد معاون اسبق سیاسی  فرماندار آستارا
كاندیدا مطرح  مجلس خبرگان رهبری از   دوره بعدی
آیت الله هادی پور واجد





ژ"
نظرات() 

وضعیت اسنفاک بهداشت گیلان

تاریخ:یکشنبه 13 خرداد 1397-02:16 ب.ظ




ژ"
نظرات() 

مهدی رحیم پور خطبه سرا-قهرمان ورزشی بین المللی ( آستارا )

تاریخ:شنبه 12 خرداد 1397-11:33 ب.ظ

مهدی رحیم پور خطبه سرا-قهرمان ملی ( آستارا )   DARDNEWS.IR
فرزندان آستارا و ایران ...قهرمان ملی ( آستارا ) مهدی رحیم پور   خطبه سرا کارشناس حقوق . مجرد متولد ٦٧/١٠/١٢    فرزند  شهرستان استارا.....   قهرمان ملی و بین الملی ورزش  کیک بوکس و موتای .و دارای جندین عنوان  كشوری و انتخابی ملی.... و عناوین فستیوال هنرهای رزمی جهان در كیش در سال ٢٠١٢    قهرمانی كاب ازاد اروبا در ارمنستان..... قهرمانی مسابقات جهانی در تركیه... در رشته كونك فو... كاب ازاد اروبا هم كونك فو بوده.... فستیوال كیش كیك بوكس بوده... و عضو تیم ملی كیك بوكس و موی تای ایران.... و دارای جندین عنوان كشوری و استانی و انتخابی تیم ملی ایران.... مدرك مربیكًری درجه یك ملی و مدرك مربیكًری بین الملی هم از ارنست و هوست قهرمان افسانه ای كیك بوكس جهان .... و خان نه موی تای....








ژ"
نظرات() 

سازمان ملل نیاز به اصلاحات كلی دارد واما ....حق وتو و عضویت دایم 5 كشور یعنی دیكتاتور ی

تاریخ:شنبه 12 خرداد 1397-11:32 ب.ظ

سازمان ملل  اصلاحات كلی نیاز  دارد واما ....حق وتو و عضویت دایم  5 كشور  یعنی دیكتاتور ی
 
واقعا جای سوال است..در سازمان مللی كه تمام ملل د آن عضو هستند  همانند مجلس شورای ملی شاهنشاهی است كه مردم انتخاب می كنند  و شورای امنیت همانند مجلس سنا كه از 60 نفر  آن30  توسط مردم و 30 نفر توسط توسط شاه دیكتاتور...حتی انتخاب دبیركل  بدون توافق شورای امینت سازمان ملل غیر ممكن است و در منشور سازمان ملل شورای امنیت بعنوان دایه یا قیم جهان كا ر می كند...دبیركل بجای شاه است كه بدون شورای امنیت هیچ قدرتی ندارد ..بنظر من ساختار قانون اساسی مشروطه همانوریكه ازانگلیس و فرانسه گرفته شده است ..منشور سازمان ملل و ساختار شورای امنیت سازمان ملل از قوانین مشروطه انگلیس و بعضی قوانین ناقض فرانسه گرفتهش ده است. در تاسیس سازمان ملل كه اكثر كشورها شاهان و دیكتاتورهای بی مغز و بدون فكر و خون ریز داشتند و از سیاسیت سر نمی آوردند یا خیلی از كشورها تحت استعمار بیشتر انگلیس و بقیه فرانسه و آمریكا ،شوروی و چین قرار داشتند   سازمان ملل دست این چند كشور بود و امپرطوری عثمانی شكست خورده بود و ایران در اشغال انگلیس و روسیه بود دولت مستقل نداشت و اكثریت كشورهای اسلامی تحت اشغال غربی ها بودند ..منشور سازمان ملل و شورای امنیت بنفع  5 كشور نوشته شد.. بقیه كشك بودند...
اگر قرار بر جمعیت  بو د باید یك عضو شورای امنیت  هم از مسلمان بودند یا اگر به جمعیت مذهب بود ...مسیحان جهان یك هفتم جهان را تشكیل می دهند و مسلمانان هم یك هفتم جهان .. باید مسیحان یك رای داشتند نه 4 عضو آن عضو دایم سازمان ملل باشند ...یهودیان كه تكلیفشان محشص است اروپاییان و آمریكا  و روسیه همیشه از حق آنها بعنوان حق وتو استفاده كردند و اگر استفاده به حق وتو كشورها نگاه كنید بیشتر حق وتو اعضای دایم  شورای امنیت سازمان بنفع اسراییل استفاده شده است...
باید منشور حقوق بشر و كمیسیون حقوق بشر سازمان ملل تا حذف عضویت دایم و حق وتو 5 كشور اصلی  به حالت تعلیق در آید..چون منشو حقوق بشر سازمان ملل با ساختار غیر دموكراتیك و رای گیریی سازمان ملل جور نمی آید .. سازمان ملل و شورای امنیت سازمان ملل دارد با دیكتاتوری و مصونیت 5 كشور اداره می شود این سازمان ملل به نفع 5 دیكتاتور است و منشور های سازمان ملل با بودن این 5 كشور قابل توجیه نیست ...
برای من همیشه جای سوال است بعنوان فعال  و كارشناس حقوق بشر جهانی این است چرا كشورهای سازمان ملل به این امر مهم اعتراض نمی كنند آخر چطور كشورهای فرانسه و آمریكا و انگلیس شعار و پرچم دار حقوق بشر و دموكراسی هستند ..خودشان باعث دیكاتوری در سازمان ملل و شورای امنیت هستند و عضویت دایم  و حق وتو خود دیكتاتوری مطلق پنج كشور در جهان است ( چون چین  و روسیه  كشور دموكراتیك نیستد از آنها انتظاری نمی رود لا اقل شعار حقوق بشر نمی دهند)

مثال ساده در مسئله به رسمیت شناختن  و عض.یت فلسطین در سازمان ملل با تهدید وتو غرب بخصوص آمریكا تاكنون مسكوت مانده است و تمام جنگ های خاور میانه  فلسطین  و ... است چون اگرفلسطین یك عضو سازمان ملل شود و دو كشور اسراییل و فلسطین تقسیم شود و بیت المقدس طبق خواست فلسطینان و یهودیان اشغالگر به دو بخش  پایتخت فلسطین و اسراییل تبدیل شود این دو كشور تاسیس مشكل خاور میانه حل می شود چون این بحث مقاله مجزا است این بحث را اینجا قطع می كنم...
 یا داعش كه بوجود آمد همین یزر سر این حق وتو غرب و روسیه است .. اگر نبود این حق وتو سازمان ملل در خصوص سوریه عمل می كرد الان جنگی در سوریه نبود و داعش  5 هزار كلیومتر خاك عراق و سوریه را اشغال رنمی كرد و  دولت اسلامی تشكیل نمی داد و اینقدر انسان كشته نمی شد ...
اگر ریشه نگاه كنیم ..اگر شوروی حق وتو نداشت وقتی افغانستان را اشغال می كرد شورای امنیت مستقل و با رای سازمان ملل بود قطعنامه علیه اشغال افغانستان در شورای امنیت صادر می كردندو غرب و كشورهای اسلامی دیگرنیاز نبود
القاعده و چریك ها و مجاهدین را تاسیس و تجهیز كنند و الان هم شاید بن لادن  شاهزاده سعودی زنده بود در گوشه ای  عربستان عشق و حالش را می كرد وچیزی بنام القاعده و تندروی اسلامی تاسیس  نمی شد  و اگر  القاعده نبود  دیگر خبری  از داعش و النصره و.. نبود همه زیر سر  شورای امنیت و حق وتو و عضویت دایم 5 كشور است....
آیا برای شما سوال شده است چرا مقر سازمان ملل اصلی در آمریكا بقیه در اروپایی غربی است مگر  كشورهای آسیایی و افریقایی انسان نیستند مگر حق عضویت نمی دهند ..می دانید با استقرار سازمان ملل در آمریكا  این كشور مشروعیت جهانی پیدا می كند و ارزش پولش بالاست و میلیونها شغل از جانب  این مقر سازمان ملل برای آمریكا خرج می وشد و مثال ساده فقط نزدیك 170 كشور عضو و.. اینها ساختمان و نگهبان و نظا فچی و غذا و... می خواهند همه از آمریكا تامین می شود....مثال وقتی سران كشورها به آمریكا می رود اولا : آمریكا مشروعیت پیدا می كندو ارزش زمین و پول و.. بالا می رود و میلیارد ها دلار  از بابت ورود سران به خزانه آمریكا واریز می شود و مغازها و كارخانه ها و شركت های مكنیتی و پلیس و.. آمریكادر چند روز بودن سرران در آمریكا میلیارد میلیاردها دلار سود می كنند كه غیر قابل شمارش است ..
مثال مقر حقوق بشر سازمان ملل در ایروپا از بودن این مقر ها می دانید چقدر افراد آن كشورها مشغول و چند ین هزار شغل ایجاد می شود... چرا یك مقر هم در افریقا و اسیا تاسیس نمی شود ..
چرا مقر سازمان ملل را به اسیا نمی اورندمثال بیت المقدس ..طبق منشور سازمان ملل در سال 1948 كه كشور اسراییل  و فلسطین تاسیس شد ..بیت المقدس طبق تصویب  خود سازمان ملل یك شهر بین المللی است كه تاكنون توسط اسراییل اشاغل شده است  بنظر من  مقر اصلی سازمان ملل را از نیورك به بیت المقدس بیاوردند دیگر اختلافات فلسطین و اسراییل( اشغالی ) حل می شود...و بیت دالمقدس طبق مصوبه سازمان ملل 1948 یك شهر بین المللی باید توس ط سازمان ملل اداره شود...وقتی منشور سازمان ملل و شورای امنیت و منشور حقوق بشر را می خوانیم خیل اصلاحات می خواهد

باید حق عضویت 5 كشور و حق وتو این پنچ كشور  در شورای امنیت حذف و اعضای شورای امنیت موقتی با رای اعضای سازمان ملل باشد..

سازمان ملل ذر سال 1945 تاسیس شده با عضویت حدود 50 كشور جهان كه پنچاه كشور بیشتر آین 50 كشور در استعمار پنج كشور روسیه و فرانسه و آمریكا و چین ر، بریتانا  بودند...هماكون اكثریت كشورها از استعمار خارج شدند  و هماكنون حدود 170 كشور وجود دارد باید اصلاحات در منشور سازمان ملل و حقوق بشر و شورای امنیت انجام شود و مهم تر از همه  عضویت دایم و حق وتو پنچ كشور باید حذف شود این یعنی دیكتاتوری كامل 5 كشور در سازمان ملل و سازمان ملل مشروعیت قانونی نداردبا بودن حق عضویت دایم و حق وتو 5 كشور ومنشور ناقض و قدیمی... قوانین سازمان ملل باید بن روز رسانی و اصلاحات شود...

از سال 1945 تاکنون که سازمان ملل متحد تاسیس شده است،  روسیه(اتحاد شوروی ) 121 بار، آمریکا 79 بار، بریتانیا 32 بار، فرانسه 18 بار و چین 5 بار از حق وتوی خود در شورای امنیت این سازمان استفاده کرده اند.

"وتو" در ادبیات لاتین به معنای "ممنوع می کنم" است.  این کلمه برای لغو یکطرفه یک قانون به کار می رود و به این ترتیب وتو قدرت نامحدودی است که می تواند سبب جلوگیری از (نه تصویب) تغییرات خاص شود. در منشور سازمان ملل متحد هرگز کلمه ای به نام "وتو" قید نشده است. در حقیقت جهت تصویب یک قطعنامه در شورای امنیت و اجرای آن، باید 9 رای از 15 رای اعضای شورا، شامل 5 عضو دائم و 10 عضو غیر دائم، موافق باشد. اما در منشور سازمان ملل متحد این عبارت صریحا ذکر شده است که " آرای همه اعضای دائم شورای امنیت باید موافق قطعنامه مطروحه باشند." این بدان معناست که در صورت مخالفت یکی از اعضای دائم با یک قطعنامه و صدور رای مخالف علیه آن، قطعنامه مذکور به اصطلاح "وتو" شده است.

حق وتوی اعضای دائم شورای امنیت هموراه مورد انتقادات فراوانی بوده است. در واقع اتحاد جماهیر شوروی سابق و آمریکا با استفاده گسترده از حق وتو، نظام وتو را تا حدود زیادی بی اعتبار کرده اند. در حال حاضر، بسیاری از پیش نویس های قطعنامه ها به دلیل تهدید به استفاده از حق وتو توسط یکی از اعضای دائم، حتی به شورای امنیت ارائه نمی شوند. برای مثال در جنگ عراق (مارس 2003)، فرانسه و روسیه اعلام کردند که از هیچ قطعنامه ای مبنی بر جنگ علیه عراق حمایت نمی کنند. در نتیجه ایالات متحده، بریتانیا و اسپانیا پیش نویس خود را از دستور کار شورای امنیت خارج کرده و بدون بهره مندی از حمایت سازمان ملل وارد جنگ با عراق شدند. در دوران جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی استفاده از حق وتو را تقریبا حق طبیعی و منطقی خود می دانست. در سال های اخیر نیز آمریکا به منظور حفاظت از دولت اسرائیل در مقابل انتقادها یا تلاش های بین المللی برای مهار تحرکات نظامی آن، مکررا از حق وتو استفاده کرده است.

وتو و انتقادات وارده:
منتقدان نظام وتو اشاره می کنند که برخی از قطعنامه هایی که تصویب می شود در عمل اجرا نمی شود. انتقاد عمده دیگر از نظام وتو این است که پنج عضو دائم، یعنی فاتحان جنگ جهانی دوم، دارای هیچ وجه اشتراک ژئوپولیتیکی در جهان امروز نیستند. این در حالی است که اگر حق وتو منسوخ شود، اکثریت آرا در شورای امنیت همسان خواهد شد و لذا شاهد تصویب قطعنامه های بیشتری خواهیم بود، موقعیت های بیشتری به عنوان عوامل تهدید علیه امنیت جهانی قلمداد خواهند شد، کشورهای بیشتری مواخذه می شوند و تحریم های بیشتری تصویب می شود.البته این نیازمند آن است که نظام اصلاح شده ای در شورای امنیت شکل گیرد که از توان اجرایی لازم و منابع مالی کافی جهت تحقق اهداف فوق برخوردار باشد، چرا که در حال حاضر اعضای دائمی شورای امنیت نزدیک به نیمی از بودجه کلی سازمان ملل را تامین می کنند.

تاکنون هیچ یک از پنج عضو دائمی شورای امنیت به تمایل خود برای واگذار کردن حق وتو اشاره ای نکرده است. با توجه به منشور سازمان ملل هر گونه تغییر در منشور سازمان ملل متحد باید از سوی هر پنج عضو این شورا تصویب شود.

روسیه:
کاربرد حق وتو از سوی اتحاد جماهیر شوروی سابق در نخستین سال های تاسیس سازمان ملل چنان عادی بود که آندره گرومیکو، وزیر امور خارجه این کشور طی سال های 1957 تا 1985، به "آقای نه" مشهور شده بود. طی 10 سال نخست آغاز به کار سازمان ملل، اتحاد جماهیر شوروی 79 بار از حق وتوی خویش استفاده کرد. در همین مدت چین تنها یک بار و فرانسه فقط دو بار از حق وتو استفاده کردند و سایر کشورها هرگز از آن استفاده نکردند.با این حال با گذشت زمان به تدریج از استفاده شوروی سابق از حق وتو کاسته شد. از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، روسیه تاکنون تنها دو بار از حق وتو استفاده کرده است: یک بار برای ممانعت از تصویب قطعنامه ای در انتقاد از نیروهای صرب بوسنی برای اقدام آنها در جلوگیری از دسترسی آژانس پناهندگان سازمان ملل به بیهاج در بوسنی و یک بار دیگر برای رد قطعنامه ای که قرار بود به منظور استفاده از منابع عملیاتی سازمان ملل در قبرس تصویب شود.

ایالات متحده:
8 وتو از 10 وتوی اخیر اعمال شده در شورای امنیت سازمان ملل توسط ایالات متحده بوده است که در این میان 7 مورد آن به نحوی مربوط به پیش نویس قطعنامه هایی در انتقاد از دولت اسرائیل بوده است.
آخرین مورد اعمال وتو از سوی آمریکا در اکتبر سال 2004 بود که این کشور پیش نویس قطعنامه ای در مورد درخواست توقف حملات نظامی ارتش اسرائیل در نوار غزه و خروج نیروهای اسرائیلی از این منطقه را وتو کرد. آمریکا در مجموع تاکنون پیش نویس 39 قطعنامه درباره اسرائیل را وتو کرده است. واشنگتن برای نخستین بار در ماه مارس سال 1970 از حق وتوی خویش استفاده کرد. آمریکا در آن سال همراه با بریتانیا پیش نویس قطعنامه ای درباره سرزمینی که قرار بود بعدا به زیمباوه بدل شود را وتو کرد. آمریکا همچنین تاکنون 10 قطعنامه در انتقاد از آفریقای جنوبی، 8 قطعنامه در انتقاد از نامبیا، 7 قطعنامه علیه نیکاراگوئه و 5 قطعنامه بر علیه ویتنام را وتو کرده است. آمریکا در 57 نوبت به تنهایی قطعنامه های مختلف را وتو کرده است.

بریتانیا:
بریتانیا تاکنون 32 بار از حق وتوی خود استفاده کرده است که در 23 مورد، آمریکا و در 14 مورد فرانسه نیز قطعنامه های مربوطه را وتو کرده اند. بریتانیا آخرین بار در سال 1989 از حق وتو استفاده کرد. در آن زمان آمریکا، فرانسه و بریتانیا به اتفاق قطعنامه ای برای محکوم کردن دخالت نظامی آمریکا در پاناما را وتو کردند. بریتانیا در 7 مورد تنها اعمال کننده حق وتو بوده است که در هر هفت مورد، قطعنامه ها به کشور رودزیا که بعدها زیمباوه نام گرفت، مربوط می شد. بریتانیا آخرین بار در سال 1972 به طور انفرادی از حق وتو استفاده کرد.

فرانسه:
فرانسه تاکنون 18 بار از حق وتو استفاده کرده است که 13 مورد آنها به اتفاق آمریکا و بریتانیا انجام شد. فرانسه دو قطعنامه را به اتفاق بریتانیا وتو کرده است که هر دو به بحران سوئز در سال 1956 مربوط می شود. فرانسه تاکنون تنها دو بار به طور انفرادی قطعنامه های شورای امنیت را وتو کرده است: یکی در سال 1976 در مورد اختلاف فرانسه و جزایر کومور (مجموعه جزایری در آفریقا) و دیگری در مورد اندونزی در سال 1947. فرانسه و اتحاد جماهیر شوروی سابق یک بار در سال 1946 مشترکا قطعنامه ای را در مورد جنگ داخلی اسپانیا وتو کردند.

چین:
در فاصله سال های 1946 و 1971، کرسی چین توسط جمهوری چین (تایوان) اشغال شده بود که تنها یک بار از حق وتو برای مسدود کردن تقاضای عضویت مغولستان در سازمان ملل استفاده کرد. چین در سال 1972 دو قطعنامه را وتو کرد: یکی برای رد درخواست عضویت بنگلادش و دیگری به اتفاق روسیه در مورد وضعیت خاور میانه. چین یک بار نیز در سال 1999 قطعنامه ای را برای تمدید اختیارات نیروهای بازدارنده سازمان ملل در مقدونیه وتو کرد و یک بار دیگر در سال 1997 مانع از تصویب قطعنامه ای شد که هدف از آن اعزام 155 ناظر سازمان ملل به گواتمالا برای تایید اجرای آتش بس در آن کشور بود.

 با این وصف از حقو قدانها جهان و روسای جمهور ها ( از شاهان انتظار نمی رود ) انتظار داریم هر چه زودتر منشور سازمان ملل و شورای امنیت را اصلاح كنند و حق عضویت دایم و حق وتو 5 كشور دیكتاتور و برهم زننده نظم جهان را حذف كنند آنهم با رای مجمع عمومی ..دیگر نمی شود پنچ كشور جهان قلدوری كنند و خود را قیم جهان بدانند...
dardnews.ir

 اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و روزنامه نگار ( كارشناس  حقوق بین الملل خصوصی)





ژ"
نظرات() 

منشور حقوق بشر جهانی - کوروش كبیر

تاریخ:شنبه 12 خرداد 1397-11:32 ب.ظ

منشور کوروش

استوانهٔ کوروش بزرگ یا منشور حقوق بشر کوروش لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ هخامنشی پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی نگاشته شده‌است.

نیمهٔ نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمهٔ پایانی آن سخنان و دستورهای کورش به زبان و خط میخی اکدی (بابلی نو) نوشته شده‌است. این استوانه در سال ۱۲۵۸ خورشیدی/ ۱۸۷۹ میلادی در نیایشگاه اِسَگیله (معبد مردوک، خدای بزرگ بابلی) در شهر بابل باستانی پیدا شده و در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شود.[۱] این منشور یکی از بزرگترین نشانه‌های روحیهٔ بردباری در فرهنگ ایرانی است.

پیداسازی منشور کوروش
در سال ۱۲۵۹ خورشیدی/ ۱۸۷۹ میلادی به هنگام کاوش‌های باستان‌شناسی گروه بریتانیایی در محوطهٔ باستانی بابل در بین‌النهرین (میان‌رودان)، هرمزد رسام، باستان‌شناس بریتانیایی آسوری‌تبار، استوانهٔ گلی‌ای را یافت که شامل نوشته‌هایی به خط میخی بود.

جنس این استوانه کوروش از گل رس است، ۲۲٫۵ سانتی‌متر طول و ۱۱ سانتی‌متر عرض دارد و دور تا دور آن ۴۵ سطر (به جز بخش‌های تخریب‌شده) به خط و زبان اکدی (بابلی نو) نوشته شده‌است. بررسی‌های بعدی نشان داد که نوشته‌های استوانه در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ پس از شکست دادن نبونید و تصرف کشور بابل، نوشته شده‌است.

این اثر در نیایشگاه اِسَگیله (معبد مردوک) در شهر بابل قرار داده شده بود. در حال حاضر این لوح سفالین استوانه‌ای در بخش «ایران باستان» در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود. از سوی دیگر، در سال ۱۳۷۵ آشکار شد که بخشی از یک لوحه استوانه‌ای که آن را متعلق به نبونید پادشاه بابل می‌دانستند، در حقیقت پاره‌ای از استوانهٔ کوروش بزرگ، از سطرهای ۳۶ تا ۴۳ است.

پس از این آگاهی، این پاره از لوح استوانه‌ای که در دانشگاه ییل (Yale) در آمریکا نگهداری می‌شد، به موزه بریتانیا در لندن انتقال داده شد و به استوانهٔ اصلی پیوست گردید. پژوهش‌های زبان‌شناسی روی دو قطعه استخوان فسیل شدهٔ اسب که در موزهٔ شهر ممنوعه در چین نگهداری می‌شوند، منجر به شناسایی نسخهٔ چینی منشور کورش شد. قدمت این استخوان‌ها به دورهٔ سلطنت هخامنشیان بازمی‌گردد.

منشور کوروش,استوانهٔ کوروش,منشور حقوق بشر کوروش,متن استوانه کوروش

ساخت منشور کوروش
کوروش بزرگ، بنیان‌گذار پادشاهی ایران و آغازگر سلسلهٔ هخامنشیان، پس از تسخیر بابل، در بابل بر تخت پادشاهی نشست و ادیان بومی را آزاد اعلام کرد. برای جلب محبت مردم میانرودان (بین‌النهرین)، مردوک که بزرگترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخته، او را نیایش کرد و سپاس گفت. او هیچ گروه انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به مال و جان رعایا بازداشت.

او تمامی کسانی را که به اسارت به بابل آورده شده بودند گرد هم آورد و منزلگاه آنها را به ایشان بازگرداند. کوروش همچنین قوم یهود را نیز از اسارت و بیگاری در بابل آزاد کرد. به دستور کوروش، شرح وقایع و دستورهای وی روی یک لوح استوانه‌ای سفالین نگاشته شد و در معبد مردوک قرار گرفت.

استوانه کوروش
استوانه کوروش، استوانه ناقص از جنس خاک رس است که با ۳۵ خط حکاکی شده به زبان آکدی توسط هرمزد رسام در حفاری منطقه معبد مردوک در سال ۱۸۷۹ در بابل کشف گردید. تکه دوم که شامل خط‌های ۳۶ تا ۴۵ می‌شود، در کلکسیون بابلی دانشگاه ییل توسط برگر پیدا شد. حکاکی کلی گرچه در آخر ناکامل ماند، شامل ۴۵ خط شد که سه سطر اول تقریباً به طور کامل شکسته‌اند(قابل خواندن نیستند).
متن حاوی روایتی از فتح بابل توسط کورش در ۵۳۹ پ. م. است و با گفتاری از مردوخ ایزد بابلی در مورد جنایت‌های نبونعید، آخرین پادشاه کلدانی، آغاز می‌شود (سطرهای ۴-۸). در ادامه روایتی از جستجوی مردوخ برای یافتن پادشاه شایسته، انتساب کورش به حکمرانی تمام جهان، و عاملیت او در فتح بابل بدون جنگ آورده می‌شود (سطرهای ۹-۱۹).

سپس کورش، با لحن اول شخص، القاب و نسب خود را برمی‌شمرد (سطرهای ۲۰-۲۲) و اعلام می‌کند که صلح کشور را تضمین کرده (سطرهای ۲۲-۲۶) که به موجب آن او و پسرش کمبوجیه مشمول رحمت مردوخ شده‌اند (سطرهای ۲۶-۳۰). او بازسازی معبد، که در دوران زمامداری نبونعید به فراموشی سپرده شده بود، و اجازه‌اش به تبعیدشدگان مبنی بر بازگشت به میهن‌شان را توصیف می‌کند (سطرهای ۳۰-۳۶). در پایان پادشاه بازسازی دفاع شهر بابل را توصیف کرده (سطرهای ۳۶-۴۳) و گزارش می‌کند که به هنگام بازسازی کتیبه‌ای از آشوربانیپال را دید.(سطرهای ۴۳-۴۵)
در حقیقت متن توسط کاهنان مردوخ با تقلیدی از متون کهن نئو-آشوری، به ویژه کتیبه‌های آشوربانیپال نوشته‌شده در بابل، نوشته‌شده‌است. بنابراین، استوانه ساختی به شیوه معمول کتیبه‌های میانرودان دارد و به‌عنوان پی دیوارهای بابل برای یادبود بازسازی‌های کورش در آنجا گذاشته‌شده‌است.

منشور کوروش,استوانهٔ کوروش,منشور حقوق بشر کوروش,متن استوانه کوروش

نخستین بیانیه حقوق بشر
از طرف بسیاری این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته می‌شود در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به شش زبان رسمی سازمان منتشر کرد و بدلی از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری می‌شود.

موزه بریتانیا یا بریتیش میوزیوم این سند را نخستین بیانیه حقوق بشر می خواندو همینطور بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، در جریان سفر به تهران، رسما از استوانه کورش به عنوان نخستین بیانیه حقوق بشر یاد کرد و آن را مایه افتخار ایرانیان دانست.

در این لوح استوانه‌ای، کوروش پس از معرفی خود و دودمانش و شرح مختصر فتح بابل، می‌گوید که تمام دستاوردهایش را با کمک و رضایت مردوک خدای بابلی به انجام رسانده‌است. وی سپس بیان می‌کند که چگونه آرامش و صلح را برای مردم بابل و سومر و دیگر کشورها به ارمغان آورده، و پیکر خدایانی که نبونید از نیایشگاه‌های مختلف برداشته و در بابل گردآوری کرده بوده را به نیایشگاه‌های اصلی آنها برگردانده‌است. پس از آن، کوروش بزرگ می‌گوید که چگونه نیایشگاه‌های ویران‌شده را از نو ساخته و مردمی را که اسیر پادشاه‌های بابل بودند به میهن‌شان برگردانده‌است. در این نوشته اشارهٔ مستقیمی به آزادی قوم یهود از اسارت بابلیان نشده، اما با مطالعه و پژوهش منابع تاریخی مشخص شده‌است که آزادی یهودیان بخشی از سیاست کوروش پس از فتح بابل بوده‌است.





ژ"
نظرات() 

مناظره خر

تاریخ:شنبه 12 خرداد 1397-11:30 ب.ظ

ﻣﻨﺎﻇﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﺮ ! "

dardnewws.ir

ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺭﻫﯽ ﻣﺮﺍ ﮔﺬﺭ ﺑﻮﺩ
ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺭﻩ ﺟﻨﺎﺏ ﺧﺮ ﺑﻮﺩ

ﺍﺯ ﺧﺮ ﺗﻮ ﻧﮕﻮ ﮐﻪ ﭼﻮﻥ ﮔﻬﺮ ﺑﻮﺩ
ﭼﻮﻥ ﺻﺎﺣﺐ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﻫﻨﺮ ﺑﻮﺩ

ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺟﻨﺎﺏ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ
ﻓﺮﻣﻮﺩ ﮐﻪ ﻭﺿﻊ ﺑﺎﺷﺪ ﻋﺎﻟﯽ

ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﯿﺎ ﺧﺮﯼ ﺭﻫﺎ ﮐﻦ
ﺁﺩﻡ ﺷﻮ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺻﻔﺎﮐﻦ

ﮔﻔﺘﺎ ﮐﻪ ﺑﺮﻭ ﻣﺮﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﻦ
ﺯﺧﻢ ﺗﻦ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﻭﺍ ﮐﻦ

ﺧﺮ ﺻﺎﺣﺐ ﻋﻘﻞ ﻭ ﻫﻮﺵ ﺑﺎﺷﺪ
ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻋﻤﻞ ﻭﺣﻮﺵ ﺑﺎﺷﺪ

ﻧﻪ ﻇﻠﻢ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﻤﻮﺩﯾﻢ
ﻧﻪ ﺍﻫﻞ ﺭﯾﺎ ﻭ ﻣﮑﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ

ﺭﺍﺿﯽ ﭼﻮ ﺑﻪ ﺭﺯﻕ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﻮﺩﯾﻢ
ﺍﺯ ﺳﻔﺮﮤ ﮐﺲ ﻧﺎﻥ ﻧﻪ ﺭﺑﻮﺩﯾﻢ

ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﮐﺸﺪ ﺧﺮﯼ ﺭﺍ؟
ﯾﺎ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺮﺩ ﺯ ﺗﻦ ﺳﺮﯼ ﺭﺍ؟

ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﮐﻪ ﮐﻢ ﻓﺮﻭﺷﺪ ؟
ﯾﺎ ﺑﻬﺮ ﻓﺮﯾﺐ ﺧﻠﻖ ﮐﻮﺷﺪ ؟

ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﮐﻪ ﺭﺷﻮﻩ ﺧﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ؟
ﯾﺎ ﺑﺮ ﺧﺮ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺳﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ؟

ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﭘﯿﻤﺎﻥ؟
ﯾﺎ ﺁﻧﮑﻪ ﺯ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﺮﺩ ﻧﺎﻥ؟

ﺧﺮ ﺩﻭﺭ ﺯ ﻗﯿﻞ ﻭ ﻗﺎﻝ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﺎﺭﻭ ﺯﺩﻧﺶ ﻣﺤﺎﻝ ﺑﺎﺷﺪ

ﺧﺮ ﻣﻌﺪﻥ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﮐﻤﺎﻝ ﺍﺳﺖ
ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺧﺮﯾﺖ ﺯ ﺧﺮ ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ

ﺗﺰﻭﯾﺮ ﻭ ﺭﯾﺎ ﻭ ﻣﮑﺮ ﻭ ﺣﯿﻠﻪ
ﻣﻨﺴﻮﺥ ﺷﺪﺳﺖ ﺩﺭ ﻃﻮﯾﻠﻪ

ﺩﯾﺪﻡ ﺳﺨﻨﺶ ﻫﻤﻪ ﻣﺘﯿﻦ ﺍﺳﺖ
ﻓﺮﻣﺎﯾﺶ ﺍﻭ ﻫﻤﻪ ﯾﻘﯿﻦ ﺍﺳﺖ

ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺯ ﺁﺩﻣﯽ ﺳﺮﯼ ﺗﻮ
ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺑﻪ ﺩﯾﺪ ﻣﺎ ﺧﺮﯼ ﺗﻮ

ﺑﻨﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﺁﺭﺯﻭ ﻧﻤﻮﺩﻡ
ﺑﺮ ﺧﺎﻟﻖ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﻭ ﻧﻤﻮﺩﻡ

ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﮐﻪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺧﺮﯾﺖ
ﺟﺎﺭﯼ ﺑﺸﻮﺩ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﯿﺖ...!!!!!)

شاعر احمد میرزا




ژ"
نظرات() 

اعلامیه جهانی حقوق بشر

تاریخ:شنبه 12 خرداد 1397-11:30 ب.ظ

متن اعلامیه جهانی حقوق بشر
این «اعلامیه جهانی حقوق بشر» را به عنوان یک استانده ی مشترک و دستاورد تمامی ملل و ممالک اعلان میکند تا هر انسان و هر عضو جامعه با به خاطرسپاری این «اعلامیه»، به جد در راه یادگیری و آموزش آن در جهت ارتقای حرمت برای چنین حقوق و آزادیهایی بکوشد و برای اقدامهای پیشبرنده در سطح ملی و بین المللی تلاش کند تا [همواره] بازشناسی مؤثر و دیده بانی جهانی [این حقوق ] را چه در میان مردمان «ممالک عضو» و چه در میان مردمان قلمروهای زیر فرمان آنها [تحصیل و] تأمین نماید.



• ماده ی ۱

تمام ابنای بشر آزاد زاده شده و در حرمت و حقوق با هم برابرند. عقلانیت و وجدان به آنها ارزانی شده و لازم است تا با یکدیگر برادرانه رفتار کنند.

• ماده ی ۲

همه انسانها بی هیچ تمایزی از هر سان که باشند، اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیده ی دیگری، خاستگاه اجتماعی و ملی، [وضعیت] دارایی، [محل] تولد یا در هر جایگاهی که باشند، سزاوار تمامی حقوق و آزادیهای مصرح در این «اعلامیه»اند. به علاوه، میان انسانها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمروقضایی و وضعیت بین المللی مملکت یا سرزمینی که فرد به آن متعلق است، فارغ از اینکه سرزمین وی مستقل، تحت قیمومت، غیرخودمختار یا تحت هرگونه محدودیت در حق حاکمیت خود باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد.

• ماده ی ۳

هر فردی سزاوار و محق به زندگی، آزادی و امنیت فردی است.

• ماده ی ۴

هیچ احدی نباید در بردگی یا بندگی نگاه داشته شود: بردگی و داد و ستد بردگان از هر نوع و به هر شکلی باید باز داشته شده و ممنوع شود.

• ماده ی ۵

هیچ کس نمی بایست مورد شکنجه یا بیرحمی و آزار، یا تحت مجازات غیرانسانی و یا رفتاری قرارگیرد که منجر به تنزل مقام انسانی وی گردد.

• ماده ی ۶

هر انسانی سزاوار و محق است تا همه جا در برابر قانون به عنوان یک شخص به رسمیت شناخته شود.

• ماده ی ۷

همه در برابر قانون برابرند و همگان سزاوار آن اند تا بدون هیچ تبعیضی به طور برابر در پناه قانون باشند. همه انسانها محق به پاسداری و حمایت در برابر هرگونه تبعیض که ناقض این «اعلامیه» است. همه باید در برابر هر گونه عمل تحریک آمیزی که منجر به چنین تبعیضاتی شود، حفظ شوند.

• ماده ی ۸

هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی مؤثر به مراجع دادرسی از طریق محاکم ذیصلاح ملی در برابر نقض حقوق اولیه ای است که قوانین اساسی یا قوانین عادی برای او برشمرده و به او ارزانی داشته اند.

• ماده ی ۹

هیچ احدی نباید مورد توقیف، حبس یا تبعید خودسرانه قرار گیرد.

• ماده ی ۱۰

هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی کامل و برابر به دادرسی آشکار و عادلانه توسط دادگاهی بیطرف و مستقل است تا در برابر هر گونه اتهام جزایی علیه وی، به حقوق و تکالیف وی رسیدگی کند.

• ماده ی ۱۱

۱. هر شخصی متهم به جرمی کیفری، سزاوار و محق است تا زمان احراز و اثبات جرم در برابر قانون، در محکمه ای علنی که تمامی حقوق وی در دفاع از خویشتن تضمین شده باشد، بیگناه تلقی شود.

۲. هیچ احدی به حسب ارتکاب هرگونه عمل یا ترک عملی که مطابق قوانین مملکتی یا بین المللی، در زمان وقوع آن، حاوی جرمی کیفری نباشد، نمیبایست مجرم محسوب گردد. همچنین نمی بایست مجازاتی شدیدتر از آنچه که در زمان وقوع جرم [در قانون] قابل اعمال بود، بر فرد تحمیل گردد.

• ماده ی ۱۲

هیچ احدی نمیبایست در قلمرو خصوصی، خانواده، محل زندگی یا مکاتبات شخصی، تحت مداخله [و مزاحمت] خودسرانه قرار گیرد. به همین سیاق شرافت و آبروی هیچکس نباید مورد تعرض قرار گیرد. هر کسی سزاوار و محق به حفاظت قضایی و قانونی در برابر چنین مداخلات و تعرضاتی است.

• ماده ی ۱۳

۱. هر انسانی سزاوار و محق به داشتن آزادی جابه جایی [حرکت از نقطه ای به نقطه ای دیگر] و اقامت در [در هر نقطه ای] درون مرزهای مملکت است. ۲. هر انسانی محق به ترک هر کشوری، از جمله کشور خود، و بازگشت به کشور خویش است.

• ماده ی ۱۴

۱. هر انسانی سزاوار و محق به پناهجویی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای پناه دهنده در برابر پیگرد قضایی است.

۲. چنین حقی در مواردی که پیگرد قضایی منشأیی غیرسیاسی داشته باشد و یا نتیجه ارتکاب عملی مغایر با اهداف و اصول «ملل متحد» باشد، ممکن است مورد استناد قرار نگیرد.

• ماده ی ۱۵

۱. هر انسانی سزاوار و محق به داشتن تابعیتی [ملیتی] است.

۲. هیچ احدی را نمی بایست خودسرانه از تابعیت [ملیت] خویش محروم کرد، و یا حق تغییر تابعیت [ملیت] را از وی دریغ نمود.

• ماده ی ۱۶

۱. مردان و زنان بالغ، بدون هیچ گونه محدودیتی به حیث نژاد، ملیت، یا دین حق دارند که با یکدیگر زناشویی کنند و خانواده ای بنیان نهند. همه سزاوار و محق به داشتن حقوقی برابر در زمان عقد زناشویی، در طول زمان زندگی مشترک و هنگام فسخ آن هستند.

۲. عقد ازدواج نمیبایست صورت بندد مگر تنها با آزادی و رضایت کامل همسران که خواهان ازدواجند.

۳. خانواده یک واحد گروهی طبیعی و زیربنایی برای جامعه است و سزاوار است تا به وسیله ی جامعه و «حکومت» نگاهداری شود.

• ماده ی ۱۷

۱. هر انسانی به تنهایی یا با شراکت با دیگران حق مالکیت دارد.

۲. هیچ کس را نمی بایست خودسرانه از حق مالکیت خویش محروم کرد.

• ماده ی ۱۸

هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است.

• ماده ی ۱۹

هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت]، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای بدون ملاحظات مرزی است.

• ماده ی ۲۰

۱. هر انسانی محق به آزادی گردهمایی و تشکیل انجمنهای مسالمت آمیز است.

۲. هیچ کس نمی بایست مجبور به شرکت در هیچ انجمنی شود.

• ماده ی ۲۱

۱. هر شخصی حق دارد که در مدیریت دولت کشور خود، مستقیماً یا به واسطه انتخاب آزادانه نمایندگانی شرکت جوید.

۲. هر شخصی حق دسترسی برابر به خدمات عمومی در کشور خویش را دارد.

۳. اراده ی مردم میبایست اساس حاکمیت دولت باشد؛ چنین اراده ای می بایست در انتخاباتی حقیقی و ادواری اعمال گردد که مطابق حق رأی عمومی باشد که حقی جهانی و برابر برای همه است. رأی گیری از افراد می بایست به صورت مخفی یا به طریقه ای مشابه برگزار شود که آزادی رأی را تأمین کند.

• ماده ی ۲۲

هر کسی به عنوان عضوی از جامعه حق دارد از امنیت اجتماعی برخوردار بوده و از راه کوشش در سطح ملی و همیاری بین المللی با سازماندهی منابع هر مملکت، حقوق سلب ناپذیر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش را برای حفظ حیثیت و رشد آزادانه ی شخصیت خویش، به دست آورد.

• ماده ی ۲۳

۱. هر انسانی حق دارد که صاحب شغل بوده و آزادانه شغل خویش را انتخاب کند، شرایط کاری منصفانه مورد رضایت خویش را دارا باشد و سزاوار حمایت در برابر بیکاری است.

۲. هر انسانی سزاوار است تا بدون رواداشت هیچ تبعیضی برای کار برابر، مزد برابر دریافت نماید.

۳. هر کسی که کار می کند سزاوار دریافت پاداشی منصفانه و مطلوب برای تأمین خویش و خانواده ی خویش موافق با حیثیت و کرامت انسانی بوده و نیز میبایست در صورت نیاز از پشتیبانی های اجتماعی تکمیلی برخوردار گردد.

۴. هر شخصی حق دارد که برای حفاظت از منافع خود اتحادیه صنفی تشکیل دهد و یا به اتحادیه های صنفی بپیوندد.

• ماده ی ۲۴

هر انسانی سزاوار استراحت و اوقات فراغت، زمان محدود و قابل قبولی برای کار و مرخصی های دوره ای همراه با حقوق است.

• ماده ی ۲۵

۱. هر انسانی سزاوار یک زندگی با استانداردهای قابل قبول برای تأمین سلامتی و رفاه خود و خانواده اش، از جمله تأمین خوراک، پوشاک، مسکن، مراقبت های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری است و همچنین حق دارد که در زمان های بیکاری، بیماری، نقص عضو، بیوگی، سالمندی و فقدان منابع تأمین معاش، تحت هر شرایطی که از حدود اختیار وی خارج است، از تأمین اجتماعی بهره مند گردد.

۲. دوره ی مادری و دوره ی کودکی سزاوار توجه و مراقبت ویژه است. همه ی کودکان، اعم از آن که با پیوند زناشویی یا خارج از پیوند زناشویی به دنیا بیایند، می بایست از حمایت اجتماعی یکسان برخوردار شوند.

• ماده ی ۲۶

۱. آموزش و پرورش حق همگان است. آموزش و پرورش میبایست، دست کم در دروه های ابتدایی و پایه، رایگان در اختیار همگان قرار گیرد. آموزش ابتدایی می بایست اجباری باشد. آموزش فنی و حرفه ای نیز می بایست قابل دسترس برای همه مردم بوده و دستیابی به آموزش عالی به شکلی برابر برای تمامی افراد و بر پایه شایستگی های فردی صورت پذیرد.

۲. آموزش و پرورش می بایست در جهت رشد همه جانبه ی شخصیت انسان و تقویت رعایت حقوق بشر و آزادی های اساسی باشد. آموزش و پرورش باید به گسترش حسن تفاهم، دگرپذیری [تسامح] و دوستی میان تمامی ملتها و گروههای نژادی یا دینی و نیز به برنامه های «ملل متحد» در راه حفظ صلح یاری رساند.

۳. پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود برتری دارند.

• ماده ی ۲۷

۱. هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع خویش همکاری کند، از گونه های مختلف هنرها برخوردار گردد و در پیشرفت علمی سهیم گشته و از منافع آن بهره مند شود.

۲. هر شخصی به عنوان آفرینشگر، حق حفاظت از منافع مادی و معنوی حاصل از تولیدات علمی، ادبی یا هنری خویش را داراست.

• ماده ی ۲۸

هر شخصی سزاوار نظمی اجتماعی و بین المللی است که در آن حقوق و آزادیهای مصرح در این «اعلامیه» به تمامی تأمین و اجرائی گردد.

• ماده ی ۲۹

۱. هر فردی در برابر جامعه اش که تنها در آن رشد آزادانه و همه جانبه ی او میسر می گردد، مسئول است.

۲. در تحقق آزادی و حقوق فردی، هر کس می بایست تنها زیر محدودیت هایی قرار گیرد که به واسطه ی قانون فقط به قصد امنیت در جهت بازشناسی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران وضع شده است تا اینکه پیش شرط های عادلانه ی اخلاقی، نظم عمومی و رفاه همگانی در یک جامعه مردمسالار تأمین گردد.

۳. این حقوق و آزادی ها شایسته نیست تا در هیچ موردی خلاف با هدف ها و اصول «ملل متحد» اعمال شوند.

• ماده ی ۳۰

در این «اعلامیه» هیچ چیز نباید به گونه ای برداشت شود که برای هیچ «حکومت»، گروه یا فردی متضمن حقی برای انجام عملی به قصد از میان بردن حقوق و آزادی های مندرج در این «اعلامیه» باشد[۳].
-------------------------

والسلام

مدیر سایت روز نامه الكترونیكی درد نیوز –ااد

astarao@yahoo.com/09119812795
رو زنامه الكترونیكی آستارا نیوز - آینا / دکتر محمدعلی اسلامی / مهندس محمدرضا اسلامی / مهندس سیامک آستارایی / سارا هالو /پپام هالو/كورش کبیر -/09119812795astarao@yahoo.com




ژ"
نظرات() 

فرماندار آستارا: توسعه این شهرستان در گروی فرانگری است / مدیرکل امور اجتماعی استانداری گیلان : شهرهای دیگر، آستارا را در برنامه های اجتماعی و فرهنگی الگو قرار دهند

تاریخ:شنبه 12 خرداد 1397-11:28 ب.ظ

 یونس رنجکش در مراسم اختتامیه اولین هفته فرهنگی و اجتماعی آستارا افزود: رسیدن به توسعه پایدار مستلزم شناخت کافی از همه فرصت‌ها و چالش‌ها و توجه به داشته ها است که نمی توان از هیچکدام غفلت کرد.

http://astara.gilan.ir/sites/astara.gov.ir/files/styles/slideshow/public/96/10/07/gallery/IMG_1690.JPG?itok=GPlCWTK9

 وی اضافه کرد: شاید در گذشته عده‌ای توسعه را تنها در حوزه پیشبرد اهداف زیرساختی می‌دیدند و تمام تلاش‌ها برای ساخت و سازه ها متمرکز بود اما تجربه نشان داده است تا زمانی که به زیر بناها توجه نکنیم از زیر ساخت ها به خوبی نمی توانم بهره ببریم و توجه به سرمایه های اجتماعی و نقش آنها را در پیشبرد اهداف توسعه زیرساختی بسیار حائز اهمیت برشمرد.

 وی یادآور شد: فرهنگ، زیربنای توسعه زیرساخت‌ها است و در این میان تا فرهنگ جامعه در مسیر بهره مندی صحیح از زیرساخت ها اصلاح و فراگیر نشود نمی‌توانیم به جامعه توسعه یافته دست یابیم.

 فرماندار آستارا با اشاره به چالش‌های کشور در حوزه مشکلات اجتماعی از قبیل بیکاری، اشتغال، فقر و موارد دیگر افزود: توسعه تک بعدی موجب چالش‌های اجتماعی می شود و اگر ما فقط به امر توسعه اقتصادی بیاندیشیم بدون در نظر گرفتن ظرفیت های فرهنگی و اجتماعی جامعه متاسفانه درگیر چالش‌ها و تهدیدات دیگر می شویم که اکنون نیز بر اساس سیاست‌های توسعه نامتوازن درگیر آن هستیم و در سطوح عالی کشور به ویژه مقام معظم رهبری دستورات و برنامه‌ریزی‌هایی برای اقدامات پیشگیرانه در این زمینه ها صادر و در حال اجراست.

 رنجکش ادامه داد: آستارا برخوردار از ظرفیت‌های بالقوه بسیاری است که تلاش می‌کنیم از همه ابعاد آن در مسیر توسعه بهره مند شویم و در کنار پیگیری‌هایی که باید در حوزه عمران و توسعه اقتصادی انجام شود از حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی نیز غافل نشویم.

وی برگزاری اولین هفته فرهنگی و اجتماعی در آستارا را فرصتی برای بازشناسی توانمندی‌ها، ظرفیت‌ها و چالش‌های این حوزه برشمرد که می‌تواند در مسیر اقدامات پیشگیرانه برای پیشبرد اهداف توسعه طلبانه شهرستان حائز اهمیت باشد.

 وی ضمن تشکر از همراهی های دستگاه های اجرایی و تشکل‌های مردم‌نهاد و استقبال خوب مردم آستارا از این برنامه اظهار امیدواری کرد در آینده شاهد برنامه‌ریزی‌های جامع تر در مسیر توسعه نشاط اجتماعی و بهره مندی از مشارکت‌های عمومی در این زمینه باشیم.

مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری گیلان نیز گفت: برگزاری هفته فرهنگی و اجتماعی در آستارا با استقبال مردم مواجه شده و باید مسئولان شهرستان های دیگر استان، این شهرستان را الگو قرار داده و اینگونه برنامه ها را اجرا کنند.

علی پورحسن افزود: با برگزاری هفته فرهنگی اجتماعی می توان به استعدادهای هنری در جامعه بها داد و متاسفانه اغلب، از مقوله هنر در حوزه های مختلف غفلت شده است.

وی اظهار کرد: پیوست فرهنگی برای تمام برنامه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ضروری است و مسئولان باید این موضوع را جدی بگیرند و آستارا با برگزاری هفته فرهنگی و اجتماعی، ارتباط معنادار توسعه پایدار با فرهنگ را ثابت کرد.

دراین برنامه حجت الاسلام والمسلمین حافظ نیا امام جمعه محترم شهرستان آستارا ضمن تشکر از فرماندار آستارا در برگزاری هفته اجتماعی و فرهنگی بر ضرورت توجه به فرهنگ و فرهنگ سازی در جامعه تاکید کرد.

اجرای موسیقی و نمایش طنز و تجلیل از فعالان ستاد اربعین، چهره های فرهنگی، هنری، ورزشی و دست اندرکاران هفته فرهنگی اجتماعی آستارا از بخش های دیگر این آئین بود.




ژ"
نظرات() 

تقدیر و تشكر از نماینده و فرماندار آستارا و بخشدار لوندویل و شورای اسلامی سیبلی

تاریخ:شنبه 12 خرداد 1397-11:27 ب.ظ

تقدیر و تشكر از نماینده و  فرماندار  آستارا و بخشدار لوندویل و شورای اسلامی سیبلی
از پی گیریی شورای اسلامی سیبلی آقای بهرام آ‍ژند  و مساعدت فرماندار آستارا  و بخشدار لوندویل در راه اندازی
مجتمع ساحل صدف سیبلی آستارا تقدیر و تشكر می نماییم       اهالی روستای سیبلی و كانرود و بخش لوندویل   و پلاژداران مجتمع ساحلی صدف سیبلی





ژ"
نظرات() 

دستان ناپیدا

تاریخ:چهارشنبه 9 خرداد 1397-07:57 ب.ظ

دستان ناپیدا 
دلنوشته:اا دارستانی نویسنده ومحقق و روزنامه نگار و فعال حقوق بشر و محیط زیست 09112850112
بعداز بازنشستگی از ارتش سرافراز ایران به کار روزنامه نگاری و نویسنده و محققی(پنچ کتاب نوشتم چاپ شد پنجمین کتابم بررسی تاریخ حقوق بشر و مخیط زیست ) و وبلاگ نویسی  و فعالیت بین اللملی حقوق بشر و محیط زیست و فعالیت سیاسی مستقل و مدنی  پرداختم ... اینها باعث شد دستان ناپیدا برعلیه من بوجود پرونده پشت پرده برایم بوجود آید که چندین بار از بازرسی خانه ام تا بارها  بازداشت و محاکمه که در نهایت تبریه شدم... چون دستان ناپیدا نتوانستن حکم قضایی برای محکومیت من بگیرند چون قوه قضاییه مستقل بود برایم پرونده سازی نامریی کردند ...  بارها درخواست مجوز پروانه هفته نامه و سایت درد نیوز و آستارا نیوز و گیلان من را به وزارت ارشاد (تهران)دادم چه زمان تشکیل پرونده و چه تشکیل پرونده در سایت وزارت ارشاد   با اینکه گواهی عدم سو پیشنه داشتم  دستان ناپیدا با پرونده ناپیدا مرا رد صلاحیت کردند. من که نویسنده پنچ کتاب و از سال 77روزنامه نگار و از سال1379سایت های خبری و حقوق بشری و محیط زیست را تاسیس نموده بودم  و جزو اولین وبلاگ نویسان ایران و آشنا به انترنت بودم .   صلاحیت سایت و هفته نامه ندادند و شدت این دستان ناپیدا در زمان دولت خاتمی  و احمدی نژاد  شدت و زمان دولت روحانی معتادل شد. من که یکدوره شورای روستا سیبلی بود بعنوان عضو و ریس ...  مرا در دوره بعدی که ثبت نام کردم رد صلاحیت کردند یعنی مرا از فعالیت فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و شغلی که سالها به آن مشغول بودم دستان ناپیدا ممنوع و رد صلاحیت کردند..  دیگر روزنامه نگاری و نوشتن کتاب و ثبت نام در شورا را کنار گذاشتم و  شش تا کتاب دیگرم که نوشته بودم آتش زدم و اعتصاب کردم و اعتصابم چند سال ادامه داردیعنی اعتراض مدنی کردم.. حکم شهادت پدر جانباز 65درصد بسیجی مرا بخاطر من ندادند و حالا بماند..
چند سال پیش با کارشکنی جلوی کار اقتصادی مرا گرفتند   شکست خوردم و با اینکه کمیسیون پزشکی نظام وظیفه گیلان با کفالت تنها فرزندم موافقت کرد در آستارا با استفاده از تبصره جلویش را گرفتند پسرم سربازی رفت  ... فقط من اعتراض مدنی کردم ... تا اینکه دو سال پیش بخاطر اینکه ضامن چندین  نفر شدم توان دادم و باز می دهم ... پولم را دو نفر خوردند ... دنبال استخدام روز مزد در راه آهن و اسکله آستارا افتادم  بمن دوستان توصیه کردند برای نجات از بیکاری و فقر و گرسنگی دست از فعالیت سیاسی وحقوق بشری و محیط زیستی و روزنامه نگاری  و... بر دارم تا حساسیت از روی من بخوابد من هم دو سال کنار گذاشتم .... تا اینکه توسط یکی از مسولان دولتی  دلسوز آستارا  برای کار به کارگاه راه آهن آستارا معرفی شدم و تشکیل پرونده و قرار شد بعنوان نگهبان شروع بکار نمایم یعنی شب کار ... یکباره بعداز چند ساعت بمن اعلام شد شب سر کار نیاید بعلت اینکه بازنشسته هستی گفتم اینجا شرکت خصوصی است از نظر قانونی منع ندارد گفتند از طرف  اداره تامین اجتماعی  آستارا اجازه بکار گیری  بازنشسته را نمی دهند ...   خلاصه رفتم مجوز هفته نامه و سایت بگیریم دستان ناپبدا نگذشتند رد صلاحیتم کردند  و با اینکه شورا بودم  در شورا ثبت نام کردم رد صلاحیتم کردند  آنهم از جریان پدر مرحوم و پسرم و کار اقتصادی و..   دستان ناپیدا هربار بدون مدرک رد صلاحیت می کنند و ردی پای از خود نمی گذرنند و بعداز دوسال موفق شدم بعنوان کارگری ساده با مدرک دانشگاهی و سوابق فراوان  جور کردم خواستم شروع بکار کنم باز دستان ناپیدا فهمیدند نگذشتند شروع بکار نماییم  یعنی  اعمال نفوذ کردند . من ماندم آیا اینها نمی خواهند به من حتی برای بدست آوردن یک لقمه نان در یک شرکت خصوصی بعنوان کارگر ساده کار کنم ... فقط منتظرم دستان ناپیدا بیایند شناسنامه مرا باطل کنند و فقط تنها فرشته مرگ می تواند مرا از شر دستان ناپیدا نجات دهد یا از این کشور مهاجرت کنم نمی گذارنند من یک کارگری ساده در یک شرکت خصوصی کار کنم پس من شکم زن و بچه ام را چطور سیر کنم  دیگر کار کردند نا امید و افسرده و بیمار شدم  حتی حق کارگری ساده در این کشور را ندارم...
#دستان ناپیدا   @astarali



ژ"
نظرات() 

فروش ویلا و زمین ویلا در ساحل آستارا

تاریخ:جمعه 4 خرداد 1397-08:16 ب.ظ

1- یكباب ویلا دو طبقه  با باغچه با آب و برق و تلفن و گازو پاركینگ مستقل با سند مالكیت واقع در استان گیلان  آستارا
روبروی  جاده ساحلی مجتمع ساحلی صدف آستارا بفروش می رسدبمترا‍ژ 250 مترمربع ... قیمت 250 میلیون تومان
 تلفن تماس 09112850112


2- زمین ویلایی بمتراژ 440 متر مربع در دامنه كوه در قنبر محله لوندویل آستارا استان گیلان  با تمام امتیازات آب و برق و گاز درب ورودی
متری دویست هزار تومان  بفروش می رسد  تلفن تماس 09111852380





ژ"
نظرات() 

نامه یك نویسنده و محقق و فعال حقوق بشر و رو زنامه نگار و فرزند جانباز 65 درصد و برادر جانباز و ارتشی بازنشسته به ریس جمهور محترم ایران دكتر روحانی

تاریخ:جمعه 4 خرداد 1397-08:16 ب.ظ

نامه  یك نویسنده و محقق  و فعال حقوق بشر  و رو زنامه نگار   و فرزند جانباز 65 درصد و برادر جانباز و ارتشی بازنشسته به ریس جمهور محترم ایران دكتر روحانی  
dardnews.ir       astaranews1.ir

جناب آقای دكتر روحانی ریس جمهوری ایران   
 
با سلام    پیرو نامه های قبلی و نامه  های قبلی خدمت جنابعالی 

  اینجانب اسماعیل اسدی دارستانی   درجه دار بازنشسته ارتش  نویسنده و محقق پنچ کتاب  و روزنامه نگار و اولین وبلاگ نویس  و مستند ساز  و فرزند جانباز 65 درصد و برادر جانباز  میزان تحصیلات  فوق دیپلم و فرزندم هم  سرباز ارتش است  .....   ضامن چند نفر بودم  مجبور شدم ماشین ام را که مسافرکشی می کردم  بفروشم  و مقداری قرض بکنم قسط وام گیرندهها در بانک ها بدهم  و چند ماهی است بخاطر ضامن بودن سه نفر  از حقوقم کسر می شود فقط من پانصد هزار تومان دریافتی دارم هیچ گونه در آمدی ندارم .....   تاكنون میلیون ها تومان بخاطر اقساط  وام های كه برای دیگران ضامن ایستادم  قرض كردم و دادم و توان خرید یك نان ندارم تنها منبع در آمد من ماشین ام بود كه مسافر كشی می كردم آنهم بخاطر  ضامن بودن فروختم قسط وام گیرنده در بانك انصار را دادم  و چند روز هم حقوقم توقیف كامل شده بود مجبور شدم یك میلیون وپنجاه هزار تومان  قسط وام گیرنده كه ضامن اش بودم  سود بگیریم بدهم و تاكنون هشت میلیون بخاطر اینكه زندان نروم  بخاطر وام های  كه ضامن ایستاده بودم سود كردم خلاصه ریس جمهور عزیز وضعیت مالی من اسفناك حتی قادر نیستم نان  خالی برای  زن و فرزندم بخرم با قرض و... زندگی  می كنم .

   برای استخدام در اسکله بندر  آستارا(استان گیلان )  از فرماندار امام جمعه بنیاد شهید  نماینده آستارا و آیت الله قربانی نماینده ولی فقیه در استان گیلان و استاندار گیلان   نامه بردم تشکیل پرونده دادم    با توجه به وضعیت من درخواست دارم دستور استخدام من در اسکله آستارا را بدهید حتی پول خرید نان ندارم(ماهها ست به شما واستاندار گیلان و فرماندار  شهرستان  آستارا و نماینده آستارا و امام جمعه  و شوراها نامه و مشكلم را  گفتم  كسی  به دادم نرسیده است ) را احتیاج بکار دارم ( خواهشمند است دستور فرمایید  مرا در اسلكله بندر آستارا استخدام كنند ....حتی خدماتی    ...  ) 

در انتخابات 1392  و امسال فعال ستادی و حامیان دكتر روحانی بودم و در فضای مجازی برای دكتر روحانی  فعالیت می كردم
 
با تشکر

 اسماعیل اسدی دارستانی 

درجه دار بازنشسته ارتش و  نویسنده و محقق( پنج كتاب ) و فرزند جانباز 65درصد  و برادر جانباز   و فعال حقوق بشر  و رو زنامه نگار و مستند ساز   از  آستارا   استان گیلان  09119812795





ژ"
نظرات() 

درخواست رسیدگی و حكم شهادت جانباز 65 درصد هشت سال دفاع مقدس حاج اسدالله اسدی دارستانی ( شادروان )

تاریخ:جمعه 4 خرداد 1397-08:16 ب.ظ

بنام خدا

 ریس جمهور محترم اسلامی ایران - دكتر روحانی

 

 سلام علیكم  احتراما به استحضار عالی می رساند

 موضوع : درخواست رسیدگی و حكم شهادت  جانباز 65 درصد هشت سال دفاع مقدس حاج اسدالله اسدی   دارستانی ( شادروان )

 

 جانباز 65 درصد  بسیجی هست سال دفاع مقدس حاج اسدالله اسدی (59 تا 63) بعداز بارها جانبازی  در سال 1363 رسما  بعلت بیماری در اثر جانبازی خانه نشین و زمین گیر شد و هر روز بستری بود یا در خانه افتاده بود  و تاكنون دوبار بخاطر وخامت جانبازی در زمان جنگ به آلمان اعزام شد.

بعداز سالها زمین گیری و كار افتادگی كلی  و بستری در بیمارستان  در سال 1388 مهرمان به لقا الله پیوست.

در زمان بعلت اعمال نفوذ نماینده سابق و جریان انحرافی-تیم مشایی  -( چون من وبلاگ نویس و روز نامه نگار شناخته شده بودم علیه ایشان می نویشتم) پرونده را ناقض دادند به كمیسیون ماده 15 بنیاد حكم شهادت ایشان صادر نشد. حتی سه برگ اصلی كه اثابت می كرد وی در اثر جانبازی فوت شده در پرونده  بنیاد نبود با نامه بنیاد بعداز  كمیسیون ماده 15 بنیاد با نامه بنیاد از بیمارستان  شفا وایثار اردبیل گرفتم...و نامه و گواهی دكتر دولتی كه تایید نموده بود  ایشان در اثر ات جانبازی  فوت شده را نفرستاده بود ند و من بعداز دوباره از دكتر زمان  فوت  كه بیمارستان  دولتی بودم گرفت.

1-      گواهی پزشك بیمارستان  دولتی آستارا فوت بر اثر جانبازی  2 برگ( تاریخهای 25/11/90  و2/11/89 ) كه به كمیسیون نفرستاده بودند دوباره گرفتم 

2-       مدارك بستری موج گرفتگی و اعصاب و روان  به شماره نامه 11321/10/3-17/11/89(دوبرگ) كه در پرونده بنید نبود

3-      مدارك بیمارستان ایثار بنیاد شهید تخصصی اعصاب و روان اردبیل  نامه شماره 20311/13/5506 -3/11/89 هشت برگ سابقه بستری  موج گرفتگی ..كه در پرونده جانبازی پدرم نبودند

هر سه نامه را بعلت نبودن سوابق با نامه بنیاد شهید  گرفتم..اما به كمیسیون ماده 15 ارسال نشده است

درخواست رسیدگی بعداز سالها اعمال نفوذ در عدم صدور حكم شهادت جانباز 65 درصد  بسیجی هشت سال دفاع مقدس  با توجه به مدارك موثق  و تایید دكتر بیمارستان مرگ بر اثر جانبازی ..درخواست حكم شهادت ایشان را از طرف  10 نفرفرزندان آن مرحوم   و خانواده را دارم..

 

 

 

با تشكر  اسماعیل اسدی دارستانی  (فرزند جانباز 65 درصد حاج اسد الله اسدی دارستانی شادروان )

09119812795

آدرس :  گیلان – آستارا – روستای سیبلی – كوچه بوستان جنوبی – پلاك 41  كد پستی 14444-43951

 








ژ"
نظرات() 

خاطرات شیرین شهید صیاد درباره فتح خرمشهر

تاریخ:دوشنبه 31 اردیبهشت 1397-03:53 ب.ظ

بیست و سومین روز عملیات بود. یعنی ما 48 ساعت وقت داشتیم. فرماندهان همه رفتند. به خودم که آمدم دیدم توی سنگر، همین طور خمیده ایستاده ام و تمام وجودم را اضطراب گرفته.

گروه جهاد و مقاومت مشرق - پس از 23 روز نبرد، حدود پنج هزار کیلومترمربع از خاکمان آزاد شده بود. مردم از پشت جبهه زنگ می زدند، تماس می گرفتند که پس خرمشهر چی شد! همه منتظر آزادسازی خرمشهر بودند و نمی دانستند که چه بر ما می گذرد. حتی اگر یک روز هم در جبهه بودید، می فهمیدید که 23 شبانه روز در معرض آتش بودن یعنی چه! ما به فرماندهان فشار آوردیم که به شلمچه بیایند و خط دشمن را قطع کنند. دوباره دو شب پشت سر هم حمله کردیم. تلفات سنگینی به دشمن وارد کردیم، ولی برای قطع کردن دشمن موفق نشدیم و تلفاتی هم دادیم.

شاید منطقی ترین پیشنهادی که می شد در این شرایط داد این بود که بگوییم دو ماه به ما فرصت بدهید تا خودمان را آماده کنیم و بعد حمله کنیم به خرمشهر! هر چه فکر می کردیم به نتیجه نمی رسیدیم، چون این دو ماه فرصتی بود برای دشمن که قطعاً کاری کند که دیگر ما نتوانیم به هدف خود دست پیدا کنیم. توی این صحنه بودیم که خدای متعال جرقه امداد خودش را در فرماندهی قرارگاه کربلا زد. بنده و فرماندهی کل محترم سپاه نشستیم و روی آن طرح کار کردیم و قرار شد این فرمان را به عنوان فرمان قرارگاه، من به فرماندهان ابلاغ کنم. قرار شد فرماندهان در آن طرف جاده اهواز- خرمشهر در سنگری جمع شوند. همه جمع شدند، من سخنرانی کردم و فرمان را ابلاغ کردم و تمام شد. دیدم همه فرماندهان به هم نگاه می کنند. سکوت پرمعنایی بود. حاج احمد متوسلیان گفت: جناب سرهنگ، ما پیشنهادهایی به شما داده بودیم چرا به آنها توجهی نشد؟ و من گفتم: این فرمان فرماندهی قرارگاه است. او سرش را انداخت پایین. فهمیدم که قانع نشد.
نفر بعد سردار شهید حسین خرازی بود که گفت: جناب سرهنگ چرا به منطق ما توجه نشده؟ و من دوباره حرفم را تکرار کردم. او هم قانع نشد.
سومین نفر ارتشی از آب درآمد. استادی بود از دانشگاه فرماندهی و ستاد جنگ. خیلی مؤدبانه گفت: جناب سرهنگ ما به شما سه راهکار دادیم. اما در میان آنچه شما گفتید، هیچ کدام از این راهکارها نبود. من به او گفتم: جناب سرهنگ، شما استاد هستید؛ مگر نمی دانید فرمانده در مقابل راهکارها یا یکی را انتخاب می کند و یا هیچ کدام را؟ این طور جاها فرماندهی هم خیلی خطرناک می شود. یک دفعه دیدم در آن صف آخر سردار سرتیپ سید رحیم صفوی دارد می خندد، بدون آن که حرفی بزند. خنده اش هم مصنوعی بود. دیدم صحنه یک طور دیگر شد. یک دفعه حاج احمد برگشت و گفت: چرا می خندی؟ مثل این که چیز دیگری می خواهی بگویی. صفوی گفت: معذرت می خواهم. سوء تفاهم نشود، اما ما تابع دستور هستیم. تا آمدم از او تشکر کنم، حاج حسین هم حرف او را تکرار کرد و من ناخودآگاه گفتم پس چرا معطل هستید، وقت نداریم...

بریدن دشمن
بیست و سومین روز عملیات بود. یعنی ما 48 ساعت وقت داشتیم. فرماندهان همه رفتند. به خودم که آمدم دیدم توی سنگر، همین طور خمیده ایستاده ام و تمام وجودم را اضطراب گرفته. با خودم زمزمه می کردم که خدایا این چه اضطرابی است، خدایا ما هر چه داشتیم و نداشتیم پشت سر این فرمان گذاشتیم.
اگر عملیات نگیرد چه می شود، دفعه دیگر چه می شود؟ بالاخره گذشت و بعد از 48 ساعت طرح عملیاتی بین شلمچه، پل نو و جزیره ام الرساس که در وسط قرار داشت، آماده شد. عملیات انجام شد. همان اوایل، جناح راست که در اختیار حاج احمد متوسلیان بود، با یک تیپ از ارتش، توش و توان دشمن را بریدند و جلو رفتند و دادشان درآمد که چرا جناح چپ نمی آیند؟ از دو طرف دارند ما را می زنند. چه بگویم که چه گذشت بر ما...! ساعت ده شب عملیات شروع شده بود و حالا چهار و نیم صبح بود. هر کار کردیم دو محور را بگیریم، نشد. همین طور در تلاش بودیم... داشتیم به صبح می رسیدیم. به صبح هم که می رسیدیم، اوضاع ما به هم می ریخت و دیگر هیچ کار نمی توانستیم بکنیم. آنهایی هم که رفته بودند، باید برمی گشتند. نمی دانم چه شد که یک دفعه خوابم برد. 20 دقیقه بیشتر نخوابیده بودم که از خواب پریدم. دیدم این بی سیم ها و گوشی ها و دهنی ها همین طوری رها و همه افراد هم خسته و فرسوده بودند. سر و صدای شدیدی از توی بی سیم می آمد. دیدم صدای تکبیر می آید. پرسیدم چه خبر است گفتند ما آن محور را شکافتیم. یعنی حدوداً ساعت 5 و 30 دقیقه بود که محور شکافته شد. آن چیزی که منتظرش بودیم.

700 بسیجی در مقابل هزاران عراقی
خواب از سرم پرید، خدا را شکر کردم. همه این اتفاقهای بیست و چند روز یک طرف و این دو ساعت یک طرف. ساعت 6/5 یا 7 صبح بود که به ما خبر دادند رسیدیم به اروند. دشمن آن قدر غافلگیر شده بود که بالگردش صبح زود می خواست بیاید به خرمشهر، نمی دانست که نیروهای ما آن جا هستند با خیال راحت با سقف پرواز 30 متری داشت می آمد که یک بسیجی آر- پی- جی اش را می گیرد به سویش و آن را می زند. مثل این که با یک فیلمبردار هماهنگ کرده بود و فیلمبردار هم از این صحنه فیلم می گیرد که بعدها پخش شد.
ساعت حدود 7 بود که یک دفعه دیدم شهید خرازی که محل استقرارش درست چسبیده بود به خاکریز خرمشهر، با یک هیجانی گفت که اگر من 700، 800 نفر جور بکنم اجازه می دهید بزنم به خرمشهر؟ پیشنهاد کردم صبر کنید تا بررسی کنیم. کارشناسی کردیم، دور هم نشستیم و بحث کردیم. هیچ کس نظر مثبت نداشت، چون از لحاظ تخصصی جواب نمی داد. منطقی نبود که این 700 نفر را همراه با خط مان از دست بدهیم. آمدیم به او بگوییم ستاد قرارگاه کربلا مخالفت کرده، نمی دانید با چه برخوردی به ما انگیزه داد؛ طوری صحبت می کرد انگار که او فرمانده است. دیدیم اصلاً نمی توانیم قانعش کنیم. من و سردار رضایی متقاعد شدیم که همین طوری رهایشان کنیم تا ساعت 7/5 بشود، دیدیم باز دادش درآمد. آنها رفتند و بعد با ما تماس گرفتند. گفتیم چه خبر است؟ گفتند: هر چه نگاه می کنیم عراقی ها دستها را بالا برده اند! تازه فهمیدیم منظورش چه بود. منظورش این بود که ما 700 نفر با این جمعیت انبوه چه کار کنیم. گفت اگر می شود یک بالگرد بفرستید تا ببینیم عمق اینها کجاست. یک بالگرد فرستادیم. ای کاش صدای آن خلبان ضبط می شد. او از آن بالا فریاد می زد که تا عمق پل خرمشهر تا چشم کار می کند عراقی ها در خیابانها و کوچه ها همه دستهایشان بالاست!

 دیگر اثری از دشمن نبود
حالا توجه کنید که چه مشکلی برایمان پیش آمد. آیا می توانستیم به عراقی ها بگوییم فعلاً بروید در سنگرهایتان تا ما نیرو جمع کنیم و بیاییم شما را اسیر کنیم؟ خداوند متعال این فکر را به ذهن ما نشاند که به رزمندگان بگوییم به صورت خط دشت بان یعنی به صورت خط گسترده که یک طرفش به اروندرود بخورد و یک طرفش به ابتدای جاده خرمشهر- اهواز که دست خودمان بود، با دست به عراقی ها علامت بدهند که بروند توی جاده و چون ماشین هم نداشتیم پیاده بروند تا اهواز و بدین ترتیب آنها راه افتادند.
چه حالی داشتیم! فقط می خواستیم اینها زودتر بروند و خرمشهر زودتر تخلیه شود تا رزمندگان ما با خیال راحت بروند داخل شهر. حالا ساعت نزدیک 10 صبح بود و خروج اسرا هنوز ادامه داشت. ساعت 10 گفتند دیگر کسی نمی آید. گفتیم شما پیش بروید. نیروها رفتند و به سرعت رسیدند به پل خرمشهر و قرارگاه استقرار دشمن را گرفتند. دیگر اثری از دشمن نبود. آیا حالا می توانیم بگوییم خدا خرمشهر را آزاد کرد یا نه؟! سه ماه طول کشید تا توانستیم تمام فشنگها و کنسروهایی را که در گوشه و کنار سنگرها جای داده بودند، بیاوریم. چقدر سنگر داشتند! از نظر نظامی آنها می توانستند 15 روز بدون دردسر پیاپی بجنگند، چون پشت سرشان رودخانه بود و به راحتی پشتیبانی می شدند، ولی با اینهمه یک ساعت هم دوام نیاوردند! در حالی که ما تعدادمان بسیار کم بود. با همین تعداد کم 19 هزار و 500 نفر اسیر گرفتیم. خدا وقتی بخواهد، چنان قوت قلبی به نیروها می دهد که با تعدادی اندک بر تعدادی بسیار زیاد پیروز می شوند. در خرمشهر چنین اتفاقی افتاد.




ژ"
نظرات() 

3 خرداد؛ سالروز آزادسازی خرمشهر

تاریخ:دوشنبه 31 اردیبهشت 1397-03:46 ب.ظ

مقاومت مردم خرمشهر، حماسه ای از یاد نرفتنی است؛ چرا که مردم این شهر در حالی به مبارزه با دشمن پرداختند که از پیش برای این تهاجم و تجاوز آمادگی نداشتند. سوم خرداد و فتح خرمشهر، آیینه گویایی از تاریخ و جغرافیای دفاع مقدس و جهاد آگاهانه و شجاعت مظلومانه ملت ایران است.

مقدمه :

روز سوم خرداد 1361 یکی از بارزترین جلوه‌های نصرالهی و یکی از مهمترین و زیباترین روزهای انقلاب اسلامی ایران می‌باشد. در این روز شهر مقاوم خیز خرمشهر که پس از 35 روز پایداری و مقاومت در 4 آبان 1359 به اشغال دشمن در آمده بود، پس از 578 روز (19 ماه) ، بار دیگر توسط رزمندگان اسلام فتح شد و پرچم اسلام بر فراز مسجد جامع و پل تخریب شده خرمشهر به اهتزاز در آمد.

 

عملیات آزادسازی خرمشهر

آزادسازی خرمشهر در روز سوم خرداد سال 1361 بعنوان مهم‌ترین هدف عملیات بیت‌المقدس در دوره جنگ ایران و عراق توسط ارتش جمهوری اسلامی ایران (به فرماندهی علی صیاد شیرازی) و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (به فرماندهی محسن رضایی) انجام گرفت.

 

خرمشهر, آزادسازی خرمشهر, سالروز آزادسازی خرمشهر

 آزاد سازی خرمشهر در حقیقت یکی از اهداف عملیات بیت‌المقدس بود

 

در پی آغاز عملیات بیت‌المقدس در نیمه شب دهم اردیبهشت سال ۱۳۶۱ چند هدف عمده استراتژیک و تاکتیتکی از جانب نیروهای ایرانی دنبال می‌شد این اهداف عبارت بودند از:
بیرون راندن نیروهای متجاوز به پشت مرزهای بین‌المللی
نشان دادن برتری قدرت سیاسی‌-نظامی و اجتماعی جمهوری اسلامی به عراق و حامیان او در منطقه
انهدام نیروهای متجاوز در منطقه بین غرب کارون تا خط مرزی
آزادسازی خرمشهر از اشغال متجاوزین

 

آزاد سازی خرمشهر در حقیقت از اهداف مرحله چهارم عملیات بیت‌المقدس بود. در ساعت 22:30 شامگاه شنبه، 1خردادماه 1361 ،مرحله چهارم این عملیات با اعلام رمز یامحمدبن‌عبدالله‌، از بی‌سیم فرماندهی قرارگاه مرکزی کربلا به واحدهای عمل‌کننده، با هدف آزادسازی خرمشهر آغاز شد. در پایان این نبرد علاوه بر پایان بخشیدن به ۱۹ ماه اشغال بخشی از حساس‌ترین مناطق خوزستان و آزادسازی خرمشهر، ضربه‌ای سنگین به توان رزمی و روحیه نیروهای عراقی وارد آمد.

 

در جریان آزادسازی خرمشهر حدود ۱۶ هزار نیروی عراقی کشته و زخمی شدند و همچنین ۱۹ هزار نفر نیروی عراقی به اسارت نیروهای ایرانی درآمدند. ایران در جریان عملیات ۲۶ روزه بیت‌المقدس که به آزادی خرمشهر انجامید ۶٬۰۰۰ کشته (۴٬۴۶۰ کشته سپاه و ۱٬۰۸۶ کشته ارتش) و ۲۴ هزار مجروح داد.

 

خرمشهر, آزادسازی خرمشهر, سالروز آزادسازی خرمشهر

در جریان آزادسازی خرمشهر ۱۹ هزار نفر نیروی عراقی به اسارت درآمدند

 

نتایج نظامی به دست آمده از عملیات بیت‌المقدس:

ـ آزاد سازی 5400 کیلومتر مربع از خاک کشور اسلامی از جمله خرمشهر و تأمین 180 کیلومتر خط مرزی

ـ 19 هزار اسیر و 16 هزار کشته از دشمن

ـ انهدام 60 فروند هواپیما ، 3 فروند هلی‌کوپتر، 418 دستگاه تانک و نفربر، 30 قبضه توپ، 49 دستگاه خودرو.

ـ غنایم به دست آمده : یک فروند هلی‌کوپتر، 105 دستگاه تانک و نفربر و 56 دستگاه خودرو.

 

خرمشهر, آزادسازی خرمشهر, سالروز آزادسازی خرمشهر

در جریان آزادسازی خرمشهر حدود ۱۶ هزار نیروی عراقی کشته و زخمی شدند

 

 پس از فتح خرمشهر

پس از آزادسازی خرمشهر رزمندگان ایرانی در اولین اقدام خود در مسجد جامع خرمشهر نماز اقامه کردند. خبر پیروزی آزادسازی خرمشهر به سرعت پخش شد و همه ملت مسلمان ایران را غرق شادی و سرور کرد و مردم ایران با حضور در مساجد نماز شکر به جای آورده و ندای ا... اکبر سردادند.

 

امام خمینی به مناسبت آزادی خرمشهر پیامی خطاب به ملت ایران صادر کرد. در اولین بخش این بیانیه آمده است :«با تشکر از تلگرافاتی که در فتح خرمشهر به اینجانب شده است، سپاس بی‌حد بر خداوند قادر که کشور اسلامی و رزمندگان متعهد و فداکار آن را مورد عنایت و حمایت خویش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصیب ما فرمود.»

 

خرمشهر, آزادسازی خرمشهر, سالروز آزادسازی خرمشهر

پس از فتح خرمشهر برای اولین بار از شروع جنگ ،ایران در موضع قدرت قرار گرفت

 

در واقع فتح خرمشهر، دفاع مقدس را وارد مرحله نوینی کرد و برای اولین بار از شروع جنگ تحمیلی ایران در موضع قدرت قرار گرفت. این فتح مبین انعكاس جهانی داشت و از نظر سیاسی عراق با از دست دادن خرمشهر تكیه‌گاهش را برای مذاكره از دست داد. جنگ ایران و عراق به طور کلی به دو مقطع تقسیم می‌شود، مقطع اول مربوط به آغاز جنگ تا آزاد سازی خرمشهر است که استراتژی ایران نظامی و با هدف بیرون راندن عراق از خاک کشور بود و مقطع بعدی مربوط به پس از آزاد سازی خرمشهر است که استراتژی ایران دوگانه بود.


آن طور که صیاد شیرازی نقل می‌کند، استراتژی پس از آزادی خرمشهر استراتژی سیاسی شد و شامل انجام یک عملیات نظامی برای تحقق صلح و با استفاده از عملیات نظامی برای آنکه بتوان از طریق دیپلماسی جنگ را تمام کرد. به عبارت دیگر تصمیم بر آن بود تا عملیات نظامی به عنوان ابزاری در خدمت دیپلماسی قرار گیرد. این استراتژی سیاسی بود ولی هدف عملیات و جنگ نبود بلکه هدف حمایت از سیاست خارجی بود.




ژ"
نظرات() 

غزنویان ریس آب و فاضلاب روستایی آستارا شد

تاریخ:یکشنبه 30 اردیبهشت 1397-06:59 ب.ظ

انتخاب شایسته ی فرزند برومند لوندویل فرزند آستارا  جناب آقای مهندس #غزنویان به #ریاست اداره آب وفاضلاب روستایی شهرستان آستارا که افتخاریست برای ما فرزندان آستارا  تبریک عرض می نماییم
@astarali



ژ"
نظرات() 

سرهنگ شریف النسب؛ خاطرات یک ارتشی درباره پیدایش بسیج

تاریخ:شنبه 29 اردیبهشت 1397-03:44 ب.ظ

روز 12 بهمن ماه 1357 حضرت امام خمینی (ره) با اطمینان از وفاداری ارتش، پس از سالها دوری از میهن به خانه خود بازگشتند و با استقبال کم نظیر تمامی اقشار ملت روبرو گشتند. من و جمعی از دوستان نظامی‌ام به دلیل مشارکت در "هسته های مقاومت ارتش" در  اقامتگاه موقت ایشان در مدرسه علوی، طرح ماندگاری ارتش و سازماندهی نیروهای مسلح مردمی را از طریق آیت ا... ربانی شیرازی به حضورشان تقدیم کردیم. حضرت امام که در طول سال‌های مبارزه و تبعید با برخورد های حکیمانه خود ارتش را مجذوب خود ساخته و بقای آن را برای دفاع از انقلاب ضروری می دیدند، از این طرح استقبال کردند.

دوستانمان برای پیاده کردن طرح از روز 23 بهمن در کنار سپهبد ولی قرنی اولین رییس ستاد ارتش انقلاب مشغول کار شدند و با عنوان "کمیته نظامی انقلاب"در انتخاب فرماندهان جدید ، برای برقراری نظم  و جلوگیری از غارت پادگان ها و فروپاشی ارتش اقدام کردند. گرداننده اصلی کمیته انقلاب سرهنگ حسنعلی فروزان از استادان برجسته دانشکده فرماندهی ستاد بود.

صبح پیروزی انقلاب توطئه ها و دسیسه ها برای درهم شکستن ارتش که در حکم بازوی انقلاب و امام بود بیداد می کرد . فریاد خودمختاری و جدایی طلبی در مناطق مرزی بخصوص سیستان و بلوچستان، گنبد خوزستان و کردستان به آسمان می رفت. پادگان مهاباد در اول اسفند ماه 57 به دست گروهکها افتاد. پادگان سنندج نیز 27 اسفند محاصره گردید و همه بار مسئولیت این وقایع ناگوار تنها بر دوش ارتش بود. سرانجام رییس ستاد ارتش انقلاب جان خود را بر سر دفاع از تمامیت ارضی کشور و حفظ و حراست از کیان نظام نوپای اسلامی نهاد و عنوان نخستین شهید انقلاب را به خود اختصاص داد.

بعد از شهادت سپهبد قرنی سرلشکر فربد و پس از او سرلشکر شاکر جای او را گرفتند و علیرغم حمایت‌های صریح و قاطع حضرت امام که ارتش را اسلامی،مکتبی و مردمی می‌نامیدند و همگان را به حمایت از آن فرا می خواندند، توطئه ها برای درهم شکستن این تنها دژ دفاعی انقلاب همچنان ادامه داشت. اما ارتش با همه دشمنی‌ها و بی مهری ها  راه خود را محکم و استوار ادامه می داد.

اواخر شهریور 58 شهید بزرگوار دکتر چمران که در آن موقع وزیر دفاع بودند مرا که در آن تاریخ درجه سرگردی داشتم احضار و فرمودند: خبر می دهند جمعیتی در مقابل پادگان ها اجتماع کرده و به فرماندهان  فشار می آورند که ما را مسلح کنید، قضیه چیست؟ گفتم بعد از حمله نظامی آمریکا و ماجرای طبس که در اردیبهشت امسال صورت گرفت و با امدادهای الهی درهم شکسته شد، گروهکها به بهانه حمله مجدد آمریکا، توطئه جدیدی را رقم زده اند. آنان جوانان فریب خورده و هواداران خود را با این شعار که "حمله آمریکا قطعی است، مردم مسلح شوید" آموزش داده و در نظر دارند به عنوان یک عمل خودجوش مردمی و انقلابی به پادگان ها حمله کرده و باقیمانده سلاح و مهمات ارتش را برای منظورهای خاص خود غارت کنند. شعارهایشان به در و دیوار شهر بخصوص  پادگان ها به وفور دیده می شد.

آنان مزورانه از آزادی های انقلاب سوءاستفاده کرده و در خیابان های اطراف دانشگاه بساط گسترده و جنگ چریکی و اسلحه شناسی آموزش  می‌دهند و مردم را به مشارکت در ارتش خلقی تحت عنوان "رزمنده پاره وقت یا میلیشیا" تشویق ودعوت می کنند.

شهید چمران به دقت به حرف های من گوش می‌داد، هنگامی که نگرانی او را احساس کردم، گفتم هم اکنون مشغول تهیه طرحی برای سازماندهی و آموزش نظامی مردم و جوانان علاقه مند کشور هستیم که به زودی تقدیم حضورتان خواهد شد.

 مطالعه  و کار بر روی این طرح بعد از حمله هوایی آمریکا و ماجرای طبس آغاز شده بود و تعدادی از برادران نظامی ما در دفتر مشاورت حضرت امام مستقر در ستاد مشترک ارتش عهده دار این وظیفه شده بودند. برنامه آنان تحت نظارت حضرت آیت ا... خامنه ای که در آن موقع نماینده حضرت امام در ارتش بودند شکل می گرفت. بر اساس این طرح نیروهای داوطلب که شور و نشاط و آمادگی برای فعالیت های انقلابی و جهادی داشتند آموزش می دیدند و درگروهای مقاومت 22نفره سازماندهی می‌شدند تا در هنگام درگیری ارتش با ابرقدرتها در حمایت از نیروهای نظامی وارد عمل شوند،  این هدف عمده و اصلی بسیج بود. اهداف بعدی بسیج عبارت بودند از مردم یاری به هنگام وقوع حوادث ناگوار طبیعی، مبارزه با ستون پنجم و جنگ روانی دشمن، کاهش تلفات ناشی از بمباران‌ها در میدانهای نبرد و پشت جبهه، برقراری امنیت خطوط مواصلاتی و امثال آن.

وقتی نام بسیج را برای این سازمان انتخاب کردیم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمودند چه نام زیبایی. این نام کجا بوده است؟ به عرض رساندیم، در جنگ جهانی دوم وقتی ایران مورد یورش انگلیس و شوروی قرار می‌گیرد، ارتش بسیج اعلام می‌کند و همه مردم را به حمایت فرا می‌خواند.

طرح بسیج در آن موقعیت حساس کشور سرشار از حکمت و عقلانیت بود. پیوستگی بسیج به نیروهای مسلح درگیر، یکی شدن ارتش و ملت را محقق می‌کرد که نتیجه آن شکست ناپذیری در مقابل دشمنان قدرتمند اسلام بود. بر این اساس نیروی بسیج باید آموزش می‌دید ، سازماندهی می‌شد و در تقدم یک با نظم و ترتیب در خط مقدم جبهه در اختیار فرمانده نظامی منطقه قرار می‌گرفت.

آرمان بسیج از اتفاقات صدر اسلام و تدابیرحضرت امام و رهنمودهای  ارزشمند و موشکافانه حضرت آیت ا.... خامنه ای گرفته شده بود و سازماندهی و آموزش آن از مساجدکه عمده ترین پایگاه اصیل معنوی است آغاز می شد.

طرح بسیج برای تبرک و اطمینان خاطر از دریافت آخرین نقطه نظرات بنیانگذار انقلاب ، از طریق حضرت آیت ا... حسن صانعی از جماران به قم فرستاده شد و به رویت حضرت امام رسید. ایشان در آذرماه 58 در ملاقات با مقامات و فرماندهان فرمودند "مملکتی که چهل میلیون جمعیت دارد باید 20 میلیون نظامی داشته باشد"، و با این سخن برپایی بسیج را رونمایی و علنی کردند. روزنامه ها نوشتند "ارتش 20میلیونی مقاومت" تشکیل شد. با پخش این خبر دشمنان قسم خورده انقلاب غافلگیر شدند و از فردای آن روز دانشجویان دانشکده افسری خیابان های اطراف دانشگاه تهران را برای آموزش نظامی به مردم اشغال کردند و بساط گروهک ها بدون حادثه و درگیری برچیده شد.

با حمایت حجت الاسلام غلامرضا صفایی مسئول عقیدتی سیاسی ارتش، افراد جامعه از زن و مرد و پیرو جوان در ده برنامه تلوزیونی با فلسفه بسیج آشنا شدند و بهترین اساتید و متخصصان نظامی به آنان اصول رزم و اسلحه شناسی آموختند. استقبال مردم چنان بود که دقایقی قبل از شروع برنامه بسیج، خیابانها از جمعیت وترافیک خالی می‌شد.سرود روح بخش "ایران ای مرز پر گهر" با توصیه فرمانده دانشکده افسری گرمی و شکوه خاصی به برنامه ها بخشیده بود.
  
به دنبال اجرای طرح یک هفته به نام "هفته بسیج ملی اعلام شد و در آن برنامه های متنوعی به اجرا درآمد. از جمله برای نحستین بار از ورود خودروهای شخصی به مرکز شهر جلوگیری بعمل آمد و خودروهای ارتش وسازمانهای بزرگ مانند وزارت خانه ها و شرکت نفت بعد ازپایان سرویس روزانه کارمندان خود رایگان به ناوگان حمل ونقل عمومی پیوستند و اقای رجایی و بنی صدر نیز برای یک سفرکوتاه درون شهری از قانون تمکین کردند و عکسهایشان در حالی که در اتوبوس یا مینی بوس کنار هم نشسته بودند، در صفحه اول روزنامه ها دیده می شد.

اولین بار مسئولیت بسیج برعهده روحانی جوانی به نام حجت الاسلام مجد از عقیدتی سیاسی ارتش بود که سوابق مبارزاتی خوبی داشت.

او در سازمان دفاع غیرنظامی در خیابان فلسطین مستقر و مشغول به کار گردید. بسیج ملی بعدها به دلایلی در اختیار سپاه پاسداران قرار گرفت و به بسیج مستضعفین تغییر نام یافت.

در طرح بسیج نمایندگان نیروهای نظامی مشارکت داشتند. سرگرد هاشم غرقی از ژاندارمری ، یوسف کلاهدوز و عباس دوزدوزانی از سپاه پاسداران ، سروان اقارب پرست از دفتر مشاورت حضرت امام مشارکت داشتند و از نظرات ارزنده و تجربیات سود مند شهید دکتر چمران، سرلشکر شهید ولی فلاحی " فرمانده نیروی زمینی" ، سرتیپ علیمردان خزائی "جانشین نیروی زمینی" ، سرهنگ حسنعلی فروزان " رییس کمیته نظامی انقلاب و فرمانده بعدی ژاندارمری"،سرگرد محمد جوادی پور از عقیدتی سیاسی ارتش و  سرگرد علی نیکفر از فرماندهان دانشکده افسری و همچنین از تجربیات ارتش مقاومت فرانسه در دوران اشغال توسط آلمانها و مبارزات مردم الجزایر و فلسطین  استفاده شده بود.

در آن ایام افسران و درجه داران نمونه ارتش و نیروهای زبده سپاه پاسداران در مساجد شهرها عهده دار آموزش مردم و سازماندهی آنان در گروه های مقاومت مردمی  بودند .آحاد مردم از زن و مرد و پیر و جوان با روحیه عالی و شور و اشتیاق برای دفاع از کشور و انقلاب خود از یکدیگر پیشی می گرفتند ونشاط و هیجان خاصی سراسر مملکت را فرا گرفته بود.

به برکت رهبری خردمندانه حضرت امام و حضرت آیت ا... خامنه ای بسیج به عنوان یک نیروی قدرتمند  الهی و انقلابی مراحل تکامل را به سرعت پیمود و بخصوص بعد از عملیات غرورآفرین شکست حصر آبادان در عرصه های نبرد درخشش های بزرگی از خود نشان داد و یار و یاور خالص و مخلص و سدشکن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی  شد.


ژ"
نظرات() 

خاطرات یك ارتشی(پیسكوت)

تاریخ:چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397-05:01 ب.ظ

 روز ارتش مبارك  اا دارستانی درجه دار بازنشسته ارتش


 داستان یك درجه دار ارتش

من كه یك درجه دار جوان بودم در یكی از سازمانهای ارتش  خدمت  می كردم  یكسال در آموزشگاه نظامی نزاجا 06آموزش دیدم   و بعداز اینكه درجه دار شدم درجه گرهباندوم گرفتم
 من عاشق نظامی گری بخصوص ارتش بودم بعشق چتربازی و تكاوری آمده بودم  اما زندگی یك طوری رقم زد كه در‌آزمون یك سازمان بنا به دعوت ایشان و معرفی فرمانده گروهانم سروان تكاورعلی فتاحی   قبول  و جذب شدم ...علی فتاحی بمن نگاه ویژه داشت شاید هم این خواست و عنایت الهی بودو بمن همیشه می گفت با این روحیه مبارزه گر و جسور  و رك گویی و اطلاعاتی  علمی و نظامی داری  در ارتش تو اعدام می شوی یا فرمانده ارتش می شوی ..خیلی جدی هستی و كار را زود یاد می گیریی درست است روحیه نظامی و جنگی و تكاوری داری تو بدرد فقط  یك سازمان می خوری چون ضریب هوش تو عالی است بخاطر همین مرا به آن سازمان ارتش معرفی كرد  بعداز درجه گرفتن مدت دوسال در مركز آموزش آن سازمان ارتش آموزش تخصصی  دیدم با دوره كار آموزی خیلی حساس بود در طول دوره همه زیر ذربین بودیم  تقربیا خیلی از همدروهای من در طول دوره حذف می شدند به یگان اصلی برگشت داده  میشدند از نظرعلمی و هم تخصصی و هم از نظر رفتاری زیر نظر بودیم.. خلاصه من آموز ش و كار‌آمویم تمام شد خیلی سخت بود  پنچ شنبه و جمعه كه آموزش از بعداز پنچ شنبه تعطیل بود  خانه پدرم دررشت بود دیگر بخاطر باز بینی دروس و كارها در آسایشگاه  درجه دران آموزشی سازمان می ماندم  ازنظر غذا و نظافت و امكانات و.. با سازمان بود   و جمعه بجای گشتن دوسال استراحت می كردم دو ماه یكبار به رشت می امدم از تهران مشكل مالی نداشتم چون دیگر حقوق درجه داری می گرفتم  و غذا و پوشاك و مكان و.. بر عهده سازمان بود..وخلاصه بعداز آموزش در مر كز آموزش تخصصی مرا می خواستندبخاطر نمرات عالی و روحیه 100 در تهران نگه دارنند من از بنیاد شهید وبسیج  گواهی آورم بخاطر پدرم جانباز 65 درصد و خود عضو بسیج بودم  مسئولان تقسیم گقتند  بنا به نمرات و دوره عالی شما باید تهران بمانید( بدرد كارها تخصصی و عملیاتی سازمان می خوری )  اگر می خواهید چون نمرات خوب است و پدرت جانباز 65 درصد است به رشت منتقل شوی ..من گفتم دوست دارم به مرز بروم چون من به عشق   دفاع و مبارزه با دشمنان آمدم...گفتند واقعا شما دیوانه هستید چراپس نامه گواهی از بنیاد آوردی ...از اول می گفتی ما آن جا نیرو كم داریم  شما را  میفرستادیم به یكی از یگانهای ارتش  كه سازمان درآن دفتر داشتمنتقل شدم  ..... من گروهباندوم  بعنوان كارشناس در یك قسمت كار می كردم و ز ود كارها را یاد می گرفتم و بجای گردش دوست داشتم مطالعه كنم  و حتی همكارم كه متاهل بود كارهایش را انجام یم دادم با كار راضی  می شدم (چون من از دوران خردسالی تربیت یافته پدرم بودم مرا تشویق به كتابهای تاریخی و اسلامی و تاریخ معاصر و باستان ایران می نمود حتی تاریخ ارتش و ایران ...خلاصه در مدتی كمی من شدم بودم كتاب راهنمایی همكاران و حتی خانواده ایشان هم سوال دینی و شرعی و تاریخی و... سوال داشتند بمن زنگ می زدنند خلی وقتم را می گرفت سوالات آنها وقتی می گفتم تحصیلات من فقط سه سال حوزوی و سیكل است باورشان نمی شد ..
.. در یگان  مسئول مستقیم و دوست من  كه همكار من بود شد فرمانده منطقه .... بمن گفت من روحیه ات را دوست دارم عاشق كار در سازمان هستید  بیا ریس دفتر بمن بشو ..من گفتم جهانگیر جان من روحیه ام رزمی و عملیاتی است به   ریس دفتر علاقه ندارم ..گفت اسماعیل  جایگاه ریس دفتری سرگردی است  و مزایایی شغلی عالی داری و می توانی در خانه سازمانی فرماندهان لشكر اقامت كنی و... گفتم دستور بدهی می آیم اما دوست من هستی  مرا بفرست مرز .....جهانگیر بمن گفت روحیه شما فرماندهی و كارآفرینی و علاقمند بكار  جسور  است من دوست دارم در پادگان (تیپ بیرون لشكر ) بعنوان  فرمانده و مسئول دفتر سازمان باشی قبول كردم بشرطی كه مرا به منطقه مرزی صفر بفرست برای خدمت ...
هر بار كه جهانگیر ( اسم كوچك را بخاطر محرمانه بودن می نویسم و بعضی مكالمه  و گفته را بخاطر محرمانه بودن حذف كردم )فرمانده منطقه به مرز می رفت برای بازرسی از یگانه تابعه ارتش مرا هم بعنوان كارشناس می برد ... من هم زمانیكه وی با فرماندهان تیپ ها و.. جلسه داشت به یگان مربوبطه ارتش با یك سرباز سازمان می رفتم و خودم رانندگی می كرد  م دیگر چون سرباز از مناطق مرزی ترس داشت من وی را در یكی از سنگرهای مرزی می گذشتم  خود برای تهیه وضعیت گزار ش یگانها به فرمانده منطقه جهانگیر  می رفتم از گزارشات  من خیلی خوشحال می شد می گفت تا بحال چنین  گروهیانی واردنداشتم می پرسید تو را خدا تا حالا در این منطقه بودید و چند سال در سازمان خدمت می كردی من گفتم فقط یكسال آموزشگاه نظامی و دوسال تخصصی دوره دیدم دیگر شده بودم ....دیگر وقتی به بازرسی مرزی می رفت یا اتقاقی می افتد مرا می فرستاد اما همیشه بمن سفارش می كرد  اسماعیل تو داداش من هستی  من از زمان جنگ كه  از سال 1364 ستوان سومی شروع كردم  هركس مثل تو را دوست داشتم آخرش شهید می شدند حتی بعداز جنگ قسم خورد ه بودم  هیچ درجه دار و افسر را دوست نداشته باشم... اما چه كنم تو مثل  درجه دار  شهید ت  هستی  نتوانستم ...  از بردارم برایم عزیزت هستی واقعا هم راست می گفت چند سالی كه من با ایشان بعنوان درجه دار كار كردم من همانندبردار دوست داشت مرا تشویق كرد درس بخوانم .. با دبیرستانی بزرگسالان  صحبت كرد و من دیگر بعداز ظهر مدرسه می رفتم درس می خواندم تا سوم دبیرستان نظام قدیم  آن شهر درس خواندم و قبول شدم  و می گفت ای كاش زنده باشم دانشگاه رفتن تو را بینم ...باید افسر سازمان بشوی ...خلاصه برای م با كار خیلی سخت بود و در سازمان همانند ارتش نبود باید تا ساعت 17 اجباری و تا 20 با رضایت خود اضافه كاری بود   می رفتم كلاس دبیرستان دوباره ساعت 17 تا 18 به پادگان بر می گشتم كارهایم را انجام می دادم ..جهانگیر بمن می  گفت اسماعیل  نمی خواهد دیگر به سركاربر گردی صبح ها اندازه 10 نفر كار می كنی و مسئولان ا............و من بعنوان فرمانده قبولت داریم اگر مشكلت اضافه كار 6 یا 7 ساعت است من برایت رد می كنم چون صبح اندازه 10 نفر كار می كنی در كار های عملیاتی به بچه های ... كمك می كنی  تو بازوی منطقه شدی همه هم به تو عادت كردند هر كی نیرو برای عملیات و.. كم می اورد تو قبول می كنی و میئولان قسمتها آروز دارنند تو نیروی آنها باشی  لا اقل فقط كار خودت را انجام بده تا به كلاسها برسی ..نمرات دبیرستان خیلی خوب بود خیلی تعجب می كرد  قبول می شدم هرسال ...
خلاصه روز بدبختی من آنروز شروع شد ...كه به منطقه نفت شهر و سومار رفتم ....نفت شهر جای بود كه آنقدر زمان جنگ دشمن مین گذاری كرده بود كه اندازه یك جیب برای رد شدن راه داشتیم و در 20 متری مرز ایران یك چاه نفت داشت و این منافقان مزدور صدام  هر روز به داخل مرز نفوذ می كردند سربازان وظیفه را شهید  می كردند و جهانگیر بخاطر همین آمده بود و به فرمانده تیپ گفت این مسئله باید تمام بشود و.. بماند بقیه طبقه بندی است ....من از جهانگیر اجازه خواستم با لباس شخصی درسی به منافقین بدهم جهانگیر گفت به یك شرط باید تنها نباشی این كار را سازمان  اجازه نمی دهد  گفتم  من بعنوان یك ایرانی می روم ...  مدتی در مرز  در نفت شهر تنهایی كشیك دادم .. در زیر خاك مابین مرز ایران و عراق درخته های كوچك بود...( من دوره تكاوری و چتربازی  و چریك را در ارتش دیده بودم  و كاملا واردبه موارد  بود )با نان خشك و كنسرو می ماندیم...زمانیكه چندمنافق قصد ورود به داخل مرز ایران رابرای تخریب چاه وسرباز ها داشتند  یكباره من كه نیمه خواب بودم چند زن و مرد فارس زبان دیدم كه یك دفعه از پاسگاه بتونی عراقی ها در حال كمین به داخل مرز ایران  آمدند   چند نفر از منافقین كه  سه نفر از آنها زن بودند به هلاكت رسیدند و دو نفری هم زخمی بودند كه خواستیم به یگان بیاورم كه با خوردن قرض خودشان رابهلاكت رساند بودند  و بقیه بطرف پاسگاه عراقی متواری شدند فكر كردن ما یك گردان یا بیشتر هستیم  تعدا منتافقین زیا د بود... سربازان یكباره  پاسگاه عراقی با تیر بار بطرف ما تیر اندازی نمود  و  دوستم زخمی كوچكی برداشت سرباز ها سنگرایرانی هم شروع به شلیگ كردند.. چندبار نارنجك بطرف ما پرت شد ما فقط یك اسلحه سازمانی داشتیم خواستم بطرف سنگر عراقی بروم  نزدیك بودم براحتی می توانستم سنگر را تصرف كنم سرباز گفت تو را خدا ورل كن  ما در زمان صلح هستیم  گفتم چرا بس آنها منافق را ازسنگر خود می فرستند ...
یكباره من انفجاری شنیدم  ......یكباره كه بیدار شدم در بیمارستان ارتش بودم ..... بعدا بمن گفتند دیگر منافق ها بعداز آن تلفات  كه 5 منافق زن و چند درجه دار  و سرباز عراقی بهلاكت رسیدند  دیگر بطرف چاه نفت ایران در مرز حمله نشد و دیگر هر روز سربازی شهید نشد...بماند..
دومین اتفاق از روزی افتاد  كه بخاطر ان انفجار و بیهوشی چند روز  ...من دیگر صورت سانحه انجام ندادم  ....دنبال  چیزی نرفتم چون نوجوان 19 ساله بودم ..خام و تند و پر انرزی بنده خدا جهانگیر گفت اسماعیل چند روز بیهوش بودی بیا برو صورت سانحه .... خلاصه من دیگر بخاطر جراحت و موج گرفتگی و....فقط دیگر به مناطق مرزی نگذشتند بروم ....اما عاشق مبارزه با دشمنان كشور بودم ...دنبال فرصت بودم دوست داشتم به لبنان بروم برای مبارزه با اسراییل به سازمان نوشتم گفتند ارتش بهیج وجه نیرو به خارج اعزام نمی كند ..چون من بعشق مبارزه آمده بودم وگرنه بخاطر وضعیت پدرم  مرا استخدام بعنوان كارمند می كردند مثل حالا نبود من با اینكه سنم كم بود و از حوزه هم بخاطر عشق به مبارزه با دشمنان وطن ترك تحصیل كردم و تمام موقعیت هایم را كنار گذشتم
 من آدم زرنگی بودم   از دبستان تابستان  و تعطیلات و حتی زمان بیكاری - كارمی كردم  و حتی یك زمین در پشت قبرستان آستارا داشتم كه بعدا پدرم فروخت می خواستم  خانه بسازم در سن 15 سالگی  واز پدرم پول نمی گرفتم ...مرز آستارا هم باز شده بود با دوستانم شروع كرده بویم به خرید و فروش وسایل اگه با همان پول زمین  می ماندم همین الان میلیارد بودم چون ادم تیزی  زرنگی بودم...همه بمن ................كار بازار روس خیلی راه افتاد ه بودم بچه زرنگی بودم .
خلاصه بدبختی من شروع شد.. بخاطر جراحات و موج گرفتگی ......بخاطریك پرونده نیاز بود زیاد تمر كز كنم ...از مسئول قسمتم اجازه گرفتم  گفت فرقی نمی كنداین پرونده را تمام كن  من به شما اطمنان دارم ..رفتم  خلاصه بعداز سه ساعت تحقیق و دیدن مدارك معما پرونده را پیدا كردم .. ازپله های طبقه چهارم كه مهمانسرا سازمان بود  یك اتاق هم متعلق بمن بود می خواستم بیایم پایین یكباره چشمم سیاهی رفت.... فقط خودم را در بیمارستان دیدم .....از سال 1373   كه آن اتفاق افتاد دیگر من حتی قادر به تلكم نبودم تازه هم عقد نموده بود م ..آنقدر وضعیت جسمی و روحی ام بعد بود و درد دشات دیگر بعداز  چهار دبیرستان درس می خواندم نتوانستم  در س بخوانم ( سال 1379 دیپلم گرفتم )كمیسیون پزشكی 506 ارتش برایم كار افتادگی كلی و بازنشستگی طبق ماده 108 بند ب داد ...سال 1375 بود  چند سالی بود حتی قادر به تلكم و راه رفتن نبودم  از سال 1373 تا 1375 هیچ خاطری را به ذهنم نمی آید یعنی كلا مغزم و بدن تعطیل بود...یك مقدار ...سال 75 از نظر بدنی خوب شدم می توانستم راه بروم و...اما با دارو وبستری زنده بودم...وضعیت اعصاب و مغزم خوب نبود بیشتر وقتها بخاطر سردرد شدی چه در بیمارستان ارتش یا خانه با دارو خواب بودم تا درد را حس نكنم... خلاصه كمیسیون اداری سازمان تشكیل شد من التماس كردم گفتم من می خواهم بمانم چون عاشق ارتش و سازمان هستم بازنشستگی برایم زود است یادش بخیر تیمسار ا.. معاون اداری بمن گفت پسرم همه از خدا هستند مثل شما طبق ماده 108 بند ب بازنشست شوند تاسی سال درجه ات را می گیریی  و هم حقوق  می گیریی   چه مشكلی داری همه از خدا می خواهند من گفتم من عاشق ارتش  هستم باید بمانم..... خلاصه با اصرار من كمیسیون اداری سازمان بازنشستگی  مرا موقتا نگه داشت  اما شرط كردند باید به زادگاه خود منتقل بشود با كار راحت ...من هم تعهد كردم با انتقالم به محل زندگی پدر و مادرم و همسرم در رشت موافقت كنم ...................... زندگی دیگر برایم یكنواخت بود....بقیه خاطره فعلا بخاطر سازمانی محرمانه است ...
خلاصه در سال 1376  بنا به  رای كمیسون اداره بهداری سازمان من و بهداد ارتش  و كمیسون اداری  سازمان و ارتش من بازنشست شدم...... زمان خدمت اولین كتابم رابعنوان خدمت و مدیریت نظامی و وظیفه ارتش ازدیگاه اسلام را نوشته بودم و چند تالیف نیز داشتمووبعداز بازنشستگی چند سالی وضعیت بیماریم شدی بود حتی قادر به راه رفتن و زندگی معلومی نبودم ..تا اینكه سال 1378  كه خانه پدرم در رشت زندگی می كردم و جناره بیش نبودم ..نستبا راه رفتن و صحبت كردن را توانستم انجام بدهم ...دكتر بهداری  سازمان بمن پشنهاد كرد نسبتا با دارو خوب شدی به باید خودت را مشغول كنی گفت به چه چیزی علاقه داری گفتم می خواهم به ارتش باز گردم گفت كلا حق كارهای سخت را نداری دورارتش را خط بزن من نمی توانم به كمیسیون بگویم دوباره تو را اعاده خدمت كنند.... خلاصه با اصرار به پدر(جانباز 65 درصد بسیجی ) و مادر كه در رشت بودند چند هكتار كشاورزی داشتند  گفتم من می روم آستارا می خواهم روز نامه نگار و كتاب بنویسم و پدرم گفت اینجا كه در رشت سر دبیر هفته نامه هستی همین جا بمان ..من قبول نكردم ....
مادرم گفت تو اگربروی ما هم آستارا می ایم شالیزار و خانه را می فروشم می آییم.....
خلاصه  آستارا ..دیگر كسی برایم اشنا نبود  بیشتر وقتها مجبور بودم قرض  كه دكتر داده بوداستفاده كنم....
از آن سال شروع كردم ...كار گری ساده  برای مبنع درآمد چون حقوقم كم بود و نوشتن كتابهایم و روز  نامه نگاری را رسما در استارا و تالش شروع كردم ... و تا سال 1390  پنچ كتاب نوشتم  1- خدمت و مدیرت نظامی و وظیفه ارتش از دیدگاه اسلام كه در ارتش نوشتم 2- تا زنده ام بسیجی ام 3-داستان های آسمانی ایران و تاریخ دولتهای شیع در ایران 4- سر گذشت تالشان و 5-بررسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست كه همگی را نوشتم و مجوز گرفتم تا امسال نستبا حالم خوب بود چند سال پیش حالم نسبتا خوب بود اما در دستگیری من در سال 1380 شبعه سوم دادگاه انقلاب   و دیگر دستگیری ( ضرب و شتم و....) دوباره بیماریم  زیاد شد  بارها بازداشت شدم بخاطر روز نامه نگار و وبلاگ نویس ی و در سال 1390 در انتخابات 1390 كه من از صفر نعیمی رسما حمایت می كردم یكی از اصلی ترین یاران وی بودم  مرا چند نفر فارس ربودن تا حد كشت زدن و جنازه ام را در در كوچه امان انداختند از آن را مشكل نخاع (جنسی ) و اعصاب و روان پیدا كردم یعنی بیماریم شدت گرفت  و سال 93 هم سه بار بخاطر سایت درد نیوز و روز نامه نگاری دستگیر و بازاشت و شنكجه شدم  و آخرین دستگیر ی اسفند 93 بود كه تا حد مرگ كتكم زدند  و 2 روز بازداشت بودم با ضمانت آزاد شدم اگر نوبد آموزشهای تخصصی ارتش من خیلی مدت پیش مرده بودم ...ادامه دارد
 دیدار با مقام معظم رهبری...درچه دار ارتش با رهبر  و امام...
من قبل از ارتش در سن 12سالگی به اتفاق پدرم  به ملاقات امام رفتیم من خیلی دوست داشتم  دست امام رابوس كنم ... 12 ساله بودم كه پدرم به قول خود عمل كرد گفته بود اگر با نمره خوب قبول شوم این بار كه به ملاقات امام می رود مرا خواهد برد..قبل آن مرا به دست بوسی آیت الله احسان بخش برد..پدرم مرا خلیی دوست دشات بمن می گفت  تو از تاریخ جلوتر  هستی از داخل بچه هایش با من بیشتر  دست و پنجه می زد...خلاصه شب حركت كردیم با اتوبوس از استارا سوار شدم و در ترمینال پیاده شدیم..زیاد یادم نمی آید ..خلاصه پدرم گفت  دست من بگیر بروم جلو ازبازرسی و.. رد شدیم  خلاصه پدرم از چندین مانع رد شد جلو ما را نگذشتند خلی شلوغ بود ...
خلاصه در آخر سخنرانی  كه بچه دیدم به دست بوسی اما می روند  من اصرار كردم  ..پدرم یكباره مرا كه نوجوان كم چثه بودم بلند كرد دا زد یا ابوالفض به خواست خدا مردم مرا دست به دست به سكوی كه امام ایستاد ه بود رساندن شانش یارم بود  چند ثانیه توانستم دست امام را بوسه بزنم مثل اینكه دنیا را بمن دادند.. خلاصه مر كز آموز ش تخصصی درجه داری بودم بما گفتند در 29 فروردین افرادی كه یم خواهند به دیداز  امام خامنه ای بروند ثبت نام كنند من هم ثبت نام كردم از شانس خوبم موفق شدم در مراسم باشم و بصورت خیلی نادر این بار هم توانستم دست مقام معظم رهبری را بوسه بزم حتی ایاشن به سر من دست كشیدند این زمانی بود كه من گروهبان دو ارتش  و در مر كز آموزش بودم دوبار هم به توانستم شانسی در مراسمك دیدارایشان شركت كنم اما به جلو نتوانستم برو..
ادامه دارد




ژ"
نظرات() 

دلنوشته مربی عاشق

تاریخ:چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397-04:30 ب.ظ

مربی عاشق

در خواب عمیقی بودم که صدایی امد صدایی چون صدای بلبل و گنجشکها با این صدای دلنشین از خواب بیدار شدم و به دنیای حقیقی باز گشتم در بین هیاهوی صدای گنجشکها و بلبلها ،یادم امد که من دیشب خوابی دیدم ، کمی فکر کردم ان خواب یادم امد ، در خواب داشتم دلنوشته ای می نوشتم ، دفتر و قلمی برداشتم وشروع کردم به نوشتن .....

 

عمری بود که در این کره خاکی احساس دلتنگی و تنهایی میکردم ، انگار همیشه کوله باری از غم و ناامیدی روی شانه هایم سنگینی میکرد ،مثل مرغ پرکنده خودم را به در و دیوار می زدم تا شاید راهی برایم باز شود ، راهی که با ان بتوانم به ارامش برسم ، در اوج نا امیدی ها مسافرم مرا با مکانی مقدس اشنا کرد و این برای من یک موهبت الهی بود ، سفر خودم را اغاز کردم و در لژیون همسفران عشق قرار گرفتم خوب به یاد دارم روز های اولی را که به کنگره میرفتم ، این قدر منیت و تکبر داشتم ده با خودم میگفتم من برای چه باید اموزش بگیرم و این مسافرم هست که معتاد است و باید درمان بشود ،من که ادم زرنگ و دانایی هستم و نیازی به این کلاسها ندارم . مدتی گذشت و من هر هفته باید سی دی مینوشتم و در لژیون مشارکت میکردم با نوشتن هر سی دی متوجه شدم چه قدر در اشتباه بودم و مثل این که خودم بیشتر نیاز به اموزش گرفتن دارم خلاصه با هر سی دی که مینوشتم گره ای از مشکلات زندگیم و یا خودم باز میشد و من هر روز شاد تروپر انرژی تر میشدم ولی در اثر نا خالصی هایی که داشتم و حسهایم که بسته بود متوجه نمیشدم که من به کجا میروم مدتی گذشت تا متوجه شدم که  خداوند مرا در کلاسی به نام عشق ثبت نام کرده و قرار است در این کلاس محبت بلا عوض را یاد بگیرم . در سفر دوم بودم که گاهی اوقات با خودم میگفتم دیگر ادامه نمیدهم ولی انگار صدایی از درونم میگفت : طاهره چه زود خسته شدی تازه اول راه است عجله نکن و کمی صبر داشته باش به حرفهایش گوش بده و اموزشهایش را کاربردی کن تا خودت بفهمی در گذشته کجای کارت اشتباه بوده وچه اشتباهاتی مرتکب شده ای که باعث شده زندگیت به این روز بیفتد تو باید حرکتی نو اغاز کنی ،نباید در سکون بمانی . نمیدانم چه طور شد که من دیگر نتوانستم ادامه ندهم  انگار هر روزه دوشنبه بیشتر اشتیاق به رفتن داشتم مثل این که با سیمی نامریی به کنگره وصل شده بودم ،با خودم گفتم تا ان جایی که خداوند یاریم کند ادامه میدهم و شروع کردم به حرکت ، قبل از این که راه بیفتم کسی که بلد راه بود به من گفت اول به پیام سفر اول و دوم خوب توجه کن ببین چه میگوید اگر در صراط مستقسم باشی دیر به مقصد می رسی ولی سالم و کامیاب می رسی و سفری که در پیش داری هم سخت است و هم سهل و تو نباید سر مست شوی بلکه باید محکم و قوی به راهت ادامه بدهی،انگار او تاریکی هارا تجربه کرده بود و این مسیر را طی کرده بود از کلام و نگاهش معلوم بود خودش به وادی عشق قدم نهاده با خودم گفتم باید اورا الگو قرار دهم چگونه او بدون مسافر حرکت کرده و به ارامش رسیده در اسن موقع بود که من هم شروع کردم به حرکت ،باید چهارده راه را می پیمودم و یکی یکی از ابادی ها می گذشتم و اموزش می گرفتم .

به اولین ابادی که رسیدیم از تفکر سالم برایم گفت،تازه ان موقع متوجه شدم که من بیشتر کارهایی که انجام داه ادم بدون تفکر بوده است.

به وادی دوم رسیدیم از نا امیدی برایم گفت او همچنان راه را می پیمود و بعد از خویشتن خویش و از نفس گفت تا اینکه ،رسیدیم به ابادی پنجم سرزمین بسیار زیبایی بود کمی در ان متوقف شدم ، نه اینکه بخواهم ادامه ندهم نه به خاطره اینکه مطالبش زیاد ولی در عین حال بسیار اموزنده بود و مرا به فکر فرو می برد و بعد گفت : طاهره باید یاد بگیری به فرمان هایی  که عقلت به تو می دهد چشم بگویی و به دستوراتی که نفس اماره به تو می دهد نه بگویی ،باید از سخن به نقطه عمل حرکت کنی،ان موقع خودت می بینی که راه نمایان می شود و تو می توانی بهتر حرکت کنی اوراست می گفت  در طول مسیر حرکتمان کم کم راه روشن شد و من توانستم با کمک و یاری او از سخت ترین شرایط عبور کنم و کمی خودم را بشناسم و تغییر کنم و به مقصدم که ارامش بود برسم ،در چهره اش و نگاهش ارامش خاصی موج می زد که مرا هر روز بیشتر مجذوب خودش می کرد.

او همیشه از عشق برایم تعریف می کرد و می گفت:عاشق مثل خورشید ،نورش را بلاعوض به هستی می تاباند و هیچ انتظاری ندارد یا می گفت:عاشق را حساب با عشق است با معشوق چه حساب دارد ،زیرا که او عاشق بود من در کلاسش اولین درسی که اموختم محبت کردن بلاعوض بود .

او گرانبهاترین وقت هایش را و بهترین احساسات درونی اش را از من دریغ نکرد،او کسی نبود جز راهنمای بزرگوارم خانم الهه عزیزم ،همان کسی که دست مرا گرفت و مرا از  قعره تاریکی ها به طرف روشنایی ها هدایت کرد .

خدایا ارامش لحظه به لحظه درونم را مدیون ایشان هستم،حال ایا من چگونه می توانم به پاس زحمت هایی که در حقم کشیده اند و تمام مهربانی ها و لطفی که همیشه سرشار از عشق بوده را جبران کنم .

کدامین جمله را می توانم در وصف او بنویسم و از او تقدیر و تشکر کنم ،فقط و فقط می توانم برایش دعا کنم و از خداوند بخواهم که بهترین ها نسیبش کند .

الهه ی عزیزم :اندیشه هایت همچون درختان سر به فلک کشیده بلند و قدم هایت همچون ریشه هایش محکم و استوار باد.





ژ"
نظرات() 

توافق گرگ وُ میش ...

تاریخ:چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397-04:29 ب.ظ

در گذشته که کشورها دارای ثبات نبود و ملوک الطوایفی بود همیشه هر حاکمی منتظر بود که نقطه ضعفی در حکومت‌های مجاور ببیند و بر آن حمله کند و قلمرو خود را توسعه دهد.
 فکر نکنید در دنیای مدرن وضع بهتر شده بلکه به مراتب بدتر شده و همانند این شعر است که می‌گوید «چو دزدی با چراغ آید گزیده‌تر برد کالا». امروزه اشغال سرزمینی دیگر جواب نمی‌دهد و یا به صرف قدرت‌های بزرگ نیست. آمریکا در جنگ ویتنام آن را تجربه کرد و نتیجه آن را دید. بعد جنگ را «ویتنامیزه» کرد. یعنی خودشان را به جان هم انداخت و این تا حدودی جواب داد. هم اینک به گونه‌ای در کشورهای مسلمان و عربی این روال ادامه دارد. عرب‌ها را به جان هم انداخته و با بهانه ایران، منطقه را به آشوب کشانده‌اند.
 در حال حاضر قدرتمندان به دنبال منافع می گردند. هر جا ضعفی مشاهده کردند بر آن می تازند و یا اگر بتوانند آن را ضعیف می کنند تا بتوانند مقاصد خود را برای تأمین منافع اجرا کنند. و یا اگر جنگی برپا شد در حالیکه کشور متجاوز بخشی از خاک کشور دیگر را اشغال کرده است با ابزار سازمان ملل و شورای امنیت پیشنهاد آتش بس می دهند.
 در کشور ما زمان صفویه را در نظر بگیرید که برای شکستن دولت عثمانی غربیها چه ترفندهایی که به کار نبستند و حتی آرزوی جنگ صلیبیِ دوباره را در سر داشتند!  بعد دیدند که ایران را می توانند با خود همراه کنند و کردند و دو دولت اسلامی را به جان هم انداختند و سود آن را خودشان بردند. از آن به بعد همچنان این فتنه‌گری ادامه دارد.
 آنها همواره دنبال نقطه ضعف می گردند و چه مصیبتی از این بالاتر که خود این کشور ها نقطه ضعف به دست آنها می دهند، و یا علامت (گرا) می دهند، مثل اینکه ابراز می کنند ما می خواهیم با مردم شفاف باشیم ولی اسرار ممکت را به آنها می گویند و یا می گویند:
- خزانه مان خالی است
- ما وفاق نداریم و سرمایه اجتماعیمان از دست رفته است
 در قراردادها اگر دقت کنیم آنها را می توان بر چند دسته تقسیم کرد. من به قرارداد های سازندگی و پیمانکاری‌ها کاری ندارم این قرارداد ها که کنتراکت (contract) نامیده می شوند با معاهده¬ها و تریتی¬ها (treaties) فرق دارند. بحث من معاهده‌هاست که البته به لحاظ تیپ شناسی، از نظر حقوقی و سیاسی و حتی اثرات فرهنگی آن باید کارشناسان به دقت بر روی آن کار کنند؛ ولی در یک نگاهی گذرا می توان آنها را بر چند نوع تقسیم کرد:
 • وقتی دو کشور مقتدرند در قرارداد ها نفع هر دو لحاظ می¬شود مانند پیمان عدم تخاصم بین دو کشورِ با قدرت.
وقتی منافع قدرتها ایجاب می کند که پایگاهی را در منطقه ای ایجاد کنند بدون حضور کشور ضعیف قرارداد امضا می کنند مثل قرارداد بالفور و یا کمپ دیوید.
• وقتی کشوری ضعیف است و یا می خواهند آن را از پای در آورند بهانه-ای می تراشند و آن را اشغال می کنند و صورت ظاهری از قبیل قطعنامه شورای امنیت درست می کنند مثل اشغال عراق و لیبی.
و یا به قطعنامه هم توجه نمی کنند و به عنوان کشوری که صاحب اختیار همه است به اسم ایجاد دموکراسی تروریست در کشوری می پرورانند و به بهانه کمک به آنها با استقلال کشور مبارزه می کنند مثل اشغال سوریه ... 
 وقتی یک کشوری ضعیف تر است و یا در جنگ باخته است برای جلوگیری از خطرات بیشتر و با فشار قدرت خارجی به چند طریق عمل می کند:
 یا بخشی از خاک را واگذار می کند مانند
واگذاری بحرین و بخشی از افغانستان و یا بخش شمالی کشورمان به روسها،
 و یا غرامت می پردازد مثل
معاهده ترکمانچای
 و یا هر دو مثل جنگ با روسها،
 یا سران کشور به خاطر منافع شخصی و خوشگذرانی های خویش امتیاز واگذار می کند مثل قرارداد رویترز،
یا کشور و یا کشور های مقتدر خاک کشور بی طرف را اشغال می کنند و بدون حضور او توافقنامه امضا می کنند که در نهایت کشور مغلوب می تواند روزی خود را نجات دهد مثل اشغال ایران در جنگ جهانی و تقسیم آن توسط دو قدرت روس و انگلیس.
یا قراردادهای مستشاری می بندند مثل حضور امریکائیها در ایران تا قبل از انقلاب،
 یا قرار داد ترک مخاصمه زیر نظر یک مرجع بین المللی مثل پذیرش قطعنامه 598 در زیر نظر سازمان ملل
 یا واگذاری امتیاز از جانب دو طرف برای حفظ آرامش بیشتر که در اصل نیروی قوی تر با توطئه طرف را به میز مذاکره کشانده است و با عبارات دو پهلو آن را به تصویب رسانده است و سپس در اجرا
با خدعه و نیرنگ با آنکه طرف اول همه تعهداتش را داوطلبانه انجام داده است طرف دیگر با بهانه های واهی از اجرای تعهداتش طفره می رود تا بتواند امتیازات بیشتر بگیرد مثل برجام
 باید اذعان کرد که قرار داد برجام در نوع خود بی نظیر و یا کم نظیر است. اولا به لحاظ اینکه دنیا یک طرف (به اصطلاح جامعه جهانی!) و ایران یک طرف (که هم اهمیت ایران را می رساند و هم اگر تحقق نیابد میزان کلاهی که به سر ایران می رود یگانه است) همچنانکه در جنگ تحمیلی هم این چنین بود. و در عدم اجرا هم بی نظیر است چون خدعه و نیرنگ دبه درآوردن با ادعای واهی امریکا که حرف خودش را هم قبول ندارد و اروپائیها هم که مزورانه یکی به نعل می زنند و یکی به میخ. و نیز به لحاظ طول زمان برای مذاکره که بیش از 12 سال طول کشیده تا مذاکره و متن توافقنامه که خیلی هم از نظر واقعی به نفع ما نیست به عمل آمده و به تصویب رسیده!
 ما باید بدانیم همه این ها تا عوامل داخلی با خارجی پیوندی نداشته باشد ولو تمایل باطنی و یا رفتاری، دشمن نمی تواند نفوذ خود را گسترش دهد.
مشکل داخلی بزرگترین مشکل است و نداشتن دیدگاه آینده اندیشِ واحدِ ملی می تواند به اختلافات داخلی آنچنان دامن بزند که رقیب داخلی را از دشمن خارجی بزرگتر نشان دهد. در حالی که ما باید متحد باشیم ولی کارهایی که می کنیم خلاف اتحاد است؛ در کارهایی که می کنیم مقابله به مثل با خودی می کنیم.
 قرارداد و مذاکره قوی با ضعیف توافق گرگ و میش است. هر چند گرگ خوی گرگی نداشته باشد که البته نمی شود. گرگ گرگ است و نه تنها به یک گوسفند قانع نیست که مرامش لت و پار کردن گوسفندان است. و ما به عینه نمونه های آن را در حال حاضر و به ویژه در کشورهای خاورمیانه می‌بینیم و متأسفانه درک عمومی درستی هم در بین ملل ساکن این مناطق نیست.
 اکنون که آمریکا با کمال وقاحت و به منظور تحقیر ایران از برجام خارج شده است اکنون نوبت ایران است که قاطعیت لازم از خود نشان دهد.




ژ"
نظرات() 

جمهوری اسلامی: با مردم صادق باشید تا ...

تاریخ:چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397-04:29 ب.ظ

تلگرام با همه زشتی‌ها و زیبائی‌هایش نباید مساله اصلی این روزهای کشوری همچون جمهوری اسلامی ایران باشد. ما مسائل مهم‌تری داریم که تلگرام در مقایسه با آنها از مسائل فرعی محسوب می‌شود ولی متاسفانه نوع برخورد با آن موجب شده اکنون جایگاه خود را با مسائل اصلی عوض کرده است.
 تردیدی وجود ندارد که تلگرام، نه مطلقاً بد است و نه مطلقاً خوب. یک ابزار است که چگونگی استفاده از آن می‌تواند آن را بد یا خوب و زیبا یا زشت جلوه دهد. درست مثل یک کارد تیز که هم می‌تواند ریسمان را از دست و پای کسی که دربند است ببرد و او را آزاد کند و یا به قلب کسی فرو برود و او را از پا در آورد.
 در چند سال اخیر که تلگرام به ایران راه پیدا کرد، خدمات زیادی به همه ارائه داد کما اینکه ضربه‌های زیادی هم وارد کرد. سنجش میزان سود و زیانی که تلگرام در این سال‌ها به کشور و جامعه ما وارد کرده شاید میسر باشد ولی فعلاً محاسبه دقیقی دردست نداریم که با تکیه بر آن بتوانیم قضاوتی دقیق ارائه دهیم.
 با اینحال می‌توانیم به صورت کلی بر این واقعیت تکیه کنیم که این پیام رسان پرنفوذ و پرجاذبه برای امنیت ملی، برای اخلاق و برای اعتقادات خطرهائی آفرید کما اینکه به ارتباطات، به تبلیغات و به اشتغال زائی خدمات شایانی کرد.
 ما که اهل رسانه هستیم در عین حال که از فضای گسترش فضای مجازی به ویژه در سال‌های اخیر دچار تنگنا شده ایم، از تلگرام استفاده‌های زیادی برای تسهیل در امر روزنامه‌نگاری در زمینه انتقال سریع مطالب، فیلم‌ها، عکس‌ها، اسناد و مدارک و حتی عرضه روزنامه در قالب الکترونیک آن به دورترین نقاط جهان و در کمترین زمان ممکن برده ایم. این بهره‌ها به شکل‌های مختلف نصیب عموم مردم چه در روابط شخصی و خانوادگی و چه در ارتباط اداری و اجتماعی نیز شده است. گستره استفاده از تلگرام از نظر کاربری بقدری زیاد است که تمام اقشار جامعه از عادی‌ترین سطح اجتماعی تا علمی‌ترین و مقدس‌ترین سطح حتی دفاتر مراجع تقلید را در بر گرفته و تقریباًّ شمول عام و کلی پیدا کرده است.
 نکته بسیار جالب و قابل توجه اینکه اقشار مذهبی، انقلابی و سینه چاک نظام با به راه انداختن صدها هزار کانال تلگرامی امکانات گسترده‌ای را برای تبلیغ دین، افکار سیاسی و انقلابی خود در جهت حمایت از ا نقلاب و نظام جمهوری اسلامی پدید آورده و ارتباطات قدرتمندی را برای پیشبرد سریع اهداف خود شکل داده‌اند.
 این امکانات که از متن تا تصویر و فیلم و صدا را شامل می‌شود بی‌نظیر و بسیار تاثیرگذار است بطوری که بسیاری از این کانال‌ها تا امروز با اینکه مدتی از اعلام رسمی فیلتر شدن تلگرام گذشته، همچنان به کار خود حتی با فیلترشکن ادامه می‌دهند و حاضر نشده‌اند آن را ترک کنند.
 درست است که عده‌ای با استفاده از تلگرام ضربه‌های زیادی به اخلاق، پایه‌ها و بنیان خانواده و حتی امنیت ملی کشور وارد ساخته‌اند ولی نکته مهم این است که اولاً نباید فقط جنبه منفی را دید و با تکیه بر آن قضاوت کرد و تصمیم گرفت و ثانیاً به این واقعیت باید توجه کرد که فیلتر کردن در شرایط امروز جهان، نمی‌تواند موجب خارج شدن تلگرام از دسترس کاربران شود. به همین دلیل باید با پدیده بسیار پیچیده تلگرام و اصولاً امکانات ارتباطی جهان معاصر دقیق‌تر برخورد کرد.
 این برخورد می‌تواند با تکیه بر چند مولفه باشد.
اول آنکه مسئولان ارشد نظام در یک توافق روشن به تصمیم برسند بطوری که در ابعاد و جزئیات آن اختلافی وجود نداشته باشد.
 دوم آنکه محور برخورد با تلگرام، شکستن انحصار باشد که طبعاً مستلزم فراهم ساختن زمینه جذب داوطلبانه مردم به پیام‌رسان‌های داخلی خواهد بود.
 سوم و مهم‌تر از همه آنکه مسئولان در گفتار و عمل چنان صداقتی داشته باشند که مردم را جذب کند. مردم اگر جذب صداقت مسئولین شوند، جذب ماهواره و سایر ابزارها نخواهند شد. حاکمان اگر بر قلب‌ها حکومت کنند، هیچ قدرتی نمی‌تواند مردم را از آنها دور کند و اخلاق و امنیت را به خطربیاندازد.
 به این واقعیت تاریخی توجه کنیم که تحریم و توقیف و فیلتر کردن همانطور که نتوانست ویدئو و ماهواره را کنار بزند تلگرام را هم نمی‌تواند کنار بزند. آنچه می‌تواند بر مفاسد تلگرام فائق آید، عملکرد صادقانه مسئولین است. اعتماد مردم را جلب کنید تا اعتقادات و اخلاق و همراهی مردم با نظام حفظ شود.
 در این صورت است که تلگرام نفوذ و جاذبه خود را از دست می‌دهد و در برابر آنچه مسئولان بگویند و بخواهند مقاومتی نمی‌تواند داشته باشد. تردیدی نداشته باشید که فیلتر کردن و حکم قضائی و بخشنامه و فشار نمی‌تواند بر تلگرام فائق آید، آنچه می‌تواند بر تلگرام فائق آید، صداقت شماست که اعتماد مردم به شما را جلب می‌کند و هر چیزی که در برابر اراده شما قرار گیرد را از کار خواهد انداخت. تلگرام الان بحكم دادگاه فیلتر شد اما چهل میلیون در ایران عضو دارد ...  ااد 




ژ"
نظرات() 

نان و آزادی

تاریخ:چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397-04:28 ب.ظ

معمولا حکومت ها به دنبال آرامش هستند تا بتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند. حکومت های موفق که در ایجاد عدالت هم موفق اند سعی می کنند تا فاصله طبقاتی و ضریب جینی کمتر باشد. اما آنهائی که ناموفق اند فاصله طبقاتی را بیشتر و بیشتر می کنند و طبعا دو قشر کاملا متمایز در جامعه ظهور پیدا می کند و اکثریتی فقیر و بی نوا و اقلیتی مرفه و پولدار به وجود می آید. در میان جامعه هم عده ای با نگاه به روش مسئولان و پولداران سعی می کنند خود را بالا بکشند و راه پول درآوردن را یاد بگیرند و چه بسا پس از مدتی این گروه متوسط خود به نان و نوائی برسند و یا جای پولداران را بگیرند و یا با آنها هم کاسه شوند؛ همانند بورژوایانی که در اروپا به وجود آمد و یا نوکیسه هایی که ما در کشور داشتیم.
 خوب، طبیعی است
در این شرائط مردمی که گرسنه اند به فکر سیر کردن شکم خود و خانواده اند و در این فقر ناخواسته و تحمیل شده که ناشی از نوع حکومت حکومتگران است آنها کمتر به فکر آزادی اند. البته سطح معاش و آموزش و بهداشت آنها اجازه نمی دهد که به چنین مقوله ای فکر کنند؛ آنها به نان شب محتاج اند و هر گونه سختی و تحقیری را حتی تحمل می کنند تا زندگی کنند اگر به دام اعتیاد و سرقت و مانند آن که باز از جانب قشر سرمایه دار بر آنها تحمیل شده است، نیفتند. اما در مقابل آنهائی که سیر اند و یا سیر شده اند تازه به فکر آزادی می افتند و آنهم آزادی از نوع تفکر خود.
البته می توان تصویر کرد که خواستاران آزادی بر دو دسته اند. دسته-ای تحصیلکرده و مؤمن از جنس فقرا و طرفدار عدالت و عده ای دیگر رانت خوار و چپاولگر که برای اینکه بیشتر بتوانند سوء استفاده کند باز هم ندای آزادی سر می دهند.
 در حکومت های خودکامه، معمولا گروه اول که آزادی-خواهند در انزوا، تبعید و یا زندان اند و در کشور های به ظاهر پیشرفته اگر چه آزادی دارند ولی امکاناتی در اختیار آنان نیست و نظام سلطه چنان قوی است که اجازه کار به آنها نمی دهد. نمونه های آن امه سه زر، فرانتس فانون و مالکولم ایکس و مانند آنهاست.
 اما آزادیخواهان مترف و مسرف که جزو خواص جامعه محسوب می شوند و بیش از هر گروه دیگر از امکانات استفاده می کنند، بیش از هر گروه دیگر داد وا آزادی سر می دهند و همیشه چوب لای چرخ دولت ها می گذارند؛ البته اگر خود از دولتیان نباشند، تا آزادی های بیشتری به دست بیاورند و در این زمینه با امکانات فراوانی که دارند گروه تهیدست را با تبلیغات می فریبند و از آنها به عنوان سیاهی لشکر استفاده می کنند و وقتی شورشی هم به پا شود آنها را به دم تیغ میدهند و اگر موفق شدند هم به آنها چیزی نخواهند داد.
بعضی ها در این شرائط شعار آزادی سر می دهند و اگر زورشان نرسید شعار فروپاشی و امثال آن را تبلیغ می¬کنند تا حاکمیت¬ها محبور به تمکین شوند. بدیهی است در کشورهای ضعیف خارجیان زورگو و منتظر فرصت هم با همه قوای تبلیغاتی و حتی تسلیحاتی به میدان می آیند تا وضع را آشفته تر کنند. در این شرائط هم معلوم است که از حقوق شهروندی هم چه قشرهایی بیشتر استفاده می کنند!
من از عده ای که به نام دانشمند و جامعه شناس چنین وانمود می کنند که همه چیز از دست رفته است و اینک تنها راه، گفتگوی بین ملت و دولت است می پرسم که اولا آیا جامعه شناس همانند پزشک نیست؟ پزشک، پزشک افراد است و جامعه شناس طبیب جامعه. اگر بر فرض بیماری در حال موت باشد پزشک باید توی دل او را خالی کنند و با گفتن اینکه تو خواهی مرد و دیگر راه نجاتی برای تو نیست اورا زودتر به دیار نیستی بفرستند و یا بر عکس اگر درد را شناخته اند با صبر و متانت به فکر چاره باشند و بحث های جدی خود را در بین متخصصان مطرح کنند و به قول معروف کونسالتاسیون علمی تشکیل دهند.
و ثانیا اگر بحث گفتگوی بین ملت و دولت است چگونه دولت و ملت می توانند با هم گفتگو کنند. آیا ملت باید نماینده و یا نمایندگانی که طبعا از همین گروه روشنفکر است تعیین کنند و دولت هم نماینده و نمایندگانی تا در محافل خصوصی و یا عمومی با هم مناظره کنند
و اگر چنین شد چه ضمانت اجرایی برای انتخاب بهترین نمایندگان وجود دارد و نیز چه ضمانتی برای به نتیجه رسیدن موضوعات و نیز چه ضمانتی برای اجرا هست؟
 پیشنهاد من این است که اگر دولتی به فکر ملت است و به ویژه اگر با متخصصان دلسوز همدل و همراه است باید شفافیت را پیشه خود کند و به جای گفتگوها و لفاظی ها که آنهم در جای خود و با شیوه های منطقی و عقلانی مطلوب است به گفتگوی عملی با جامعه بپردازد.
گفتگوی عملی این است که دولت و دولتیان به آنچه می گوید پای بند باشد، اصلاحات را، امیرکبیروار، از خود شروع کند به طور مثال اگر به اقتصاد مقاومتی اعتقاد دارد عملا آن را نشان دهد و اگر تولید داخلی را می خواهد باز نشان دهد که پیشقدم است و اگر بازار تولید داخلی را می طلبد زمینه ها را فراهم کند و اخلالگران این روند را تنبیه، و با رانت خواران در هر مقام و لباسی برخورد سریع کند و جلوی قاچاق را بگیرد و مانند وزیر ارتباطات که علی الظاهر در رجیستر کردن تلفن های همراه موفق بوده است به طور جدی وارد گود شود و از هیچ چیز نهراسد و کارکنان و به ویژه مسئولان سه قوه، فرقی در این زمینه نداشته باشند.
 من مخالف آزادی نیستم ولی برای اداره باید مهم و اهم را از هم تشخیص داد. بنابراین من پیشنهادم شفافیت و صداقت و ایجاد اعتماد بین دولت و ملت است و راهکار آن از گذشت وایثار شروع می شود؛ از باور به آنچه می گویند، از واگذاری آنچه بیش از حد معمول دارند، از استفاده از اجناس داخلی به عنوان پیشگام.
  سرمایه و اعتماد عمومی همان گفتگوی عمومی است: صداقت و شفافیت و اقدام داوطلبانه و ایثارگرانه از جانب خود و زیردستان. مصادیق آن فراوان است و مجال بازکردن آن نیست و هر کس صدها نمونه را در اطراف خود می بیند.





ژ"
نظرات() 

چرا داشته‌هایمان را می‌سوزانیم! ...

تاریخ:چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397-04:27 ب.ظ

اسفند ماه سالروز درگذشت زنده یاد و سیاستمدار به نام تاریخ ایران زمین مرحوم دکتر محمد مصدق بود ، مردی که در سپهر سیاست به گونه ها متفاوت از وی یادمی شود. 14 اسفند ماه سالروز درگذشت زنده یاد و سیاستمدار به نام تاریخ ایران زمین مرحوم دکتر محمد مصدق بود، مردی که در سپهر سیاست به گونه ها متفاوت از وی یادمی شود.
 صاحب این سطور نه قصد تعریف دارد و نه بدگویی ، بلکه دل گویه خودش را می نویسد و کاری به تبعات بد و خوب و زیان و سود آن ندارد زیرا برای کسب و ارتزاق نمی نویسد بلکه به عنوان فردی که با حقوق جامعه آشنایی دارم ، می خواهم با نگاهی از مناظر غیر رسمی هم با مردم سخن گفته شود تا بتوانند راه بهتر را گزینش کنند.
مرحوم دکتر مصدق را معمولا در بحث ملی شدن صنعت نفت یاد می کنند وکودتای 28 مرداد 1332 و...
 یکی از شاخص-های فرهنگی حاکم بر جامعه ایران از دیر باز چنین بوده است که افراد و اعمال ایشان را در تراز صفر و صد تحلیل می کنند و به گونه ای علاقه های خودشان را دست مایه تحلیل می نشینند که گویا بین صفر و صد ،عدد دیگری نیست و براین توهٌم دامن می زنند که خودشان صد هستند و دیگران صفرو متاسفانه در سال های اخیر خود شیفتگی و کیش شخصیت و مقدس کردن انسان های غیر معصوم شدت هم گرفته است و رخدادها و شخصیت های دیروز این جامعه را از همین منظر نمره می دهند و تجلیل و تخریب و تحریف می کنند در حالی که این روش نتیجه ای جز انداختن آتش به خرمن زندگی ملی و اسلامی ایران زمین ، در بر ندارد. 
 جمله مبهم و کنایه ای از حضرت امام خمینی ( ره ) نقل شده است که حضرت ایشان مصدق را مسلمان نمی دانند و دائم در طول سال های بعد ازآن ، توپخانه توپ داران در سرتاسر کشور مسلمان نبودن ایشان را هدف قرارداده و اجازه هیچگونه بیان دیگر و تکریم خدمات ایشان را نمی دهند
((( امام «ره» هرگز برچسب ناحقی به کسی نمیزدند؛ وقتیکه بنی صدر با لباس وُ آرایش زنانه همراه با سران منافقین به فرانسه گریخت، ایشان هیچگونه برچسب ارتداد وَ امثالهم را به او نزدند، بلکه نصیحتش کردند که «تو فریب دشمنان را خوردی، هنوز دیر نشده وَ به ایران برگرد وَ زندگی-ت را بکن». نسبت به ملی-گرایانی همچون مرحوم دکتر مصدق، نظرشان این بود که شما مسلمانید وَ از دیدگاه «جهان-شمولی» اسلام به مسائل نگاه کنید، دیدگاه ملی-گرایانه اگر به مصلحت ملت باشد در درجه دوم اهمیت قرار میگیرد. _ عـبـــد عـا صـی ))).  و این کج بینی در حالی است که شخصیت های فراوانی که در سطح اجتهاد و دانش بالایی بوده اند اظهار داشتند ما خود شاهد نماز خواندن وی بوده ایم و خمس مال خود را محاسبه می کرده حتی برخی شهادت داده اند که مرحوم مصدق وجوه شرعیه اش را به آیت الله حاج آقا رضا صدر پرداخت می کرد و در مراعات موازین شرعی آقای شاه حسینی از چهره های نزدیک به نهضت آزادی اظهارداشته اتد : بعد از درگذشت همسرش ، مبلغی برای آقا رضا صدر فرستادند تا احتیاطا نماز و روزه هایی که از همسرش فوت شده است دوباره خوانده شود . خانم کشور بیگ پور خدمتگزار مصدق در قلعه احمد آباد می گوید : من نماز را همین جا یاد گرفتم خدا آقا را بیامرزد کلمه کلمه می خواند تا من خو اندن نماز را یاد بگیرم.
مصدق در بخشی از وصیت نامه اش آورده است : ... و باقی مانده برای نماز و روزه و حج اینجانب بکاربرند و از عواید سال دوم قطعه زمینی برای باشگاه دانشجویان تهران بخرند.
واقعا با این سابقه می توان فردی را غیر مسلمان به حساب آورد ؟...
 سابق براین رسم بوده است که فردی ازاقلیت های مذهبی صرف گواهی یک عالمی به مسلمانی معرفی میشده در حالی که نشانه ای بر غیر مسلم بودن مرحوم مصدق در جایی ثبت نشده است!
در سطور قبل نوشتم قصد ستایش و تخریب شخصیت مرحوم مصدق را نداشته ام زیرا دغدغه هیچ فرد غیرمعصومی را ندارم لکن سوختن داشته هایمان را که می بینم ، تحمل از کف می دهم که تا کی و تا کجا می خواهیم این بنای کج را ادامه بدهیم ؟
داشته ها و سرمایه های کشور، ملک مطلق کوته فکران نیست که اینگونه آتش به خرمنش می زنند و اعتبار و امید ومسیر بالندگی را مسدود می کنند .
انقلاب اسلامی چهل ساله شده اما خود ما چهل ساله نشدیم و اراده ای هم به چهل ساله شدن دیده نمی شود زیرا چهل سالگی اوج همه فرصت ها ست و باید خطر پذیری ها و لجاجت ها به حد پایین خود برسد و بادام های شیرین زندگی را جایگزین بادام های تلخ کنیم و باهم بودن را رفیق و عجین تمامی تصمیمات اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی کنیم زیرا روح و کالبد نظام چهل ساله توان تحمل گسست و اختلاف و چنگ انداختن به روی همدیگر و یکدیگر را به بدنامی خواندن و.. ندارد . درست است که به معنایی گفته شده است « دود از کنده بلند می شود » اما در کنار دود ، فغانش هم شنیده می شود و فغانش غیر قابل تحمل و فراری دهنده اطرافیانش می شود در اینجاست که اگر کنده چهل ساله مثالی ما ؛ فرزندان و اطرافیان با ادب و مهربان و وظیفه شناس و صبور داشته باشد زندگی دوران پیری و بیماری ، برایش آسان می شود اما اگر غیرازاین باشد کمترین عیب آن را به نکبتی تبدیل می کنند که دیگر قابل تحمل نمی باشد و همه در انتظار مرگش روز شماری می کنند .
به امید روزی که همه کنار هم باشیم و همدلانه ساز زندگی را به صدادربیاوریم و طوفان زده های کشور را گرد هم بیاوریم و به چهل سال دوری از یکدیگر پایان دهیم.

 



ژ"
نظرات() 

قتل عام فلسطینیان همزمان با انتقال غیرقانونی سفارت آمریکا

تاریخ:دوشنبه 24 اردیبهشت 1397-08:07 ب.ظ

همزمان با انتقال غیرقانونی سفارت آمریکا در بیت المقدس، رژیم صهیونیستی اقدام به قتل عام معترضان فلسطینی کرده است به طوریکه لحظه به لحظه بر تعداد شهدا و زخمی های فلسطینی افزوده می شود.

به گزارش ایرنا، نظامیان صهیونیست از بامداد امروز دوشنبه برای انتقال غیرقانونی سفارت آمریکا از تل آویو به بیت المقدس، در امتداد مرز سرزمین های اشغالی و نوارغزه تدابیر شدید امنیتی در پیش گرفتند.
تاکنون بر اثر تیراندازی نظامیان صهیونیست به فلسطینیان معترض، 50 تن شهید و بیش از دو هزار تن زخمی شده اند.
قتل عام امروز فلسطینیان که هر لحظه بر تعداد آنان افزوده می شود، آتشی است که دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در دی ماه سال 96، مقدمات آن را با رژیم صهیونیستی فراهم کرد.
رئیس جمهوری آمریکا 15دی ماه 96 اعلام کرد بیت المقدس را به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی به رسمیت می شناسد.
وی در سخنانی در کاخ سفید گفت: از وزارت خارجه می خواهم که آماده شود تا انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به بیت المقدس را آغاز کند.

**شمار شهیدای فلسطینی به 50 تن رسید
در همین رابطه رسانه های فلسطینی اعلام کردند از صبح امروز تاکنون 50 شهروند این کشور مرزهای شرقی نوار غزه به ضرب گلوله نظامیان صهیونیست کشته و بیش از دو هزار تن دیگر زخمی شدند.
با توجه به افزایش شمار زخمی ها، از شهروندان خواسته شده برای اهدای خون به بیمارستان ها مراجعه کنند.
وزارت بهداشت فلسطین نیز از همتای مصری خوو خواست، آمبولانس، کادر پزشکی و امدادی، تجهیزات پزشکی و دارو به نوار غزه ارسال کند.
براساس اعلام رسانه های فلسطینی، این وزارتخانه اعزام جراحان متخصص عروق خونی، شکستگی، بیهوشی و مراقبت های ویژه را از مصر به نوار غزه ضروری اعلام کرد.
وزارت بهداشت فلسطین از مصر خواست به دلیل نبود امکان مداوای بسیاری از زخمی ها و نیاز به اقدامات درمانی پیشرفته، اجازه انتقال مجروحان به بیمارستان های این کشور داده شود.

**قتل عام در بزرگترین زندان روباز جهان
محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران نیز در واکنش به قتل عام فلسطینیان گفت: رژیم اسرائیلی تعداد بی شماری فلسطینی را که در بزرگترین زندان روباز جهان اعتراض می کنند، با قساوت قتل عام می کند. از سوی دیگر، ترامپ انتقال غیرقانونی سفارت آمریکا را جشن می گیرد و همدستان عربی اش توجه اذهان عمومی را منحرف می کنند. روز شرمساری بزرگ.

*** وزیر فلسطینی خواستار توقف ماشین کشتار صهیونیست ها شد
در حالی که لحظه به لحظه به آمار شهدای فلسطینی نوار غزه به دست نظامیان رژیم صهیونیستی افزوده می شود، وزیر بهداشت فلسطین خطاب به کشورها و سازمان های جهانی گفت که هر چه سریعتر ماشین کشتار صهیونیست ها در نوار غزه را متوقف کنید.
'جواد عواد' وزیر بهداشت فلسطین با صدور بیانیه ای از همه کشورها و سازمان های حقوق بشری خواست برای توقف جنایت های رژیم اشغالگر قدس علیه تظاهرکنندگان بی دفاع نوار غزه وارد عمل شوند.
وی افزود: همه کشورهایی که شعار حمایت از حقوق بشر می دهد باید به طور جدی برای حمایت از فلسطینی های بی دفاع غزه دست به کار شوند.
عواد همچنین از سازمان بهداشت جهانی، صلیب سرخ و سازمان ملل خواست برای متوقف کردند ماشین افزار قتل رژیم صهیونیستی وارد عمل شوند.
وزیر بهداشت فلسطین گفت که آمار شهدا و زخمی ها به شدت در حال افزایش است و این نشان می دهد که رژیم اشغالگر قدس درصدد آن است که فلسطینی های زیادی را به شهادت برساند.

**واکنش رسانه های جهان
شبکه خبری المیادین گزارش داد که مراسم انتقال سفارت واشنگتن از تل آویو به قدس اشغالی در میان اعتراضات شدید فلسطینی ها و سکوت سران عرب لحظاتی پیش آغاز شد.
روزنامه رای الیوم نیز نوشت که همزمان با برگزاری تظاهرات فلسطینی ها در هفتادمین سالگرد روز نکبت (سال پایه گزاری رژیم صهیونیستی)، رژیم صهیونیستی نیز جشن انتقال سفارت واشنگتن به قدس اشغالی را آغاز کردند.
سایت روسیا الیوم نیز گزارش داد که سفیر آمریکا در فلسطین اشغالی در مراسم افتتاح سفارت واشنگتن در قدس، بار دیگر بر پایتختی قدس برای رژیم اسرائیل تاکید کرد.
سالگرد اخراج فلسطینیان از وطن و پایه ریزی رژیم اشغالگر قدس (ماه می 1948 میلادی) به «روز نکبت» معروف است.
در حالی که دولت آمریکا امروز در اقدامی جنجالی و غیرقانونی سفارت خود را از تل آویو به قدس منتقل می کند، مردم فلسطین با برپایی تظاهرات میلیونی بازگشت به منظورمحکومیت این اقدام و تاکید بر حق مسلم خود در بازگشت به سرزمینشان آماده می کنند.
دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا ششم دسامبر 2017 ( 15 آذرماه 96) در اقدامی که سراسر نقض قوانین و قطعنامه های سازمان ملل متحد بود، تصمیم خود برای به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی و انتقال سفارت این کشور به این شهر را اعلام کرد.
این تصمیم با مخالفت کشورهای اسلامی و بیشتر کشورهای جهان از جمله اتحادیه اروپا روبه رو شده است.
کنگره آمریکا نیز در 23 اکتبر 1995 طرح انتقال سفارت آمریکا به قدس را تصویب کرد و دولت های مختلف آمریکا از آن زمان تاکنون از اجرای این مصوبه کنگره امتناع کرده اند اما ترامپ در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا وعده داده بود که این مصوبه را اجرا کند و در نهایت اجرای این مصوبه بیت المقدس را به قتلگاه فلسطینیان معترض تبدیل کرد.
اعضای هیات آمریکایی به سرپرستی «ایوانکا ترامپ» دختر و مشاور ارشد ترامپ، همراه با همسرش «جرد کوشنر» و «استیون منوچین» وزیر خزانه داری آمریکا صبح یکشنبه 23 اردیبهشت وارد فرودگاه بن گوریون تل آویو شدند.
70 سال پس از تاسیس رژیم غاصب صهیونیستی، دو سوم فلسطینیان خارج از مرزهای فلسطین زندگی می کنند و نمی توانند به وطن خود بازگردند.
مردم فلسطین در اعتراض به سالگرد بیرون راندن صدها هزار فلسطینی و تاسیس رژیم صهیونیستی در 14 می 1948( 24 اردیبهشت 1327)، این روز را روز نکبت می نامند.




ژ"
نظرات() 


  • تعداد صفحات :350
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...