عجب رسمیه رسم زمونه

دنیای وارونه -عجب رسمیه رسم زمونه (دكتر محمد علی هالو )

تاریخ:یکشنبه 11 بهمن 1383-08:04 ب.ظ

 بنام خدای بخشنده و مهربان .. بنام خدایی كه عشق را آفرید ..چون بدون عشق نتوان زندگی نمود ...

لطفا متن را بخوانید سپس تصمیم بگیرید / اطمینان داشته باشید
 

 اگر این پنجره را ببندید احتمال دارد دیگر برای شما باز نگردد

چه دنیای وارونه ای!

وقتی فلرتشیا عاشق دنیایی دكتر هالو شود

دنیایی دكتر هالو ...

 رفتنی ست

و فلرتشیا

تا ابد

با گیسوان طلایی بافته اش

در دنیای قصه ها اسیر خواهد ماند.

 

من و تو بزرگ میشویم

و یادمان خواهد رفت

که روزگاری

دستهای دكتر هالو

تنها پناه فلرتشیا بود

در تزس و تنهایی

و فلرتشیا

روی همین دستها با تن  دنیایی دكتر هالو  میامیخت

عشق میورزید

عاشق میشد.

حالا تو بگو!

 چه باید بکند

فلرتشیای دنیای وارونه؟

بی قصه ها

بی عشق

دنیایی دكتر هالو !

*به یاد سفرهای  دنیایی دكتر هالو *

 بیا تا برویم به كشور رویایی دكتر محمد علی هالو

اینجا خانه  و كشور رویایی دكتر محمد علی هالو  است.از شعر تا قصه تا واقعیت  و دفاع از مظلوم  - از کتاب تا فیلم واز همه مهمتر از سفر مینویسم و سرنوشت می سازیم . و بر این باوریم ..حق گرفتنی هست باید تلاش کرد ...مهمان خانه من شوید.قدمتان بر سر چشم.تنها یک چیز میماند: هرگونه برداشت از نوشته های این وبلاگ فقط با ذکر نام نویسنده و نام وبلاگ و با کسب اجازه امکان پذیر است.ممنونم از شما.

 

 

.طالع بینی دكتر محمد هالو

واقعا دوای هر درده !! ( تصویر متحرک ) www.taknaz.ir

baran

حق گرفتنی هست باید تلاش کرد . .... دكتر هالو09119812795  astarao@yahoo.com

خداحافظ شما دوستان خوبم...


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تبریك اسد معانی

تاریخ:یکشنبه 6 اردیبهشت 1394-10:40 ب.ظ

درد نیوز - اولین سایت و خبر گز اری حقوق بشر و محیط زیست در ایران

dardnews.ir




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

درد نیوز - اولین سایت و خبر گز اری حقوق بشر و محیط زیست در ایران

تاریخ:یکشنبه 6 اردیبهشت 1394-10:40 ب.ظ

درد نیوز - اولین سایت و خبر گز اری حقوق بشر و محیط زیست در ایران

dardnews.ir




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یادبود 10 میلیون كشته های ایرانی- جنگ جهانی اول در تهران

تاریخ:جمعه 4 اردیبهشت 1394-07:57 ب.ظ

به دولت  جمهوری اسلامی ایران پشنهاد می كنم تا دیر نشده  یك یادبود 10 میلیون كشته ایرانی  جنگ جهانی اول در تهران احداث كند
 و پی گیر غرامت جنگی و نسل كشی  دولتهای روسیه و عثمانی  و انگلیس و..  در طول اشغال ایران در جنگ جهانی اول باشد و همینوطر
 یك یابود بخاطر كشته شده 8 میلیون ایرانی  از سال 1318 خورشیدی تا 1325 خورشیدی بخاطر كشته شدن یا بخاطر اشغال ایران ( قطعی و گرسنگی
 و بیماری ) مردم ایران را كشت..در صورتیكه دولت ایران در زمان جنگ جهانی اول و دوم اعلام بی طرفی نموده بود...
 درجنگ جهانی اول تقربیا نصف جمعیت ایران  كشتار شدند یا كشته شدند بخاطر مقاومت در برابر اشغال  یا ارسال اذوقه ایران به جنگ توسط این متجاوزان چه در جنگ جهانی اول یا دوم..
 چطور است  اسراییل از باز از دولت آلمان  و اروپا غرامت یم گیرد بخاطر هوكاستی كه ساخته ذهن آنهاست انجام شده نه در ان حد... یا ارمنستان   با لابری گری در فرانسه و آمریكا و دیگر  كشورها موفق شده نسل كسی ارامنه در عثمانی را ثابت كند و در صدد گرفتن غرامت است و حتی وارد تاریخ بین الملل نموده است ما چه از آنها كمتر داریم حالا در صورتیكه كشتار و نسل كشی در آلمان و عثمانی ربطی به دولتهای اسراییل و ارمنستان ندارد  و اما كشور من یك كشور باستانی و مستقل بود.... اگر دولت ایران آماده باشد من بعنوان نویسنده و محقق ( 5 كتاب نوشتم ) و روز نامه نگار و درجه دار بازنشسته ارتش حاضرم  مخارج  یادمان 18 میلیون شهدای جنگ جهانی دوم و اول ایران را بدهم هم خودم تنها خانه ام را می فروشم و هم از مردم كمك می گیرم... من پشنهاد می كنم بنیاد یابود 18 میلیون نسل كشی  وشهدا توسط اشغالگران تاسیس شود من آماده رایگان مسئول یابود و هم مسئول حقوقی یابود باشم .....منت هم نمی گذارم ..تمام مطالعات و تحقیقات را دراختیار دولت قرار می دهم..
 تاسیس بنیاد یابود 18 میلیون شهدای و كشته شده ای ایراین در جنگ جهانی دوم توسط اشغالگران روس و آمریكا و عثماین و انگلیس و دوستانش.. و عذار خواهی انها از دولت ایران...

 09119812795

 اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و روز نامه نگار و مستند ساز  و فعال حقوق بشر و محیط زیست ( اولین وبلاگ نویس ایرانی )

dardnews.ir


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

غائله آذربایجان ونسل كشی 8 میلیون ایرانی توسط متفقین در و پس از جنگ جهانی دوم

تاریخ:جمعه 4 اردیبهشت 1394-06:49 ب.ظ

پس از پایان یافتن جنگ جهانی دوم در سال 1324 خورشیدی بنا بر توافق به عمل آمده بین كشورهای پیروز(یعنی شوروی و انگلیس و آمریكا) قرار شد كه ایران نیز تا شش ماه پس از آن جنگ از وجود نیروهای اشغال‌گر تخلیه شود.در اعلامیه پایانی كنفرانس پتسدام تأكید شده بود كه قوای متفقین بلافاصله پس از جنگ شهر تهران را تخلیه كنند اما روس‌ها به بهانه‌های گوناگون از تخلیه كامل ایران خودداری كردند چراكه روس‌ها از آغاز در پی آن بودند كه نظام اجتماعی خود را بر مناطق اشغالی شمال ایران پیاده سازند.

از طرفی دولت شوروی از آغاز اشغال ایران در پی تجزیه آذربایجان از ایران بود و با بلعیدن آذربایجانِ ما چند گام بزرگ به سوی خلیج فارس برداشته بود و افزون بر آن مرز خاكی گسترده‌تر با تركیه پیدا می‌كرد و با عراق هم، هم مرز! می‌شد.

روس‌ها در همین زمان با مقاومت ایران و نیز مخالفت رقبای استعماری خود مواجه شد، بنابراین در 15 تیر 1324 كمیته مركزی حزب كمونیست شوروی طی فرمانی به دبیر كمیته مركزی حزب كمونیست آذربایجان شوروی (اران) مأموریت داد تا« اقدامات لازم برای ایجاد جنبش تجزیه‌طلبی در آذربایجان ایران و برخی دیگر از استان‌های ایران را آغاز كند!»

در این فرمان آمده بود كه لازم است ضمن انجام اقدامات برای ایجاد منطقه خود مختار ملی! آذربایجان برای ایجاد جنبش تجزیه‌طلبی جداگانه در استان‌هائی دیگر  نیز، با بهره‌گیری از امكانات و تشكیلات حزب وابسته به شوروی یعنی حزب توده هم اقدام شود.
همچنین در این زمان فعالیت تجزیه‌طلبانه مشابه در میان كردهای شمال ایران برای ایجاد منطقه خودمختار ملی! كردستان نیز به عمل‌ آید.

هشت روز پس از صدور فرمان مذكور به فوریت از سوی كمیته مذكور ترتیب انتقال سیدجعفر پیشه‌وری و كام‌بخش (از رهبران حزب توده) به باكو داده شد، در آنجا دستورات و نیز توجیهات و آموزش‌های لازم به پیشه‌وری و همكارانش داده شد.

پیشه‌وری هم با صداقت تمام در پی خدمت به شوروی برآمده و با به كارگیری همه استعداد و توان خود این كار را انجام داد و فردای روز تسلیم ژاپن (12 شهریور 1324) شد، پایان كامل جنگ جهانی دوم و نبود هیچ بهانه دیگری برای شوروی جهت ماندن در ایران، فرقه دموكرات آذربایجان با انتشار بیانیه‌ای اعلام موجودیت كرد.

پس از آن بنا به دستور واصله از مسكو  و ابلاغی از باكو، تشكیلات حزب توده در آذربایجان ائتلاف خود را با فرقه دموكرات اعلام نمود. هم زمان با این كارها مقامات شوروی با وسایل مختلف مشغول فعالیت های شدید به منظور تحریك كردها، علیه دولت و بروز اغتشاش بودند.

در این اوضاع ارتش شوروی مانع حركت نیروهای ارتش ایران به سوی آذربایجان شد و مقاومت مردم مسلمان و میهن پرست آذربایجان نیز بوسیله عوامل ك.گ.ب و عناصر فرقه تجزیه‌طلب به سختی سركوب شدند و جنایت‌های بی‌شمار و بی‌شرمانه‌ای! نسبت به هم‌میهنان عزیز آذری ما روا داشتند.

بر اساس اسناد تاریخی مكتوب به شورای نظام‍ی باكو و كمیته مركزی حزب كمونیست آذربایجان شوروی دستور داده شده بود كه افرادی را برای از میان برداشتن كسانی كه علیه جنبش تجزیه‌طلبانه، اقدام می‌كنند، تعیین كند.


در همین راستا بسیاری از افراد خوب كه نمی‌واستند به زیر یوغ بیگانه بروند و خواستار آن بودند كه همچون هزاران سال گذشته ایرانی بمانند به وسیله مأموران مخصوص در تبریز، زنجان و سایر جاها كشته شدند. چه اموالی كه از راه حلال به دست آمده بود و توسط عوامل فرقه دموكرات (كه عمدتاً هم از خارج از ایران آمده بودند) به یغمار رفت و چه بی‌شرمی‌هایی نسبت به بانوان عفیف و متدین و آزاده مسلمان ایرانی در آذربایجان و زنجان نكردند ... بگذریم.

البته برخی جوانان ایران دوست آذربایجان (از جمله شخصی به نام مرحوم علی زرینه‌باف) با تشكیل گروهی صد نفره از جوانان آذربایجان به طور چریكی و خود‌جوش با عوامل فرقه مبارزه و جنگ برای حفظ شرف، شهر، دیار، دین و كیان و ایران را ادامه دادند.

روز 24 آبان سال 1324 عناصر فرقه، ژاندارمری آذرشهر را خلع سلاح كردند و سیم‌های تلگراف مراغه و میاندوآب را بریدند و شوروی هم در راه میاندوآب – بوكان كه راه ارتباطی مستقیم تبریز به كرمانشاه بود ایستگاه بازرسی! برقرار كردند و امكان جابجائی نیروهای مسلح از تبریز به دیگر مناطق آذربایجان را غیر ممكن ساختند.

در عین حال دولت‌مردان ایران نیز با فرو‌خوردن خشم و غصه خود سعی‌ داشتند بهانه خاصی هم به دست ارتش متجاوز سرخ نیفتد كه بگویند مثلا به دلیل اینكه نیروهای ما در حال عقب‌نشینی مورد هجوم ایرانیان قرار گرفتند و فلان تعداد آنها كشته شدند لذا ....

در سایر استان‌های ایران مردم غصه‌دار و خشمگین منتظر اعلام دولت بودند تا با همه توان و سلاح‌های خود و با همه غیرت و همت به یاری هم‌میهنان آذری خود بشتابند. ولی این امكان فراهم نبود. خودم از چند نفر شنیدم كه یكی از خوانین بختیاری كه بر اثر عارضه‌ای از هر دو پا هم فلج شده بود و قادر به حركت به سوی آذربایجان نبود از غصه فراق آذربایجان دق كرد و مرد.

فرهیخته‌ای از كرمان به نقل از پدرش می‌گفت كه به همراه چند نفر به طور خودجوش به سوی تبریز حركت كرده بود و در بین راه توسط ارتش سرخ دستگیر و ناجوانمردانه شهید شدند.

به هرحال بخشی از ناموس وطن در دست بیگانه و عوامل بیگانه بود و حق داشت هر كسی كه از غصه و غیرت دق مرگ می‌شد.
در گیرودار این جنایات پیشه‌وری به دستور ارباب كنگره‌ای در تبریز برپا كرد و در آن كنگره اعلام شد كه ملت!! آذربایجان رسماً اعلام می‌دارد كه مانند سایر ملل زنده عالم، حق دارد برای اداره ملی و داخلی خود ... حكومت ملی!محلی تشكیل دهد.

پس از آن قطع نامه‌ای صادر شد كه در بند 8 آن آمده بود كه بدون داشتن خودمختاری .... اقتصادی! - خود مختاری ملی حرف پوچی خواهد بود!!! هم زمان با تلاش برای اعزام نیرو به آذربایجان، ابراهیم حكیمی نخست وزیر خواستار گفتگوهای رودررو با مقام‌های شوروی شد. اما دولت روسیه حكیم‌الملك را جزو دشمنان شوروی می‌دانست.

روس‌ها می‌دانستند كه پس از فروپاشی حكومت تزاری، حكیم‌الملك نیز، جزو گروهی از دولت‌مردان ایرانی بود كه می‌خواستند به وسیله انجمن صلح ورسای بخش‌های تجزیه شده از ایران توسط حكومت تزاری را به ایران برگردانند.

سرانجام با پیگیری دائمی دولت ایران و فشار افكار عمومی ملت بزرگ ایران كه رفته رفته دیگر قابل مهار نبود از سوی سازمان ملل متحد نظر بر تَرك كامل ایران توسط ارتش شوروی و عدم حمایت از تجزیه‌طلبان داده شد و اولتیماتوم آمریكا علیه شوروی هم موثر واقع شد.

مهمتر از همه نقش و نبوغ احمد قوام در بازی چیره دستانه دیپلماسی بود كه با استالین كرد، او در زمستان سرد مسكو در سال 1324 چشم در چشم مخوف‌ترین دیكتاتور قرن بیستم ژوزف استالین توانست برتری نبوغ و هوش و قدرت روحی و روانی ایرانی را به هنگام بحران و هنگامه دفاع دیپلماسی از تمامیت ارضی كشورمان به رخ آن مستبد متكبر مست از باده غرور و قدرت بكشد و با وعده سر خرمن انعقاد قرارداد نفت شمال ایران، آنها را به طمع انداخته و از ایران بیرون بیندازد. ( وعده‌ای كه جامه عمل نپوشید.)

بیگانگان اشغالگر از ایران رفتند و به ناگهان به عامل خود جعفر پیشه‌وری گفتند كه تشكیلاتت را جمع كن و فرار كن بیا! بیچاره پیشه‌وری كه باورش شده بود ماندگار است و دو روز پیشتر از این گفته بود كه "مرگ هست و بازگشت نیست" به سوی شوروی از ترس مرگ توسط مردم تبریز گریخت و معلوم شد كه هم مرگ هست و هم بازگشت است.

به گفته مرحوم دكتر نصرت‌الله جهانشاه لو افشار معاون پیشه‌وری در صفحه 186 كتاب ما و بیگانگان، وقتی‌ كه در آذر ماه 1325 در سر كنسولگری شوروی نزد آقای سرهنگ قلی‌اوف رفتیم، او ما را در اتاق كوچكی پذیرفت و دستور نهایی مبنی بر ترك ایران و فرار به جائی را صادر كرد. پیشه‌وری ناراحت شد " كه چرا ما را رها می‌كنید! مسئول این نابسامانی‌ها چه می‌شود و ..." سرهنگ قلی‌اوف كه از پررویی پیشه‌وری برآشفته بود داد زد كه سنی گتیرن، سنه دییر: گت (كسی كه تو را آورد، به تو می‌گوید برو)چنین است سرانجام خیانت پیشگان به میهن و فریب خوردگان بیگانگان.

همزمان با علمیات ارتش در اذربایجان ارتش همیشه پیروز ایران از قسمت گیلان وارد قره سو بندر استارا شد.. چون در‌ان موقع  شهرستان آستارا جزو استان آذربایجان بود و تجزیه طلبان پیشه وری خط مرزی كشور خود خوانده خود را تا قره سو آستارا اعلام نموده بودند و گمرك و مرز ایجاد كرده بود  یعنی مرز ایران و جمهوری خود خوانده پیشه وری ویزنه تالش و قره سو آستارا بود..

مرحوم عیسی  ثمین كه در ان زمان در امامز اده مغازه بین راهی داست می گوید همین كه خبر آمد ارتش ایران وارد قرسو می آیند  فداییان كه در مرز قره سو و روستاها بودن با پای پیاده یا كامیون روسی یا دو چرخه  یا موتور با سلاح در حال فرار بودند بدون مقاومت ازرس فرار می كردند بما هم می گفتند فرار كنید برویم  شوروی ما قبول نكردیم  اما یم خوساتند مردم را با زور برنند هرچه دم دستشان می رسید سرقت می كردند بازور ..نزدیك ها ی ظهر ارتش ایران به اما مز اده رسید  و فرمانده ارتش بمن گفت اگر امكان دارد به اهالی بگوید غذا و.. برای سربازان بپزنند هزینه اش را از ما بگیرند اهالی از خوشحالی هر چه برنج و مرغ و.. داشتند برای پذی رایی برای ارتش ها آوردند... یك تانك پیشرور بطرف آستارا حركت كرد و شب برگشت  گفتند كه كلا شهر نابود شده است پل هل نابود شده است  ....ارتش به شهر‌استارا حمله كرد  و فداییان به مرغ و خروس مردم هم رحم نكرده بودند با خود برده بودند  یك مقدار مقاومتی فداییان كردن بعدا با قایق  و یا كامیون به شوروی فرار كرد ند...


بنابر روایت كتاب سرگذشت تالشان و  داستانهای آسمانی ایران نوشته اا دارستانی :حزب توده (فداییان) 5000 هزارآستارایی موقع تخلیه استارا كشتند و.. و بالای 7 هزار نفر آستارایی كه اكثریت تالش بودند به شوروی با زور بردند ..
حزب توده كه در ایران  جمهوری آذربایجان خود خوانده تا قره سو مرز ش بود  می دانید دراین چند سال اشغال كه مزودری روسها را می كردند چقدر جنایت كردند  وشهر استارا را موقع تخلیه وقتی ارتش ایران آمد به سر زمین سوخته تبدیل نمود...

سرانجام راه برای حركت ارتش ایران به سوی آذربایجان باز شد، به محض اینكه این خبر به گوش اهالی آذربایجان رسید خود مردم آذربایجان و به ویژه مردم غیور و عزیز تبریز به ناگهان ریختند و عوامل فرقه تجزیه طلب دموكرات را به طور كامل خلع سلاح كرده و مهاجرین را كه از آن سوی مرز آمده بودند گرفتند و برخی از سران فرقه ی جدایی طلب را به سختی كیفر دادند.
صبح روز پنج شنبه 21 آذر 1325 ارتش ایران در حالی وارد تبریز شد كه مردم از بند رسته همگی اشك شوق می‌+ریختند و نُقل بر سر سربازان ارتش ریخته و قدوم آنان را به راسـتی گرامی می‌داشتند و تا چندین ساعت بین اهالی تبریز و ارتش روبوسی بود و بسیاری نماز شكر به جای آوردند، دوباره آذربایجان عزیز ما پس از حدود یكسال جدایی به آغوش میهن بازگشت. چرا كه مگر می‌شود ایران بدون آذربایجان عزیزش بماند؟! هرگز.  پس از آن همه جدایی‌ها كه از پیكره ایران كردند دیگر این مادر تحمل داغ فراق فرزندی دیگر (آن هم چه فرزندی، بهترین و عزیزترین) را ندارد؛ آری، ایران ماند و آذربایجانش هم ماند و فقط روسیاهی به چند تن وطن فروشِ عامل بیگانه ماند.

متاسفانه در جریان اشغال ایران از سال 1318 توسط متفقین تا تخلیه ایران از روسها در سال 1325 حدود 8 میلیون ایرانی قتل عام یا از بیمای  یا گرسنگی  شهید شدند  و در جنگ جهانی اول نیز نصف جمیعت ایران كشته یا بیشتر از گرسنگی و بیماری قتل عام شدند  و تا كنون هیچ دولتی در ایران نیامده از غرب و شوروی خسارت بخواهد اما یهودیان هنوز كه هنوز بخاطر هوكاست خود ساخته خسارت مكی گیرند  یا ارمنی ها با لابی گری در آمریكا و فرانسه درصدد هستند غرامت جنگی بخاطر نسل كشی از تركیه بگیرند احتمالا در آینده موفق خواهند شد..چرا دولت ایران كه در اثنا جنگ جهانی دوم و اول كه ایران بیطرف بود از دولتهای روسیه و عثماین و انگلیس و غرب  غرامت نمی گیذرد و حتی یك یابود در تهران و آذربایجان خوزستان و...نمی سازد...


اا دارستانی نویسنده و محقق dardnews.ir



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دكتر مصطفی تاتنیا بعنوان ریس دانشگاه علمی و كاربردی بندر آستارا

تاریخ:جمعه 4 اردیبهشت 1394-12:49 ب.ظ

با سلام  خدمت مدیر مسئول درد نیوز

ما جمعی از دانشجوایان دانشگاه علمی و كاربردی آستارا مطلبی را خواستم از علمی و كاربردی استارا بگویم..

اززمانیكه دكتر مصطفی تاتنیا بعنوان ریس دانشگاه آستاراشده است  ما دانشجویان این داشنگاه شاهدتحولات زیادی شدیم  كه خوب دیدیم خدمتتان بنویسیم..

در این متن  جا دارد از همكاران ایشان و استادان ( روسای كار گرهها) مهندس سید پدرام  و پیمان هاشمی مدیران گروههای آموزشی  دانشگاه علمی و كاربردی  كه در امر پیشرفت و ارتقا  درخدمت رسانی دانشجویان فعال هستند  تقدیر و تشكر نماییم...

1- وضعیت نظم و انتظامات و ساعات درس و روسای كار گروه ها تخصصی و منظم شده است

2- وضعیت  نظافت عمومی  و تاسیس بوفه دانشجوایان  و امكانات و تجهیزات و وسایل و امكانات كلاسی و درسی استاندارد شده است

3- كلاسهای آموزشی منظم انجام می شود

4- قبلا كارمندان و كارشناسان دانشگاه دراتاقك های چوبی بودند و با مدیریت جدید تحول ایجاد شده استاد ان و كارمندان دانشگاه جایگاه و اتاق استاندارو درشان دانشگاه ایجادشده است

5- به وضعیت ظاهری ساختمان رسیدگی كامل شده است

6- كیفت آموزش استاندار د شده است

7- به مشكلات دانشجوایان رسید گی می شود.

8-شخصیت و منزلت دانشجو ارتقا یافته است

9- نظم كلاسها استاندار شده است

خلاصه :خواستیم بگوییم  می  شود ریس دانشگاه یا مدیر  اگر اراده كند  و بخواهد با هروضعیت   دانشگاه  می تواند مدیریت و وضعیت دانشگاه را از ضعیف به بالا بكشد...

 با تشكر جمعی از دانشجوایان دانشگاه علمی و كاربردی آستارا

 

  سوابق :

دکتر مصطفی تاتینا - رئیس مرکز آموزش علمی – کاربردی شهرستان آستارا............ دکتر تاتینا متولد 1359 ساکن شهرستان آستارا دارای مدرک دکتری تخصصی (ph.d) شیلات، گرایش فیزیولوژی تغذیه ماهیان خاویاری، استادیار پایه 10 دانشگاه و در حال ارتقا به مرتبه دانشیاری دارای 43 مقاله چاپ شده در مجلات معتبر بین المللی (ISI)، (ISC) علمی – پژوهشی و 57 مقاله به صورت سخنرانی و پوستر در کنفرانس های معتبر بین المللی، ملی و منطقه ای. مجری و همکار 9 طرح پژوهشی، چاپ 3 عنوان کتاب در زمینه بیماری و تغذیه ماهیان پرورشی و 2 عنوان کتاب در مرحله داوری کسب 8 عنوان پژوهشگر برتر در سطح کشوری، استانی، شهرستانی و واحدهای دانشگاهی. داور علمی 7 مجله علمی و پژوهشی، طرح های پژوهشی و کتاب های دانشگاهی. این استاد برجسته دانشگاه مشاورت معاون مدیرکل بنادر و دریانوردی استان سیستان و بلوچستان، معاونت و فناوری دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا و ریاست دانشگاه آزاد اسلامی بین المللی بندر انزلی را در کارنامه کاری خود دارد.

 

 ------------------------------

 توضیح : مهندس سید پدرام و پیمان هاشمی  بعنوان مدیران گروهای آموزشی دانشگاه  علمی و كاربردی نقش  ارزنده در پیشرفت  دانشگاه  علمی و كار بردی  داشتند با توجه به اینكه این دو استاد از سال 1390  تاكنون بعنوان استاد و ریس كار گروه جغرافیا و منابع طبیعی دانشگاه ازاد و سما  - واحد آستارا فعالیت داشتند و دارنند.







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خاطرات یك ارتشی(پیسكوت)

تاریخ:دوشنبه 31 فروردین 1394-12:54 ب.ظ

روز ارتش مبارك  اا دارستانی درجه دار بازنشسته ارتش


 داستان یك درجه دار ارتش

من كه یك درجه دار جوان بودم در یكی از سازمانهای ارتش  خدمت  می كردم  یكسال در آموزشگاه نظامی نزاجا 06آموزش دیدم   و بعداز اینكه درجه دار شدم درجه گرهباندوم گرفتم
 من عاشق نظامی گری بخصوص ارتش بودم بعشق چتربازی و تكاوری آمده بودم  اما زندگی یك طوری رقم زد كه در‌آزمون یك سازمان بنا به دعوت ایشان و معرفی فرمانده گروهانم سروان تكاورعلی فتاحی   قبول  و جذب شدم ...علی فتاحی بمن نگاه ویژه داشت شاید هم این خواست و عنایت الهی بودو بمن همیشه می گفت با این روحیه مبارزه گر و جسور  و رك گویی و اطلاعاتی  علمی و نظامی داری  در ارتش تو اعدام می شوی یا فرمانده ارتش می شوی ..خیلی جدی هستی و كار را زود یاد می گیریی درست است روحیه نظامی و جنگی و تكاوری داری تو بدرد فقط  یك سازمان می خوری چون ضریب هوش تو عالی است بخاطر همین مرا به آن سازمان ارتش معرفی كرد  بعداز درجه گرفتن مدت دوسال در مركز آموزش آن سازمان ارتش آموزش تخصصی  دیدم با دوره كار آموزی خیلی حساس بود در طول دوره همه زیر ذربین بودیم  تقربیا خیلی از همدروهای من در طول دوره حذف می شدند به یگان اصلی برگشت داده  میشدند از نظرعلمی و هم تخصصی و هم از نظر رفتاری زیر نظر بودیم.. خلاصه من آموز ش و كار‌آمویم تمام شد خیلی سخت بود  پنچ شنبه و جمعه كه آموزش از بعداز پنچ شنبه تعطیل بود  خانه پدرم دررشت بود دیگر بخاطر باز بینی دروس و كارها در آسایشگاه  درجه دران آموزشی سازمان می ماندم  ازنظر غذا و نظافت و امكانات و.. با سازمان بود   و جمعه بجای گشتن دوسال استراحت می كردم دو ماه یكبار به رشت می امدم از تهران مشكل مالی نداشتم چون دیگر حقوق درجه داری می گرفتم  و غذا و پوشاك و مكان و.. بر عهده سازمان بود..وخلاصه بعداز آموزش در مر كز آموزش تخصصی مرا می خواستندبخاطر نمرات عالی و روحیه 100 در تهران نگه دارنند من از بنیاد شهید وبسیج  گواهی آورم بخاطر پدرم جانباز 65 درصد و خود عضو بسیج بودم  مسئولان تقسیم گقتند  بنا به نمرات و دوره عالی شما باید تهران بمانید( بدرد كارها تخصصی و عملیاتی سازمان می خوری )  اگر می خواهید چون نمرات خوب است و پدرت جانباز 65 درصد است به رشت منتقل شوی ..من گفتم دوست دارم به مرز بروم چون من به عشق   دفاع و مبارزه با دشمنان آمدم...گفتند واقعا شما دیوانه هستید چراپس نامه گواهی از بنیاد آوردی ...از اول می گفتی ما آن جا نیرو كم داریم  شما را  میفرستادیم به یكی از یگانهای ارتش  كه سازمان درآن دفتر داشتمنتقل شدم  ..... من گروهباندوم  بعنوان كارشناس در یك قسمت كار می كردم و ز ود كارها را یاد می گرفتم و بجای گردش دوست داشتم مطالعه كنم  و حتی همكارم كه متاهل بود كارهایش را انجام یم دادم با كار راضی  می شدم (چون من از دوران خردسالی تربیت یافته پدرم بودم مرا تشویق به كتابهای تاریخی و اسلامی و تاریخ معاصر و باستان ایران می نمود حتی تاریخ ارتش و ایران ...خلاصه در مدتی كمی من شدم بودم كتاب راهنمایی همكاران و حتی خانواده ایشان هم سوال دینی و شرعی و تاریخی و... سوال داشتند بمن زنگ می زدنند خلی وقتم را می گرفت سوالات آنها وقتی می گفتم تحصیلات من فقط سه سال حوزوی و سیكل است باورشان نمی شد ..
.. در یگان  مسئول مستقیم و دوست من  كه همكار من بود شد فرمانده منطقه .... بمن گفت من روحیه ات را دوست دارم عاشق كار در سازمان هستید  بیا ریس دفتر بمن بشو ..من گفتم جهانگیر جان من روحیه ام رزمی و عملیاتی است به   ریس دفتر علاقه ندارم ..گفت اسماعیل  جایگاه ریس دفتری سرگردی است  و مزایایی شغلی عالی داری و می توانی در خانه سازمانی فرماندهان لشكر اقامت كنی و... گفتم دستور بدهی می آیم اما دوست من هستی  مرا بفرست مرز .....جهانگیر بمن گفت روحیه شما فرماندهی و كارآفرینی و علاقمند بكار  جسور  است من دوست دارم در پادگان (تیپ بیرون لشكر ) بعنوان  فرمانده و مسئول دفتر سازمان باشی قبول كردم بشرطی كه مرا به منطقه مرزی صفر بفرست برای خدمت ...
هر بار كه جهانگیر ( اسم كوچك را بخاطر محرمانه بودن می نویسم و بعضی مكالمه  و گفته را بخاطر محرمانه بودن حذف كردم )فرمانده منطقه به مرز می رفت برای بازرسی از یگانه تابعه ارتش مرا هم بعنوان كارشناس می برد ... من هم زمانیكه وی با فرماندهان تیپ ها و.. جلسه داشت به یگان مربوبطه ارتش با یك سرباز سازمان می رفتم و خودم رانندگی می كرد  م دیگر چون سرباز از مناطق مرزی ترس داشت من وی را در یكی از سنگرهای مرزی می گذشتم  خود برای تهیه وضعیت گزار ش یگانها به فرمانده منطقه جهانگیر  می رفتم از گزارشات  من خیلی خوشحال می شد می گفت تا بحال چنین  گروهیانی واردنداشتم می پرسید تو را خدا تا حالا در این منطقه بودید و چند سال در سازمان خدمت می كردی من گفتم فقط یكسال آموزشگاه نظامی و دوسال تخصصی دوره دیدم دیگر شده بودم ....دیگر وقتی به بازرسی مرزی می رفت یا اتقاقی می افتد مرا می فرستاد اما همیشه بمن سفارش می كرد  اسماعیل تو داداش من هستی  من از زمان جنگ كه  از سال 1364 ستوان سومی شروع كردم  هركس مثل تو را دوست داشتم آخرش شهید می شدند حتی بعداز جنگ قسم خورد ه بودم  هیچ درجه دار و افسر را دوست نداشته باشم... اما چه كنم تو مثل  درجه دار  شهید ت  هستی  نتوانستم ...  از بردارم برایم عزیزت هستی واقعا هم راست می گفت چند سالی كه من با ایشان بعنوان درجه دار كار كردم من همانندبردار دوست داشت مرا تشویق كرد درس بخوانم .. با دبیرستانی بزرگسالان  صحبت كرد و من دیگر بعداز ظهر مدرسه می رفتم درس می خواندم تا سوم دبیرستان نظام قدیم  آن شهر درس خواندم و قبول شدم  و می گفت ای كاش زنده باشم دانشگاه رفتن تو را بینم ...باید افسر سازمان بشوی ...خلاصه برای م با كار خیلی سخت بود و در سازمان همانند ارتش نبود باید تا ساعت 17 اجباری و تا 20 با رضایت خود اضافه كاری بود   می رفتم كلاس دبیرستان دوباره ساعت 17 تا 18 به پادگان بر می گشتم كارهایم را انجام می دادم ..جهانگیر بمن می  گفت اسماعیل  نمی خواهد دیگر به سركاربر گردی صبح ها اندازه 10 نفر كار می كنی و مسئولان ا............و من بعنوان فرمانده قبولت داریم اگر مشكلت اضافه كار 6 یا 7 ساعت است من برایت رد می كنم چون صبح اندازه 10 نفر كار می كنی در كار های عملیاتی به بچه های ... كمك می كنی  تو بازوی منطقه شدی همه هم به تو عادت كردند هر كی نیرو برای عملیات و.. كم می اورد تو قبول می كنی و میئولان قسمتها آروز دارنند تو نیروی آنها باشی  لا اقل فقط كار خودت را انجام بده تا به كلاسها برسی ..نمرات دبیرستان خیلی خوب بود خیلی تعجب می كرد  قبول می شدم هرسال ...
خلاصه روز بدبختی من آنروز شروع شد ...كه به منطقه نفت شهر و سومار رفتم ....نفت شهر جای بود كه آنقدر زمان جنگ دشمن مین گذاری كرده بود كه اندازه یك جیب برای رد شدن راه داشتیم و در 20 متری مرز ایران یك چاه نفت داشت و این منافقان مزدور صدام  هر روز به داخل مرز نفوذ می كردند سربازان وظیفه را شهید  می كردند و جهانگیر بخاطر همین آمده بود و به فرمانده تیپ گفت این مسئله باید تمام بشود و.. بماند بقیه طبقه بندی است ....من از جهانگیر اجازه خواستم با لباس شخصی درسی به منافقین بدهم جهانگیر گفت به یك شرط باید تنها نباشی این كار را سازمان  اجازه نمی دهد  گفتم  من بعنوان یك ایرانی می روم ...  مدتی در مرز  در نفت شهر تنهایی كشیك دادم .. در زیر خاك مابین مرز ایران و عراق درخته های كوچك بود...( من دوره تكاوری و چتربازی  و چریك را در ارتش دیده بودم  و كاملا واردبه موارد  بود )با نان خشك و كنسرو می ماندیم...زمانیكه چندمنافق قصد ورود به داخل مرز ایران رابرای تخریب چاه وسرباز ها داشتند  یكباره من كه نیمه خواب بودم چند زن و مرد فارس زبان دیدم كه یك دفعه از پاسگاه بتونی عراقی ها در حال كمین به داخل مرز ایران  آمدند   چند نفر از منافقین كه  سه نفر از آنها زن بودند به هلاكت رسیدند و دو نفری هم زخمی بودند كه خواستیم به یگان بیاورم كه با خوردن قرض خودشان رابهلاكت رساند بودند  و بقیه بطرف پاسگاه عراقی متواری شدند فكر كردن ما یك گردان یا بیشتر هستیم  تعدا منتافقین زیا د بود... سربازان یكباره  پاسگاه عراقی با تیر بار بطرف ما تیر اندازی نمود  و  دوستم زخمی كوچكی برداشت سرباز ها سنگرایرانی هم شروع به شلیگ كردند.. چندبار نارنجك بطرف ما پرت شد ما فقط یك اسلحه سازمانی داشتیم خواستم بطرف سنگر عراقی بروم  نزدیك بودم براحتی می توانستم سنگر را تصرف كنم سرباز گفت تو را خدا ورل كن  ما در زمان صلح هستیم  گفتم چرا بس آنها منافق را ازسنگر خود می فرستند ...
یكباره من انفجاری شنیدم  ......یكباره كه بیدار شدم در بیمارستان ارتش بودم ..... بعدا بمن گفتند دیگر منافق ها بعداز آن تلفات  كه 5 منافق زن و چند درجه دار  و سرباز عراقی بهلاكت رسیدند  دیگر بطرف چاه نفت ایران در مرز حمله نشد و دیگر هر روز سربازی شهید نشد...بماند..
دومین اتفاق از روزی افتاد  كه بخاطر ان انفجار و بیهوشی چند روز  ...من دیگر صورت سانحه انجام ندادم  ....دنبال  چیزی نرفتم چون نوجوان 19 ساله بودم ..خام و تند و پر انرزی بنده خدا جهانگیر گفت اسماعیل چند روز بیهوش بودی بیا برو صورت سانحه .... خلاصه من دیگر بخاطر جراحت و موج گرفتگی و....فقط دیگر به مناطق مرزی نگذشتند بروم ....اما عاشق مبارزه با دشمنان كشور بودم ...دنبال فرصت بودم دوست داشتم به لبنان بروم برای مبارزه با اسراییل به سازمان نوشتم گفتند ارتش بهیج وجه نیرو به خارج اعزام نمی كند ..چون من بعشق مبارزه آمده بودم وگرنه بخاطر وضعیت پدرم  مرا استخدام بعنوان كارمند می كردند مثل حالا نبود من با اینكه سنم كم بود و از حوزه هم بخاطر عشق به مبارزه با دشمنان وطن ترك تحصیل كردم و تمام موقعیت هایم را كنار گذشتم
 من آدم زرنگی بودم   از دبستان تابستان  و تعطیلات و حتی زمان بیكاری - كارمی كردم  و حتی یك زمین در پشت قبرستان آستارا داشتم كه بعدا پدرم فروخت می خواستم  خانه بسازم در سن 15 سالگی  واز پدرم پول نمی گرفتم ...مرز آستارا هم باز شده بود با دوستانم شروع كرده بویم به خرید و فروش وسایل اگه با همان پول زمین  می ماندم همین الان میلیارد بودم چون ادم تیزی  زرنگی بودم...همه بمن ................كار بازار روس خیلی راه افتاد ه بودم بچه زرنگی بودم .
خلاصه بدبختی من شروع شد.. بخاطر جراحات و موج گرفتگی ......بخاطریك پرونده نیاز بود زیاد تمر كز كنم ...از مسئول قسمتم اجازه گرفتم  گفت فرقی نمی كنداین پرونده را تمام كن  من به شما اطمنان دارم ..رفتم  خلاصه بعداز سه ساعت تحقیق و دیدن مدارك معما پرونده را پیدا كردم .. ازپله های طبقه چهارم كه مهمانسرا سازمان بود  یك اتاق هم متعلق بمن بود می خواستم بیایم پایین یكباره چشمم سیاهی رفت.... فقط خودم را در بیمارستان دیدم .....از سال 1373   كه آن اتفاق افتاد دیگر من حتی قادر به تلكم نبودم تازه هم عقد نموده بود م ..آنقدر وضعیت جسمی و روحی ام بعد بود و درد دشات دیگر بعداز  چهار دبیرستان درس می خواندم نتوانستم  در س بخوانم ( سال 1379 دیپلم گرفتم )كمیسیون پزشكی 506 ارتش برایم كار افتادگی كلی و بازنشستگی طبق ماده 108 بند ب داد ...سال 1375 بود  چند سالی بود حتی قادر به تلكم و راه رفتن نبودم  از سال 1373 تا 1375 هیچ خاطری را به ذهنم نمی آید یعنی كلا مغزم و بدن تعطیل بود...یك مقدار ...سال 75 از نظر بدنی خوب شدم می توانستم راه بروم و...اما با دارو وبستری زنده بودم...وضعیت اعصاب و مغزم خوب نبود بیشتر وقتها بخاطر سردرد شدی چه در بیمارستان ارتش یا خانه با دارو خواب بودم تا درد را حس نكنم... خلاصه كمیسیون اداری سازمان تشكیل شد من التماس كردم گفتم من می خواهم بمانم چون عاشق ارتش و سازمان هستم بازنشستگی برایم زود است یادش بخیر تیمسار ا.. معاون اداری بمن گفت پسرم همه از خدا هستند مثل شما طبق ماده 108 بند ب بازنشست شوند تاسی سال درجه ات را می گیریی  و هم حقوق  می گیریی   چه مشكلی داری همه از خدا می خواهند من گفتم من عاشق ارتش  هستم باید بمانم..... خلاصه با اصرار من كمیسیون اداری سازمان بازنشستگی  مرا موقتا نگه داشت  اما شرط كردند باید به زادگاه خود منتقل بشود با كار راحت ...من هم تعهد كردم با انتقالم به محل زندگی پدر و مادرم و همسرم در رشت موافقت كنم ...................... زندگی دیگر برایم یكنواخت بود....بقیه خاطره فعلا بخاطر سازمانی محرمانه است ...
خلاصه در سال 1376  بنا به  رای كمیسون اداره بهداری سازمان من و بهداد ارتش  و كمیسون اداری  سازمان و ارتش من بازنشست شدم...... زمان خدمت اولین كتابم رابعنوان خدمت و مدیریت نظامی و وظیفه ارتش ازدیگاه اسلام را نوشته بودم و چند تالیف نیز داشتمووبعداز بازنشستگی چند سالی وضعیت بیماریم شدی بود حتی قادر به راه رفتن و زندگی معلومی نبودم ..تا اینكه سال 1378  كه خانه پدرم در رشت زندگی می كردم و جناره بیش نبودم ..نستبا راه رفتن و صحبت كردن را توانستم انجام بدهم ...دكتر بهداری  سازمان بمن پشنهاد كرد نسبتا با دارو خوب شدی به باید خودت را مشغول كنی گفت به چه چیزی علاقه داری گفتم می خواهم به ارتش باز گردم گفت كلا حق كارهای سخت را نداری دورارتش را خط بزن من نمی توانم به كمیسیون بگویم دوباره تو را اعاده خدمت كنند.... خلاصه با اصرار به پدر(جانباز 65 درصد بسیجی ) و مادر كه در رشت بودند چند هكتار كشاورزی داشتند  گفتم من می روم آستارا می خواهم روز نامه نگار و كتاب بنویسم و پدرم گفت اینجا كه در رشت سر دبیر هفته نامه هستی همین جا بمان ..من قبول نكردم ....
مادرم گفت تو اگربروی ما هم آستارا می ایم شالیزار و خانه را می فروشم می آییم.....
خلاصه  آستارا ..دیگر كسی برایم اشنا نبود  بیشتر وقتها مجبور بودم قرض  كه دكتر داده بوداستفاده كنم....
از آن سال شروع كردم ...كار گری ساده  برای مبنع درآمد چون حقوقم كم بود و نوشتن كتابهایم و روز  نامه نگاری را رسما در استارا و تالش شروع كردم ... و تا سال 1390  پنچ كتاب نوشتم  1- خدمت و مدیرت نظامی و وظیفه ارتش از دیدگاه اسلام كه در ارتش نوشتم 2- تا زنده ام بسیجی ام 3-داستان های آسمانی ایران و تاریخ دولتهای شیع در ایران 4- سر گذشت تالشان و 5-بررسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست كه همگی را نوشتم و مجوز گرفتم تا امسال نستبا حالم خوب بود چند سال پیش حالم نسبتا خوب بود اما در دستگیری من در سال 1380 شبعه سوم دادگاه انقلاب   و دیگر دستگیری ( ضرب و شتم و....) دوباره بیماریم  زیاد شد  بارها بازداشت شدم بخاطر روز نامه نگار و وبلاگ نویس ی و در سال 1390 در انتخابات 1390 كه من از صفر نعیمی رسما حمایت می كردم یكی از اصلی ترین یاران وی بودم  مرا چند نفر فارس ربودن تا حد كشت زدن و جنازه ام را در در كوچه امان انداختند از آن را مشكل نخاع (جنسی ) و اعصاب و روان پیدا كردم یعنی بیماریم شدت گرفت  و سال 93 هم سه بار بخاطر سایت درد نیوز و روز نامه نگاری دستگیر و بازاشت و شنكجه شدم  و آخرین دستگیر ی اسفند 93 بود كه تا حد مرگ كتكم زدند  و 2 روز بازداشت بودم با ضمانت آزاد شدم اگر نوبد آموزشهای تخصصی ارتش من خیلی مدت پیش مرده بودم ...ادامه دارد
 دیدار با مقام معظم رهبری...درچه دار ارتش با رهبر  و امام...
من قبل از ارتش در سن 12سالگی به اتفاق پدرم  به ملاقات امام رفتیم من خیلی دوست داشتم  دست امام رابوس كنم ... 12 ساله بودم كه پدرم به قول خود عمل كرد گفته بود اگر با نمره خوب قبول شوم این بار كه به ملاقات امام می رود مرا خواهد برد..قبل آن مرا به دست بوسی آیت الله احسان بخش برد..پدرم مرا خلیی دوست دشات بمن می گفت  تو از تاریخ جلوتر  هستی از داخل بچه هایش با من بیشتر  دست و پنجه می زد...خلاصه شب حركت كردیم با اتوبوس از استارا سوار شدم و در ترمینال پیاده شدیم..زیاد یادم نمی آید ..خلاصه پدرم گفت  دست من بگیر بروم جلو ازبازرسی و.. رد شدیم  خلاصه پدرم از چندین مانع رد شد جلو ما را نگذشتند خلی شلوغ بود ...
خلاصه در آخر سخنرانی  كه بچه دیدم به دست بوسی اما می روند  من اصرار كردم  ..پدرم یكباره مرا كه نوجوان كم چثه بودم بلند كرد دا زد یا ابوالفض به خواست خدا مردم مرا دست به دست به سكوی كه امام ایستاد ه بود رساندن شانش یارم بود  چند ثانیه توانستم دست امام را بوسه بزنم مثل اینكه دنیا را بمن دادند.. خلاصه مر كز آموز ش تخصصی درجه داری بودم بما گفتند در 29 فروردین افرادی كه یم خواهند به دیداز  امام خامنه ای بروند ثبت نام كنند من هم ثبت نام كردم از شانس خوبم موفق شدم در مراسم باشم و بصورت خیلی نادر این بار هم توانستم دست مقام معظم رهبری را بوسه بزم حتی ایاشن به سر من دست كشیدند این زمانی بود كه من گروهبان دو ارتش  و در مر كز آموزش بودم دوبار هم به توانستم شانسی در مراسمك دیدارایشان شركت كنم اما به جلو نتوانستم برو..
ادامه دارد



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دكتر مصطفی تاتنیا بعنوان ریس دانشگاه علمی و كاربردی بندر آستارا

تاریخ:دوشنبه 31 فروردین 1394-12:49 ب.ظ

با سلام  خدمت مدیر مسئول درد نیوز

ما جمعی از دانشجوایان دانشگاه علمی و كاربردی آستارا مطلبی را خواستم از علمی و كاربردی استارا بگویم..

اززمانیكه دكتر مصطفی تاتنیا بعنوان ریس دانشگاه آستاراشده است  ما دانشجویان این داشنگاه شاهدتحولات زیادی شدیم  كه خوب دیدیم خدمتتان بنویسیم..

در این متن  جا دارد از همكاران ایشان و استادان ( روسای كار گرهها) مهندس سید پدرام  و پیمان هاشمی مدیران گروههای آموزشی  دانشگاه علمی و كاربردی  كه در امر پیشرفت و ارتقا  درخدمت رسانی دانشجویان فعال هستند  تقدیر و تشكر نماییم...

1- وضعیت نظم و انتظامات و ساعات درس و روسای كار گروه ها تخصصی و منظم شده است

2- وضعیت  نظافت عمومی  و تاسیس بوفه دانشجوایان  و امكانات و تجهیزات و وسایل و امكانات كلاسی و درسی استاندارد شده است

3- كلاسهای آموزشی منظم انجام می شود

4- قبلا كارمندان و كارشناسان دانشگاه دراتاقك های چوبی بودند و با مدیریت جدید تحول ایجاد شده استاد ان و كارمندان دانشگاه جایگاه و اتاق استاندارو درشان دانشگاه ایجادشده است

5- به وضعیت ظاهری ساختمان رسیدگی كامل شده است

6- كیفت آموزش استاندار د شده است

7- به مشكلات دانشجوایان رسید گی می شود.

8-شخصیت و منزلت دانشجو ارتقا یافته است

9- نظم كلاسها استاندار شده است

خلاصه :خواستیم بگوییم  می  شود ریس دانشگاه یا مدیر  اگر اراده كند  و بخواهد با هروضعیت   دانشگاه  می تواند مدیریت و وضعیت دانشگاه را از ضعیف به بالا بكشد...

 با تشكر جمعی از دانشجوایان دانشگاه علمی و كاربردی آستارا

 

  سوابق :

دکتر مصطفی تاتینا - رئیس مرکز آموزش علمی – کاربردی شهرستان آستارا............ دکتر تاتینا متولد 1359 ساکن شهرستان آستارا دارای مدرک دکتری تخصصی (ph.d) شیلات، گرایش فیزیولوژی تغذیه ماهیان خاویاری، استادیار پایه 10 دانشگاه و در حال ارتقا به مرتبه دانشیاری دارای 43 مقاله چاپ شده در مجلات معتبر بین المللی (ISI)، (ISC) علمی – پژوهشی و 57 مقاله به صورت سخنرانی و پوستر در کنفرانس های معتبر بین المللی، ملی و منطقه ای. مجری و همکار 9 طرح پژوهشی، چاپ 3 عنوان کتاب در زمینه بیماری و تغذیه ماهیان پرورشی و 2 عنوان کتاب در مرحله داوری کسب 8 عنوان پژوهشگر برتر در سطح کشوری، استانی، شهرستانی و واحدهای دانشگاهی. داور علمی 7 مجله علمی و پژوهشی، طرح های پژوهشی و کتاب های دانشگاهی. این استاد برجسته دانشگاه مشاورت معاون مدیرکل بنادر و دریانوردی استان سیستان و بلوچستان، معاونت و فناوری دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا و ریاست دانشگاه آزاد اسلامی بین المللی بندر انزلی را در کارنامه کاری خود دارد.

 

 ------------------------------

 توضیح : مهندس سید پدرام و پیمان هاشمی  بعنوان مدیران گروهای آموزشی دانشگاه  علمی و كاربردی نقش  ارزنده در پیشرفت  دانشگاه  علمی و كار بردی  داشتند با توجه به اینكه این دو استاد از سال 1390  تاكنون بعنوان استاد و ریس كار گروه جغرافیا و منابع طبیعی دانشگاه ازاد و سما  - واحد آستارا فعالیت داشتند و دارنند.







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تمام فراز و نشیب های رفتار نمایندگان گیلان با دولت تدبیر و امید

تاریخ:یکشنبه 30 فروردین 1394-10:45 ب.ظ

 ریس جمهور آمد و رفت میلیونها تومان پول بنر داده شد و مخارج و... در صورتیكه می شد با دادن اختیارات به استانداران ( نخست وزیر استان ) و مدیران كل ( وزیر ) و شورای اسلامی استان ( مجلس استانی كه اختیار عزل  و نصب استاندار و مدیران را داشته باشد ) نیازی به سف ر رریس جمهور و ریخت و پاش میلیارد از بیت المال ( من فقط بنر شهرستانها را حساب كردم از پول دهیاری یها وشهرداریها و دولت بالای چند میلیارد می شد حالا از نهار  شام ومحافظ و.. نمی گوییم)
 ای كاش همانند خیلی كشورها كه فدارلی هستند كشور ما هم جمهوری اسلامی فدارلی بشود نیازی به آمدن ریس جمهور نشود همین آستارا ما اگر فرمانداری ویژه شود چه می شود اما استاندار موافق نیست چون نمی می خواهند اختیارات به شهرستان داده شود بنظر  من ای كاش تمام شهرستانهای كشور فرمانداریویژه شود جتی انزلی و فومن و ..بیایید از شكورهای غربی درس بگیریم مگر آمریكا كه ابرقدرت جهان است فدارلی نیست همین پاكستان .... من كه نیازی به سفر ریس جمهور به استانها را تایید نمی كنم ریس جمهور بجای آمدن به استانها قانونی به مجلس بدهد كه اختیارات  ریس جمهوری و وزار  به استانداران و مدیران كل تفویض دایمی شود  و استانداران و مدیران كل به شهرستانها ...مجلس هم به شورای استانها اختیار قانون گذاری محلی بدهد كه بعنوان قانون بشود مثال در آمریكا در یك ایالات اعدام قانون است در یك ایالات دیگر اعدام ممنوع است ..این یعنی دموكراسی ...نیازی هم نیست قانون اساسی عوض بشود....
 حالا استان گیلان خودمان ..
در حالی که ریس جمهور به گیلان  آمد  و  اولین سفر استانی رییس جمهور در سال جاری خواهد بود، هر یک از نمایندگان تلاش داشتند  تا با آماده سازی مقدمات سفر یکی از اعضای کابینه دولت به حوزه انتخابیه خود، گامی در جهت بهبود فضای توسعه بردارند.
اما آیا ریس جمهور در سفر به مقاصد خود رسید ..به استارا هم دستیارش را فرستاد ..من بغیر از خرج اضافی  وبنر زدن و اذیت كاركنان دولت و دهیاران شهرداران چیز دیگری ندیدم می شد با تفویض اختیارات ریس جمهور و وزار به استانداران و مدیران كل نیاز به سفر ریس جمهور نبود چرا روحانی به شعار خود مبنی بر تفویض اختیارات ریس جمهوری و وزرا به استان عمل نكرد ... اگر مشكل قانونی است دولت می تواند لایحه تنظیم كند مبنی بر تفویض اختیارات ریس جمهور و وزار را به مجلس بدهد قانون شود مگر روسای دانشگاه علوپزشكی ( بهداشت و درمان) قایم مقام وزیر در استانها است مشكلی شده است  چه اشكل دارد استاندار بشود قایم مقام ریس جمهور (یعنی نخست وزیر استان )  در استان و مدیران كل بشوند قایم مقام وزرا در استان ( یعنی وزیر استانها ) من یك قدم بیشتر می گذرم ...از نمایندگان در خواست دارم  اختیارات قانون گذار ی در استانها را به شورای عالی استانهای هر استان بدهند نیاز به مجلس نباشد...نمی دانم چرا برای همه مطالب من خنده آور است ...یادم است زمان ریاست جمهوری هاشمی  كه من یك گروهبان بودم در ارتش نامه ای به ریس جمهور نوشتم  كه بیاید  تمام ایرانیان را به اجبار بیمه تامین اجتماعی بكنید پشنها كردم  سازمان تامین اجتماعی فقرا در ایران تاسیس شود  كه فقرا كی مقدار كم بدهند بیشتر حق سهم را دولت بدهد ...پشنها د كردم ....پدران و مادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان  كه مستقیم از دولت حقوق می گیرند  و افراد تحت پوش كمیته امدا  و بهزیستی و معلولین    و فقرا و روستاییان و افراد  كم در آمد عضو  بشوند..

 بطوریكه افراد تحت پوشش بنیاد  شهید  و كمیته امداد و بهزیستی و جانبازان و ایثارگران و اقشار كم در آمد تحت پوشش و مستمری بگیر مستقیم و غیرر مستقیم از بیت المال هستند اینها كه همزمان حقوق  می گیرند  از حقوق این عزیزان ماهیانه در حد كم برداشته  و مقداری هم دولت  بلاعوض بدهد..این عزیزان بعداز بیست سال حقوق بازنشستگی بگیرند ( یعنی 10 سال دولت به آنها بدهد ) .....بار مالی دولت و بیت المال كم شود  و می شود بعداز بیست سال  بجای حقوق به این عزیزان افراد دیگر تحت پوشش داد یا پول را به یك زخم دیگرر كشور زد و شان این عزیزان را ذنگه داشت ..و دیگر پشنهادت در 18 سالگی نوشتم ...نوشتم درجه دار ارتش ....بمن از یگانم توبیخ آمد تو چرا به ریس جمهور هاشمی توهین كردی ....

اگر آن زمان طرح ئمن اجرا می شد الان كمیته امداد  و بنیاد شهید و جانبازان  و بهزیستی  بار مالی برای دولت نیم شدند همگی آنها الان بازنشست شده بودند و حقوق بازنشستگی می گرفتند  و بار مالی برای دولت  نداشتند چون من گروهبان ارتش بودم و كم سن  و بدون مقام مسخره كردند ..

 اما چند سالی است دولت سازمان بازنشستگی  روستاییان را كه همان طرح نیم بندش  من است اجرا می كند چه خوب كل طرح من اجرا می شد ..

من چند بار به ریس جمهور و مقامات نوشتم چه خوب بود مثل كشورهای دیگر ما هم وزارت حقوق بشر داشتیم ..آن وقت بمن بعنوان ضد انقلاب نگاه كردن طرحش هم نوشتم و خیلی طرح های دیگر و حتی به مقام معظم رهبری پشنهاد كردم یك بنیادیا موسسه غیر دولتی بنام سازمان یا بنیاد حقوق بشر و محیطزیست جهانی زیر نظر رهبری تشكیل شود من حاضرم بدون حقوق ریاست و اداره این بنیاد را بر عهده بگیریم... طرح و برنامه دیگر در خصوص ادغام نیروهای مسلح و  ادغام وزارت خانه ها د ادم  در سن 18 و 19 سالگی  احمدی نزاد بعدا بفكرش رسید  وزارت خانه ها را ادغام كرد  بمن می گفتند مگر می شود فلان وزارت خانه با فلان وزارخانه اداغام  شود و دیگر طرحهایم ...كسی فكر كنم در 20 سال اخیر وحتی سال پیش نامه مرا نخواند... اما استان گیلان ما   .... اا دارستانی نویسنده و محقق و اولین وبلاگ نویس ایرانی و روز  نامه نگارو درجه داربازنشسته ارتش

حالا  استان گیلان ما  در حالی كه ریس جمهور‌امد ورفت و مییلیاردها تومان خرج بر دوش  ادارات وش هرداریها و دهیاریها و دولت در استان گیلان افتاد

 رئیس جمهور در حالی وارد گیلان شد و رفت  که سابقه دعوت از مردم برای استقبال پرشور از این سفر شاید به یک ماه پیش برسد. و اما مجمع نمایندگان گیلان در پیام مشترک با استاندار و نماینده محترم ولی فقیه در استان خواستار حضور پررنگ مردم گیلان در استقبال از سفر رئیس جمهور به گیلان شدند و ریس جمهور‌ آمد و رفت و بماند بعضی حرفهای محرمانه همانند بردن مردم با اتوبوس با پول دهیاران و شهرداریها  و دولت و بنرهای دولتی و دهیاران و شهرداران در شهرها نصب شد و....

اما هر یک از نمایندگان گیلان تا کنون در برابر فراز و نشیب های عمر نزدیک به دو سال دولت یازدهم چه موضع گیری هایی داشته اند؟

مخالف با استیضاح فرجی دانا و مصر بر استیضاح نعمت زاده

لاهوتی، نماینده لنگرود از جمله نمایندگانی بود که بیشتر تلاش خود را معطوف به وضعیت کشاورزی گیلان به خصوص وصول مطالبات چایکاران کرد. وی همواره چه در دولت های نهم و دهم و چه حالا در دولت یازدهم از منتقدان حوزه صنعت به شمار می رفت تا جاییکه اصرارش بر استیضاح وزیر صنعت و معدن، این وزیر کهنسال دولت یازدهم را بیش از پیش به پیاده شدن از قطار پاستور نزدیک کرده است. وی یکی از منتقدان جدی دولت در زمینه توزیع سبد کالا بود و اعتراضات فراوانی نسبت به عدم استفاده از برنج ایرانی در سبد کالا به دولت وارد دانست.

با این حال نمی توان لاهوتی را منتقد صد در صد دولت یازدهم دانست. وی در خصوص استیضاح رضا فرجی دانا، وزیر علوم و تحقیقات برخلاف جو حاکم بر مجلس در آن روزها در گفتگوهای گوناگون با خبرگزاری ها، به صراحت گفت که مخالف این استیضاح است و عملکرد وزیر علوم وقت را مثبت ارزیابی کرد. در کل باید گفت لاهوتی را باید در خصوص سیاست های کلی دولت موافق با آن و در خصوص روند اجرای برخی سیاست های جزئی یک منتقد تمام عیار به حساب آورد.

تعریف از روحانی و انتقاد از جهانگیری: نماینده ای که نه موافق است و نه مخالف

حسن تامینی، نماینده رشت را نیز می توان در زمره نمایندگی دسته بندی کرد که موضع گیری هایش تا کنون او را نه در دسته موافقان و نه در دسته مخالفان قرار داده است. تامینی اگر چه پیشتر در گفتگویی که در همین پایگاه خبری منتشر شد گفت که برای دولت احترام خاصی قائل است، اما جمله معروف او در خصوص سفر معاون اول رئیس جمهور به گیلان با این مضمون که "جهانگیری به گیلان توهین کرد" مانع از آن خواهد شد که تامینی را دارای جایگاهی مستحکم در بین موافقان دولت بدانیم.

نائب رئیس کمیسیون بهداشت مجلس شورای اسلامی، گاها نام خود را با مصاحبه های جنجالی اش به تیتر اول رسانه های استانی و کشوری می آورد و تا مدت ها بازخورد صحبت هایش در رسانه های مختلف منعکس می شود. اشاره به آمار تکان دهنده مصرف الکل در کشور از سوی تامینی را می توان نمونه ای از این دست گفتگوها دانست.

در هر حال نماینده رشت بارها نشان داده است بیش از آن که پیگیر امور سیاسی باشد، سعی به پیگیری و رفع مشکلات حوزه انتخابیه خود دارد وحتی دلیل اصلی اظهار نظر در خصوص مثبت ارزیابی نکردن حضور جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور در گیلان را نه از روی غرض ورزی های سیاسی بلکه به سبب نداشتن بازخورد در جهت رفع مشکلات مردم می داند.

از همکاری با قالیباف تا شعر خواندن برای دولت روحانی

غلامعلی جعفرزاده، دیگر نماینده گیلان در لیست 13 نفره ماست. سیاست های اتخاذ شده او در قبال تحرکات دولت، می تواند از او در افکار عمومی یک مدافع تمام عیار بسازد. او یکی از مخالفان استیضاح فرجی دانا بود تا آن جا که در نطق خود، فرجی دانا را مظلوم خواند. هر چند نوباوه، نماینده مردم تهران در این رابطه گفت که این نظام است که مظلوم است نه فرجی دانا.

فرهیختگان گیلان در خصوص او می نویسد: "در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری موضع رسمی نداشت اما گفته می‌شود علاوه بر همراهی محسن رضایی با ستاد قالیباف هم همکاری داشته است.

البته این عضو فراکسیون رهروان ولایت مجلس در جریان رای اعتماد کابینه، به دفاع تمام‌قد از روحانی پرداخت و شعری که سروده یک نماینده دیگر بود را در تمجید دولت منتخب خواند که با مخالفت و موافقت زیادی در رسانه‌ها همراه شد. هرچند جعفرزاده در این مدت تذکراتی هم به دولت داده است اما عموما نقش مدافع دولت روحانی در مجلس را بر عهده دارد. او درعین‌حال بیشتر از آن‌که مدافع دولت حسن روحانی باشد، منتقد سرسخت محمود احمدی‌نژاد است و تاکنون چندبار خواستار محاکمه او به دلیل تخلفاتش در دوران ۸ ساله حضور در قوه مجریه شده است."

رابطه ای پر از فراز و نشیب: از رئیس ستاد تا منتقد درجه یک

از آن چه میان عطاالله حکیمی و دولت تدبیر و امید گذشت، هر آن چه بگوییم کم است. سابقه این ارتباط پُر است از چرخش های عجیب و غریب. نماینده رودبار که روزگاری خود را رئیس ستاد مردمی دکتر روحانی در کشور می خواند خیلی زود راه خود را از دولت جدا کرد و حالا به یکی از مخالفین سرسخت دولت تبدیل گشته است.

حکیمی در جلسه رای اعتماد، به دلیل آن‌چه بسته شدن درهای ستادهایش بر روی اصولگرایان و گشودن آن بر روی اصلاح‌طلبان خواند، روحانی را متهم به کودتای سفید کرد و خطاب به رئیس جمهور گفت چرا به دنبال احیای فتنه هستید؟ آیا دنبال کودتای سفید هستید؟ منتقدان ریشه این رفتار او را بی‌توجهی به خواسته‌اش یعنی معرفی به ‌عنوان وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی ارزیابی کردند.

البته دبیر کل حزب وفاق ملی که دارای دکترای حقوق است، در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ هم به گواه منابع محلی، ارتباط نزدیکی با ستادهای کاندیدای اصلاح‌طلبان در این شهر داشت زیرا صمد مرعشی نماینده رودبار در مجلس هشتم رییس ستاد مردمی محمود احمدی‌نژاد بود. حکیمی اما بعد از ورود به مجلس به اردوگاه اصولگرایان پیوست.

او که در یک سال گذشته هم به‌ دفعات علیه دولت موضع گرفته در گفت‌وگوها و بیانیه‌هایی اعلام کرد که علی‌رغم موضع‌گیری‌هایش، دولت روحانی برای «دلجویی»، پست استانداری گیلان را برایش در نظر گرفته اما او به ‌واسطه وفای به عهد با مردم رودبار حاضر به پذیرش نیست. او روحانی را متهم به استفاده استیجاری از اصولگرایان کرد.

حالا هم شاید از حکیمی، نماینده رودبار به عنوان غایب بزرگ در سفر دکتر روحانی به گیلان نام برده شود. بی تردید وجود چنین اختلافی آتشی است که دود آن تنها در چشم مردم رودبار رفته و این شهرستان توریستی و زیبا را در جذب منابع دولتی برای پیشبرد اهداف عمرانی در انتهای صف شهرستان های استان گیلان قرار خواهد داد.

این آشتی در سطح جامعه نیست، آتش در سطح جامعه است

حسن خسته بند، نماینده مردم بندر انزلی متولد 1336 بوده و یک انزلیچی متعصب به شمار می آید. متعصب از آن جهت که موضع گیری هایش در خصوص الحاق فرودگاه رشت به سازمان منطقه آزاد انزلی هنوز از یاد و خاطره خوانندگان روزانه اخبار استان پاک نشده است.

به قدری فعالیت رسانه ای او کمرنگ است که به سختی می توان او را در زمره موافقان یا مخالفان دولت تقسیم بندی کرد. با این حال حسن خسته‌بند نماینده انزلی که حامی علی‌اکبر ولایتی در ایام انتخابات بود مانند اکثر پارلمان نشینان، عضو فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت در مجلس است.

او که در ایام انتخابات جبهه بصیرت و بیداری اسلامی و همچنین جبهه متحد اصولگرایان ولایی گیلان را در کنار خود می‌دید، در یک سال گذشته چندین بار به ‌شدت به دولت تاخته است. به‌ زعم خسته بند که عموما انتقاداتش از دولت متوجه حوزه انتخابیه‌اش است، دولت روحانی نه ‌تنها از اصولگرایان حمایت نمی‌کند بلکه عناصر فتنه‌گر را برای مدیریت‌ها به کار می‌گیرد.

از مهمترین نطق های او در این خصوص می توان به نطق میان دستور او در خصوص حضور فتنه گران در دولت اشاره کرد. 28 خرداد 93 خسته بند خطاب به رئیس جمهور گفت: " رئیس ‌جمهور بداند کسانی که در روزهای حساس فتنه 88 مقابل نظام ایستاده و قصد براندازی و خوش‌خدمتی به استکبار و صهیونیست‌ها را داشتند، نباید مدعی باشند، ایستادن مقابل زیاده‌خواهی این عده معدود افراطی حتما حمایت مردم را در پی خواهد داشت، زیرا مردم با خواست این عده پای صندوق رأی حاضر نشده و رئیس ‌جمهور خود را انتخاب نکردند. آیا استفاده از سران فتنه در استان‌ها و شهرها، آشتی در سطح جامعه است، با توجه به اهداف فتنه‌گران سال 88 که هنوز توبه و از مردم عذرخواهی نکرده‌اند و نیروهای بدخیم آنها به دنبال حرکت فتنه‌گرانه خود هستند، این آشتی در سطح جامعه است، یا آتش در سطح جامعه."

با این تفاسیر می توان خسته بند را در زمره نمایندگانی دسته بندی کرد که چندان از نظر سیاسی قرابت نزدیکی با دولت اعتدالی روحانی ندارد.

حواشی دست از سرش بر نمی دارند!

دیگر نماینده این لیست حمیدرضا خصوصی ثانی، نماینده صومعه سراست. او که بارها در رقابت برای ورود به بهارستان قافیه را به رقیبان باخته بود، آخرین بار توانست در رقابتی تنگاتنگ بر دلخوش پیروز شود و خود را در جمع بهارستان نشینان ببیند.

مدیر کل اسبق عمران و شهرسازی منطقه آزاد انزلی، در ماههای گذشته به ‌شدت درگیر پاسخگویی به انتقادات رسانه‌ها مبنی بر انتصابات فامیلی در صومعه‌سرا بوده است. این انتصابات که در دولت قبلی صورت گرفته به طنز در صومعه‌سرا با عنوان «خصوصی‌سازی» یاد می‌شود.

هر چند این نماینده حضور برادر، داماد و برادرزاده‌اش را در سمتهای مختلف اجرایی از روی شایستگی و نه مراودات فامیلی با خود اعلام کرده است، اما برخی رسانه‌ها این لیست را نه ۳ نفر که ۱۵ نفر از نزدیکان نماینده اعلام می‌کنند. با این حال رد پای این نماینده اصولگرا که در انتخابات گذشته ریاست‌جمهوری از ولایتی حمایت کرده بود، در رویدادهای مجلس چندان پررنگ به نظر نمی‌رسد.

شاید حواشی که این روزها خصوصی را درگیر خود کرده است، بیشتر وقت او را به خود مشغول کرده است. نگاهی به سخنان جنجالی او در محافل رسمی و غیررسمی موید این مطلب است. وی در مراسم تودیع و معارفه فرماندار صومعه سرا خود را فرزند گرفتار شهر و مظلوم انقلاب خواند و گفت که عده ای در هنگام خوردن خوتکا واویشگاه علیه او فتنه می کنند.

انتشار تصویری از جلوس وی بر صندلی مهمان دولت در مجلس آن هم در روز استیضاح فرجی دانا سبب شد تا صاحب نظران احتمال رای منفی او به استیضاح فرجی دانا را بسیار بالا ارزیابی کنند. با این حال خصوصی در افکار عمومی همچنان در زمره نمایندگان اصولگرا دسته بندی می شود.

کم حرف اما پرتلاش!

محمدمهدی رهبری نماینده رودسر و املش هم تلاش خود را بیش از پیش صرف ایجاد زیرساخت های لازم برای بهره برداری از سایت نفتی خزر رودسر به خرج داده است. او را می توان به جرات یکی از پرتلاش ترین نمایندگان گیلان در راستای احقاق حقوق حوزه انتخابیه خود و پیگیری مشکلات مردم نامید.

رودسری ها دوستش دارند و شاید رمز این موفقیت رهبری همین توجه به مشکلات و عدم دخالت چندان در مسایل سیاسی کلان باشد. مرد آرام این روزهای مجلس، اگر چه مستقل به مجلس ورود کرد اما به عضویت در فراکسیون اصولگرای رهروان ولایت درآمد تا نشان دهد که تمایلات اصولگرایانه دارد هر چند این فراکسیون مدت هاست به دلیل وجود برخی افراد بعضاً غیراصولگرا در درون خود با تغییر روبرو شده است.

رهبری با آن که متولد نجف اشرف است اما تعصب خاصی بر دیاری دارد که در آن رشد یافته است و نگاهی اجمالی به تذکراتش در مجلس شورای اسلامی نشان می دهد که معمولا به دور از هر گونه گرایش سیاسی و تنها در جهت تامین منافع موکلان خود به وزرا اخطار می دهد که البته سهم وزرای جهاد و بازرگانی در این میان بیشتر بوده است.

این نماینده باتجربه مجلس شورای اسلامی در آخرین اظهار نظر خود در خصوص سفر رئیس جمهور به گیلان، آن را فرصت مناسبی برای ارتقای توسعه و پیشرفت استان دانست و  گفته بود: "محرومیت استان گیلان باتوجه به ظرفیت ها و پتانسیل بالای نیروی انسانی زیاد بوده و در جهت رفع آن نگاه ویژه دولت را می طلبد."

انتظارات مردم سبب شده تا نمایندگان برای انجام وظایف واقعی خود وقت نداشته باشند!!

شاید نام رئیس فعلی مجمع نمایندگان استان گیلان در هیچ برهه ای مانند آن روزی که رسانه ها نوشتند او مدیرکل منابع طبیعی استان گیلان را به خاطر عدم‌ افزایش پروانه بهره‌برداری از جنگل شفارود مورد ضرب و شتم قرار داده است، در سطح کشور رسانه ای نشده بود.

نماینده مردم تالش، رضوانشهر و ماسال اما چندی پیش صراحتاً عنوان کرد که دولت در یک سال گذشته حمایت خوبی از تولید نداشته و تا حدودی باعث دلسردی برخی از تولید کنندگان و صنعتگران شده است، تا نشان دهد که برخلاف برخی دیگر از نمایندگان تنها به دنبال تعریف و تمجید از دولت نیست.

وی در اولین گردهمایی کانون های بازنشستگان صنعت آب و برق کشور در سال 93 که 11 مهر ماه در سالن اجتماعات بانک صادرات گیلان برگزار شد، در اظهاراتی عجیب گفت: "انتظارات مردم سبب شده تا نمایندگان برای انجام وظایف واقعی خود وقت نداشته باشند!!" وی البته این سوال را بی پاسخ می گذارد که وظیفه واقعی یک نماینده جز برآورده کردن انتظارات به حق مردم چه چیزی می تواند باشد؟!

اظهارات متقابل او و محمدیاری که در رسانه ها منعکس شد تا مدت زمان زیادی به عنوان پربازدیدترین اخبار رسانه های محلی خودنمایی می کرد.

هنوز اعتدال متولد نشده، من اعتدالی بودم!

ناصر عاشوری قلعه رودخانی نماینده فومن و شفت در ایام انتخابات در ستاد محسن رضایی مشغول فعالیت انتخاباتی بود. او که سومین تجربه حضورش در مجلس را می‌گذراند، تجربه همکاری با دولت احمدی‌نژاد را هم به‌ عنوان معاون حقوقی و امور مجلس وزارت بازرگانی در کارنامه دارد.

عاشوری هم مانند بسیاری از نمایندگان می‌گوید مستقل است و عضو هیچ حزب و گروهی نیست. به باور نماینده فومن و شفت اتهام متمایل شدن یک‌شبه به سمت یک جریان سیاسی درشان او نیست و اگر او سابقه فعالیت در دولت‌هایی با گرایش مختلف را داشته، به دلیل درخواست آن دولت‌ها برای کمک بوده است. عموم تذکرات عاشوری هم ناظر به مسائل اقتصادی و کشاورزی، با در برگیری وزرای کشاورزی و نیرو بوده است.

وی در مقاومت با برکناری قربانزاده، فرماندار وقت فومن در اظهار نظری جالب گفته بود: "قربانزاده از قدیم الایام و آبا و اجدادی اعتدالی بوده است. هنوز اعتدالی متولد نشده بود من و آقای قربانزاده اعتدال گرا بودیم."

دامنه حمایت های عاشوری از فرماندار سابق فومن اما به همینجا ختم نشد. او در گفتگویی با بیان اینکه وقتی در شهری مثل فومن آرامش و هماهنگی وجود دارد و فرماندار آن جانباز و از بچه‌های انقلاب بوده و سابقهٔ ۲۸ سال فعالیت در وزارت کشور را داراست و خود استاندار گیلان نیز گفته که قربانزاده از موفق‌ترین فرمانداران استان گیلان بوده، این سوال را مطرح کرد که چرا باید قربانزاده  تغییر کند؟! اما در همین گفتگو و در چند سطر پایین تر گفته بود که به عنوان یک نماینده هیچ اصراری بر ماندن آقای قربانزاده در پست فرمانداری فومن ندارم! با همه این احوال قربانزاده از فرمانداری فومن خداحافظی و میرشمس مومنی زاده جایگزین او شد.

در خصوص فراز و نشیب های تعامل عاشوری با دولت باید گفت وی از مخالفان استیضاح فرجی دانا بود و آن را سیاسی ارزیابی کرده بود اما با این حال حصر سران فتنه را کاملا قانونی و درست دانسته و در خصوص اظهارات مطهری در روز پرتنش مجلس شورای اسلامی، اقدام وی را سو استفاده از جایگاه نمایندگی خود خوانده بود. نماینده فومن را نیز باید در زمره نمایندگان اصولگرا البته از جنس اعتدالی آن(بنا به گفته خودش) دسته بندی کرد!

دکتر ساکت و بی حاشیه

محمد حسین قربانی، نماینده آستانه و بندر کیاشهر هم در ایام انتخابات ترجیح داد از یک کاندیدای بی‌حاشیه یعنی ولایتی حمایت کند. او در مجلس هم عموما توجهی به حواشی ندارد و دغدغه‌هایش برای ایجاد صنایع و کشاورزی معطوف است.

هرچند قربانی در این مدت انتقاداتی از عزل و نصب‌های مدیران در دولت روحانی داشته است اما این عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس کارنامه دولت در بخش بهداشت و درمان و مذاکرات هسته‌یی را قابل‌ تقدیر می‌داند. با این حال هر از چند گاهی اعتراضاتی به برخی سیاست ها به خصوص در حوزه بهداشت وارد می آورد.

نمونه آن واکنش سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی در خصوص اظهارات رئیس سازمان انتقال خون ایران درباره پرداخت هزینه به اهداكنندگان خون در مراكز خصوصی است. وی می گوید تا وقتی كه خود سازمان انتقال خون مبالغی را به عنوان هدیه به اهدا كنندگان تقدیم می‌كند این كار به هیچ‌وجه جنبه خرید و فروش به خود نمی‌گیرد اما این بازار زمانی ممكن است شكل بگیرد كه بخش خصوصی و خود افراد این كار را انجام دهند.

به طور کلی قربانی نماینده ای اصولگرا با روحیات مستقل است و معمولا تصمیمات منطقی اخذ کرده و گرایشات سیاسی را در تصمیمات خود دخالت نمی دهد. در خصوص تعاملش با دولت تدبیر و امید تا این جای کار تنها می توان گفت بر اساس منطق خود عمل کرده است و البته حقوق موکلانش را در هم در نظر داشته است.

برخی می گویند من حزب باد هستم!

وقتی نماینده ای در خصوص اکثر مسایل ریز و درشت کشور اظهار نظر نماید، طبیعتا نمی توان در چند سطر رابطه او را با دولت تحلیل کرد. ابوذر ندیمی از آن دست نماینده هاست. از واگذاری پرسپولیس و استقلال گرفته تا توافق هسته ای، تجاوز شرطه های عربستانی، هجوم عربستان به یمن همه و همه بهانه ای است تا این نماینده دست به قلم شود و در روزنوشته هایش به آن بپردازد. روزنوشته هایی که در سایت زبان گویا منتشر شده و خواندنش خالی از لطف نیست.

ندیمی اما همواره متهم به تغییر رویه سیاسی در ایام حضورش در مجلس بوده است به نحوی که خودش هم به این موضوع واقف است و در حضور خبرنگاران می گوید که برخی مرا متهم به حزب باد بودن می کنند.

او که در مجلس ششم و هفتم به‌ عنوان عضوی اصلاح‌طلب حضور داشت در انتخابات مجلس هشتم رد صلاحیت شد تا در مجلس نهم به عضویت فراکسیون اکثریت، یعنی رهروان ولایت درآید. حمایت این نماینده مجلس در انتخابات گذشته ریاست‌ جمهوری از کاندیداها روشن نبود اما گفته می‌شود که از محمدباقر قالیباف حمایت کرده است. همچنین سوال او از وزیر ارشاد با این مضمون که «آیا فرهنگ و هنر ما می‌تواند متناسب با شعار اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی  باشد؟ آیا در سال فرهنگ، می‌توان انتظار داشت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به رشد برسد؟ آیا می‌تواند شعار اعلام شده در پیام نوروزی را اجرایی کند؟» در ابتدای فرودین ماه و تنها دو هفته بعد از اعلام این شعار باعث تعجب بسیاری شد و آن را بی‌ارتباط به برکناری فرد مورد نظرش از سرپرستی اداره ارشاد در حوزه انتخابیه‌اش نمی‌دانند.

ندیمی ازجمله نمایندگانی است که با موضع‌گیری‌های گاه‌به‌گاه سیاسی‌اش باعث شگفت‌زدگی اهالی سیاست می‌شود. ندیمی در مقطعی که نماینده مجلس نبود، معاونت پارلمانی دولت احمدی نژاد را هم بر عهده داشت. با این حال ندیمی همواره یکی از فعال ترین نمایندگان گیلان بوده و از همین حیث با انتقادات تند و تیزی هم مواجه می شود.

تلاش او برای بر سر کار آوردن خواهرزاده یکی از نمایندگان بر راس یک نهاد دولتی موضوعی نیست که به زودی به دست فراموشی سپرده شود. هر چند اگر چنین چیزی صحت داشته باشد حداقل ندیمی نشان داده است که اهل تعامل و فراموشی گذشته هاست چرا که چندی پیش سایت متعلق به همین خواهرزاده به شدت او را مورد انتقاد قرار داده بود. انتقادی که بسیاری دلیل آن را حسادت دایی نسبت به ندیمی می دانستند! با این حال ندیمی نشان داد که گذشته ها را زود فراموش می کند. شاید همین فراموش کردن گذشته هاست که او را به قولی در هر دولت با دولتمردان همراه می کند!

نماینده ای که می خواست رئیس جمهور شود!

انتشار خبر کاندیداتوری صفر نعیمی برای انتخابات ریاست جمهوری بسیاری را شگفت زده کرد. نماینده مردم آستارا که بارها در گفتگو با اصحاب رسانه بر عزم راسخ خود جهت کاندیداتوری در دوره یازدهم ریاست جمهوری تاکید کرده بود، پس از مدتی با صدور بیانیه ای از ثبت نام به علت توصیه‌های مقام معظم رهبری نسبت به تعدد و تکثر کاندیداها خودداری کرد.

نام او بار دیگر در درگیری لفظی و به قولی فیزیکی اش با علی مطهری در روز پرتنش مجلس بر سر زبان ها افتاد. او به عنوان یک نماینده اصولگرا بارها به لزوم برخورد با فتنه گران اشاره داشته و هر چند از ابتدای آغاز به کار دولت از تغییر روش دیپلماسی ایران حمایت کرده است و مخالفت پررنگی با دولت نداشته است اما او را نیز نمی توان در زمره نمایندگان حامی دولت تدبیر و امید دسته بندی کرد

اصولگرای اصولی!

آخرین نماینده لیست 13 نفره ما جبار کوچکی نژاد نماینده اصولگرای شهرستان رشت می باشد. وی بر خلاف بسیاری از نمایندگان کشور و گیلان، نه تنها پس از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید اصولگرایی را آمیخته با اعتدال نکرد، بلکه بیش از پیش بر سیاست های اصولگرایی اش پافشاری کرد.

وی از طراحان اصلی استیضاح فرجی دانا بود و البته در این راه زیر بار فشار شدید و جو رسانه ای اصلاح طلبان قرار گرفت. طبیعتاً از نماینده ای جز او انتظار نمی رود در دولت یازدهم مشکلی را ببیند اما اعتراضی نکند. نمونه آخرین اعتراضش سوالی بود که امروز از وزیر علوم پرسید و از او درباره نا به سامانی هایی که داشنگاه ها با آن درگیرند، توضیح خواست. کوچکی نژاد پیش‌ از این هم درباره چرایی بازگشت دانشجویان ستاره‌دار و بازگشت آنها به تحصیل، از فرجی دانا وزیر علوم، تحقیقات و فناوری به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شکایت کرده بود. منتقدان اما تغییر رفتار این نماینده اصولگرا را بی‌ارتباط با بحث ممانعت دولت از ادامه تحصیل او در مقطع دکترای دانشگاه گیلان نمی‌دانند




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جالبترین نامه هایی که به رئیس جمهور نوشته شد+تصاویر

تاریخ:یکشنبه 30 فروردین 1394-10:45 ب.ظ

اسماعیل اسدی دارستانی به ریس جمهور نوشت...daranews.ir

ریس : لااقل مجوز سایت در د نیوز مرا بدهید قبل از قانون  من از شال1379 ایت سایت را دارم و كار می كنم و كار دیگر ندارم

1- چرا مجوز روز نامه الكترونیكی درد dardnews.ir  كه از سال 1379 فعالیت رسمی دارد و تمام جهانیان و ایرانیان می شناسند و قبل از توصیب قانون مجوز به سایت ها  و سایبری و فضای مجازی من دارم كار می كنم  بمن مجوز نمیدهد چند سال است و سال 1391 رسما بمن ابلاغ شد  20 سال سابقه روز نامه نگاری دارم و از سال 1380 اولین وبلاگ نویس  ایرانی هستم و وقتی اسم مرا در گوگل بزنی از ریس جمهور بیشتر مطالبم می آید ...و درجه داربازنشسته ارتش هم هستم وو مستند ساز 

2-چرا مجوز هفته نامه آبادگران  شمال مرا وزارت ارشاد نمی دهد  زمانی كه من پی گیر مچوز هفته نامه بودم ..افرادی كه جدیدا مجوز هفته نامه یا روز نامه گرفتند دو م یا سوم دبستان بودند حالا مجوز گرفتند  حالا بماند چطور گرفتند ... سال 1390 رسما بمن  وزارت ارشاد اعلام نمود شما صلاحیت  ندارید من نمی دانم منظور‌اینها از صلاحیت چیست..20 سال سابقه روز نامه نگاری دارم و از سال 1380 اولین وبلاگ نویس  ایرانی هستم و وقتی اسم مرا در گوگل بزنی از ریس جمهور بیشتر مطالبم می آید ...و درجه داربازنشسته ارتش هم هستم وو مستند ساز  و فرزند جانباز 65 درصد بسیجی هستم و یك بردارم هم جانباز هست..

من می دانم منظور‌ آنها چیست می دانم كدام وزارت خانه و سازمان دنیال قضیه است همانطوریكه زمانیكه من در انتخابات 90 من مسئول تبلیغات ستاد شما در آستارا بودم وریس و عضو شورای اسلامی سیبلی آستارا بودم ...كاندیدا دوباره شدم مرا رد صلاحیت كردند فهمیدم منظورشان چیشت نوشته بودند ... شما طبق ماده 26 بند.... یعنی عدم التزام به اسلام و ولایت فقیه و قانون اساسی رد صلاحیت شدم هنوز فهمیدم منظورشان چیست چون نویسنده ( 5 كتاب هستم ) و رو زنامه نگار و وبلاگ نویس بودم بمن این مارك را زدند

اما دین اسلام می گوید هركس اشهد خود را خواند مسلمان است ... و نظریه ولایت فقیه امام می گوید هركس بر زبان آورد من ولایت فقیه را قبول دارم تمام شد ... قانون اساسی هم همین طور من خیلی سعی كردم ریشه را بمفه یعنی من تمام نماز و روز و جهاد و فعالیتی كه كردم باطل است.. چون رد صلاحیت كنندگان من در شورا و مجوز سایت درد نیوز و هفته نامه آباذگران شمال از غیب خبر داشتند  چون من تاكنون به این سه بند متعقد هستم گذشته را خبر ندارم حتما رد صلاحیت كنندگان از آینده من اطلاع داشتند من خبر ندارم ..حتی با اینكه پزشك بیمارستان دولتی فوت پدرم را براثر جانبازی 65 درصد تایید نمود چون من یك فرد رد صلاحیت شده  دانا های غیب بودم ...نمی گذرنند حكم شهادت پدرم صادر شود...آـنقدر زندانی ام و بیجاره ام كردند وپرونده سازی فقط تابعیت من مانده كه می ترسم مرا لباس شخصی ها سلب تابعیت كنند بگوید شما اصلا تابعیت ایران نداشتی و شناسنامه ات جعلی است ..شناسنامه ام را قایم كردم ..

 ریس جمهور چندین برای شما نامه نوشتم اما جوابی نیافتم و می دان این بارهم جوابندارم ما وجدان راحت است باری شما نامه نوشتم ...

اا دارستانی  نویسنده و روز نامه نگار و اولین وبلاگ نویس ایرانی و نویسنده 5 كتابی كه وزارت ارشاد مجوز داده است و دیگر كتاب نمی نویسم ....فرزند جانباز 65 درصد بسیجی  و درجه دار بازنشسته ارتش وبردارجانباز

09119812795





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خاطرات یك ارتشی(پیسكوت)

تاریخ:یکشنبه 30 فروردین 1394-10:44 ب.ظ

روز ارتش مبارك  اا دارستانی درجه دار بازنشسته ارتش


 داستان یك درجه دار ارتش

من كه یك درجه دار جوان بودم در یكی از سازمانهای ارتش  خدمت  می كردم  یكسال در آموزشگاه نظامی نزاجا 06آموزش دیدم   و بعداز اینكه درجه دار شدم درجه گرهباندوم گرفتم
 من عاشق نظامی گری بخصوص ارتش بودم بعشق چتربازی و تكاوری آمده بودم  اما زندگی یك طوری رقم زد كه در‌آزمون یك سازمان بنا به دعوت ایشان و معرفی فرمانده گروهانم سروان تكاورعلی فتاحی   قبول  و جذب شدم ...علی فتاحی بمن نگاه ویژه داشت شاید هم این خواست و عنایت الهی بودو بمن همیشه می گفت با این روحیه مبارزه گر و جسور  و رك گویی و اطلاعاتی  علمی و نظامی داری  در ارتش تو اعدام می شوی یا فرمانده ارتش می شوی ..خیلی جدی هستی و كار را زود یاد می گیریی درست است روحیه نظامی و جنگی و تكاوری داری تو بدرد فقط  یك سازمان می خوری چون ضریب هوش تو عالی است بخاطر همین مرا به آن سازمان ارتش معرفی كرد  بعداز درجه گرفتن مدت دوسال در مركز آموزش آن سازمان ارتش آموزش تخصصی  دیدم با دوره كار آموزی خیلی حساس بود در طول دوره همه زیر ذربین بودیم  تقربیا خیلی از همدروهای من در طول دوره حذف می شدند به یگان اصلی برگشت داده  میشدند از نظرعلمی و هم تخصصی و هم از نظر رفتاری زیر نظر بودیم.. خلاصه من آموز ش و كار‌آمویم تمام شد خیلی سخت بود  پنچ شنبه و جمعه كه آموزش از بعداز پنچ شنبه تعطیل بود  خانه پدرم دررشت بود دیگر بخاطر باز بینی دروس و كارها در آسایشگاه  درجه دران آموزشی سازمان می ماندم  ازنظر غذا و نظافت و امكانات و.. با سازمان بود   و جمعه بجای گشتن دوسال استراحت می كردم دو ماه یكبار به رشت می امدم از تهران مشكل مالی نداشتم چون دیگر حقوق درجه داری می گرفتم  و غذا و پوشاك و مكان و.. بر عهده سازمان بود..وخلاصه بعداز آموزش در مر كز آموزش تخصصی مرا می خواستندبخاطر نمرات عالی و روحیه 100 در تهران نگه دارنند من از بنیاد شهید وبسیج  گواهی آورم بخاطر پدرم جانباز 65 درصد و خود عضو بسیج بودم  مسئولان تقسیم گقتند  بنا به نمرات و دوره عالی شما باید تهران بمانید( بدرد كارها تخصصی و عملیاتی سازمان می خوری )  اگر می خواهید چون نمرات خوب است و پدرت جانباز 65 درصد است به رشت منتقل شوی ..من گفتم دوست دارم به مرز بروم چون من به عشق   دفاع و مبارزه با دشمنان آمدم...گفتند واقعا شما دیوانه هستید چراپس نامه گواهی از بنیاد آوردی ...از اول می گفتی ما آن جا نیرو كم داریم  شما را  میفرستادیم به یكی از یگانهای ارتش  كه سازمان درآن دفتر داشتمنتقل شدم  ..... من گروهباندوم  بعنوان كارشناس در یك قسمت كار می كردم و ز ود كارها را یاد می گرفتم و بجای گردش دوست داشتم مطالعه كنم  و حتی همكارم كه متاهل بود كارهایش را انجام یم دادم با كار راضی  می شدم (چون من از دوران خردسالی تربیت یافته پدرم بودم مرا تشویق به كتابهای تاریخی و اسلامی و تاریخ معاصر و باستان ایران می نمود حتی تاریخ ارتش و ایران ...خلاصه در مدتی كمی من شدم بودم كتاب راهنمایی همكاران و حتی خانواده ایشان هم سوال دینی و شرعی و تاریخی و... سوال داشتند بمن زنگ می زدنند خلی وقتم را می گرفت سوالات آنها وقتی می گفتم تحصیلات من فقط سه سال حوزوی و سیكل است باورشان نمی شد ..
.. در یگان  مسئول مستقیم و دوست من  كه همكار من بود شد فرمانده منطقه .... بمن گفت من روحیه ات را دوست دارم عاشق كار در سازمان هستید  بیا ریس دفتر بمن بشو ..من گفتم جهانگیر جان من روحیه ام رزمی و عملیاتی است به   ریس دفتر علاقه ندارم ..گفت اسماعیل  جایگاه ریس دفتری سرگردی است  و مزایایی شغلی عالی داری و می توانی در خانه سازمانی فرماندهان لشكر اقامت كنی و... گفتم دستور بدهی می آیم اما دوست من هستی  مرا بفرست مرز .....جهانگیر بمن گفت روحیه شما فرماندهی و كارآفرینی و علاقمند بكار  جسور  است من دوست دارم در پادگان (تیپ بیرون لشكر ) بعنوان  فرمانده و مسئول دفتر سازمان باشی قبول كردم بشرطی كه مرا به منطقه مرزی صفر بفرست برای خدمت ...
هر بار كه جهانگیر ( اسم كوچك را بخاطر محرمانه بودن می نویسم و بعضی مكالمه  و گفته را بخاطر محرمانه بودن حذف كردم )فرمانده منطقه به مرز می رفت برای بازرسی از یگانه تابعه ارتش مرا هم بعنوان كارشناس می برد ... من هم زمانیكه وی با فرماندهان تیپ ها و.. جلسه داشت به یگان مربوبطه ارتش با یك سرباز سازمان می رفتم و خودم رانندگی می كرد  م دیگر چون سرباز از مناطق مرزی ترس داشت من وی را در یكی از سنگرهای مرزی می گذشتم  خود برای تهیه وضعیت گزار ش یگانها به فرمانده منطقه جهانگیر  می رفتم از گزارشات  من خیلی خوشحال می شد می گفت تا بحال چنین  گروهیانی واردنداشتم می پرسید تو را خدا تا حالا در این منطقه بودید و چند سال در سازمان خدمت می كردی من گفتم فقط یكسال آموزشگاه نظامی و دوسال تخصصی دوره دیدم دیگر شده بودم ....دیگر وقتی به بازرسی مرزی می رفت یا اتقاقی می افتد مرا می فرستاد اما همیشه بمن سفارش می كرد  اسماعیل تو داداش من هستی  من از زمان جنگ كه  از سال 1364 ستوان سومی شروع كردم  هركس مثل تو را دوست داشتم آخرش شهید می شدند حتی بعداز جنگ قسم خورد ه بودم  هیچ درجه دار و افسر را دوست نداشته باشم... اما چه كنم تو مثل  درجه دار  شهید ت  هستی  نتوانستم ...  از بردارم برایم عزیزت هستی واقعا هم راست می گفت چند سالی كه من با ایشان بعنوان درجه دار كار كردم من همانندبردار دوست داشت مرا تشویق كرد درس بخوانم .. با دبیرستانی بزرگسالان  صحبت كرد و من دیگر بعداز ظهر مدرسه می رفتم درس می خواندم تا سوم دبیرستان نظام قدیم  آن شهر درس خواندم و قبول شدم  و می گفت ای كاش زنده باشم دانشگاه رفتن تو را بینم ...باید افسر سازمان بشوی ...خلاصه برای م با كار خیلی سخت بود و در سازمان همانند ارتش نبود باید تا ساعت 17 اجباری و تا 20 با رضایت خود اضافه كاری بود   می رفتم كلاس دبیرستان دوباره ساعت 17 تا 18 به پادگان بر می گشتم كارهایم را انجام می دادم ..جهانگیر بمن می  گفت اسماعیل  نمی خواهد دیگر به سركاربر گردی صبح ها اندازه 10 نفر كار می كنی و مسئولان ا............و من بعنوان فرمانده قبولت داریم اگر مشكلت اضافه كار 6 یا 7 ساعت است من برایت رد می كنم چون صبح اندازه 10 نفر كار می كنی در كار های عملیاتی به بچه های ... كمك می كنی  تو بازوی منطقه شدی همه هم به تو عادت كردند هر كی نیرو برای عملیات و.. كم می اورد تو قبول می كنی و میئولان قسمتها آروز دارنند تو نیروی آنها باشی  لا اقل فقط كار خودت را انجام بده تا به كلاسها برسی ..نمرات دبیرستان خیلی خوب بود خیلی تعجب می كرد  قبول می شدم هرسال ...
خلاصه روز بدبختی من آنروز شروع شد ...كه به منطقه نفت شهر و سومار رفتم ....نفت شهر جای بود كه آنقدر زمان جنگ دشمن مین گذاری كرده بود كه اندازه یك جیب برای رد شدن راه داشتیم و در 20 متری مرز ایران یك چاه نفت داشت و این منافقان مزدور صدام  هر روز به داخل مرز نفوذ می كردند سربازان وظیفه را شهید  می كردند و جهانگیر بخاطر همین آمده بود و به فرمانده تیپ گفت این مسئله باید تمام بشود و.. بماند بقیه طبقه بندی است ....من از جهانگیر اجازه خواستم با لباس شخصی درسی به منافقین بدهم جهانگیر گفت به یك شرط باید تنها نباشی این كار را سازمان  اجازه نمی دهد  گفتم  من بعنوان یك ایرانی می روم ...  مدتی در مرز  در نفت شهر تنهایی كشیك دادم .. در زیر خاك مابین مرز ایران و عراق درخته های كوچك بود...( من دوره تكاوری و چتربازی  و چریك را در ارتش دیده بودم  و كاملا واردبه موارد  بود )با نان خشك و كنسرو می ماندیم...زمانیكه چندمنافق قصد ورود به داخل مرز ایران رابرای تخریب چاه وسرباز ها داشتند  یكباره من كه نیمه خواب بودم چند زن و مرد فارس زبان دیدم كه یك دفعه از پاسگاه بتونی عراقی ها در حال كمین به داخل مرز ایران  آمدند   چند نفر از منافقین كه  سه نفر از آنها زن بودند به هلاكت رسیدند و دو نفری هم زخمی بودند كه خواستیم به یگان بیاورم كه با خوردن قرض خودشان رابهلاكت رساند بودند  و بقیه بطرف پاسگاه عراقی متواری شدند فكر كردن ما یك گردان یا بیشتر هستیم  تعدا منتافقین زیا د بود... سربازان یكباره  پاسگاه عراقی با تیر بار بطرف ما تیر اندازی نمود  و  دوستم زخمی كوچكی برداشت سرباز ها سنگرایرانی هم شروع به شلیگ كردند.. چندبار نارنجك بطرف ما پرت شد ما فقط یك اسلحه سازمانی داشتیم خواستم بطرف سنگر عراقی بروم  نزدیك بودم براحتی می توانستم سنگر را تصرف كنم سرباز گفت تو را خدا ورل كن  ما در زمان صلح هستیم  گفتم چرا بس آنها منافق را ازسنگر خود می فرستند ...
یكباره من انفجاری شنیدم  ......یكباره كه بیدار شدم در بیمارستان ارتش بودم ..... بعدا بمن گفتند دیگر منافق ها بعداز آن تلفات  كه 5 منافق زن و چند درجه دار  و سرباز عراقی بهلاكت رسیدند  دیگر بطرف چاه نفت ایران در مرز حمله نشد و دیگر هر روز سربازی شهید نشد...بماند..
دومین اتفاق از روزی افتاد  كه بخاطر ان انفجار و بیهوشی چند روز  ...من دیگر صورت سانحه انجام ندادم  ....دنبال  چیزی نرفتم چون نوجوان 19 ساله بودم ..خام و تند و پر انرزی بنده خدا جهانگیر گفت اسماعیل چند روز بیهوش بودی بیا برو صورت سانحه .... خلاصه من دیگر بخاطر جراحت و موج گرفتگی و....فقط دیگر به مناطق مرزی نگذشتند بروم ....اما عاشق مبارزه با دشمنان كشور بودم ...دنبال فرصت بودم دوست داشتم به لبنان بروم برای مبارزه با اسراییل به سازمان نوشتم گفتند ارتش بهیج وجه نیرو به خارج اعزام نمی كند ..چون من بعشق مبارزه آمده بودم وگرنه بخاطر وضعیت پدرم  مرا استخدام بعنوان كارمند می كردند مثل حالا نبود من با اینكه سنم كم بود و از حوزه هم بخاطر عشق به مبارزه با دشمنان وطن ترك تحصیل كردم و تمام موقعیت هایم را كنار گذشتم
 من آدم زرنگی بودم   از دبستان تابستان  و تعطیلات و حتی زمان بیكاری - كارمی كردم  و حتی یك زمین در پشت قبرستان آستارا داشتم كه بعدا پدرم فروخت می خواستم  خانه بسازم در سن 15 سالگی  واز پدرم پول نمی گرفتم ...مرز آستارا هم باز شده بود با دوستانم شروع كرده بویم به خرید و فروش وسایل اگه با همان پول زمین  می ماندم همین الان میلیارد بودم چون ادم تیزی  زرنگی بودم...همه بمن ................كار بازار روس خیلی راه افتاد ه بودم بچه زرنگی بودم .
خلاصه بدبختی من شروع شد.. بخاطر جراحات و موج گرفتگی ......بخاطریك پرونده نیاز بود زیاد تمر كز كنم ...از مسئول قسمتم اجازه گرفتم  گفت فرقی نمی كنداین پرونده را تمام كن  من به شما اطمنان دارم ..رفتم  خلاصه بعداز سه ساعت تحقیق و دیدن مدارك معما پرونده را پیدا كردم .. ازپله های طبقه چهارم كه مهمانسرا سازمان بود  یك اتاق هم متعلق بمن بود می خواستم بیایم پایین یكباره چشمم سیاهی رفت.... فقط خودم را در بیمارستان دیدم .....از سال 1373   كه آن اتفاق افتاد دیگر من حتی قادر به تلكم نبودم تازه هم عقد نموده بود م ..آنقدر وضعیت جسمی و روحی ام بعد بود و درد دشات دیگر بعداز  چهار دبیرستان درس می خواندم نتوانستم  در س بخوانم ( سال 1379 دیپلم گرفتم )كمیسیون پزشكی 506 ارتش برایم كار افتادگی كلی و بازنشستگی طبق ماده 108 بند ب داد ...سال 1375 بود  چند سالی بود حتی قادر به تلكم و راه رفتن نبودم  از سال 1373 تا 1375 هیچ خاطری را به ذهنم نمی آید یعنی كلا مغزم و بدن تعطیل بود...یك مقدار ...سال 75 از نظر بدنی خوب شدم می توانستم راه بروم و...اما با دارو وبستری زنده بودم...وضعیت اعصاب و مغزم خوب نبود بیشتر وقتها بخاطر سردرد شدی چه در بیمارستان ارتش یا خانه با دارو خواب بودم تا درد را حس نكنم... خلاصه كمیسیون اداری سازمان تشكیل شد من التماس كردم گفتم من می خواهم بمانم چون عاشق ارتش و سازمان هستم بازنشستگی برایم زود است یادش بخیر تیمسار ا.. معاون اداری بمن گفت پسرم همه از خدا هستند مثل شما طبق ماده 108 بند ب بازنشست شوند تاسی سال درجه ات را می گیریی  و هم حقوق  می گیریی   چه مشكلی داری همه از خدا می خواهند من گفتم من عاشق ارتش  هستم باید بمانم..... خلاصه با اصرار من كمیسیون اداری سازمان بازنشستگی  مرا موقتا نگه داشت  اما شرط كردند باید به زادگاه خود منتقل بشود با كار راحت ...من هم تعهد كردم با انتقالم به محل زندگی پدر و مادرم و همسرم در رشت موافقت كنم ...................... زندگی دیگر برایم یكنواخت بود....بقیه خاطره فعلا بخاطر سازمانی محرمانه است ...
خلاصه در سال 1376  بنا به  رای كمیسون اداره بهداری سازمان من و بهداد ارتش  و كمیسون اداری  سازمان و ارتش من بازنشست شدم...... زمان خدمت اولین كتابم رابعنوان خدمت و مدیریت نظامی و وظیفه ارتش ازدیگاه اسلام را نوشته بودم و چند تالیف نیز داشتمووبعداز بازنشستگی چند سالی وضعیت بیماریم شدی بود حتی قادر به راه رفتن و زندگی معلومی نبودم ..تا اینكه سال 1378  كه خانه پدرم در رشت زندگی می كردم و جناره بیش نبودم ..نستبا راه رفتن و صحبت كردن را توانستم انجام بدهم ...دكتر بهداری  سازمان بمن پشنهاد كرد نسبتا با دارو خوب شدی به باید خودت را مشغول كنی گفت به چه چیزی علاقه داری گفتم می خواهم به ارتش باز گردم گفت كلا حق كارهای سخت را نداری دورارتش را خط بزن من نمی توانم به كمیسیون بگویم دوباره تو را اعاده خدمت كنند.... خلاصه با اصرار به پدر(جانباز 65 درصد بسیجی ) و مادر كه در رشت بودند چند هكتار كشاورزی داشتند  گفتم من می روم آستارا می خواهم روز نامه نگار و كتاب بنویسم و پدرم گفت اینجا كه در رشت سر دبیر هفته نامه هستی همین جا بمان ..من قبول نكردم ....
مادرم گفت تو اگربروی ما هم آستارا می ایم شالیزار و خانه را می فروشم می آییم.....
خلاصه  آستارا ..دیگر كسی برایم اشنا نبود  بیشتر وقتها مجبور بودم قرض  كه دكتر داده بوداستفاده كنم....
از آن سال شروع كردم ...كار گری ساده  برای مبنع درآمد چون حقوقم كم بود و نوشتن كتابهایم و روز  نامه نگاری را رسما در استارا و تالش شروع كردم ... و تا سال 1390  پنچ كتاب نوشتم  1- خدمت و مدیرت نظامی و وظیفه ارتش از دیدگاه اسلام كه در ارتش نوشتم 2- تا زنده ام بسیجی ام 3-داستان های آسمانی ایران و تاریخ دولتهای شیع در ایران 4- سر گذشت تالشان و 5-بررسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست كه همگی را نوشتم و مجوز گرفتم تا امسال نستبا حالم خوب بود چند سال پیش حالم نسبتا خوب بود اما در دستگیری من در سال 1380 شبعه سوم دادگاه انقلاب   و دیگر دستگیری ( ضرب و شتم و....) دوباره بیماریم  زیاد شد  بارها بازداشت شدم بخاطر روز نامه نگار و وبلاگ نویس ی و در سال 1390 در انتخابات 1390 كه من از صفر نعیمی رسما حمایت می كردم یكی از اصلی ترین یاران وی بودم  مرا چند نفر فارس ربودن تا حد كشت زدن و جنازه ام را در در كوچه امان انداختند از آن را مشكل نخاع (جنسی ) و اعصاب و روان پیدا كردم یعنی بیماریم شدت گرفت  و سال 93 هم سه بار بخاطر سایت درد نیوز و روز نامه نگاری دستگیر و بازاشت و شنكجه شدم  و آخرین دستگیر ی اسفند 93 بود كه تا حد مرگ كتكم زدند  و 2 روز بازداشت بودم با ضمانت آزاد شدم اگر نوبد آموزشهای تخصصی ارتش من خیلی مدت پیش مرده بودم ...ادامه دارد
 دیدار با مقام معظم رهبری...درچه دار ارتش با رهبر  و امام...
من قبل از ارتش در سن 12سالگی به اتفاق پدرم  به ملاقات امام رفتیم من خیلی دوست داشتم  دست امام رابوس كنم ... 12 ساله بودم كه پدرم به قول خود عمل كرد گفته بود اگر با نمره خوب قبول شوم این بار كه به ملاقات امام می رود مرا خواهد برد..قبل آن مرا به دست بوسی آیت الله احسان بخش برد..پدرم مرا خلیی دوست دشات بمن می گفت  تو از تاریخ جلوتر  هستی از داخل بچه هایش با من بیشتر  دست و پنجه می زد...خلاصه شب حركت كردیم با اتوبوس از استارا سوار شدم و در ترمینال پیاده شدیم..زیاد یادم نمی آید ..خلاصه پدرم گفت  دست من بگیر بروم جلو ازبازرسی و.. رد شدیم  خلاصه پدرم از چندین مانع رد شد جلو ما را نگذشتند خلی شلوغ بود ...
خلاصه در آخر سخنرانی  كه بچه دیدم به دست بوسی اما می روند  من اصرار كردم  ..پدرم یكباره مرا كه نوجوان كم چثه بودم بلند كرد دا زد یا ابوالفض به خواست خدا مردم مرا دست به دست به سكوی كه امام ایستاد ه بود رساندن شانش یارم بود  چند ثانیه توانستم دست امام را بوسه بزنم مثل اینكه دنیا را بمن دادند.. خلاصه مر كز آموز ش تخصصی درجه داری بودم بما گفتند در 29 فروردین افرادی كه یم خواهند به دیداز  امام خامنه ای بروند ثبت نام كنند من هم ثبت نام كردم از شانس خوبم موفق شدم در مراسم باشم و بصورت خیلی نادر این بار هم توانستم دست مقام معظم رهبری را بوسه بزم حتی ایاشن به سر من دست كشیدند این زمانی بود كه من گروهبان دو ارتش  و در مر كز آموزش بودم دوبار هم به توانستم شانسی در مراسمك دیدارایشان شركت كنم اما به جلو نتوانستم برو..
ادامه دارد



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خدایا کمکم کن!

تاریخ:یکشنبه 30 فروردین 1394-10:43 ب.ظ

خدای مهربانم تورا سپاس بخاطر همه فرصتهایی که دراین یک سال بمن دادی بخاطر همه لطف ها و مهربانی هایت شکر خدای خویم کمکم کن تا سال جدید سالی باشد سراسر از یاد تو و سالی باشد که بتوانم به تو نزدیکتر شوم سالی باشد پراز رنگ بوی تو

خدایا در این سال ظهور آقای مهربانی ها را برسان و کمکم کن دستان پراز نیازم هیچگاه هیچگاه از دامن پراز خوبی اش جدا نشود.

خدایا کمکم کن تا در امسال  بنده ای شوم که تو دوست داری و می پسندی. خدیا امسال تمام انسانها را خوشبخت كن ..حتی داعش  را هم هدایت و خوشبخت كن آنها هم انسان هستند اما منحرف ..

خدایا امسال را سال صلح و دوستی در جهان قراربده و...

خدایا کمکم کن تا امسال سرشار ازیاد تو باشد برای این حقیرترین.مهربانم این سال را بر همه بندگان تمام جهان از انسان و جن و پری  و برای من مبارک گردان سالی نیکو و پر از برکت و رحمت

 

 

خدایا!

 

تورا شکر به داده و نداده ات شکر

 

خدایای پناه همیشگی من ای معبودم کمکم کن خودت خوب میدونی اینا داغون تر از همیشه ام و هیچ راه گریزی نیست برام کسی رو هم ندارم که باهاش بتونم دردو دل کنم خدایا اگه این اتفاق بیفته خودت میدونی زندگی برا من چی میشه تازه شر میشه سرکوفت دلسوزی بی محلیا بمن خودتم میدونی من بی گناهم اما چه کنم خدایا کمکم کن لطفا مث همیشه همراهم باش آخه کسی جز تو منو نمی فهمه بمن حق نمیده فقط تویی که درکم میکنی و بهم حق میدی تو میدونی تو دلم چه آتیشی به پاست و میدونی و ضعیفم و توانایی انجام هیچ کاری رو ندارم خواهش میکنم کمکم کن

 خدا جون كمكم كن كه پولم بتوانم بگیریم خدایا یكسال تبریزی مرا سركار گذاشته دادگاه هم كه می دانی چند ماه چك گذشتم اجرا امروز و فردا می كنه خدا  دوم هم می دانی در خطر هستم خیلی برای سخت است كمكم كن.. خدایا كمكم كن ....این دوبرایم خیلی مهمه  كمكم كن....خداجون منتظرم  كمكم كن..كسی زا بغیر ازتو ندارم تمام خانواده ام مرا تكیه گاه خود می دانند من هم تو را خدا كسی را ندارم كمكم كن خیلی كمكم كن..

مخلصت اا دارستانی

 




 ای خدا تنها غمخوار من ....مرا در هر كاری كمك كن  و تمام انسانها را محتاج كسی نكن من روی آنها ...همه می خواهند عشق و حال كنند اما خداجون بدون خفن.. خدا جون  كاری كن مار و مور داخل قبرم نیاید  چه می شود وقتی مردم آز آن حوری و مورها  برایم بفرست بجای مار مور ..آخه خدا جون من اول زندگی به جنگ  خورد سختی  پدرم و بردارم اینطور خانه امان را آتش زدند چشم باز نكرده خواستم آخوند بشم عشق نظام مرا گرفت  اول جوانی نامرد منافق ها ناقض ام كردند  و حالا ها هم خودی های لباس شخصی  دیگر عمر گذشت 43 ساله شدم دندانهایم افتاده  خانه ام نیمه كاره و قرض روی قرض پسرم می خواهد زن بگیرد  پول باید پیدا كنم ..دیگه عشق و حالی ندیدم لااقل  ..هوای ما داشته باش..مخلصت ااد

 

 

خدای خوبم ای همه لحظه های زندگی من مرا لحظه ای به کردار و دنیای خود وا مگذار که در جاده زندگی و تنهایی خود گم میشوم دستم را رها نکن میترسم در این مسیر تاریک و ظلمانی به چاه نادانی و حماقت خود افتم.

خدایا من بی تو تنهاترینم و نابودی من حتمی است کمکم کن ای همیشه من میدانم لایق خوبی های تو نبوده و نیستم میدانم که آنگونه برایم آرزو میکردی نیستم کمکم که تا همچون اولین روز خلقت بهترین تو شوم ولایق سجده فرشتگانت باشم تنهایم مگذار که بی تو میمیرم.

خدایا از مرگ میترسم از تنهایی و ظلمت دنیای خود میترسم از همه چیز و همه کس میترسم هیچکس چون تو مرا دوست ندارد پس ای مهربان همیشگی کمکم کن و همراهم باش تا به ورطه ناامیدی و گناه نیفتم و بهترینت باشم. خداجون من دوست دارم دربستر نمیرم دوست دارم شهید بشم ...چه می شه مرا یك كاری كن  شهید بشم پی نشوم...دیگر تمام آروز هایم رسیدم مادر و پدر و زن و فرزند صالح ..شكرت ..راضی هستم ... مخلص اا د

 

 خدا جون مادرم الگویی و مادر مهربان و نمونه و فقیربود در بهشت نگه اش دارد ..راستی خداجون بما مردها حوری  می دهی به زنها دربهشت چه می دی ...خدا جون مادرم تنهایی را دوست داشت ..همانجا یك باغچه و گل و باغ بده من دوست دارم آن دنیا با مادرم زندگی كنم از خیر حوری و موری گذشتم حوری و موری .. نمی خواهم خدا جون ببخشید باهات شوخی می كنم ....پدر و مادرم را به بهشت ببر ....

خدایا!

این روزها که دلم میگیرد بیشتر به خودم فکر میکنم به گذشته و حال وااااااااااااااای خدای مهربان من چقد از تو دور شدم چقد فاصله زیاد شده و چقدر تنها شدم. این روزها به ابتدای خلقتم بیشتر فکر میکنم به حکمت آمدنم که چرا خواستم به این دنیا بیایم و چرا تو قبول کردی اما می دانم امدنم همه از روی لطف تو بوده وبس پس چرا من قدر ندانستم چرا؟؟؟؟؟؟؟ خدایا پاسخی ندارم جز اینکه سرم را بیندازم پایین واز روی تاسف تکان دهم و اهی از اعماق جانم سر دهم و ابراز شرمندگی تام و تمام.

این روزها دلم میگیرد از خودم از تنها شدنم از ظلمی که خودم در حق خودم روا داشتم.

این روزها خیلی دلم میگیرد خیلی زیاد اا دارستانی dardnews.ir

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انتخابات دوره دهم آستارا در یک نگاه عکس خبری میباشد.

تاریخ:یکشنبه 30 فروردین 1394-10:43 ب.ظ

به نظر شما رقابت انتخاباتی مجلس شورای اسلامی در آستارا بین کاندیداها.. خواهد بود. ایا دونفر لیدل اصلی  صلاحیت خواهند گرفت... چرا بادوام دوباره می خواهد كاندیدا شود..بادوام حتما خبر های از پشت پرده دارد كه می داند اگر بیاید نماینده دوره دهم مجلس است...اادارستانی dardnews.ir





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رهایی از وسوسه های شیطانی

تاریخ:یکشنبه 30 فروردین 1394-10:42 ب.ظ

 

سلام اقا

من یک نوجوون 16 سالم که نمیتونم شهوت خودمو کنترل کنم آیا خود ارضایی کم خوب است؟ به چه مقدار؟

 dardnews.ir

پاسخ :دكتر هالو

سلام عزیزم فرجود یا فرهود

خودارضایی هیچ وقت راهی برای تخلیه شهوت نبوده و نخواهد بود . اگر این طور بود در قرآن یا در احادیث ائمه معصوم حتما مواردی ذکر می شد . شک نکنید . 

این که برخی از پزشکان و روشنفکران غرب زده میگن خودارضایی به مقدار کم برای بدن مفیده با عرض معذرت از حضورت شما و سایر بازدیدکنندگان باید بگم که در اوج بی شرفی دروغ میگن !

ببین عزیزم ؛

فشار جنسی عواملی داره که یا درونی هستند یا بیرونی .

عوامل درونی ناشی از تغییرات بدن موقع به بلوغ رسیدن هست . وقتی فشاری از این جنس به شما وارد میشه باید از اون استقبال کنید و خدا رو شکر کنید که از لحاظ جنسی سالم هستید و می تونید ازدواج موفقی لااقل از لحاظ جنسی داشته باشید .

ولی باید بگید الان وقتش نیست که بهش بپردازم . انشاء الله به موقش . اگه در این سن به فشار جنسی بها بدید بی تعارف ، بدبختتون می کنه !

کنترل و تحمل این گونه فشار ها بسیار راحت هست و با یه صبر حداکثر ۱۰ دقیقه ای رفع میشه . فشار جنسی که ۲۴ ساعت شبانه روز کسی رو اذیت نمی کنه . یهو احساس می کنی که نیاز داری . این جاست که اگه ۱۰ دقیقه خودت رو کلا از وادی مسائل جنسی خارج کنی ، بعد از ۱۰ دقیقه فشار جنسی یا کلا رفع شده یا این که قدرتش کم شده و میشه به راحتی اون رو رد کرد . 

عامل دومی که باعث ایجاد فشار جنسی میشه ناشی از عوامل بیرونی هستش . که اکثریت اونا به خاطر کنترل نکردن چشم به شما وارد میشه .

از نگاه کردن به تصاویر و فیلم های ماهواره ای و اینترنتی گرفته تا متاسفانه بد حجابی های موجود در جامعه . بدبختانه کنترل این گونه فشار ها تا زمانی که دیدن این گونه تصاویر ادامه پیدا کنه غیر ممکن هست !

بعضی ها میگن ما نمی تونیم خودارضایی رو ترک کنیم ولی کمی که دقیق میشم می بینم همزمان به این گونه تصاویر و فیلم ها هم نگاه می کنند .

اگه فشار جنسی شما از نوع اول هست که گفتم چه کار کنید :

( صبر حداکثر ۱۰ دقیقه ای و مشغول کردن خود به چیزهایی دیگه که بهترین اون می تونه توجه به خدا با گفتن اذکاری مثل لا حول ولا قوه الا بالله باشه )

اگه فشار جنسی شما ناشی از نوع دوم هست ، راه حل اون کنترل کردن چشم هستش .

احتلام یه راه کنترل طبیعی و خدادادی و سالم تخلیه فشار جنسی در دوران مجردی هست . همه چیز رو به بدن واگذار کنید . هر موقع کاسه ی صبرش لبریز شد موقع خواب ، فشار جنسی رو تخلیه می کنه و نیازی نیست که شما کار خاصی بکنید .

بنابراین به هیچ وجه خودارضایی رو توصیه نمی کنم چون خدا حتی یه بار هم اجازه این کار رو نداده . شاید بگید نمی تونم تحمل کنم ولی اشتباه می کنید . شما می تونید مگه این که نخواید .

--------------------------------------------------

 سمیرا 19 ساله هستم از اصفهان با عشق با شوهرم ازدواج كردم دوسالی است از وی نفرت پیدا كردم  چون همانند یكسال ازدواج با من نیست  می خواهم طلاق بگیرم چكار كنم ...

پاسخ دوست عزیزم سمیرا از اصفهان : پاسخ دكتر هالو

در ضمن دوست عزیزم... شما با هوس ازدواج كردید  نه عشق  فكر می كنید عشقی در كار بوده ..چون عشق همیشگی است ..هوس  10 الی 12 ماهه از بین می برد چون انسان تنوع ... است ومن كاملا به عشق اعتقا د دارم درست است من خودم سنتی ازدواج نمودم ..اما شر ط پدرم این بود اگر دوست داشتی عقد انجام می شود ..من كه 19 ساله بودم... خلیی دخترها را دیده بودم اما مهر آنها توی دلم نخوابیده بود...اما همسرم كه 20 سال باهاش زندگی می كنم مهرش بدلم آفتاد باز هم عاشق هم هسیتم یعنی اگر همسر ان بهم عشق داشته  باشند گناه نمی كنند

دوست عزیز بیبن:

بعد از ازدواج تموم خواسته های نفس بعد از 10 یا 11 ماهه تموم میشه…اگر عشقی در كارنباشد زندگی جهنم است چون انسان تنوع طلب است تنها راه زندگی مسترك عشق است كه انسان شاد زندگی می كند ...

و یه جورایی هر دو نفر از هم خسته میشند…تو اون شرایط چی میتونه نوش دارو باشه و از اون خسته شدن درتون بیاره؟

تنها چیزی که میتونه این دو نفر رو از روز مرگی در بیاره داشتن حسن خلق خوبه که به 5 دسته تقسیم میشه :

۱: معاشرت زیبا و مهربانانه با همسر یعنی عشق

۲: سعه صدر داشتن و تحمل تفاوت های همدیگه

۳: خنده و شادی

۴: خوش قول بودن و تعامل و تحمل همدیگر

5- همیشه به هم با دید مثبت نگاه كنید بعضی وقتها چشم های خود راب ه اشتباهات همدیگر بیند  و خودتان را به آن راه بزنید سخت نگیرد انسان اشتباه می كند فرقی نمی كند زن و یا شوهر...

 

همین 5 فاکتور میتونه در دوران پوچی دستتونو بگیره و بالاتون بکشه…همین 5 مورد فقط…چون به غیر این هر چی باشه بلاخره خستتون میکنه.

موفق باشید

 پاسخ دوستی از اردبیل :گناه نكن ثواب ..ببر

نکته ای که خیلی برام مهمه و شما باید بدونید اینه که همه ما در زندگی بار ها میخوامیم توبه کنیم اما تا یه هفته اول خوب پیش میریم اما بعدش فراموش میکنیم همه چیو میدونید چرا؟

چون ضمیر ناخداگاه ما خیلی کم حافظست…شما باید با نوشتن این ناخداگاه رو به خداگاه تبدیل کنید

یکی از دلایل پیشرفت من در توبه به خاطر وجود همین سایت بود…

زمانی که من میام اینجا وو تفکراتمو مینویسم به صورت کاملا اتوماتیک این تبدیل صورت میگیره و من بهم یاد اوری و تلقین میشه که باید این مسیر ادامه بدم و تو ذهنم هک میشه…

شما هم امتحان کنید…

تک تک روزاتونو تو یه وبلاگ یا تو دفتر یاد داشت یاد داشت کنید و تموم تفکرتتون رو بنویسید و تحلیل کنید …این کار باعث میشه تو ذهنتون هک بشه و فراموش نکنید که مثلا قرار بود ۴۰ روز توبه کنید…

خیلی ها میخوان ۴۰ روز توبه کنن اما از روز ۱۸ به بعد همه چیزو فراموش میکنند…اما شما وقتی یه جایی یاد داشت کنید امکان نداره از یادتون بره

------------


 دوستی از تهران 13 ابان -

پاسخ دكتر هالو :

میخوام از بخشش دیگران براتون بگم..

کسی که سخت میبخشه و زود رنجه اصلا نمیتونه ارامش داشته باشه…مگه قلب ادم چقدر میتونه سختی هارو تحمل کنه که حالا از اینو اون کینه هم به دل بگیریم؟

قانون دارما میگه : هدف ما از خلقت بخشش و لبخند و کمک به دیگرانه

جواب بدی رو با خوبی بدی بزرگواریه و گرنه جواب خوبیرو با خوبی دادن که کاری نداره…

بخشیدن دیگران لطف به خوده…دیدی وقتی کسیو میبخشی چقدر دلت اروم میگیره….شیرینی انتقام ۱ روزه اما شیرینی بخشش یه عمر..

نبخشیدن به احساس آدم فشار میاره…یه نوع جنگ با خوده آدمه به نظرم چون مدام با خودش میگه من از این بدم میاد…از این متنفرم و همین کار باعث میشه انرژیمون کاهش پیدا کنه و به کائنات انرژی منفی بفرستیم…

هنر در اینه که کم لطفی دیگران رو با محبت پاسخ بدیم

خلاصه حرفام : با اونایی که قهری و نسبت بهشون کینه ای هستی آشتی کن تا به سمت کائنات انرژی مثبت بفرستی تا کائنات هم برای شما انرژی مثبت ساطع کنند.. ( کتاب درخت بخشنده رو حتما بخونید …خیلی زیباست)

شما در مسیر بخشیدن قرار بگیرید کم کم آستانه تحملتون میره بالا و خونسرد میشید…

من یه شعاری دارم …همیشه میگم کسی که دیروزش مثل امروزش باشه باخته…حالا چه برسه به اینکه ۶ ماه پیشش مثل الانش باشه و بد تر اینکه بدتر شده باشه و بهتر نشده باشه..این دیگه نمونه واقعی باختن یه نفره..

-------------------

پاسخ دوستی از آستارا - گلیده

پاسخ دكتر هالو

زمانی که م مشکلات رو بر میداری میشه شکلات…

مشکلات ما شکلاته…

باور کنید راس میگم…مشکلات مارو قوی میکنه به شرطی که حلش کنیم و از زیرش در نریم…

زمانی که به مشکلات خودت نپرددازی میری از اینو اون انتقاد میکنی و ایرادات اونارو میبینی …نه!!! از زیر مشکلات در نرید …

زمان هایی که نمیدونید چه عملی رو انجام بدید…وقتی سرتون خلوت شد به کارتون فکر کنید و بگید : تو اون موقعیت چه کار میتونستم بکنم؟

با مشکلات نجنگ!!!  با مشکلات بازی کن…

خدا شاهده از مشکلات درس بگیری دیگه اون مشکل سمتت نمیاد!!!و بعد هم اون مشکل برات شیرین میشه…

یه سوال؟ تو این دنیا کی بدرد ادم میخوره؟ کی به غیر خودت میتونه به خودت کمک کنه ؟ پس از کسی انتظار نداشته باش تا همیشه آروم باشی…آرامش خودتو با کسی تقسیم نکن تا همیشهه آروم باشی…

فراموش کردن وپاک کردن گذشته اشتباهه!!! ما باید درس بگیریم از اشتباهات نباید فراموششون کنیم…فراموش کردن موفته دوباره اون مشکل یه مدل دیگه بر میگرده…

مشکلاتتونو با کسی درمیون نذارید…مشورت بخواید ولی با هر کسی نه!!!

به کسی موج منفی ندید !!! شما نیاز به احساس ترحم کسی ندارید!! قوی باش!!

تو فکرو ذهنت هر چی بگذره به همون میرسیم به شرط اینکه گام برداریم و تنبل نباشیم!!!

اگه در برابر مشکلات غر بزنیم روزیمون کم میشه و خدا ناراحت میشه….اخه میخواد ما از مشکلاتمون درس بگیریم اما ما همش غر میزنیم میگیم : خدایاااااااا چرااااااا من!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اولین گام برای اینکه بتونید از پس مشکلاتتون بر بیاید اینه که خودتونو دوست داشته باشید اما چطوری ؟

شما تا زمانی که جوون هستید باید به اون باور و عقیده برسی که بتونی تو موقعیت های مختلف بهترینن عملکرد رو داشته باشی

شما تا به این نرسی نمیتونی خودتو دوست داشته باشی و تنها راحشم اینه که به مشکلات زندگیت اهمیت خاصی بدی و حتما حتما کارتو عرض یابی کنی و رفتارتو بسنجی و بگی چرا مثلا اونجا این کارو کردم؟ شما باید رفتارتون با دیگران رو مورد عرض یابی قرار بدی….این همون چیزیه که باید تا جوونید روش کار کنید

خدای ما خدایی نیست که مچ بگیره خدای ما دست میگیره…

خدا لجباز نیست…نگید خدا با من قهره من این کارو کردم الان هوامو نداره…

راستش من اینجوری بودم و میگفتم خدا باهام لج کرده …توبه هم کنم منو میندازه جهنم …از بس که گناه کردم…اما وقتی بهش اعتماد کردم و به خودم انرژی مثبت دادم دیدم نسبت به خدا تغییر کرد و گفتم خدا عملکرد منو میبینه نه گذشتمو…

خداییش تغییر کردم…درسته خرده شیشه زیاد دارم اما خیلی خیلی خیلی بهتر شدم و در همین مسیر هم قرار دارم که به امید خدا خوب خوب شم…

چند وقت پیش به خدا گفتم : خدایا اصلا منو میبینی؟ یعنی حواصت به منه گناهکار هم هست؟ اصلا میبینی که من دارم اصلاح میکنم خودمو یا سرت جای دیگه ای گرمه؟؟ اگه میبینی یه نشونه ای برام بفرست…

میگن کسی که صدقه میندازه بلاها ازش دور میشه…خداییش این بهم ثابت شد…وقتی صدقه میندازی انگاری خودتو تا ۲۴ ساعت بیمه کردی…

چطوری خدا ۲۰۰ تومن صدقه منو میبینه اما کارامو نمیبینه؟ باور کنید صدقه بلاهارو دور میکنه این بهم ثابت شد دیگه..

پس برای حل مشکلاتتون صدقه بندازید…به خدا مشکلتون حل میشه…به خدا اعتماد کنید…پولش مهم نیست فقط با اخلاص بندازید

نذارید شیطون نا امیدتون کنه…خیلی ها میگن از ما دیگه گذشته…هر چقدر هم بخوایم خوب باشیم اما نمیتونیم…

قانون کار ما میگه :

اگه هزار تا گناه هم کرده باشی اما در مسیر جبران قرار بگیری و بخوای جبران کنی خدا میبخشه و عقوبت کارهای اشتباهتو از بین میبره….خدا مهربونه بچه ها…شما یهه کوچولو گام بردارید امکام نداره خدا ساکت بشینه…خدا میگرده دنبال بنده هاش واسه برگشت…عجله نکنید و از خودتون توقع معجزه نداشته باشید به خدا هم بگید ای خدای مهربون این عادت و این رفتار و کارم برام تبدیل به عادت شده بهم فرصت بده تا بتونم جبرانش کنم…خدا هم حتما بهتون فرصت میده…شک نکنید..

این کششی رو که به جنس مخالف دارید رو براش شناخت خدا داشته باشید…این همه وقتتونو میذارید که به فلانی اس ام اس بدید زنگ بزنید خبر بگیرید ولی یه شب نشد به دستو پات نگاه کنی و از خودت بپرسی اینو کی درست کرده و اففریده…بری جلو اینه و به خودت بگی این چشم که یه تیکه گوشته چطوری میبینه و فکر کنی و خدارو بشناسی

خدا مارو افریده که ما بتونیم خودشو بشناسیم

دیدی همه آدمها توی کره زمین فطرت خداجو دارن و همه یه خدایی دارن؟ خب اگه خدا نبود که این همه آدم به اتفاق خدا نداشتن که…یکم فکر کنید…شما باید برید دنبال شناخت..

پیشنهاد میدم از گل و گیاه شروع کنید…به گل نگاه کنید و بگید چطوری یه دونه میشه گل؟ و برید تو فکر و در اخر هم سر تعظیم فرود میارید و میگی: خدایا نوکرتم…

پس رفتارها و کردار ها و بینش خودتونو ارتقا بدید…شبیه کسی نشید!!! به هیچ وجه!! خودت باش اما بهترین باش…من میخواستم بهترین باشم وو رفتار اینو اونو تقلید میکردم اما امروز به این نتیجه رسیدم که خودم باشم و خودمو ارتقا بدم…همونی که خودم میخوام…همین که به واسطه مطالعات و گوش دادن به سخنرانی های آدمای موفق یه گکوچولو تغییر کنم و یه جایی باعث بشه کاریو نکنم ..همین برام کافیه…چون به این باور میرسم که در مسیر جبران قرار دارم

--------------------------------------------

پاسخ دوستی از خرمدره - مهرداد

پاسخ دكتر هالو :

نمیدونم وسواس خناس رو میشناسید یا نه…

همون پدر سوخته ای که تو سینه همه ماهاست و مارو به سمت گناه میکشونه…

خناس رو من یه بچه کوچولو تو ذهنم فرض کردم که اصلا تمایلی به کار خوب نداره و همیشه دوست داره کارای عجیب غریب کنه…

خناس کوچولو فوق العاده از کار خوب کردن بدش میاد و یه جورایی سختشه…خناس بدش میاد که ساکن سر جاش بشینه بلکه دوست داره بازیگوشی کنه…راستش من برای تربیت خناس خیلی کارا کردم اما نتیجه کاملی نگرفتم…

خناس رو باید تربیت کرد نه اینکه بزنیش و باهاش لج کنی…چون اگه لج کنی اونم باهات لج میکنه…باید تربیتش کنی…متاسفانه خیلی ها میگن نفس رو باید تنبیه و ادب کرد این جواب نمیده…نفس رو باید تربیت کرد…

تنبیه کردن انسان رو حریص تر میکنه اتفاقا…دیدی بعضی از ادمای مذهبی چقدر چشاشون هیزه؟ این یه دلیل…تنبیه درست نیست بلکه باید نفس رو تربیت کرد…اما چه جوری؟

ما باید به عقلمون خوراک اطلاعات بدیم و عقلمون هم به صورت کاملا اتوماتیک خناس رو تربیت میکنه..تو خونه حبث باشی و جایی رو نبینی که ارزشی نداره باید تو گود باشی و بعد بگی نه..

خودتو از چیزی تحریم نکن بلکه تو گود باش و برای خودت خط قرمز رسم کن که ازش بالا تر نری و بگو من دیگه از این خط بالاتر نمیرم.

بهترین راه برای دور زدن خناس و تربیتش اینه که بهش اهمیت بدید و بزرگش کنید و به قول معروف هندونه بذارید زیر بغلش…یغنی : اگه خناس احساس عزت نفس کنه و بهتون احتام بذارم دیگران ممکنه کار خوب هم بخواد خناس چون جو گیر میشه…خناس عاشق اینه که ازش تعریف بشه و تمجید بشه.

داروی خناس ادبه…پس با ادب باشید تا خناس رو بتونید کنترل کنید

----------------

روش های انتقاد پذیری چطوری است  كامبیز از رشت

سلام..
من کلی زحمت کشیدم اما یکی میاد خیلی شیک و مجلسی با انتقادش کارمو پیش بقیه خراب میکنه و کاری میکنه که دید بقیه عوض بشه…در مقابل انتقاد هایی که به جا تشویق انتقاد بد میکنند چکار کنیم؟

پاسخ دكتر هالو :

 انتقاد هایی صرفا جهت زدن
 سلام
 یکی از راه ها اینه که با اون شخصی که داره این کار و میکنه در مورد این مساله صحبت کنین و بهش بگید که
 این رفتارش چه صدماتی رو براتون به دنبال داره منتهی
 این صحبت باید در نهایت ارامش و منطقی و البته صمیمانه باشه تا طرف مقابل
 گارد نگیره
 راهکار دیگه هم اینه که به نقاط مثبتی که در انتقاد اون شخض هست توجه کنین و
 در کارتون سعی کنین اون نکات رو رعایت کنین که کمتر مورد انتقاد قرار بگیرین
 راهکار دیگه هم اینه که در صورتی که انتقادها
 بی جائه و حرف شما هم تاثیری در کارش نداره
 و حرف شما رو قبول نمیکنه
 به کسانی که شاهد این انتقاد هستن با دلیل و منطق در مورد بی عیب بودن کارتون توضیح بدید
 و راهکار اخرا ینه که
 در صورت درست بودن کارتون اصلا توجهی به انتقاد های شیک دیگران نداشته باشین
 و کارتون زو همونظوزس که باید انجام بدید

متشكرم...

منتظر سوالات جدید تان هستم...





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خدا وجود ندارد

تاریخ:یکشنبه 30 فروردین 1394-10:42 ب.ظ

پاسخ دكتر محمد علی هالو ....

سلام.

اینو برای کسایی میگم که خدارو الکی باور دارن و یقین ندارند…یا کسایی که بر این باورن که خدا ساخته ذهن ماست و در واقع خدایی نیست.

میخوام یه چی بگم که بعدش به فکر فرو برید…

بعضی از پسر ها و دختر ها میگن قرآن کلام یه کسی بوده که حکیم بوده و شخص پیامبر رو اینجوری خطاب میکنند که فقط یه شاعر بوده!!!

اصلا فرض رو بر این بگیرید که همه چی دروغه و خدا هم وجود نداره من یه سوالی ازت دارم :

هر چیزی تو این دنیا اگه دقت کرده باشید به منبع نا محدودی متصله..

چجوری میشه اخه؟ این قلم و این بوم نقاشی …تا زمانی که یه نقاش نباشه مگه میشه طرحی کشیده بشه؟

این ماشین و این سوییچش…تا زمانی که راننده استارت نزنه ماشین حرکت میکنه؟

ابزار باشه اما اوستا نباشه ایا میشه ابزار چیزیو تعمیر کنه؟

خورشید از کجا فهمیده که باید روشن باشه؟

زمین چطوری یاد گرفته بچرخه؟

ماه چرا شبا در میاد؟

چرا دونه تبدیل به درخت و گیاه میشه؟

مگه اینا به خودی خود عقل دارند؟

اگه عقل داشتند که حرف میزدند…

اونایی که میگن خدا و همه چی درروغه ازتون میخوام که فکر کنید …

كسانی كه كه می گن خدا نیست همانند كسانی هست كه بگویند برق را ادیسون اختراع نكرد از اول بوده است  مگر  می شود این هستی را دید  حالا ما مسلمانان فقط تا آسمان را می بینم این امریكا و غرب و روسیه و.. تا كرات دیگر حتی ماه رفتند  كسانی كه این خلقت را می بیند بیشتر بخدا نزدیك می شوند یك مقدار به دور برت نگاه كنید می بیند خدا  افرینند با حسای جهان و ما را‌افریده است ..

شما این کششی که در سن نوجوونی و جوونی نسبت به جنس مخالف دارید در واقع خدا این کشش رو به ما داده که خودشو بشناسیم اما ما در مسیر اشتباه هدرش میدیم…

خدا چه تقصیری داره وقتی ما حاضر نیستیم بشناسیمش؟ اونوقت زبونمونم درازه و تو دعاهامون کم مونده با خدا دعوا بگیریم!!!

چقدر بعضی  ما آدمها نامردیم..


 





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ابرقدرت اسلامی ایران

تاریخ:یکشنبه 30 فروردین 1394-10:41 ب.ظ

ابرقدرت اسلامی ایران

حق گرفتنی هست باید تلاش کرد . .... دكتر هالو

 

 

 

astarao@yahoo.com    09119812795

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اعلامیه بی طرفی ارتش در 22 بهمن 57 و حمایت از انقلاب اسلامی

تاریخ:یکشنبه 30 فروردین 1394-10:41 ب.ظ

اعلامیه بی طرفی ارتش در 22 بهمن 57  و حمایت از انقلاب اسلامی

همراهی و حمایت ارتش با انقلاب مردم ایران و امام در 21 بهمن و پیرروزی انقلاب

عملیات نظامی ارتش ایران در ظفار

خاطرات یك ارتشی(پیسكوت)

قدردانی فرماندار بندر استارا از مردم بندر‌آستارا

خاطرات فرمانده ارتش از رهبر انقلاب

روز ارتش مبارك

بزرگترین نیروی رزمی و تخصصی در خاور میانه در كجاست

روز ارتش جمهوری اسلامی ایران

روز ارتش جمهوری اسلامی ایران

چرا 29 فروردین روز ارتش نام گرفت؟

ارتش در روز 22 بهمن 1357

درجات میان نیروها ارتش ایران

درجات میان نیروها ارتش ایران

فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران

رئیس جمهور: ارتش در همه صحنه ها پیوند خود را با ملت ایران به خوبی نشان داده است

تاریخچه تشکیل ارتش ایران

فرمانروایی هخامنشی

چیرگی اعراب (۶۳۷-۶۵۱ میلادی)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خدایا کمکم کن!

تاریخ:شنبه 29 فروردین 1394-11:16 ب.ظ

خدای مهربانم تورا سپاس بخاطر همه فرصتهایی که دراین یک سال بمن دادی بخاطر همه لطف ها و مهربانی هایت شکر خدای خویم کمکم کن تا سال جدید سالی باشد سراسر از یاد تو و سالی باشد که بتوانم به تو نزدیکتر شوم سالی باشد پراز رنگ بوی تو

خدایا در این سال ظهور آقای مهربانی ها را برسان و کمکم کن دستان پراز نیازم هیچگاه هیچگاه از دامن پراز خوبی اش جدا نشود.

خدایا کمکم کن تا در امسال  بنده ای شوم که تو دوست داری و می پسندی. خدیا امسال تمام انسانها را خوشبخت كن ..حتی داعش  را هم هدایت و خوشبخت كن آنها هم انسان هستند اما منحرف ..

خدایا امسال را سال صلح و دوستی در جهان قراربده و...

خدایا کمکم کن تا امسال سرشار ازیاد تو باشد برای این حقیرترین.مهربانم این سال را بر همه بندگان تمام جهان از انسان و جن و پری  و برای من مبارک گردان سالی نیکو و پر از برکت و رحمت

 

 

خدایا!

 

تورا شکر به داده و نداده ات شکر

 

خدایای پناه همیشگی من ای معبودم کمکم کن خودت خوب میدونی اینا داغون تر از همیشه ام و هیچ راه گریزی نیست برام کسی رو هم ندارم که باهاش بتونم دردو دل کنم خدایا اگه این اتفاق بیفته خودت میدونی زندگی برا من چی میشه تازه شر میشه سرکوفت دلسوزی بی محلیا بمن خودتم میدونی من بی گناهم اما چه کنم خدایا کمکم کن لطفا مث همیشه همراهم باش آخه کسی جز تو منو نمی فهمه بمن حق نمیده فقط تویی که درکم میکنی و بهم حق میدی تو میدونی تو دلم چه آتیشی به پاست و میدونی و ضعیفم و توانایی انجام هیچ کاری رو ندارم خواهش میکنم کمکم کن

 خدا جون كمكم كن كه پولم بتوانم بگیریم خدایا یكسال تبریزی مرا سركار گذاشته دادگاه هم كه می دانی چند ماه چك گذشتم اجرا امروز و فردا می كنه خدا  دوم هم می دانی در خطر هستم خیلی برای سخت است كمكم كن.. خدایا كمكم كن ....این دوبرایم خیلی مهمه  كمكم كن....خداجون منتظرم  كمكم كن..كسی زا بغیر ازتو ندارم تمام خانواده ام مرا تكیه گاه خود می دانند من هم تو را خدا كسی را ندارم كمكم كن خیلی كمكم كن..

مخلصت اا دارستانی

 




 ای خدا تنها غمخوار من ....مرا در هر كاری كمك كن  و تمام انسانها را محتاج كسی نكن من روی آنها ...همه می خواهند عشق و حال كنند اما خداجون بدون خفن.. خدا جون  كاری كن مار و مور داخل قبرم نیاید  چه می شود وقتی مردم آز آن حوری و مورها  برایم بفرست بجای مار مور ..آخه خدا جون من اول زندگی به جنگ  خورد سختی  پدرم و بردارم اینطور خانه امان را آتش زدند چشم باز نكرده خواستم آخوند بشم عشق نظام مرا گرفت  اول جوانی نامرد منافق ها ناقض ام كردند  و حالا ها هم خودی های لباس شخصی  دیگر عمر گذشت 43 ساله شدم دندانهایم افتاده  خانه ام نیمه كاره و قرض روی قرض پسرم می خواهد زن بگیرد  پول باید پیدا كنم ..دیگه عشق و حالی ندیدم لااقل  ..هوای ما داشته باش..مخلصت ااد

 

 

خدای خوبم ای همه لحظه های زندگی من مرا لحظه ای به کردار و دنیای خود وا مگذار که در جاده زندگی و تنهایی خود گم میشوم دستم را رها نکن میترسم در این مسیر تاریک و ظلمانی به چاه نادانی و حماقت خود افتم.

خدایا من بی تو تنهاترینم و نابودی من حتمی است کمکم کن ای همیشه من میدانم لایق خوبی های تو نبوده و نیستم میدانم که آنگونه برایم آرزو میکردی نیستم کمکم که تا همچون اولین روز خلقت بهترین تو شوم ولایق سجده فرشتگانت باشم تنهایم مگذار که بی تو میمیرم.

خدایا از مرگ میترسم از تنهایی و ظلمت دنیای خود میترسم از همه چیز و همه کس میترسم هیچکس چون تو مرا دوست ندارد پس ای مهربان همیشگی کمکم کن و همراهم باش تا به ورطه ناامیدی و گناه نیفتم و بهترینت باشم. خداجون من دوست دارم دربستر نمیرم دوست دارم شهید بشم ...چه می شه مرا یك كاری كن  شهید بشم پی نشوم...دیگر تمام آروز هایم رسیدم مادر و پدر و زن و فرزند صالح ..شكرت ..راضی هستم ... مخلص اا د

 

 خدا جون مادرم الگویی و مادر مهربان و نمونه و فقیربود در بهشت نگه اش دارد ..راستی خداجون بما مردها حوری  می دهی به زنها دربهشت چه می دی ...خدا جون مادرم تنهایی را دوست داشت ..همانجا یك باغچه و گل و باغ بده من دوست دارم آن دنیا با مادرم زندگی كنم از خیر حوری و موری گذشتم حوری و موری .. نمی خواهم خدا جون ببخشید باهات شوخی می كنم ....پدر و مادرم را به بهشت ببر ....

خدایا!

این روزها که دلم میگیرد بیشتر به خودم فکر میکنم به گذشته و حال وااااااااااااااای خدای مهربان من چقد از تو دور شدم چقد فاصله زیاد شده و چقدر تنها شدم. این روزها به ابتدای خلقتم بیشتر فکر میکنم به حکمت آمدنم که چرا خواستم به این دنیا بیایم و چرا تو قبول کردی اما می دانم امدنم همه از روی لطف تو بوده وبس پس چرا من قدر ندانستم چرا؟؟؟؟؟؟؟ خدایا پاسخی ندارم جز اینکه سرم را بیندازم پایین واز روی تاسف تکان دهم و اهی از اعماق جانم سر دهم و ابراز شرمندگی تام و تمام.

این روزها دلم میگیرد از خودم از تنها شدنم از ظلمی که خودم در حق خودم روا داشتم.

این روزها خیلی دلم میگیرد خیلی زیاد اا دارستانی dardnews.ir

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خاطرات یك ارتشی(پیسكوت)

تاریخ:جمعه 28 فروردین 1394-11:59 ب.ظ

 روز ارتش مبارك  اا دارستانی درجه دار بازنشسته ارتش


 داستان یك درجه دار ارتش

من كه یك درجه دار جوان بودم در یكی از سازمانهای ارتش  خدمت  می كردم  یكسال در آموزشگاه نظامی نزاجا 06آموزش دیدم   و بعداز اینكه درجه دار شدم درجه گرهباندوم گرفتم
 من عاشق نظامی گری بخصوص ارتش بودم بعشق چتربازی و تكاوری آمده بودم  اما زندگی یك طوری رقم زد كه در‌آزمون یك سازمان بنا به دعوت ایشان و معرفی فرمانده گروهانم سروان تكاورعلی فتاحی   قبول  و جذب شدم ...علی فتاحی بمن نگاه ویژه داشت شاید هم این خواست و عنایت الهی بودو بمن همیشه می گفت با این روحیه مبارزه گر و جسور  و رك گویی و اطلاعاتی  علمی و نظامی داری  در ارتش تو اعدام می شوی یا فرمانده ارتش می شوی ..خیلی جدی هستی و كار را زود یاد می گیریی درست است روحیه نظامی و جنگی و تكاوری داری تو بدرد فقط  یك سازمان می خوری چون ضریب هوش تو عالی است بخاطر همین مرا به آن سازمان ارتش معرفی كرد  بعداز درجه گرفتن مدت دوسال در مركز آموزش آن سازمان ارتش آموزش تخصصی  دیدم با دوره كار آموزی خیلی حساس بود در طول دوره همه زیر ذربین بودیم  تقربیا خیلی از همدروهای من در طول دوره حذف می شدند به یگان اصلی برگشت داده  میشدند از نظرعلمی و هم تخصصی و هم از نظر رفتاری زیر نظر بودیم.. خلاصه من آموز ش و كار‌آمویم تمام شد خیلی سخت بود  پنچ شنبه و جمعه كه آموزش از بعداز پنچ شنبه تعطیل بود  خانه پدرم دررشت بود دیگر بخاطر باز بینی دروس و كارها در آسایشگاه  درجه دران آموزشی سازمان می ماندم  ازنظر غذا و نظافت و امكانات و.. با سازمان بود   و جمعه بجای گشتن دوسال استراحت می كردم دو ماه یكبار به رشت می امدم از تهران مشكل مالی نداشتم چون دیگر حقوق درجه داری می گرفتم  و غذا و پوشاك و مكان و.. بر عهده سازمان بود..وخلاصه بعداز آموزش در مر كز آموزش تخصصی مرا می خواستندبخاطر نمرات عالی و روحیه 100 در تهران نگه دارنند من از بنیاد شهید وبسیج  گواهی آورم بخاطر پدرم جانباز 65 درصد و خود عضو بسیج بودم  مسئولان تقسیم گقتند  بنا به نمرات و دوره عالی شما باید تهران بمانید( بدرد كارها تخصصی و عملیاتی سازمان می خوری )  اگر می خواهید چون نمرات خوب است و پدرت جانباز 65 درصد است به رشت منتقل شوی ..من گفتم دوست دارم به مرز بروم چون من به عشق   دفاع و مبارزه با دشمنان آمدم...گفتند واقعا شما دیوانه هستید چراپس نامه گواهی از بنیاد آوردی ...از اول می گفتی ما آن جا نیرو كم داریم  شما را  میفرستادیم به یكی از یگانهای ارتش  كه سازمان درآن دفتر داشتمنتقل شدم  ..... من گروهباندوم  بعنوان كارشناس در یك قسمت كار می كردم و ز ود كارها را یاد می گرفتم و بجای گردش دوست داشتم مطالعه كنم  و حتی همكارم كه متاهل بود كارهایش را انجام یم دادم با كار راضی  می شدم (چون من از دوران خردسالی تربیت یافته پدرم بودم مرا تشویق به كتابهای تاریخی و اسلامی و تاریخ معاصر و باستان ایران می نمود حتی تاریخ ارتش و ایران ...خلاصه در مدتی كمی من شدم بودم كتاب راهنمایی همكاران و حتی خانواده ایشان هم سوال دینی و شرعی و تاریخی و... سوال داشتند بمن زنگ می زدنند خلی وقتم را می گرفت سوالات آنها وقتی می گفتم تحصیلات من فقط سه سال حوزوی و سیكل است باورشان نمی شد ..
.. در یگان  مسئول مستقیم و دوست من  كه همكار من بود شد فرمانده منطقه .... بمن گفت من روحیه ات را دوست دارم عاشق كار در سازمان هستید  بیا ریس دفتر بمن بشو ..من گفتم جهانگیر جان من روحیه ام رزمی و عملیاتی است به   ریس دفتر علاقه ندارم ..گفت اسماعیل  جایگاه ریس دفتری سرگردی است  و مزایایی شغلی عالی داری و می توانی در خانه سازمانی فرماندهان لشكر اقامت كنی و... گفتم دستور بدهی می آیم اما دوست من هستی  مرا بفرست مرز .....جهانگیر بمن گفت روحیه شما فرماندهی و كارآفرینی و علاقمند بكار  جسور  است من دوست دارم در پادگان (تیپ بیرون لشكر ) بعنوان  فرمانده و مسئول دفتر سازمان باشی قبول كردم بشرطی كه مرا به منطقه مرزی صفر بفرست برای خدمت ...
هر بار كه جهانگیر ( اسم كوچك را بخاطر محرمانه بودن می نویسم و بعضی مكالمه  و گفته را بخاطر محرمانه بودن حذف كردم )فرمانده منطقه به مرز می رفت برای بازرسی از یگانه تابعه ارتش مرا هم بعنوان كارشناس می برد ... من هم زمانیكه وی با فرماندهان تیپ ها و.. جلسه داشت به یگان مربوبطه ارتش با یك سرباز سازمان می رفتم و خودم رانندگی می كرد  م دیگر چون سرباز از مناطق مرزی ترس داشت من وی را در یكی از سنگرهای مرزی می گذشتم  خود برای تهیه وضعیت گزار ش یگانها به فرمانده منطقه جهانگیر  می رفتم از گزارشات  من خیلی خوشحال می شد می گفت تا بحال چنین  گروهیانی واردنداشتم می پرسید تو را خدا تا حالا در این منطقه بودید و چند سال در سازمان خدمت می كردی من گفتم فقط یكسال آموزشگاه نظامی و دوسال تخصصی دوره دیدم دیگر شده بودم ....دیگر وقتی به بازرسی مرزی می رفت یا اتقاقی می افتد مرا می فرستاد اما همیشه بمن سفارش می كرد  اسماعیل تو داداش من هستی  من از زمان جنگ كه  از سال 1364 ستوان سومی شروع كردم  هركس مثل تو را دوست داشتم آخرش شهید می شدند حتی بعداز جنگ قسم خورد ه بودم  هیچ درجه دار و افسر را دوست نداشته باشم... اما چه كنم تو مثل  درجه دار  شهید ت  هستی  نتوانستم ...  از بردارم برایم عزیزت هستی واقعا هم راست می گفت چند سالی كه من با ایشان بعنوان درجه دار كار كردم من همانندبردار دوست داشت مرا تشویق كرد درس بخوانم .. با دبیرستانی بزرگسالان  صحبت كرد و من دیگر بعداز ظهر مدرسه می رفتم درس می خواندم تا سوم دبیرستان نظام قدیم  آن شهر درس خواندم و قبول شدم  و می گفت ای كاش زنده باشم دانشگاه رفتن تو را بینم ...باید افسر سازمان بشوی ...خلاصه برای م با كار خیلی سخت بود و در سازمان همانند ارتش نبود باید تا ساعت 17 اجباری و تا 20 با رضایت خود اضافه كاری بود   می رفتم كلاس دبیرستان دوباره ساعت 17 تا 18 به پادگان بر می گشتم كارهایم را انجام می دادم ..جهانگیر بمن می  گفت اسماعیل  نمی خواهد دیگر به سركاربر گردی صبح ها اندازه 10 نفر كار می كنی و مسئولان ا............و من بعنوان فرمانده قبولت داریم اگر مشكلت اضافه كار 6 یا 7 ساعت است من برایت رد می كنم چون صبح اندازه 10 نفر كار می كنی در كار های عملیاتی به بچه های ... كمك می كنی  تو بازوی منطقه شدی همه هم به تو عادت كردند هر كی نیرو برای عملیات و.. كم می اورد تو قبول می كنی و میئولان قسمتها آروز دارنند تو نیروی آنها باشی  لا اقل فقط كار خودت را انجام بده تا به كلاسها برسی ..نمرات دبیرستان خیلی خوب بود خیلی تعجب می كرد  قبول می شدم هرسال ...
خلاصه روز بدبختی من آنروز شروع شد ...كه به منطقه نفت شهر و سومار رفتم ....نفت شهر جای بود كه آنقدر زمان جنگ دشمن مین گذاری كرده بود كه اندازه یك جیب برای رد شدن راه داشتیم و در 20 متری مرز ایران یك چاه نفت داشت و این منافقان مزدور صدام  هر روز به داخل مرز نفوذ می كردند سربازان وظیفه را شهید  می كردند و جهانگیر بخاطر همین آمده بود و به فرمانده تیپ گفت این مسئله باید تمام بشود و.. بماند بقیه طبقه بندی است ....من از جهانگیر اجازه خواستم با لباس شخصی درسی به منافقین بدهم جهانگیر گفت به یك شرط باید تنها نباشی این كار را سازمان  اجازه نمی دهد  گفتم  من بعنوان یك ایرانی می روم ...  مدتی در مرز  در نفت شهر تنهایی كشیك دادم .. در زیر خاك مابین مرز ایران و عراق درخته های كوچك بود...( من دوره تكاوری و چتربازی  و چریك را در ارتش دیده بودم  و كاملا واردبه موارد  بود )با نان خشك و كنسرو می ماندیم...زمانیكه چندمنافق قصد ورود به داخل مرز ایران رابرای تخریب چاه وسرباز ها داشتند  یكباره من كه نیمه خواب بودم چند زن و مرد فارس زبان دیدم كه یك دفعه از پاسگاه بتونی عراقی ها در حال كمین به داخل مرز ایران  آمدند   چند نفر از منافقین كه  سه نفر از آنها زن بودند به هلاكت رسیدند و دو نفری هم زخمی بودند كه خواستیم به یگان بیاورم كه با خوردن قرض خودشان رابهلاكت رساند بودند  و بقیه بطرف پاسگاه عراقی متواری شدند فكر كردن ما یك گردان یا بیشتر هستیم  تعدا منتافقین زیا د بود... سربازان یكباره  پاسگاه عراقی با تیر بار بطرف ما تیر اندازی نمود  و  دوستم زخمی كوچكی برداشت سرباز ها سنگرایرانی هم شروع به شلیگ كردند.. چندبار نارنجك بطرف ما پرت شد ما فقط یك اسلحه سازمانی داشتیم خواستم بطرف سنگر عراقی بروم  نزدیك بودم براحتی می توانستم سنگر را تصرف كنم سرباز گفت تو را خدا ورل كن  ما در زمان صلح هستیم  گفتم چرا بس آنها منافق را ازسنگر خود می فرستند ...
یكباره من انفجاری شنیدم  ......یكباره كه بیدار شدم در بیمارستان ارتش بودم ..... بعدا بمن گفتند دیگر منافق ها بعداز آن تلفات  كه 5 منافق زن و چند درجه دار  و سرباز عراقی بهلاكت رسیدند  دیگر بطرف چاه نفت ایران در مرز حمله نشد و دیگر هر روز سربازی شهید نشد...بماند..
دومین اتفاق از روزی افتاد  كه بخاطر ان انفجار و بیهوشی چند روز  ...من دیگر صورت سانحه انجام ندادم  ....دنبال  چیزی نرفتم چون نوجوان 19 ساله بودم ..خام و تند و پر انرزی بنده خدا جهانگیر گفت اسماعیل چند روز بیهوش بودی بیا برو صورت سانحه .... خلاصه من دیگر بخاطر جراحت و موج گرفتگی و....فقط دیگر به مناطق مرزی نگذشتند بروم ....اما عاشق مبارزه با دشمنان كشور بودم ...دنبال فرصت بودم دوست داشتم به لبنان بروم برای مبارزه با اسراییل به سازمان نوشتم گفتند ارتش بهیج وجه نیرو به خارج اعزام نمی كند ..چون من بعشق مبارزه آمده بودم وگرنه بخاطر وضعیت پدرم  مرا استخدام بعنوان كارمند می كردند مثل حالا نبود من با اینكه سنم كم بود و از حوزه هم بخاطر عشق به مبارزه با دشمنان وطن ترك تحصیل كردم و تمام موقعیت هایم را كنار گذشتم
 من آدم زرنگی بودم   از دبستان تابستان  و تعطیلات و حتی زمان بیكاری - كارمی كردم  و حتی یك زمین در پشت قبرستان آستارا داشتم كه بعدا پدرم فروخت می خواستم  خانه بسازم در سن 15 سالگی  واز پدرم پول نمی گرفتم ...مرز آستارا هم باز شده بود با دوستانم شروع كرده بویم به خرید و فروش وسایل اگه با همان پول زمین  می ماندم همین الان میلیارد بودم چون ادم تیزی  زرنگی بودم...همه بمن ................كار بازار روس خیلی راه افتاد ه بودم بچه زرنگی بودم .
خلاصه بدبختی من شروع شد.. بخاطر جراحات و موج گرفتگی ......بخاطریك پرونده نیاز بود زیاد تمر كز كنم ...از مسئول قسمتم اجازه گرفتم  گفت فرقی نمی كنداین پرونده را تمام كن  من به شما اطمنان دارم ..رفتم  خلاصه بعداز سه ساعت تحقیق و دیدن مدارك معما پرونده را پیدا كردم .. ازپله های طبقه چهارم كه مهمانسرا سازمان بود  یك اتاق هم متعلق بمن بود می خواستم بیایم پایین یكباره چشمم سیاهی رفت.... فقط خودم را در بیمارستان دیدم .....از سال 1373   كه آن اتفاق افتاد دیگر من حتی قادر به تلكم نبودم تازه هم عقد نموده بود م ..آنقدر وضعیت جسمی و روحی ام بعد بود و درد دشات دیگر بعداز  چهار دبیرستان درس می خواندم نتوانستم  در س بخوانم ( سال 1379 دیپلم گرفتم )كمیسیون پزشكی 506 ارتش برایم كار افتادگی كلی و بازنشستگی طبق ماده 108 بند ب داد ...سال 1375 بود  چند سالی بود حتی قادر به تلكم و راه رفتن نبودم  از سال 1373 تا 1375 هیچ خاطری را به ذهنم نمی آید یعنی كلا مغزم و بدن تعطیل بود...یك مقدار ...سال 75 از نظر بدنی خوب شدم می توانستم راه بروم و...اما با دارو وبستری زنده بودم...وضعیت اعصاب و مغزم خوب نبود بیشتر وقتها بخاطر سردرد شدی چه در بیمارستان ارتش یا خانه با دارو خواب بودم تا درد را حس نكنم... خلاصه كمیسیون اداری سازمان تشكیل شد من التماس كردم گفتم من می خواهم بمانم چون عاشق ارتش و سازمان هستم بازنشستگی برایم زود است یادش بخیر تیمسار ا.. معاون اداری بمن گفت پسرم همه از خدا هستند مثل شما طبق ماده 108 بند ب بازنشست شوند تاسی سال درجه ات را می گیریی  و هم حقوق  می گیریی   چه مشكلی داری همه از خدا می خواهند من گفتم من عاشق ارتش  هستم باید بمانم..... خلاصه با اصرار من كمیسیون اداری سازمان بازنشستگی  مرا موقتا نگه داشت  اما شرط كردند باید به زادگاه خود منتقل بشود با كار راحت ...من هم تعهد كردم با انتقالم به محل زندگی پدر و مادرم و همسرم در رشت موافقت كنم ...................... زندگی دیگر برایم یكنواخت بود....بقیه خاطره فعلا بخاطر سازمانی محرمانه است ...
خلاصه در سال 1376  بنا به  رای كمیسون اداره بهداری سازمان من و بهداد ارتش  و كمیسون اداری  سازمان و ارتش من بازنشست شدم...... زمان خدمت اولین كتابم رابعنوان خدمت و مدیریت نظامی و وظیفه ارتش ازدیگاه اسلام را نوشته بودم و چند تالیف نیز داشتمووبعداز بازنشستگی چند سالی وضعیت بیماریم شدی بود حتی قادر به راه رفتن و زندگی معلومی نبودم ..تا اینكه سال 1378  كه خانه پدرم در رشت زندگی می كردم و جناره بیش نبودم ..نستبا راه رفتن و صحبت كردن را توانستم انجام بدهم ...دكتر بهداری  سازمان بمن پشنهاد كرد نسبتا با دارو خوب شدی به باید خودت را مشغول كنی گفت به چه چیزی علاقه داری گفتم می خواهم به ارتش باز گردم گفت كلا حق كارهای سخت را نداری دورارتش را خط بزن من نمی توانم به كمیسیون بگویم دوباره تو را اعاده خدمت كنند.... خلاصه با اصرار به پدر(جانباز 65 درصد بسیجی ) و مادر كه در رشت بودند چند هكتار كشاورزی داشتند  گفتم من می روم آستارا می خواهم روز نامه نگار و كتاب بنویسم و پدرم گفت اینجا كه در رشت سر دبیر هفته نامه هستی همین جا بمان ..من قبول نكردم ....
مادرم گفت تو اگربروی ما هم آستارا می ایم شالیزار و خانه را می فروشم می آییم.....
خلاصه  آستارا ..دیگر كسی برایم اشنا نبود  بیشتر وقتها مجبور بودم قرض  كه دكتر داده بوداستفاده كنم....
از آن سال شروع كردم ...كار گری ساده  برای مبنع درآمد چون حقوقم كم بود و نوشتن كتابهایم و روز  نامه نگاری را رسما در استارا و تالش شروع كردم ... و تا سال 1390  پنچ كتاب نوشتم  1- خدمت و مدیرت نظامی و وظیفه ارتش از دیدگاه اسلام كه در ارتش نوشتم 2- تا زنده ام بسیجی ام 3-داستان های آسمانی ایران و تاریخ دولتهای شیع در ایران 4- سر گذشت تالشان و 5-بررسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست كه همگی را نوشتم و مجوز گرفتم تا امسال نستبا حالم خوب بود چند سال پیش حالم نسبتا خوب بود اما در دستگیری من در سال 1380 شبعه سوم دادگاه انقلاب   و دیگر دستگیری ( ضرب و شتم و....) دوباره بیماریم  زیاد شد  بارها بازداشت شدم بخاطر روز نامه نگار و وبلاگ نویس ی و در سال 1390 در انتخابات 1390 كه من از صفر نعیمی رسما حمایت می كردم یكی از اصلی ترین یاران وی بودم  مرا چند نفر فارس ربودن تا حد كشت زدن و جنازه ام را در در كوچه امان انداختند از آن را مشكل نخاع (جنسی ) و اعصاب و روان پیدا كردم یعنی بیماریم شدت گرفت  و سال 93 هم سه بار بخاطر سایت درد نیوز و روز نامه نگاری دستگیر و بازاشت و شنكجه شدم  و آخرین دستگیر ی اسفند 93 بود كه تا حد مرگ كتكم زدند  و 2 روز بازداشت بودم با ضمانت آزاد شدم اگر نوبد آموزشهای تخصصی ارتش من خیلی مدت پیش مرده بودم ...ادامه دارد
 دیدار با مقام معظم رهبری...درچه دار ارتش با رهبر  و امام...
من قبل از ارتش در سن 12سالگی به اتفاق پدرم  به ملاقات امام رفتیم من خیلی دوست داشتم  دست امام رابوس كنم ... 12 ساله بودم كه پدرم به قول خود عمل كرد گفته بود اگر با نمره خوب قبول شوم این بار كه به ملاقات امام می رود مرا خواهد برد..قبل آن مرا به دست بوسی آیت الله احسان بخش برد..پدرم مرا خلیی دوست دشات بمن می گفت  تو از تاریخ جلوتر  هستی از داخل بچه هایش با من بیشتر  دست و پنجه می زد...خلاصه شب حركت كردیم با اتوبوس از استارا سوار شدم و در ترمینال پیاده شدیم..زیاد یادم نمی آید ..خلاصه پدرم گفت  دست من بگیر بروم جلو ازبازرسی و.. رد شدیم  خلاصه پدرم از چندین مانع رد شد جلو ما را نگذشتند خلی شلوغ بود ...
خلاصه در آخر سخنرانی  كه بچه دیدم به دست بوسی اما می روند  من اصرار كردم  ..پدرم یكباره مرا كه نوجوان كم چثه بودم بلند كرد دا زد یا ابوالفض به خواست خدا مردم مرا دست به دست به سكوی كه امام ایستاد ه بود رساندن شانش یارم بود  چند ثانیه توانستم دست امام را بوسه بزنم مثل اینكه دنیا را بمن دادند.. خلاصه مر كز آموز ش تخصصی درجه داری بودم بما گفتند در 29 فروردین افرادی كه یم خواهند به دیداز  امام خامنه ای بروند ثبت نام كنند من هم ثبت نام كردم از شانس خوبم موفق شدم در مراسم باشم و بصورت خیلی نادر این بار هم توانستم دست مقام معظم رهبری را بوسه بزم حتی ایاشن به سر من دست كشیدند این زمانی بود كه من گروهبان دو ارتش  و در مر كز آموزش بودم دوبار هم به توانستم شانسی در مراسمك دیدارایشان شركت كنم اما به جلو نتوانستم برو..
ادامه دارد






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چرا 29 فروردین روز ارتش نام گرفت؟

تاریخ:جمعه 28 فروردین 1394-11:59 ب.ظ

http://www.blogfa.com/photo/i/irannews000.jpg

 اادارستانی درجه دار بازنشسته ارتش جمهوری اسلامی ایران

«ارتش جمهوری اسلامی كلمه ی طیبه است.»

«مقام معظم رهبری و فرماندهی كل قوا حضرت آیت الله خامنه ای»

اصل 143 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

«ارتش جمهوری اسلامی ایران، پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی كشور را بر عهده دارد.»

اصل 144 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

«ارتش جمهوری اسلامی ایران، باید ارتشی باشد كه ارتشی مكتبی و مردمی است و باید افرادی شایسته را به خدمت بپذیرد كه به اهداف انقلاب اسلامی مؤمن و در راه تحقق آن فداكار باشند.»

29 فروردین، مصادف با روز ارتش جمهوری اسلامی ایران و بزرگداشت حماسه آفرینی های دلاور مردان نیروی زمینی ارتش می باشد. هم زمان با به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی، ارتش رژیم شاهنشاهی كه پیكره ی اصلی آن را جوانان برومند خانواده های مسلمان و اغلب مستضعف ایرانی تشكیل می داد، به ندای آسمانی رهبر انقلاب لبیك گفت و در نتیجه هم صدا و همراه با امت در براندازی نهایی رژیم ستم شاهی به ستیز بی امان با دشمنان داخلی و خارجی انقلاب برخاست و به عنوان نخستین بازوی توانمند نظامی انقلاب در جهت تحقق اهداف جمهوری اسلامی ایران تلاش های خستگی ناپذیر و مستمری را با فداكاری و ایثار و در ابعاد مختلف آغاز كرد.

به همین مناسبت از سوی امام امت روز بیست و نه فروردین به نام ارتش نامگذاری شد

روزی برای ارتش. حالا36 سالی می شود که ارتش جمهوری اسلامی ایران یک روز از تقویم رسمی کشور را به نام خود می بیند. روزی که برای اولین بار به فاصله حدود 2 ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، توسط امام خمینی(ره) به نام ارتش نام گذاری شد تا پاسخی مناسب باشد به وفاداری ارتشیان به آرمانهای انقلاب اسلامی. اما چه شد که 29 فروردین به نام ارتش نام گذاری شد؟

از 19 بهمن 57 و دیدار همافران نیروی هوایی ارتش با امام خمینی(ره) ارتشی ها با سرعت بیشتری به انقلاب اسلامی پیوستند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از همان اولین روز ، کار خود را برای دفاع از انقلاب اسلامی ایران شروع کردند.اولین درگیری و نا آرامی در منطقه ترکمن صحرا و در نزدیک مرزهای شوروی(سابق) توسط گروهکهای چپ و مزدوران استکبار با هدف خودمختاری منطقه آغاز شد که با اعزام یگانی از کارکنان داوطلب نیروی زمینی ارتش سرکوب شد. ارتش به سراغ کنترل ناآرامی های سایر مناطق مثل کردستان و آذربایجان غربی رفت. همزمان جنگ روانی علیه ارتش در داخل و خارج کشور به راه افتاده بود و به دنبال آن بود تا ارتش را یک نیروی ضد مردمی و عامل امپریالیسم معرفی کند که همچنان سرکوب مردم را ادامه می داد و بایستی منحل می شد و جای خود را با یک ارتش خلقی یا بی طبقه توحیدی عوض می کرد .
 
همین جوسازی ها سبب شد تا شهید سپهبد ولی الله قرنی اولین رییس ستاد مشترک ارتش در نامه ای استعفای خود در روزهای اول فروردین 1358 را به امام خمینی (ره) تقدیم کند. شهید قرنی در استعفای خود با شکایت از اقدامات ضد انقلاب و دشمنان خارجی و دخالت های بیجا در امور ارتشچنین نوشته بود: «معاون نخست وزیر انقلاب که خود را واضع مقررات و مالک الرقاب می داند بدون آنکه بداند ارتش چه موقعیت و چه امکاناتی دارد و متأسفانه بدون اینکه حتی اینجانب را طرف مشورت قرار دهد هر روز دستوراتی صادر می نماید که ارتش بایستی شاهد لطمه ای دیگر بر روحیات افسران و افراد خود و افتادن مقداری سلاح و مهمات و مال و منال به دست افراد ناصالح و وابسته به خارجیان باشد و... وزیر دفاع بدون مشورت و نظر خواهی از اینجانب و خارج از وظایف خود می رود و از رادیو و تلویزیون و مطبوعات نسنجیده می گوید که سربازان فروردین مرخص و بالنتیجه تعداد معدودی که از ارتش با خون دل به سربازخانه ها کشانده بود، نگهداری سربازخانه ها را رها کرده و به موطن خود می روند و شب هنگام عناصر توده ای وابسته به سیاستهای خارجی با کامیونها به سربازخانه ها می روند و باقیمانده اسلحه و مهمات را بار کرده و به خارج از شهر می برند... دولت بدون مشورت با ارتش و آگاه ترین مرجع ارزیابی کردستان، نمایندگانی را به آن صفحات می فرستند که با ورود آنها و اولین سخن پراکنی که می کنند مردم را به پادگان مهاباد ریخته و غارت می کنند و در جلوی همین هیأت فرماندة پادگان را گلوله باران می کنند«...
 
کمتر از یک ماه بعد، سپهبد قرنی توسط گروهک فرقان ترور شد و به شهادت رسید تا علاوه بر آثار جنگ روانی سنگینی که بطور مستقیم و غیر مستقیم توسط دشمنان خارجی، طیف ضدانقلاب، منافقین، حزب توده و عناصر نا آگاه در ارتش جریان داشت، بی انضباطی، سستی و عدم تمکین از فرماندهان نیز به مشکلات ارتش اضافه شود. مشکلات فراوان ارتش سبب شد تا فرماندهان وقت ارتش جمهوری اسلامی ایران با درخواست وقت ملاقات از امام خمینی(ره) برای بیرون رفتن از این وضعیت چاره اندیشی کنند و از امام (ره) بخواهند ایشان فرماندهی خود بر کل نیروهای مسلح را مجدداً اعلام نمایند. تا با استفاده از این حکم حکومتی قوام و انضباط بر ارتش برگردد. امام خمینی نیز (ره) با صدور پیامی تاریخی در تاریخ 29 فروردین سال 58 خطاب به ملت ، سنگ بنای روز ارتش را گذاشتند. دربخشی از پیام امام خمینی(ره) آمده بود:
 
»روز چهارشنبه 29 فروردین روز ارتش اعلام مى‏شود. ارتش محترم در این روز در شهرستانهاى بزرگ با ساز و برگ به رژه بپردازند و پشتیبانى خود را از جمهورى اسلامى و ملت بزرگ ایران و حضور خود را براى فداكارى در راه استقلال و حفظ مرزهاى كشور اعلام نمایند.
 
ملت ایران موظفند از ارتش اسلامى استقبال كنند و احترام برادرانه از آنان نمایند. اكنون ارتش در خدمت ملت و اسلام است و ارتش اسلامى است، و ملت شریف لازم است آن را به این سِمت رسماً بشناسند و پشتیبانى خود را از آن اعلام نمایند. اكنون مخالفت با ارتش اسلامى كه حافظ استقلال و نگهبان مرزهاى آن است جایز نیست. ما و شما و ارتش، برادرانه باید براى حفظ و امنیت كشورمان كوشش كنیم و به شرارت اشرار و اختلال مفسدان خاتمه دهیم«.
 
امام خمینی(ره) در بخش های دیگر پیام خود نیز مشکلات دیگر پیش روی ارتش را نیز مورد توجه قرار دادند تا توطئه های داخلی و خارجی علیه ارتش جمهوری اسلامی ایران را نقش بر آب کنند.

از آن تاریخ به بعد هرسال در سالگرد صدور این پیام، روز ارتش در سراسر کشور جشن گرفته می شود و ارتش در شهرهای مختلف به رژه و نمایش قدرت می پردازد

 اادارستانی درجه دار بازنشسته ارتش جمهوری اسلامی ایران



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بزرگترین نیروی رزمی و تخصصی در خاور میانه در كجاست

تاریخ:جمعه 28 فروردین 1394-11:59 ب.ظ

بزرگترین نیروی رزمی و تخصصی در خاور میانه در كجاست


http://www.blogfa.com/photo/i/irannews000.jpg

 اادارستانی درجه دار بازنشسته ارتش جمهوری اسلامی ایران
نیروهای بزرگترین یگان نظامی ایران کجا آموزش می‌بینند

سربازانی که برای خدمت به نیروی زمینی ارتش اعزام می‌شوند در ابتدای کار می‌بایست در یکی از مراکز آموزشی این نیرو (بنا بر میزان تحصیلات و تخصص) دوره آموزشی را طی کرده و پس از آن در یکی از مراکز نیروی زمینی بکارگرفته شوند.

  نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران با در اختیار داشتن یگانهای متعدد پیاده، زرهی وهوایی بیشترین تعداد نیروی انسانی را در میان یگان های نیروهای مسلح در اختیار دارد.

با این توضیح بدیهی است که می بایست مراکز آموزش متعدد و مناسب نیز برای آموزش و بکارگیری این نیروی انسانی که تعدادی از آنها نیز جوانانی هستند که دوره خدمت سربازی خود را می‌گذراند، در نظر گرفته شود.

در واقع سربازانی که برای خدمت به نیروی زمینی ارتش اعزام می‌شوند در ابتدای کار می‌بایست در یکی از مراکز آموزشی این نیرو (بنا بر میزان تحصیلات و تخصص) دوره آموزشی را طی کرده و پس از آن در یکی از مراکز نیروی زمینی بکارگرفته شوند.

علاوه بر سربازان، افرادی که  قصد پیوستن به بدنه نزاجا را دارند نیز پس از قبولی در کنکور ورودی، در مرکز آموزش درجه داری جواد الائمه(ع) و یا در دانشگاه افسری امام علی(ع) دوره های خود را گذرانده و سپس جذب نیروی زمینی می‌شوند.

برای آشنایی بیشتر، مروری کوتاه خواهیم داشت بر مراکز آموزش هشت گانه نزاجا و نیز دانشگاه افسری امام علی(ع) که وظیفه آموزش نیروی انسانی موجود در نزاجا را برعهده دارند.

* مرکز آموزش 01 شهدای وظیفه نیروی زمینی ارتش

این مرکز در تاریخ 26 اردیبهشت 1336 تحت عنوان «مرکز آموزشی شماره 1 ارتش» در تهران تأسیس شد و بعدها به نام مرکز آموزش 01 کادر و در نهایت به پاسداشت شهدای وظیفه به نام «مرکز آموزش 01 شهدای وظیفه نزاجا» نامیده شد.

لازم به ذکر است تمامی افسران وظیفه‌ای که در دوران جنگ به شهادت رسیدند، از دانش آموختگان این مرکز بودند.

در این مرکز هر 2  ماه یکبار یک دوره و مجموعاً 6 دوره آموزشی در سال برگزار می‌شود و تعداد نفرات هر دوره به طور میانگین 2000 نفر است.

مدرک تحصیلی مشمولانی که در این مرکز آموزش می‌بینند کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا است.

سرهنگ علی کرمی زرندی جانشین فرمانده این مرکز می‌گوید: «چیزی که در این مرکز حائز اهمیت است و مسئولیت خادمین ملت را مضاعف می‌کند این است که اقشار تحصیل کرده فرهیخته و نخبگان علمی کشور اسلامی، در این مرکز حضور دارند و فرماندهان این مرکز باید بتوانند به انتظارات اذهان جستجوگر این عزیزان پاسخ شایسته‌ای در زمینه‌های مختلف علوم نظامی بدهند.»

* مرکز آموزش 02 شهید ستوان‌یکم وظیفه عبدالحمید انشایی

مرکز آموزش 02 که با 4 گردان به نام هنگ تعلیماتی لرستان تشکیل شد، در سال 1344 به نام مرکز آموزش جایگزینی تغییر نام یافت و در سال 1347 به نام «مرکز آموزش 302 خرم­آباد» نام گذاری گردید.

این مرکز در سال 1350 از خرم‌آباد به شاهرود (چهل دختر) منتقل و عنوان «مرکز 02 چهل دختر» را به خود اختصاص داد و نهایتاً در سال 1372 از شاهرود به تهران منتقل شد.

این مرکز مفتخر است که در دوران دفاع مقدس بیش از 10 آزاده، 13 شهید و 132 جانباز تقدیم انقلاب کرده است.

به طور متوسط در این مرکز در هر سال، 6 دوره آموزش وظیفه با 1200 نفر در هر دوره و 6 دوره کد تربیت مربی با 300 نفر در هر دوره اجرا می‌شود.

* مرکز آموزش 03 شهید سرلشکر شبان برخورداری عجب شیر

مرکز آموزش 03 در زمینی به مساحت 178 هکتار در فاصله 9 کیلومتری شرق دریاچه ارومیه واقع شده و مسیر ارتباطی استان آذربایجان شرقی و کردستان، وجود خطوط راه‌آهن مراغه - تبریز و فرودگاه سهند مراغه امکانات ترابری خوبی برای آن فراهم کرده است.

این مرکز که در سال 1337 ساخته شده، متشکل از 4 گردان و هر گردان مشتمل بر 4 گروهان 250 نفری جمعاً به استعداد 4000 نفر یکان قرارگاه، پشتیبانی و خدمات می‌باشد.

در این مرکز که مفتخر به تقدیم 67 شهید والامقام است، در طول 24 دوره، آموزش رزم مقدماتی برای مشمولین مقاطع زیر دیپلم، دیپلم و فوق دیپلم برگزار می‌شود.

به طور میانگین در هر سال 25 هزار نفر در این مرکز آموزش می‌بینند.

* مرکز آموزش 04 امام رضا (ع) بیرجند

مرکز آموزش 04 امام رضا (ع) در سال 1304 در قالب گردان سواره نظام تأسیس و در سال 1338 به هنگ 201 آموزشی و در سال 1344 به مرکز آموزشی 304 با استعداد 2 گردان و در سال 1350 به مرکز آموزش 04 به استعداد 4 گردان آموزشی (یک گردان در تربت حیدریه و 3 گردان در بیرجند) و گروهان قرارگاه، خدمات و پشتیبانی، تبدیل شد.

در سال 1387 با نگرش به همجواری این یکان با استان خراسان رضوی و بارگاه ملکوتی ثامن الحجج (ع)، با پیشنهاد این مرکز و تصویب فرمانده نیروی زمینی ارتش به نام مبارک حضرت امام رضا (ع) یعنی مرکز آموزش 04 امام رضا (ع) تغییر نام یافت.

هدف از احداث این مرکز (که در زمینی به مساحت حدود 47 هکتار در شرق شهرستان بیرجند واقع شده) در بدو تأسیس، برقراری امنیت در منطقه جنوب خراسان بزرگ و شرق کشور بوده است.

تعداد شهدای ارتش در این حوزه استحفاظی 434 نفر و تعداد شهدای این مرکز 114 نفر می باشد.

شایان ذکر است مرکز آموزشی 04 در دوران دفاع مقدس علاوه بر ارائه آموزش‌های رزم مقدماتی به سربازان ارتش، نسبت به آموزش بسیجیان منطقه و با استفاده از کارکنان پایور و وظیفه برگزیده و داوطلب و امکانات داخلی مرکز، نسبت به سازماندهی، تجهیز و اعزام به مناطق عملیاتی گردان 809 از سال 1360 اقدام کرده‌است.

* مرکز آموزش 05 شهید سرلشکر علیرضا اشرف گنجویی

در سال 1313 یگانی به نام واحد سوار اسبی در پادگان تشکیل و مستقر گردید.

پس از گذشت 11 سال یعنی در سال 1324 واحد سوار اسبی به لشکر 7 پیاده کرمان و مکران تغییر نام و سازمان و فعالیت های لشکر مزبور تا سال 1333 ادامه یافت.

مجددا در سال 1333 لشکر 7 پیاده کرمان به لشکر 11 پیاده کرمان تغییر نام داده شد و تا سال 1341 به فعالیت خود با همین نام ادامه داد تا اینکه لشکر 11 پیاده کرمان به خراسان منتقل شد.

در سال 1341 یک تیپ با هویت مستقل در کرمان تشکیل شد و تا سال 1344 با همین نام فعالیت خود را ادامه داد.

این یگان در سال 1344 به مرکز آموزش 305 کرمان و در سال 1347 به نام مرکز آموزش 05 کرمان تغییر نام یافت و در سال 1388 نیز به نام کنونی نامگذاری گردید.

این مرکز در محدوده شهر کرمان با مساحت 123 هکتار واقع شده و تعداد 57 شهید والامقام به انقلاب اسلامی تقدیم کرده است.

امیر سرتیپ دوم حمیدرضا حسامی فرمانده مرکز 05 در مورد این مرکز می‌گوید: «مرکز آموزش 05 شهید گنجویی افتخار دارد علاوه بر ماموریت ذاتی خود که همان تربیت و آموزش هزاران سرباز در طول 8 سال دفاع مقدس و اعزام آنان به یگان های عملیاتی حاضر در جبهه بوده است، در بهمن ماه سال 1359 یک گردان رزمی به نام گردان 808 پیاده، از کارکنان پایور داوطلب گردان های آموزشی، خدمات و پشتیبانی تشکیل داده و پس از آموزش کارکنان مربوطه، با تجهیز کامل در تاریخ 16 مهر 1362 با استعداد 67 نفر کارکنان پایور، 14 نفر افسر وظیفه و 700 نفر سرباز به فرماندهی جناب سرهنگ عاقبتی به جبهه ها اعزام نماید.

گردان 808 اولین یگان رزمی کرمان بود که در مهر ماه 1360 پس از استقرار در پادگان دوکوهه اندیمشک ماموریت رزمی خودرا در دفاع از خاک مقدس میهن اسلامی، تحت امر لشکر 21 به فرماندهی سرلشکر حسنی سعدی در منطقه عملیاتی تپه سبز آغاز کرد.

* مرکز آموزش 06 درجه داری (آموزشگاه نظامی) جوادالائمه (علیه السلام)



این مرکز در ابتدا تیپ 3 لشکر1 گارد بود.

در تاریخ 12 شهریور 1359، مرکز 06 در لشکرک تهران تأسیس گردید و در سال 1362 به این پادگان منتقل و به عنوان مرکز آموزش درجه داری نامگذاری شد.

در سال 1367 نیز با اجرای قانون جدید ارتش جمهوری اسلامی ایران، این مرکز به آموزشگاه نظامی و در تاریخ یکم آذر 1387 به آموزشگاه نظامی جوادالائمه (ع) تغییر نام داد.

این آموزشگاه مفتخر است که مهد تربیت و پرورش درجه داران مؤمن، متعهد و شجاعی بوده که در طول 8 سال دفاع مقدس در یگان های عملیاتی با ایثار و از جان گذشتگی خود در مقابله با دشمن بعثی، از عزت و شرف ایران اسلامی جانانه دفاع کردند.

آموزشگاه نظامی جوادالائمه(ع) در طول سال، 4 دوره دانش آموزی پایور ثابت و پیمانی برگزار می‌کند که در هر دوره به طور میانگین 800 نفر و در طول سال 3200 نفر از آن فارغ التحصیل می شوند.

در این مرکز در طول یک سال، 6 دوره مشمولین وظیفه فوق دیپلم، لیسانس، فوق لیسانس و دکترا پذیرش می‌شود.

توضیح اینكه : من اا د مدت یكسال در این آموزشگاه دوره درجه داری در دهه اواخر 60 دیدم و مدت نزدیك دوسال دوره رسته تخصصی ام در یكی از مر كز های آموزشی دوره دیم ....چند سالی خدمت كردم در یكی از سازمانهای ارتش كه بعلت جراحت و بیماری  در حین خدمت طبق ماده 108 بند ب بازنشست شدم... لازم بذكر است دو عمویم كه افسر بازنشسته ارتش هستند در سال1355 در آموزشگاه نیرویی هوایی ارتش استخدام و یكی آزانها بعلن شیمیایی شهید و یكی دیگر بعداز سی سه سال  صادقانه در  دهه 80 هجری بازنشست شد..

* مرکز آموزش 07 شهید سرلشکر سید قنبر ترابی کازرون

این مرکز در تاریخ 5 بهمن 1362 جهت آموزش سربازان عادی فعالیت خود را در شهر خرم آباد لرستان آغاز کرد و از سال 1379 برابر دستورالعمل نزاجا به شهرستان کازرون انتقال یافت و با 2  گردان آموزشی و 2 گردان پشتیبانی و خدمات و گروهان قرارگاه فعالیتش را ادامه داد.

مرکز 07 از ابتدای سال 1379، هر ماه اقدام به پذیرش حدود 1000 سرباز دیپلمه کرده و تا کنون 120 دوره پذیرش داشته است.

* مرکز آموزش 08 شهید ابراهیم نوری خاش

ایران اسلامی پس از پیروزی انقلاب از هر طرف مورد هجوم استکبار جهانی بخصوص آمریکا قرار گرفت از این رو به منظور تقویت جبهه های جنگ ضرورت ایجاب کرد یگانهای آموزشی که ماموریت تربیت مشمولین را بعهده داشتند گسترش یابند تا نیازمندیهای نیروهای انسانی یگانهای عملیاتی تامین شود.

در همین راستا و در نیمه دوم سال1362، مرکز آموزش 08 کازرون پس از تصویب فرماندهی کل قوا تشکیل شد و در سال 1363 با یک گردان آموزشی فعالیت خودرا در این شهر آغاز کرد و در سال 1366 به پادگان تیپ2 زرهی خاش منتقل گردید و در بهمن همان سال، گردان چهارم آموزشی را تشکیل داد.

در مهر ماه 1369 با اجرای طرح رجعت یگانها به پادگان های سرزمینی خود، به پادگان چشمه محل کنونی مرکز انتقال یافت و تا پایان سال 1373 با 3 گردان ادامه ماموریت داد و در سال 1374 بنا به دستور فرمانده وقت نیروی زمینی به علت مناسب نبودن موقعیت استقرار مرکز از نظر آب و هوایی و امکانات نا مناسب جهت آموزش، دستور انحلال مرکز داده شد اما پس از گذشت یک سال، با انجام فعالیت های ساختمانی مرکز و تجدید بنا، مجددا فعالیت خود را آغاز کرد.

این مرکز در طول سال، 7 دوره 1800 نفری با مدارک تحصیلی دیپلم و زیر دیپلم پذیرش می کند.

* دانشگاه افسری امام علی(ع)

«ارتش اسلام، در دل ارتش طاغوت شکل گرفت؛ اما نه به صورت معدود و محدود، بله؛ مبارزان محدود بودند. آن کسانی که علیه مبانی دین و ایمان و ارزش ها در آن ارتش جدی بودند، یک اقلیت به شمار می رفتند. بعضی هم محو شدند و رفتند.

لذا با پیدا شدن مدیریت اسلامی در کل کشور و نظام اسلامی و ارزش های اسلامی، برای ایجاد یک ارتش اسلامی مشکلی وجود نداشت و به خودی خود ارتش اسلامی تشکیل شد.»

(از بیانات فرماندهی معظم کل قوا در دیدار جمعی از کارکنان ارتش جمهوری اسلامی ایران در تاریخ 25/1/1387)

دانشگاه افسری (با نام قدیمی مدرسه صاحب منصبی) از قدیمی‌ترین مراکز آموزشی در سطح کشور است که توسط رضا شاه پهلوی و در اجرای بند ج ماده 5 حکم قشونی 14 آذر ماه سال 1300 با الگو برداری از مدرسه نظامی سن سیر فرانسه و با ادغام تجهیزات آموزشی موجود در مدرسه صاحب منصبی قزاق خانه، مدرسه صاحب منصبان ژاندارمری و مدرسه نظام مشیرالدوله ابتدا در خیابان اکباتان فعلی و در ساحتمان اهدایی سردار سپه تاسیس شد.

بعدها این مرکز آموزشی به عمارت کامرانیه واقع در خیابان سپه نقل مکان کرد و با خرید زمینهای اطراف، توسعه یافت بطوریکه این مرکز آموزشی، اکنون 140 هزار متر مربع وسعت دارد.

مدرسه صاحب منصبی از سال 1314 به دانشکده افسری تغییر نام داد و با بهره‌گیری از استادان ایرانی و خارجی به آموزش کلاسیک و نوین افسران نیروهای سه گانه و نوپای ارتش شاهنشاهی با محوریت نیروی زمینی در رسته‌های پیاده، سواره، توپخانه و بعدها مهندسی و اردونانس پرداخت.

دوره آموزش در دانشکده افسری ابتدا 2  سال بود و دانشجویان در سال اول، دروس عمومی نظامی و از سال دوم با تعیین رسته، دروس تخصصی مربوطه را فرا می‌گرفتند.

حضور فرمانده معظم کل قوا در دانشگاه افسری امام علی(ع)

با توسعه فعالیت‌های آموزشی، این مرکز در قالب 5 دانشکده و گروه زبان‌های خارجی از سال 1367 به دانشگاه افسری و در سال 1375 با اخذ مجوز از فرماندهی معظم کل قوا به دانشگاه افسری امام علی(ع) تغییر نام داد.




روز ارتش جمهوری اسلامی ایران

http://www.blogfa.com/photo/i/irannews000.jpg

 اادارستانی درجه دار بازنشسته ارتش جمهوری اسلامی ایران
همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی ، ارتش رژیم شاهنشاهی كه پیكره اصلی آن را جوانان برومند خانواده های مسلمان و اغلب، مستضعف ایرانی تشكیل می داد به ندای آسمانی رهبر انقلاب لبیك گفت و همصدا با ملت در براندازی نهایی رژیم ستمشاهی به ستیز بی امان با دشمنان داخلی و خارجی پرداخت . در آستانه انقلاب رهنمودهای حضرت امام خمینی (ره) ، بر آگاهی دلاور مردان ارتش نسبت به ماهیت ضد اسلامی و غیرمردمی رژیم پهلوی افزود و وجدانهای بیدار و فطرتهای آلوده نشده ارتشیان را در سطوح مختلف بیدار كرد. فرار نظامیان از پادگانها ، خودداری از مقابله با مردم ، همصدایی با مردم در راهپیمایی ها، بیعت پرسنل نیروی هوایی با حضرت امام در 19 بهمن ، سرپیچی از دستورات فرماندهان طاغوتی، شركت در خنثی كردن كودتای 21 بهمن 1357 و ... از نتایج ارزنده برخورد حكیمانه امام خمینی (ره ) با ارتش بود. با پیروزی انقلاب و تحول و دگرگونی در همه عرصه ها ، یكی از مسائل مطرح بخصوص در نیروهای مسلح این بود كه دیدگاه انقلاب و امام نسبت به ارتش و تكلیف ارتش در نظام اسلامی چیست ؟ در چنین جوی كه دشمنان انقلاب و نیز برخی دوستان ناآگاه انقلاب نغمه شوم انحلال ارتش را سر داده بودند و ارتش در حساسترین شرایط حیات خود بود امام خمینی (ره ) نقشه دشمنان را نقش بر آب كرده و طی پیامی تاریخی بر ضرورت حفظ ارتش و انجام وحدت و نظم در ارتش تاكید نمودند. ایشان در این پیام روز چهارشنبه 29 فروردین 1358 را روز ارتش اعلام نمودند و از ارتش خواستند كه در این روز با ساز و برگ نظامی به رژه بپردازند و پشتیبانی خود را از جمهوری اسلامی و ملت بزرگ ایران و حضور خود را برای فداكاری در راه استقلال و حفظ مرزهای كشور اعلام نمایند.



روز ارتش جمهوری اسلامی ایران

 اادارستانی درجه دار بازنشسته ارتش جمهوری اسلامی ایران

«ارتش جمهوری اسلامی كلمه ی طیبه است.»

«مقام معظم رهبری و فرماندهی كل قوا حضرت آیت الله خامنه ای»

اصل 143 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

«ارتش جمهوری اسلامی ایران، پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی كشور را بر عهده دارد.»

اصل 144 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

«ارتش جمهوری اسلامی ایران، باید ارتشی باشد كه ارتشی مكتبی و مردمی است و باید افرادی شایسته را به خدمت بپذیرد كه به اهداف انقلاب اسلامی مؤمن و در راه تحقق آن فداكار باشند.»

29 فروردین، مصادف با روز ارتش جمهوری اسلامی ایران و بزرگداشت حماسه آفرینی های دلاور مردان نیروی زمینی ارتش می باشد. هم زمان با به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی، ارتش رژیم شاهنشاهی كه پیكره ی اصلی آن را جوانان برومند خانواده های مسلمان و اغلب مستضعف ایرانی تشكیل می داد، به ندای آسمانی رهبر انقلاب لبیك گفت و در نتیجه هم صدا و همراه با امت در براندازی نهایی رژیم ستم شاهی به ستیز بی امان با دشمنان داخلی و خارجی انقلاب برخاست و به عنوان نخستین بازوی توانمند نظامی انقلاب در جهت تحقق اهداف جمهوری اسلامی ایران تلاش های خستگی ناپذیر و مستمری را با فداكاری و ایثار و در ابعاد مختلف آغاز كرد.

به همین مناسبت از سوی امام امت روز بیست و نه فروردین به نام ارتش نامگذاری شد. امام« قدس سره» روز پیوستن ارتش به مردم را با عبارت حكیمانه ی:

«لحظه ی شادی بندگان خدا و یأس ستمگران»

نقطه ی عطف درخشان و افتخار آمیز قلمداد فرمودند.

با نگاهی گذرا به تاریخ خونبار انقلاب اسلامی در می یابیم كه از لحظه ی نخست پیروزی انقلاب، ارتش و ارتشیان، عشق و علاقه و میل باطنی خود را به حركت ستم سوز و توفنده ی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام راحل ابراز داشته و در اثبات این معنا فداكاری ها، تلاش ها و ایثارگری های بسیار كرده اند.

گسستن از رژیم فاسد و منفور پهلوی و پیوستن به اقیانوس ملت، بیعت با امام امت، درهم شكستن توطئه های گوناگون دشمن به ویژه مقابله با ضد انقلاب، حضور گسترده، مستمر و چشمگیر چندین ساله، در عرصه های حماسه و شرف، حراست و دفاع از مرزهای زمینی، هوایی، دریایی و كیان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران خود شاهدی صادق بر این مدعاست.

در ماه های خون و شهادت رهنمودهای مدبرانه و حكیمانه ی رهبر فقید انقلاب، بر آگاهی دلاور مردان ارتشی نسبت به ماهیت ضد اسلامی و غیر مردمی رژیم فاسد پهلوی افزود. در این رهگذر فرمایش های «حضرت امام» وجدان های بیدار و فطرت های آلوده نشده ی ارتشیان را در سطوح مختلف به بیداری می خواند و زمینه را برای پیوستن آنان به انقلاب اسلامی و ملت به پاخاسته ی ایران مهیا می كرد. امام خمینی «قدس سره» در این رابطه فرموده اند:

«شما خیال می كنید ارتش دل خوشی دارد از این ها؟ كسی كه زمام همه ارتش را بدهد دست چهار نفر امریكایی، مستشار امریكایی، كه همه جهات در دست آن ها باشد، این ها همه در تحت فشار باشند، این ها دل خوشی دارند؟...

... اگر كسی غیرتمند باشد دل خوشی نمی تواند داشته باشد، نباید این ها همه ساكت باشند، این ها هم روابط باید داشته باشند، بین احزاب و لشكری ها، بین لشكری ها و روحانیون. همه باید با هم روابط داشته باشند و نقشه بكشند برای زوال این آدم.»

 «ای سربازان غیور كه برای وطن و كشور خود فداكاری می كنید، بپاخزید، پیوند خود را با ملت عزیز استوارتر كنید و كشور خود را از زبونی و ذلت نجات دهید و دست غارتگران را كوتاه كنید و شرف و عزت را برای خود به یادگار بگذارید و سعادت دو دنیا را بیمه كنید»(1

این سخنان گهربار كه از اعماق وجود رهبری هوشمند و مشفق بر می آمد لاجرم بر دل ها می نشست و محبت خود را در بین ارتشیان خداجوی می گذاشت و بذر آگاهی و بیداری را در دل های مستعد و حنیف آن ها می افشاند.     

فرار روز افزون نظامیان از پادگان ها، استنكاف و خودداری از مقابله با مردم، خلق حماسه ی جاوید لویزان، هم صدایی با مردم در راه پیمایی ها، رژه رفتن پرسنل نیروی هوایی روز 19 بهمن در محضر امام «قدس سره» سرپیچی از دستورات فرماندهان طاغوت، شركت در خنثی كردن كودتای 21 بهمن 1357، بیعت با امام امت« قدس سره» و پیوستن كامل به صفوف ملت در 22 بهمن و فرو ریختن دژهای ستم شاهی و ... از نتایج درخشان و ارزنده ی همان برخورد حكیمانه و خردمندانه ی حضرت امام« قدس سره»، با ارتش بود.

با پیروزی انقلاب و تحول و دگرگونی در بنیادها و معیارهای ارزشی جامعه، از مسایل مطرح در مجامع مختلف به خصوص نیروهای مسلح این بود كه انقلاب اسلامی و رهبر انقلاب چه دیدگاهی نسبت به ارتش دارند و اصولاً در نظام اسلامی تكلیف نیروهای مسلح كنونی چیست؟

در شرایط تاریك و مبهمی كه در فضای جامعه و به خصوص اذهان نظامیان به وجود آمده بود و دشمنان كمین كرده ی انقلاب و به تبعیت از آنان دوستان ناآگاه، نغمه ی شوم و خطرناك انحلال ارتش را سر داده بودند امام امت «قدس سره »به عنوان بزرگ ترین حامی ارتش پای در میدان نهاد و نقشه ی دشمنان انقلاب را نقش بر آب نمود و طی پیامی، با قاطعیت تمام ضرورت حفظ ارتش را اعلام و در جهت انسجام، یكپارچگی و وحدت ارتش، فرمان تاریخی و مهمی را صادر فرموند.

فرمان تاریخی حضرت امام خمینی قدس سره در رابطه با ارتش(2)

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف و مبارز ایران وفقهم الله تعالی. با اهداء سلام و سپاس از مجاهدت خستگی ناپذیر شما ملت شجاع كه اهداف مقدس اسلام را تا آستانه ی پیروزی رساندید و دست خیانتگران داخلی و خارجی را به خواست خدای بزرگ قطع كردید؛ لازم است به تذكرات زیر توجه نمایید:

1- روز چهارشنبه 29 فروردین روز ارتش اعلام می شود. ارتش محترم در این روز در شهرستان های بزرگ با ساز و برگ به رژه بپردازند و پشتیبانی خود را از جمهوری اسلامی و ملت بزرگ ایران و حضور خود را برای فداكاری در راه استقلال و حفظ مرزهای كشور اعلام نمایند.

2- ملت ایران موظفند از ارتش اسلامی استقبال كنند و احترام برادرانه از آنان بنمایند. اكنون ارتش در خدمت اسلام است و ارتش اسلامی است و ملت شریف لازم است آن را به این سمت رسماً بشناسند و پشتیبانی خود را از آنان اعلام نمایند. اكنون مخالفت با ارتش اسلامی كه حافظ استقلال و نگهبان آن است جایز نیست. ما و شما و ارتش برادرانه باید برای حفظ امنیت كشورمان كوشش كنیم و به شرارت اشرار و اخلال مفسدین خاتمه دهیم.

3- افراد ارتش موظفند در داخل ارتش حفظ نظم و سلسله مراتب و ضوابط را بكنند. توجه ننمودن به این مسایل موجب ضعف ارتش اسلامی می شود و نظام را از هم می پاشد. سربازان و درجه داران و افسران موظفند با ارتش به طور محبت و برادری رفتار نمایند و از دیكتاتوری كه در رژیم طاغوت بود اجتناب نمایند. ارتش اسلامی باید با حفظ سلسله مراتب و نظام صحیح اسلامی و اطاعت كامل زیردست از مافوق و رعایت كامل مافوق از زیر دست، اداره شود تخلف از این امر ضد انقلاب است و مورد مؤاخذه خواهد بود...

والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته

روح الله الموسوی الخمینی – 28 فروردین 1358

پس از صدور پیام تاریخ ساز امام، ارتشیان در عمل ثابت كردند كه شایستگی حمایت و پشتیبانی امام امت «قدس سره» را داشته و دارند و در این رهگذر با خلق حماسه های عظیم و به یادماندنی در سال های پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن اوراق زرینی بر دفتر تاریخ سراسر حماسه ی قیام ملت ایران افزودند كه از جمله می توان به همبستگی و همراهی با ملت انقلابی در آغاز حركت توفنده ی انقلاب اسلامی، نقش اساسی و تعیین كننده و حضور درخشان و ارزشمند ارتش در رفع غائله گروهك ها و ضد انقلاب در جای جای میهن اسلامی، هشت سال ایثار و جانبازی و دفاع مقدس در برابر هجوم همه جانبه ی استكبار جهانی و نیز فعالیت چشمگیر در دوران بازسازی و نوسازی كشور اسلامی، اشاره كرد.

ارتش و غائله كردستان

انقلاب اسلامی ایران از همان آغاز همواره در معرض توطئه ها و شرارت های استكبار جهانی و صهیونیسم بین الملل قرار داشته است و استعمارگران با طراحی و ایجاد آشوب های محلی و درگیری های قومی و ملی تلاش گسترده ای را در جهت ضربه زدن به پیكره ی نو پای انقلاب آغاز كردند و به همین انگیزه شروع به تحریك گروهك های خود فروخته ی غرب باور و شرق گرا كردند و آنان را در طلب رؤیای خیالی تجزیه ی ایران به بهانه های واهی مسلح كردند و به سوی مناطق گوناگون كشور اسلامی گسیل داشتند، تا شاید از این رهگذر طرفی بسته و مانعی در برابر حركت رو به رشد انقلاب اسلامی ایجاد كنند.

كردستان از جمله مناطقی بود كه مدتی عرصه ی تاخت و تاز عمال شرق و غرب بود و توطئه های فراوانی توسط گروهك های فاسد و الحادی در این منطقه شكل گرفت.

ارتش مردمی اسلامی كه در آن زمان پشتیبانی همه جانبه و تأیید رهبر عظیم الشأن انقلاب و ملت ایران را همراه داشت، آثار وجودی خود را به نمایش گذاشت و نقش انكار ناپذیر خویش را در عقیم كردن این توطئه ها به اثبات رسانید. پس از صدور فرمان حضرت امام« قدس سره» مبنی بر اعزام ارتش به كردستان و دفاع از حریم مقدس اسلام، ارتشیان پاكباخته و شیفته ی انقلاب مشتاقانه به ستیز با مزدوران و وابستگان به شرق و غرب پرداختند؛و در این راه مقدس، چه بسیار افسران، درجه داران و سربازان دلاور جان خود را به اسلام و انقلاب تقدیم كردند؛ و بدین ترتیب در تناوری نهال جوان انقلاب نقش مهم و حیاتی خود را ایفا كردند.

ارتش و جنگ تحمیلی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در حالی كه جمهوری نوپا، برای حل و فصل مشكلات اقتصادی و اجتماعی ناشی از یك انقلاب مردمی درگیر مسایل عدیده ی داخلی بود، دشمنان انقلاب كه از یك سو به شدت از پیروزی انقلاب ضربه خورده و از سوی دیگر در ایجاد اختلافات داخلی برای نابودی انقلاب اسلامی درمانده بودند، به شكل ناجوانمردانه جنگ تحمیلی گسترده ای را به كشور تحمیل كردند.

عراق عامل اصلی این تجاوز آشكار و ابزار اجرای این توطئه شوم، با آغاز حركت اسلامی مردم ایران مترصد فرصتی بود تا با دیدن چراغ سبز استكبار جهانی به ایران اسلامی تجاوز كند. عامل مهمی كه دولتمردان عراق را در تجاوز به خاك ایران تشویق و ترغیب می كرد، تجزیه و تحلیل های ناشیانه ای بود كه دستگاه های اطلاعاتی غرب از اوضاع داخلی ایران ارائه می دادند. این تحلیل ها از عدم ثبات در ارتش به دلیل نابسامانی های موجود داخلی، تزلزل فرماندهی، عدم تثبیت انضباط، كاهش مدت سربازی از دو سال به یكسال، تعویض پی در پی فرماندهان و .... منشا می گرفت و در نتیجه سبب شده بود كه بر عدم توانایی ارتش در مقابله با تجاوز، حساب جدیدی بگشایند.

به دنبال هجوم ارتش عراق به خاك ایران اسلامی با استفاده از دوازده لشكر و بهره گیری از امكانات تسلیحاتی پیشرفته ی غرب و شرق، غیور مردان ارتش كفر ستیز اسلام بار دیگر مسؤولیت خطیر حراست و پاسداری از كیان مقدس جمهوری اسلامی ایران را مشتاقانه پذیرا شدند و مردانه برای ادای این وظیفه سنگین قیام كردند، و طی هشت سال نبرد مقدس دو شادوش برداران پاسدار خود و خیل عظیم جان بر كفان بسیج موفق به دفع تجاوز و سركوب متجاوز شدند، و در این راه پر فراز و نشیب، شهدای گرانقدری را به اسلام تقدیم كردند.

پیروزی های درخشان تاریخ هشت سال دفاع مقدس خود شاهد صادقی بر این مدعاست. پیروزی هایی كه با عملیات خوارزم (میمك) كه منجر به باز پس گیری ارتفاعات میمك و كنترل محورهای نظامی مهمی گردید آغاز شد، با اجرای عملیات ثامن الائمه كه منجر به باز پس گیری كلیه ی مناطق اشغالی آبادان: (كوی ذوالفقاری، فیاضیه، ایستگاه هفت، دارخوین و میدان تیرآبادان) شد، سرآغازی برای عملیات های درخشان آینده شد و به دنبال آن عملیات طریق القدس (آزادسازی بستان)، عملیات فتح المبین (آزاد سازی مناطقی به وسعت 2000 كیلومتر مربع، در منطقه ی عمومی دزفول) و سرانجام عملیات بیت المقدس كه با انجام آن در سه مرحله شهرهای خرمشهر، هویزه و پادگان حمید از لوث وجود دشمنان پاكسازی شد و بیش از 5000 كیلومتر مربع از خاك میهن اسلامی از تسلط اجانب آزاد شد.

نیروهای سه گانه ارتش جمهوری اسلامی ایران، در طول هشت سال دفاع مقدس آنچه در توان داشتند برای دفع تجاوز و كسب پیروزی و افتخار انجام دادند. رزم بی امان نیروی هوایی ارتش، خسارات و تلفات عمده ای بر متجاوزان وارد آورد و در تغییر مسیر اولیه ی نبرد به سود جمهوری اسلامی ایران نقش بسزایی داشت. هم چنین نیروی دریایی با حضوری چشمگیر و دلیرانه، اجازه هیچ گونه عملیاتی را در آب های نیلگون خلیج فارس به متجاوزان نداد. نیروی زمینی نیز از ابتدای جنگ تحمیلی تا پایان آن به طور مستمر درگیر مبارزه با دشمن بود و در كسب پیروزی های پر افتخار و ثبت عملیات غرور آفرین نظامی سهم مؤثری داشت. نیروهای سه گانه ارتش در طول جنگ تحمیلی مجموع توانایی ها و استعدادهای بالقوه خود را بازیافتند و نشان دادند كه نیروهای كارآمد، پرافتخار و پر قدرت هستند و آمادگی انجام هر مأموریتی را دارند. و شاهد ثابت این امر واقعیتی است كه حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرماندهی كل قوا در در دیدار فرماندهان و پرسنل ارتش بر آن تأكید فرمودند:

« اگر ارتشی در دنیا باشد كه جنگ را در میدان های واقعی نبرد تجربه نكند این ارتش یك ارتش واقعی نیست. لااقل یك ارتش سرافراز نیست اما آن ارتشی كه جنگ را با پوست و استخوان خود آن هم نه یك روز و دو روز، بلكه بیش از هشت سال لمس می كند این یك ارتش واقعی و آبرومند و سرافراز است.»

رهبر معظم انقلاب اسلامی هم چنین فرمودند:    


«نبرد ارتش ما نه برای افزون طلبی، بلكه برای دفاع از كشور، اسلام و انقلاب بوده است.»ارتش جمهوری اسلامی ایران در اجرای مأموریت و وظایف الهی خود شهدای بسیاری را تقدیم اسلام كرد. شهیدان گرانمایه ای كه در اجرای فرمان حق و در طلب قسط، قیام كردند و به مصاف با اصحاب شیطان برخاستند و با تیغ ستم سوز خود لاشه ی ظلمانی كفر را از هم شكافتند و پای بر حلقوم كفار فشردند.

دلاورانی چون نامجو، فلاحی، فكوری، كلاهدوز، اقارب پرست، آبشناسان، شهرام فر، شیرودی، كشوری، بابایی، ستاری و آخرین آنان امیر سرفراز سراسر جبهه های نبرد سپهبد صیاد شیرازی شهیدانی جاوید از خیل كاروانیان شهر شهادتند، كه جلوه ی جمال حق در صحیفه ضمیرشان منقش بود و شعار سراپا شعورِ الله اكبر ورد زبانشان، اینان نمونه هایی هستند از مردان برجسته ای كه حسین حسین گویان سرود شهادت سر دادند و دل از این جهان ظلمانی برگرفتند و به سرای نور و سعادت ربانی رسیدند.

«راهشان پر رهروباد»




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حاشیه های نشست خبری رییس جمهوری در پانزدهمین سفر استانی به گیلان

تاریخ:پنجشنبه 27 فروردین 1394-10:07 ب.ظ

رییس جمهوری در جلسه شورای اداری استان گیلان با تاکید بر اینکه «سال 94 باید سال تحرک اقتصادی در کشور باشد»، گفت: همه باید دست به دست هم کشور را به سمت رونق و پیشرفت ببریم.

حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی در این جلسه که روز پنجشنبه برگزار شد، وظیفه دولت را ایجاد فضای امن برای فعالیت بخش خصوصی و سرمایه گذاران دانست و افزود: سپردن کارها به دست مردم و زدودن مقررات اضافی، از اهمیت زیادی در روند توسعه کشور برخوردار است.


رییس جمهوری ادامه داد: فساد با شعار، دستگیری و زندانی کردن از بین نمی رود بلکه باید راه فساد را بست. کاستن از مقررات و شفافیت در اطلاعات، لازمه مبارزه با فساد است. همه اطلاعات باید شفاف و در اختیار همگان قرار گیرند و حرکت به سمت دولت الکترونیک در این راستا از اهمیت زیادی برخوردار است.

روحانی با اشاره به اهمیت جذب سرمایه و فناوری در فرایند توسعه کشور گفت: در اقتصاد کلان باید علائم درستی ارسال کرد تا محیط امن و آرام بماند و سرمایه گذار از ثبات در قوانین مطمئن باشد.

رییس جمهوری با تاکید بر اینکه «باید سود تسهیلات بانکی متعادل شود»، افزود: نرخ سود تسهیلات بانکی باید همزمان با کاهش نرخ تورم ، کاسته شود و متعادل شود.

روحانی بیکاری را معضل بزرگ کشور دانست و گفت: باید در سال جدید با حرکت به سمت رونق اقتصادی، برای رفع این معضل تلاش کنیم زیرا با رونق اقتصادی، نشاط، درآمد، رفاه و اشتغال می آید.

رییس جمهوری سپردن بنگاه های اقتصادی به بخش خصوصی را ضروری دانست و افزود: مردم و سازمان های مردم نهاد در همه عرصه هایی که به میدان آمده اند موفق شده اند و دولت حامی نهادهای مردمی برای حل مشکلات فرهنگی و اجتماعی است.

روحانی، اسلام را دین سلام، همزیستی و صلح خواند و گفت: کار سیاست خارجی نشان دادن واقعیت ایران و ایرانیان به جهانیان است تا دنیا بیش از پیش واقعیت ها و فرهنگ غنی ملت ایران را درک کند.

پیش از سخنان رییس جمهوری نیز امام جمعه و نماینده ولی فقیه در استان گیلان، استاندار، شماری از نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی، استاندار و دکتر نوبخت گزارش هایی را از وضعیت استان ارائه دادند.


پانزدهمین سفر استانی رییس جمهوری و کاروان تدبیر و امید، ظهر پنجشنبه با برگزاری نشست خبری با خبرنگاران و اهالی رسانه پایان یافت و حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی، رشت را به مقصد تهران ترک کرد.

 

 پانزدهمین سفر استانی رییس جمهوری و کاروان تدبیر و امید ، در روزهای پایانی نخستین ماه فصل بهار سال 94، با سفر به گیلان انجام شد و حدود یکصد خبرنگار و عکاس، برنامه های این سفر را پوشش خبری دادند.

در این سفر، برخلاف سفرهای استانی پیشین؛ پوشش خبری برنامه ها بدون حضور خبرنگاران کشوری انجام شد که مورد توجه و رضایت رسانه های استانی بود.

برای اولین بار در محل های اجرای برنامه های رییس جمهوری، جایگاه هایی ویژه با امکانات ارتباطی مناسب فراهم شده بود به گونه ای که خبرنگاران، می توانستند به سهولت، اخبار سفر را به رسانه های متبوع خویش مخابره کنند.

تکریم و احترام به خبرنگاران محلی، در این سفر بیش از هر زمانی قابل توجه بود به گونه ای که ماموران حفاظت، نهایت همکاری را با اهالی رسانه داشتند و به خواسته های آنان احترام می گذاشتند.

موضوع دیگری که نشان از شناخت کافی مسوولان و مدیران رسانه ای نهاد ریاست جمهوری از پتانسیل خبرنگاران داشت، این بود که در تمامی مراسم های این سفر، خبرنگاران و تصویربرداران مجاز بودند از تلفن همراه خود استفاده تا از این طریق، اخبار را با سرعت بیشتری مخابره کنند.

رییس جمهوری در اولین روز سفر پس از سخنرانی در ورزشگاه شهید عضدی رشت، با علما، ایثارگران و برگزیدگان دیدار داشت و سپس در جلسه توسعه و سرمایه گذاران استان حضور یافت.

دکتر حسن روحانی در دومین روز سفر به گیلان، صبح امروز (پنجشنبه) از منطقه آزاد انزلی و بندر کاسپین بازدید و سپس در جلسه شورای اداری استان که بدون حضور خبرنگاران برگزار شد، شرکت کرد.

حجت الاسلام والمسلمین روحانی حدود ساعت 12 و سی و پنج دقیقه روز پنجشنبه، وارد سالنی که برای برگزاری نشست خبری در نظر گرفته شده بود، شد و آیت الله زین العابدین قربانی نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه رشت و محمدعلی نجفی استاندار گیلان، وی را همراهی کردند.

در این نشست خبری؛ همچنین حسین فریدون دستیار ارشد رییس جمهوری، محمد نهاوندیان رییس دفتر رییس جمهوری، محمدرضا صادق مشاور رسانه ای رییس جمهوری، حمید ابوطالبی معاون سیاسی دفتر رییس جمهوری و محمدباقر نوبخت سخنگوی گیلانی دولت تدبیر و امید و رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی نیز حضور داشتند.

حجت الاسلام روحانی پس از مدت ها انتظار خبرنگاران، در جایگاه ویژه قرار گرفت و در ابتدای سخنان خود، از حضور پرشور مردم گیلان و استقبال کم نظیر آنان از کاروان تدبیر و امید در نخستین سفر استانی در سالی که به نام دولت و ملت، همدلی و همزبانی نامگذاری شده، قدردانی کرد.

رییس جمهوری اضافه کرد: اگرچه خود من نتوانستم به همه شهرستان های گیلان سفر کنم، اما وزرا و معاونان، به تمامی شهرستان های استان سفر کرده و مسائل و مشکلات را مورد بررسی قرار دادند.

حجت الاسلام روحانی همچنین از اختصاص 795 میلیارد تومان برای 18 طرح گیلان خبر داد و گفت که این طرح ها در سال 94 یا 95 اجرایی خواهند شد و سعی کردیم موارد وعده داده شده در دولت یازدهم، محقق شود و اگر هم نشد، به مردم توضیح بدهیم.

آنچه در گفت وگو ها ، دیدارها ، سخنرانی ها و مصاحبه های رییس جمهوری در خصوص استان گیلان جلب توجه می کرد؛ تسلط و شناخت کافی وی به تمامی ابعاد زیست محیطی، اقتصادی، کشاورزی و فرهنگی استان بود.

هواپیمای حامل رییس جمهوری حدود ساعت 14 ، در میان بدرقه آیت الله قربانی نماینده ولی فقیه در استان امام جمعه رشت و محمدعلی نجفی استاندار گیلان و دیگر مسوولان و مدیران استانی؛ آسمان رشت مرکز استان گیلان را به سوی پایتخت ترک کرد.






قدردانی فرماندار بندر استارا از مردم بندر‌آستارا

  قدردانی  فرماندار بندر استارا   از مردم مرز نشین  ولایت مدار آستارا و لوندویل و حومه

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 استقبال پرشور و بهاری مردم خداجو و مرز نشین و همیشه در صحنه  بندر‌استارا از کاروان تدبیر و امید، جلوه‌ای تازه و با شکوه از وحدت و اتحاد ملی را به نمایش گذاشت.

در تاریخ انقلاب شکوهمند اسلامی ایران،  استارا  مهد دانش و فرهنگ و اسلامی  و مردم با ایمان و فداکار و ولایت مدار  مرز نشین  آن پیشتازان  دفاع از انقلاب اسلامی و آرمانهای امام و مقام معظم رهبری و شهدا  و قانون اساسی و همیشه مدافع نظام  اسلامی و ولایت و دولت در  كشور اند و در طول تاریخ انقلاب و هشت سال دفاع مقدس تاكنون این امر بر همگان ثابت شده است.

این شهرستان مرزی  معنویت که آستان قدس امام زادگان ابراهیم و قاسم  را چون نگینی در  مرز ایران و اروپا بر گرفته است و از این‌رو برای تمام کسانی که به سربلندی ایران، اسلام و مکتب اهل بیت(ع) می‌اندیشند، این  شهرستان مرزی در كنار نام شهرستان فرهنگی  و گردشگری  چشمه زاینده تولید فرهنگ غنی دینی در  كشور می باشد

مردم غیور  بندر‌استارا  در این سفر با نشان دادن اراده مصمم و اخلاص خود، بر اقدامات راهبردی و برنامه‌های کلان دولت صحه گذاشتند و با این حرکت آگاهانه، تلاش خدمتگزاران خود را توانی دو چندان بخشیدند.

این حضور مبتنی بر شور و شعور، در این برهه حساس زمان، موجب افتخار دولت و عزت ملت ایران اسلامی  است.

به پاس این استقبال پرشور و نیروبخش از اقشار مختلف مردم،  علما و فضلا، امام جمعه دانشمند آستارا ، امامان جماعات مساجد ،تاجر ، كشاوزان صیادان ، نماینده مجلس  و اعضای شورا های اسلامی ، خانواده‌های معظم شهدا و ایثارگران، دانشگاهیان، محققان، فرهنگیان، اصناف، کارگران، اصحاب رسانه و خبر، جوانان پرشور و با نشاط، نیروهای نظامی و انتظامی و سایر اقشار و گروه‌های سیاسی و اجتماعی شهرستان استارا  صمیمانه تقدیر و تشکر می‌کنیم.

جا دارد از حركت بی نظیر مردم واهالی فرهیخته و اهل قلم و نویسندگان و روز نامه نگاران و اصحاب رسانه شهرستان مرزی بندر آستارا  كه در اقدامی ابتکاری و خودجوش در راستای اجرای شعار سال و اعلام همدلی و همزبانی خود با دولت، مدال افتخار قهرمان تدبیر و امید به رییس جمهوری ایران اهدا نمودند تقدیر وتشكر ویژه نمایم این نشان دهند وفاداری و پشتبانی مردم ولایت مدار آستارا از دولت تدبیر و امید است

امیدواریم با اجرایی شدن طرح‌ها و پروژه‌های عمرانی و خدماتی تصویب شده و تسریع در برنامه‌های در دست اقدام، بتوانیم در پرتو توجهات الهی و همیاری و همکاری مردم شریف  بندر آستارا ، توسعه‌ای در خور شأن و شایستگی آنان را با همدلی و همکاری محقق سازیم.

 فرماندار شهرستان بندر‌استارا

 به گزارش درد نیوز : استارا بالای 96 هزار جمعیت دارد در 200 ك مر كز استان گیلان است  و جزو بیست شهر گردش گری كشور است و همرز با جمهوری آذربایجان ( مرز اروپا و اسیا ) و دارای بندر و گمرك  و مناطق گردشگری و ساحلی و منابع طبیعی همچون گردنه حیران  و دهكده گردشگری حیران آستارا( تله كابین ) و سه مجتمع تفریحی و ساحلی  و بزرگترین ابشار جهان در بخش لوندویل شهرستان است...


http://img7.irna.ir/1394/13940127/81573298/81573298-6391254.jpg




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گزارش تصویری کامل از حضور رئیس جمهور در گیلان

تاریخ:پنجشنبه 27 فروردین 1394-01:31 ب.ظ

گزارش تصویری کامل از حضور رئیس جمهور در گیلان-دیدار مردم گیلان با ریس جمهور- تصویر به روایت خبرنگار درد نیوز :dardnews.ir


خبرنگار درد نیوز :محمدرضا اسدی دانشجویی  سما -واحد آستارا

صل علی محمد یاور رهبر آمد و رییس‌ جمهور محبوب حسن روحانی به پایتخت  علم و ادب  و عرفا ایران استان گیلات سرزمین  شهدای ایران و اسلاممیزرا كوچك خان و میر حسن خان تالشان و سردار  كلاه چرمینه تالشان خوش آمدید

 





هوالباقی

وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ (ابراهیم - 35)















داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

درخواست مردم استارا از ریس جمهور در سفر به گیلان

تاریخ:دوشنبه 24 فروردین 1394-07:38 ب.ظ

درخواست مردم استارا از ریس جمهور در سفر به گیلان
در آستانه سفر رییس جمهوری و هیات دولت به استان گیلان مردم بندر  آستاراو لوندویل و حومه  خواستار توسعه بیش از پیش این شهرستان مرزی شدند.


توسعه و آبادانی هر شهر و منطقه ای نیازمند همکاری و همدلی مردم و مسوولان است که این امر بدیهی همواره جزء دغدغه های اساسی تلاشگران این عرصه می باشد.

مطالبات و خواسته های مردم از خدمتگزاران خود شاید بهانه ای برای تلاش و همت بیشتر باشد تا بلکه با گشوده شدن  گره های اقتصادی ، اجتماعی در مناطق مختلف شاهد پیشرفت و توسعه پایدار در نظام جمهوری اسلامی باشیم.

 اجرای طرح نیمه تمام راه آهن رشت ، آستارا،....................، تاسیس فرودگاه و مر كز صدا سیما در غرب گیلان در استارا  ، اجرای دقیق مصوبه ایجاد منطقهویژه اقتصادی آستارا ، صدور مجوز افزایش شعاع تردد خودروهای با پلاک منطقه آزاد انزلی تا منطقه ویژه اقتصادی آستارا ،تاسیس فرمانداری ویژه آستارا و تاسیس منطقه آزاد تجاری  و تبدیل اداره بندر آستارا بهاداره کل بنادر و دریانوردی ، صدور مجوز ترخیص خودرو از اداره کل گمرک بندرآستارا ، فعالسازی بازارچه مرزی و ایجاد تنوع کالایی با اضافه نمودن کیف وکفش و البسه به لیست کالاهای مجاز وارداتی در محدوده این بازارچه ازجمله نیازمندی های اعلام شده آستارا در جریان سفر رییس جمهوری به گیلان است.

همچنین تهیه و تامین دستگاه ایکس ری مسافری و چمدانی در اداره کل گمرک آستارا ،انتقال شناورهای نیروی دریایی از اسلکه بندر و منطقه ویژه اقتصادی آستارابه پایگاه نیروی دریایی ، تخصیص و تحویل یکدستگاه لایروب دائمی به بندرآستارا ، تعویض و چهاربانده کردن محور مواصلاتی آستارا به اردبیل به طول ۲۵کیلومتر ، تحویل ۲۰ کیلومتر جاده حوزه استحفاظی شهرستان از اردبیل ، تسریعدر اجرای طرح ساماندهی پایانه مرزی و توسعه ساختمان پایانه مرزی ، احداثپل دوم به موازات پل فلزی و فرسوده فعلی بر روی رودخانه مرزی با توجه بهتوافق حاصله با کشور جمهوری آذربایجان از جمله سایر مطالبات شهرستان ازدولت تدبیر و امید است.

و البته توجه جدی به نوسازی ناوگان و بانک ماشین آلات اداره راه و شهرسازی آستارا ، احداث کمربندی شهر لوندویل ،تکمیل پروژه مسکن مهر ۹۰۰ واحدی آستارا ، اجرای طرح ملی فاضلاب شهر آستارا ،تکمیل طرح ملی آبرسانی شهرستان آستارا ، اصلاح شبکه آبرسانی درون شهری وآبرسانی روستایی آستارا ، احداث دو سد لاستیکی بر روی رودخانه های چلوند وملاهادی و كانرود آستارا  ، دیواره سازی رودخانه مرزی آستاراچایی و رودخانه چلوند و لوندویل و كانرود و سیبلی  ،توجه جدی به مدیریت پسماند ، تکمیل بقاع متبرکه به خصوص امام زادگان قاسم و ابراهیم(ع)253 ه) ، احداث پایگاه امداد و نجات هوایی ، استقرار ادارات درشهر لوندویل ، احداث استخر شنای سرپوشیده ، ساماندهی صیادان و تبدیل فرمانداری آستارا به فرمانداری ویژه  از جمله خواسته ها و نیازهای اساسی شهرستان آستاراست که نمی شود به سادگی از کنارش گذشت.


اا دارستانی نویسنده و محقق و اولین وبلاگ نیوس ایرانی و مستند ساز  گفت در سفر ریس جمهور به گیلان ما در خواست داریم

1- .............

2- ...............................

2- تاسیس منطقه  آزاد تجاری آستارا و بجای منطقه ویژه اقتصادی آستارا ما منطقه آزاد تجاری می خواهیم

3- ارتقا اسكله آستارا از دو اسكله صیادی و كوچك همانند انزلی به 13 اسكله و امكانات رایر وبی

4- تسریع در وصل خط آهن كشور به استارا

5- تسریع در اتمام اتوبان آستارا به تالش   و چهار بانده كردن راه استارا به اردبیل 

6- دستور تحویل 20 كیلومتر راه  آستارا از اداره راه اردبیل

7- تاسیس فرودگاه در آستارا در غرب گیلان  فرودگاه نیست

8- تاسیس مر كزصدا وسیمای خزر ( غرب گیلان یا تالشان  ) در استارا با توجه به اینكه زبان مردم غرب گیلان با گیل ها تفاوت دارد ...

9- آزاد كردن صیادان آزاد بومی برای صید ماهی در فصل صید

10- تاسیس شهر های  1-سیبلی و كانرود  2- عنبران و ویرونی  3- حیران و گلیده 

11-واگذاری مجتمع ساحلی صدف به تعاونی  جمعیت توسعه و عمران لوندویل

12-تكمیل مرقد امام زادگان آستارا سالهاست نیمه كاره است

13- اشتغال جوانان بیكار آستارا كه تحصیل كرده هستند دارنند دق می كنند حتی قادر به ازدواج نیستند و سنشان هر رزو بالا می رود

14- بومی سازی مدیران و كارمندان ادارات دولتی  و اسكله و گمرك  و...حداقل كارمندان و نیروهای شركتی از نیروهای بومی تحصیل كرده تامین شود.

15- فعال كردن شهر صنعتی آستارا از سكوت و...به فعالیت و شكوفایی

16- دستور رسیدگی به ساخت و ساز غیر مجاز در روستاها  بخش مر كزی و لوندویل بخصوص زمین خواری و رانت خواری  در قره سو  و حیران و گلیده و دربند  و روستاهای بخش  مر كزی  و استردادقسمتی از تالاب آق داخل شهر ( سفیر امید ‌استارا ) كه  فروخته شده است از روی رانت دولتی ..مبارزه با شهرك سازی غیر مجاز در بخش مر كزی در محدوده بخش مر كزی

17 - رسیدگی به وضعیت تالاب آق و تالاب استیل  تصرف حاشیه این تالاب توسط  زمین خواران  حتی به تازگی با سندسازی ورودی تالاب آق  تصرف شد و یا  ضلع جنوبی تالاب استیل توسط .........................به بهانه  تعریض جاده   درختان و درختچه ها تخریب و شن ریزی شد حدود چهار هكتار .... در صورتیكه ضلع جنوبی جاده شالیزار بود می تواستند تعریض جاده را به شالیزار بیاندازنند و  تصرف ضلع مشرق تالاب استیل توسط زمین خواران و دیگر موارد ....

18- تاسیس ادارات دولتی  و حوزه انتظامی و دادگستری در بخش و شهر لوندویل و توجه به اشتغال  هزاران دانش آموخته بیكار در این منطقه..

19-......................................

20- خاتمه دادن به  باقیمانده  دولت دهم  در شهرستان‌استارا و یك مسئول سیاسی مشاركتی و اصلاح طلب و نصب مسئولان اعتدال و امید و بومی و فرماندار استارا فردی با مدیریت و وسواد عالی و دارای تدبیر و امید است برای پیشرفت و هماهنگی هر فرمانداری باید افراد متعهد  به دولت جدید در سر مدیرت باشند این قانون و عرف تمام ملل و دولتهای قبلی كشور بوده است ..

21- ............................................

22-  رسیدگی به افراد فقیر و بچه های یتیم و زنان بی سر پرست  آستارا كه كمیته امداد و بهزیستی به بهانه نبود سهیمه از تحت پوشش قرار گرفتن آنها سر باز می زند

23-رسیدگی به وضعیت بهداشت و درمان آستارا جلوگیری از تبدیل این جایگاه به پایگاه سیاسی و زد و بند سیاسی و.... بطوریكه بیمارستان و اداره استارا یك سی تی اسكن ساده ندارد

24- رسیدگی به وضعیت بعضی پزشكان زیر میزی در استارا  در بیمارستان دولتی مردم را عمل جراحی و مداوا می كنند در مطب شخصی پول آزاد می گیرند و در كار و ساعات كار پزشكان دولیت نظارتی نیست ...طبق قانون اساسی دادن مجوز مطب به پزشكان استخدام رسمی دولت ممنوع است ...

25- شهرستان استارا یك شهرستان توریستی است چطور می شود هتل ها و مهمانسرا و آپارتمانهای مسكونی و تجاری بدون پاركینك در داخل شهر آستارا و لوندویل ساخته می شود   خیابان شده پاركینگ آپارتمان نشین ها نمونه اش  كه جدید ساخته می شود ...مجتمع تجاری حسین نزادی است در جنب پارك معلم  و دیگر هتل ها و بازار چه ها و...

26- حریم دریا و رودخانه ها در شهر استارا و لوندویل و روستاها رعایت نمی كنند و مسئولان به این امر رسیدگی  نمی كنند حتی سند شش دانگ در كنار رودخانه  و دریا می گیرند

27- به وضعیت حیات وحش لوندویل  عنایت ویژه شود بخصوص در خصوص تصرفات و زمین خواری و....

28- رسیدگی به وضعیت چذب نیروهای استخدامی و نیروی شركتی  و قراردادی و رزو مزد غیر بومی در ادارات آستارا بخصوص  بندر چند منظوره و گمرم و بهداشت و درمان و... دستور جذب نیروهای بومی در این اماكن بجای نیروهای غیر بومی و....

29- رسیدگی به وضعیت  اداره‌اموزش و پروش و دانشگاهها از نظر علمی و تبدیل نشدن این پایگاههای مقدس به زد وبند سیاسی

30- از زمان هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد تمام روسای جمهور گفتند كه سالن آمفی تاتر آستارا ساخته  می شود اما خبری نشد

31 - دستور به مسئولان بخصوص بعضی مسئولان سیاسی دولتی اینكه مشكل تراشی پشت پرده برای خبر نگاران درست نكند مسئول سیاسی  در‌استارا بعلت ضدیت با من با توجه به اینكه من مشاركتی نیستم تلفنی با مسئول خبر گزاری  من تماس بعداز 20 سال خبر نگاری  و 2 سال كار در خبر گزاری دستور اخراج مرا گرفت یا نامه پراكنی  با سواستفاده از موقعیت خود به ارگانها وسازمانها در خصو فعالیت سایبری  و سایتی و وبلاگ نویسی من  فعالیت سایت و وبلاگ شروع كردم آن مسئول شاید هم استخدام نشده بود.... قبلا هم مجوز درد نیوز و هفته نامه آبادگران شمال مرا مانع شدند...

32- دستور نصب تابلو ورود به شهرستان استارا از سوی بخشدار مر كزی آستارا بارها به بخشدار مر كزی مردم گفتند تاكنون تابلو خوش آمد گویی و ورود به شهرستان استارا از تونل آستارا به اردبیل در حاجی امیر حیران آستارا زده نشده است ..اما بخشدار مر كزی در وسط شهرستان مابین  شهر استارا و لوندویل تابلو ورود به بخش مر كزی را زده است ...

در آخر از زحمات فرماندار با درایت و ندبیر و امید آستارا كه یك تنه مسایل و مشكلات آستارا به دوش می كشد و در این مدت كوتاه خدمات زیاد و ایثارگرانه به شهرستان نموده از ایشان و مجموعه دولت تقدیر و تشكر می كنیم...

ادامه دارد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نامه یك خبرنگار گیلانی به ریس جمهور

تاریخ:یکشنبه 23 فروردین 1394-10:39 ب.ظ

نامه یك خبرنگار گیلانی به ریس جمهور

 سلام ریس محترم جمهوری اسلامی ایران


موضوع درخواست :1 مجوز هفته نامه ابادگران شمال بعداز سالها -2- در خواست مجوز سایت  روز نامه الكترونیكی درد نیوزdardnews.ir بعداز سالها


احتراما اینجانب اسماعیل اسدی دارستانی  با بیشت سال سابقه روزنامه نگاری و 15 سال وبلاگ نویسی ( شهروند خبرنگار ) و سایت خبری و تحلیلی درد نیوز و سایت های دیگر ....

1- از سال 1377 درخواست مجوز هفته نامه آبادگران شمال را نمودم مرا رد صلاحیت ( امنیتی نمودند) و دوباره بارها تشكیل پرونده همین طور تا سال 1390 كه خسته شدم وزارت ارشاد  -معاونت مطبوعات رسما بمن ابلاغ نمود شما رد صلاحیت  امنیتی شدید...

2- در سال 1390  و 1391 در خواست مجوز سایت خبری و تحلیلی درد نیزو نمود در استان گیلان تشكیا پرونده و به معاونت مطبوعات یعنی مجوز ارسال شد  بازهم مرا از كاری كه با آن 1380 مشغول بودم ممنوع كردن مجوز ندادند در صورتیكه من قبل ا اینكه قانونی در خصوص سایت ها خبری بیاید فعالیت می كردم همه جهانیان مرا می شناسند.. بارها شكایت نوشتم ..خلاصه شخصی بنام عظیمی از وزارت ارشاد تهران با من تماس مدارك ارسال كردم گفت حل می شود اما تاكنون از مجوز پروانه خبری نیست لطفا رسیدگی كنید زندگی من از این طریق اداره می شود و كارم این است.. درخواست مجوز روز نامه الكترونیكی ( سایت خبری ) دردنیوز را دارم


خوش آمدید به گیلان اما حداقل هفته نامه مرا رد صلاحیت كردند لا اقل سایت درد نیوز dardnews.irمرا مجوز بدهید بالای 15 سال است فعالیت می كنم و اولین وبلاگ نویس ایرانی هستم..


با تشكر  اسماعیل اسدی دارستانی مدیر مسئول وسر دبیر  درد نیوز


سوابق : درجه داربازنشسته ارتش ، مستند ساز ،نویسنده 5 كتاب آخرین كتابم بر رسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست واولین وبلاگ نویس ایرانی ،20 سال سابقه روز نامه نگاری و عضو خانواده شاهد انقلاب و شهت سال دفاع مقدس





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بازتاب جهانی سخنان رهبر معظم انقلاب در باره مذاکرات هسته ای لوزان

تاریخ:شنبه 22 فروردین 1394-01:07 ق.ظ

رسانه های خبری صوتی و تصویری و خبرگزاری های جهان سخنان روز پنحشنبه مقام معظم رهبری را بطور گسترده بازتاب داده و اعلام کردند که حضرت آیت الله خامنه ای در جمع مردم در باره مذاکرات هسته ای لوزان و حمله عربستان به یمن سخنانی ایراد کردند.

  رسانه های خبری صربستان روز پنجشنبه در گزارشی به نقل از رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران نوشتند که بیانیه ایران و شش قدرت بزرگ جهانی تضمینی برای توافق نامه نهایی تا پایان ماه ژوئن نیست.

خبرگزاری رسمی صربستان «تانیوگ» در این گزارش به نقل از حضرت ایت الله خامنه ای نوشت که آنچه تاکنون انجام شده و حتی اگر مذاکره به توافق منتهی شود، توافق نامه را تضمین نمی کند.

تانیوگ نوشت: هفته گذشته تهران و شش قدرت بزرگ در مورد چارچوب توافق نامه ای به تفاهم رسیدند که می بایستی تا پایان ماه ژوئن نهایی شود و تحریم های بین المللی بر ضد ایران لغو گردد.

خبرگزاری صربستان این بخش از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی را بازتاب داد که تا کنون هیچ موضعی را در باره مذاکرات اتخاذ نکرده، زیرا هنوز کاری انجام نشده است که در باره آن موضعی را اتخاذ کند. مقامات می گویند هنوز اقدامی صورت نگرفته، زیرا که هنوز کاری انجام نشده و هیچ موضوع الزام آوری نیست. من نه موافق هستم و نه مخالف.

تانیوگ افزود : ایشان همچنین اشاره کرد که همیشه از تیم مذاکره کننده ایران حمایت کرده و حمایت می کند.

این خبرگزاری به نقل از آیت الله خامنه ای حفظ صنعت هسته ای غیر نظامی در هر توافق نامه را عامل مهم برای توسعه آینده ایران خواند و گفت که صنعت هسته ای برای تولید انرژی، شیرین کردن آب و در زمینه های پزشکی، کشاورزی و دیگر زمینه ها یک ضرورت است.

تانیوگ به اظهارات رهبر عالی قدر انقلاب اسلامی ایران در مورد تجاوز عربستان سعودی و نیروهای ائتلافی به یمن نیز اشاره کرد و و با بیان اینکه در این حملات شهروندان بی گناه کشته می شوند، این حملات را در حد نسل کشی دانست.

این خبرگزاری به این قسمت از سخنان آیت الله خامنه ای اشاره کرد که تجاوز عربستان سعودی علیه یمن و مردم بی گناه آن، اشتباه است و این یک جنایت و نسل کشی است که می تواند در دادگاه های بین المللی تحت پیگیرد قانونی قرار بگیرد.

ایشان همچنین گفت که عربستان سعودی از این درگیری پیروز بیرون نخواهد آمد.

تانیوگ در این باره به نقل از اطلاعات سازمان بهداشت جهانی نوشت که در حملات جنگنده های عربستان سعودی به یمن از 19 تا 6 آوریل امسال 643 نفر کشته شدند و دو هزار و 226 نفر مجروح شدند.

یونیسف در این مورد نیز اعلام کرد که از شروع حملات هوایی در یمن 74 کودک کشته و 44 نفر مجروح شدند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انتخابات دوره دهم آستارا در یک نگاه عکس خبری میباشد.

تاریخ:جمعه 21 فروردین 1394-04:38 ب.ظ

 به نظر شما رقابت انتخاباتی مجلس شورای اسلامی در آستارا بین کاندیداها.. خواهد بود. ایا دونفر لیدل اصلی  صلاحیت خواهند گرفت... چرا بادوام دوباره می خواهد كاندیدا شود..بادوام حتما خبر های از پشت پرده دارد كه می داند اگر بیاید نماینده دوره دهم مجلس است...اادارستانی dardnews.ir

 





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مراسم اولین سالگرد شادروان حاجیه خانم صفورا خانمحمدی همسر جانباز شهید و مادر جانباز بسیجی

تاریخ:پنجشنبه 20 فروردین 1394-12:38 ق.ظ

یا اَیُّهاَ النّاسُ اِنّا خَلَقناکُم مِن ذَکَرٍ وَ انثی وَ جَعَلناکُم شُعُوباً وَ قَبایِلَ لِتَعارَفُوا اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَاللهِ اَتقیکُم اِنّ اللهَ عَلیمٌ خَبیرٌ. (سوره حجرات: 13)

 

 

مراسم اولین سالگرد شادروان حاجیه خانم صفورا خان محمدی همسر جانباز شهید  بسیجی هشت سال دفاع مقدس  حاج اسدالله اسدی دارستانی و مادر جانباز بسیجی هشت سال دفاع مقدس كربلایی مهدی اسدی دارستانی  و مادر اسماعیل اسدی دارستانی ( درجه دار بازنسشته ارتش  و نویسنده و محقق و روزنامه نگار ، اولنی وبلاگ نویس ایرانی و فعال حقوق بشر و محیط زیست)20-1-94 ساعت:16 تا17 مسجد ابولفضل سیبلی

 

انا لله و انا الیه راجعون

 

اولین سالگرد شادروان حاجیه خانم صفورا خانمحمدی  ساعت 16 تا 17 در گیلان- آستارا -مسجد ابولفضل  روستای سیبلی واقع در ترك محله سیبلی  همزمان مراسم مراسم زنانه و مردانه بر گزار می شود....

 

 

 

 

 

 



مادر عزیزم!!

 

مراسم اولین سالگرد شادروان حاجیه خانم صفورا خانمحمدی همسر جانباز شهید و مادر جانباز بسیجی

صفورا خانمحمدی

شدم ام پسرک سیگاری؟مادرم


 هوالحق...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تجاوز جنسی به به زایر نوجوان ایرانی توسط نیروی انتظامی فرودگاه عربستان

تاریخ:پنجشنبه 20 فروردین 1394-12:37 ق.ظ

اا دارستانی : بخدا اگر رهبر ایران اسلامی دستور جهاد دهد درر عرض سه روز كل خاور میانه و تركیه و مصر  وكشورهای عربی را فتح می كنیم و ابرقدرت اسلامی ایران را تاسیس می كنیم...

 

اگر من ریس جمهور بودم....در جواب تجاوز مامو.ران انتظامی سعودی چكار می كنم....منتظر نظرات شما هستم... دكتر هالو
باید ایران به دولت عربستان هشدار 24 ساعته بدهد که دو مامور را تحویل دهد تا در ایران محاكمه و اعدام شوند و ابتدا با دو  موشک به خاک عربستان نشان دهد که جدی است اگر عربستان تحویل نداد  باید به نیت چهارده معصوم  14 موشك به  ریاض حمله موشكی  نماید اگر دوباره تحویل نداد  شاهراه هرمز  و دریای سرخ ( یمن را بنبد... باید بسته شود وحد اقل باپرتاب 200 موشک به سکو های نفتی اش پرتاب كند  و كل سكوی نفتی عربستان تروریست را نابود كند و به آنها بفهماند در خاور میانه ایران اسلامی   ..ابرقدرت اسلامی است شوخی با كسی ندارد ....

 و در صورتیكه عربستان عذرخواهی ننمود و دو متهم  و شاه عربستان را برای محاكمه نداد ...در عرض 24 ساعت باید عربستان و كشورهای دیكتاتور خلیج فارس توسط ایران حمله و تصرف شود این حمله در عرض 48 ساعت قابل اجرا است ...و در عربستان و كشورهای حاشیه عربستان ایران انتخابات قانون اساسی و ریاست جمهوری بر گزار  و اداره كشورهای عربی را بخود مردم تحویل دهد....ودر راس ریس جمهور های كشورهای عربی ایران اسلامی یك فرماندار كل و فرماندهی ارتش منصوب كند .....كشورهای عربی با رهبری ایران اسلامی اداره شوند.... ایران در عرض 48 ساعت ودر عرض سه شبانروز كل خاور میانه تامصر  اسراییل و تركیه را می تواند به تصرف در بیاورد جهان را از تروریست  و وهابی گری نجات دهد...
ادامه دارد

astarao@yahoo.com    09119812795

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تفسیر توافق هسته ای به زبان ساده

تاریخ:پنجشنبه 20 فروردین 1394-12:37 ق.ظ

تفسیر توافق هسته ای  به زبان دكتر محمد علی هالو

١- کشورهای قدرتمند دنیا ایران هسته ای را پذیرفتند و ایران رسما قدرت اول اسلامی  در جهان پذیرفته شد مذاكره 6 كشور بزرگ جهانی خود نشان دهنده قدرت ایران بود...رسما ایران قدرت بدون رقیب خاور میانه و جهان اسلام شد.
٢- ایران و امریکا در حال حاضر به هم نزدیک شده اند و احتمالا در آینده دو كشور دوست  شوند و عصبانیت عربها و اسراییل بخاطر همین است كه تشكیل ارتش عربی دادند به یمن حمله كردند تا ایران را احساساتی كنند تا به این كشورهای تروریست اعلام جنگ كند...در كل عربها و اسراییل ها دیوانه شدند...
٣- روسیه و چین و بعد کشور های عربی و نهایتا کانادا و استرالیاو عربستان تروریست  از این توافق رضایت کامل ندارند
۴- تفاله سوخت هسته ای بوشهر که حاوی پلوتونیم است به خارج کشور صادر خواهد شد و فروخته خواهد شد.
۵- ایران می تواند تا حدود ۴٪ غنی سازی را ادامه دهد.
۶- یک مرکز پیشرفته هسته ای در ایران راه اندازی می شود با مشارکت دانشگاه های پیشرفته دنیا و زیر نظر آژانس بین المللی انرژی اتمی
٧- راکتور اب سنگین أراک با همکاری کشور های اروپایی و امریکا تکمیل خواهد شد.
٨- سطح روابط سیاسی و اقتصادی ایران با کشورهای اروپایی و امریکا افزایش خواهد یافت.
٩- اهمیت سیاسی روسیه و چین در روابط خارجی ایران کاهش یافت.
۱۰-برداشته شدن همه تحریمهای اروپائی ،امریکائی وبین المللی

11- كشورهای اسراییل  كودك كش و عربی دیوانه  شدندبخصوص عربستان تروریست  و كشورهای حاشیه خلیج فارس و مصر..سكته كردن محمود عباس و شاه جدید عربستان بخاطر همین مسئله بود.. اسراییل و عربها آنقدر دیوانه شدند دق دلشان را با تشكیل ارتش عربی و اسراییلی بر سر مردم یمن بمب می ریزند..دیگر دیوانه شدند و جرات حمله به ایران راهم ندارنند چون ایران در عرض 48 ساعت خاور میانه را تصرف می كند اگر پای اینها كج شود...

12- دیگر برای كشورهای جهان كه عاقل هستند  ثابت شد كه ایران تروریست نیست و دنبال صلح بوده و است ...

13- ایران به ابرقدرت اسلامی جهان تبدیل شد و دیگر عربستان و اسراییل تروریست  فاتحه صلوات...

------------------------------

 

 

در ایران بر خلاف عموم مردم که خوشحالی شان را از مرتفع شدن بلای هسته ای با حضور در خیابان ها و شبکه های اجتماعی نشان داده دلواپسان و اصول گرایان و صاحبان منافع تحریم بدون در نظر گرفتن هزینه ها و شرایط سختی که مردم در این مدت تحمل کردند دستاوردهای این توافق را بسیار ناچیز شمرده و آن را یک پسترفت بشمار آوردند

اا دارستانی درجه دار بازنشسته ارتش و نویسنده و محقق و پزوهشگر و فعال حقوق بشر و محیط زیست جهانی  و وبلاگ نویس  و روز نامه نگار  با مسرت زیاد توافق هسته‌ای را به مردم و رهبر و ریس جمهورو..ایران صمیمانه تبریک گفت و اظهارداشت

الف: با دقت بخوانید…. این نوشته را به احترام…. سرپا مینویسم…. جناب دکتر ظریف: وزیر محترم امور خارجه چه خرمندانه با استفاده از سالها تجربه در عرضه دیپلماسی امروز چنان شکافی بین دو متحد دیرین یعنی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی ایجاد کردی که از جنون سیاسی نتانیاهو و پاسخ اوباما می توان به عمق این شکاف پی برد…. شما به تندروها آموختی صحنه دیپلماسی عرصه شعار نیست… بلکه نیازمند شعور است… سپاس {جناب وزیر} که با خرد … لبخند و متانت جامه برازنده به تن دستگاه دیپلماسی پوشاندی قدر بودنت را می دانیم… سالها پیش به رئیس جمهور گوچه پرت کردند و حق را به اسرائیل میدانند اما اکنون دنیا نتانیاهو را یک منزوی و متوهم میدانند… این است تفاوت سیاست و حماقت…


ب:“بدون تردید نقش تیم مذاکره‌کننده بالأخص آقایان ظریف، عراقچی و تخت‌روانچی در این پیروزی بسیار موثر بود. همه آنان که خواهان سعادت و پیشرفت ایران هستند از این موفقیت به وجد خواهند آمد. شاید اگر بسیاری از هم‌میهنانمان می‌دانستند که برنامه‌های هسته‌ای کشور چه به‌صورت مستقیم و چه به‌صورت غیرمستقیم در قالب تحریم‌ها چه هزینه‌های هنگفتی برای کشور در برداشته‌اند، از خبر دریافت این پیروزی به خیابان‌ها می‌ریختند و به شادمانی می‌پرداختند؛ اما باکمال تأسف مردمی که برای یک بازی فوتبال آن‌گونه شادمانی می‌کنند، برای این پیروزی و موفقیت هیچ واکنشی نشان ندادند. این بی‌تفاوتی یقیناً به‌واسطه همان عدم آگاهی از ابعاد هزینه‌های هسته‌ای برای کشور می‌باشد. روند موفقیت‌آمیز این مذاکرات درعین‌حال بسیاری از باورهای آمریکاستیزانه و غرب‌ستیزانه رایج در ایران را با پرسش‌هایی فراوانی مواجه خواهد ساخت” دكتر محمد علی هالو dardnews.ir

در خارج از مرزها تفاهم ایران و گروه ۱+۵ بر سر چارچوب توافق‌نامه هسته‌ای واکنش‌های گوناگونی را در سطح بین‌المللی به دنبال داشت. برخی چهره‌ها از “گامی بسیار مهم” سخن گفتند و برخی دیگر توافق لوزان را “اشتباهی تاریخی” دانستند.

 

باراک اوباما: توافق تاریخی

 

باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا از توافق “تاریخی” اتمی با ایران استقبال کرد. وی راه حل دیپلماتیک را “بهترین راه حل” برای رفع اختلاف اتمی با ایران دانست، اما در عین حال گفت اگر ایران دست به فریب بزند، جهان خواهد فهمید. اوباما همچنین تصریح کرد که اگر کنگره آمریکا توافق به‌دست آمده را از بین ببرد، آمریکا برای شکست در دیپلماسی مورد نکوهش قرار خواهد گرفت. تصویر: کنفرانس خبری اوباما در باره توافق لوزان.

۱

بیست

 

جان کری: پایه‌ای مستحکم

 

جان کری، وزیر خارجه آمریکا توافق به‌دست آمده در لوزان را زیربنایی مستحکم برای دستیابی به توافقی نهایی و کامل دانست و گفت: «ما در لوزان گامی بسیار بلند و تعیین‌کننده برداشتیم.» به باور وزیر خارجه آمریکا پارامتر‌های موجود در توافق با جمهوری اسلامی همه راه‌های دست‌یابی ایران به بمب اتمی را سد خواهد کرد.

۲

بیست

 

حسن روحانی: سپاسگذاری

 

حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران نخستین فردی بود که پس از قرائت متن تفاهم جمهوری اسلامی و گروه ۱+۵ با انتشار پیامی توئیتری به آن واکنش نشان داد. او از محمد جواد ظریف، وزیر خارجه، علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی و تیم مذاکره‌کننده ایران به‌خاطر “تلاش‌های خستگی‌ناپذیرشان” سپاسگزاری کرد.

۳

بیست

 

آنگلا مرکل: گامی مهم

 

آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان نیز از توافقی که در مذاکرات طولانی در لوزان به دست آمد، استقبال کرد. وی گفت که راه‌ حل‌های لازم که طرفین بر سر آن توافق کرده‌اند، گامی مهم در راه رسیدن به توافقی نهایی با جمهوری اسلامی است. صدراعظم آلمان همچنین تصریح کرد: «ما هیچگاه تا به این اندازه به توافقی نزدیک نبوده‌ایم که دست‌یابی ایران به سلاح‌های هسته‌ای را ناممکن خواهد ساخت.»

۴

بیست

 

فرانک والتر اشتاین‌مایر: چشم‌اندازی برای نسل جوان ایران

 

فرانک ‌والتر اشتاین‌مایر، وزیر خارجه آلمان تصریح کرد که تغییر موضع جمهوری اسلامی نقشی تعیین‌کننده در رسیدن به توافق در مذاکرات لوزان داشت. به اعتقاد وی در سیاست کنونی جمهوری اسلامی پویایی‌ای به وجود آمده که نباید آن را دست کم گرفت. وزیر خارجه آلمان خاطرنشان ساخت که رهبری ایران می‌داند که “باید به نسل جوان این کشور چیز بیشتری عرضه کند تا رویای بدل شدن به قدرتی اتمی در آینده”.

۵

بیست

 

یوکیا آمانو: آماده‌ی نظارت

 

یوکیا آمانو، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ضمن استقبال از حاصل مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ در لوزان گفت، پس از کسب توافق نهایی میان طرف‌های مذاکره و همچنین موافقت شورای حکام آژانس انرژی اتمی، کارشناسان این آژانس آماده‌ی آن خواهند بود که نظارت بر اجرای مفاد توافق‌نامه را آغاز کنند.

۶

بیست

 

فرانسوا اولاند: امکان بازگشت تحریم‌ها

 

فرانسو اولاند، رئیس‌جمهور فرانسه توافق لوزان را گامی پراهمیت خواند، اما در عین حال تصریح کرد، تحریم‌هایی که برداشته خواهند شد، در صورت عدم اجرای توافق‌نامه نهایی از سوی ایران بار دیگر فعال خواهند شد.

۷

بیست

 

لوران فابیوس: نیاز به اقدامات بیشتر

 

لوران فابیوس، وزیر امور خارجه فرانسه نیز در این رابطه اظهار داشت: « این یک توافقنامه مرحله‌ای است که شامل تحولات مثبت است، اما هنوز به اقدامات بیشتری نیاز است.» وی متذکر شد، طرف‌های مذاکره اکنون در آغاز مرحله‌ای تازه از گفت‌وگوها هستند. فابیوس تاکید کردٰ: «ما هنوز به آخر خط نرسیده‌ایم.»

۸

بیست

 

بنیامین نتانیاهو: خطری برای بقای اسرائیل

 

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، معتقد است که توافق به دست‌آمده در لوزان میان جمهوری اسلامی و کشورهای عضو گروه ۱+۵ بر سر برنامه جامع اقدام مشترک خطری است که ادامه‌ی بقای اسرائیل را تهدید می‌کند. او در تماسی تلفنی با باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا همچنین تصریح کرد که توافق هسته‌ای به جمهوری اسلامی امکان ساخت سلاح‌های هسته‌ای را می‌دهد و بر خطر بروز “جنگی وحشتناک” می‌افزاید.

۹

بیست

 

دولت اسرائیل: اشتباهی تاریخی

 

مقامات دولت اسرائیل نیز شامگاه پنجشنبه (۲ آوریل) با انتشار بیانیه‌ای مشترک در اورشلیم/بیت‌المقدس به حاصل مذاکرات هسته‌ای در لوزان واکنش نشان داده و آن را “اشتباهی تاریخی” خواندند. به اعتقاد آنان اگر برنامه جامع اقدام مشترک قرار است، چارچوب و اساس توافقی نهایی میان جمهوری اسلامی و کشورهای گروه ۵+۱ باشد، این “اشتباهی تاریخی خواهد بود که جهان را به مراتب‌ خطرناک‌تر خواهد کرد”.

۱۰

بیست

 

رونالد لاودر: پرسش کلیدی

 

رونالد لاودر، رئیس کنگره جهانی یهودیان با انتشار بیانیه‌ای در نیویورک تصریح کرد: «من بیم تحقق این سناریو را دارم که ما تا ده سال دیگر اقتصاد ایران را احیا کرده‌ایم بی‌آنکه جلوی توسعه سلاح‌های هسته‌ای از سوی ایران را گرفته باشیم.» به اعتقاد وی پرسش کلیدی در این ارتباط این است که آیا می‌توان به ایران اعتماد کرد یا نه.

۱۱

بیست

 

جان بینر: فاصله‌ای نگران‌کننده

 

جان بینر از حزب جمهوری‌خواه که ریاست مجلس نمایندگان ایالات متحده را عهده‌دار است، در واشنگتن گفت که توافق حاصله در لوزان “با اهداف اولیه و پیشین باراک اوباما فاصله‌ای نگرانی‌برانگیز دارد”. وی افزود که کنگره آمریکا توافق‌ هسته‌ای نهایی با جمهوری اسلامی را پیش از کاهش تحریم‌ها علیه ایران به دقت بررسی خواهد کرد.

۱۲

بیست

 

باب کورکر: امکان مواخذه ایران

 

باب کورکر از حزب جمهوری‌خواه و رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا تصریح کرد: «اگر توافقی نهایی حاصل شود، مردم آمریکا باید از طریق نمایندگان منتخب خود، فرصت و امکان مشارکت داشته باشد.» وی گفت که کنگره آمریکا باید این امر را مورد بررسی قرار دهد که آیا توافق نهایی با جمهوری اسلامی “خطرات برنامه‌ی هسته‌ای ایران را واقعا رفع می‌کند و آیا می‌توان رژیم جمهوری اسلامی را مورد مواخذه قرار داد یا نه”.

۱۳

بیست

 

مارک کیرک: بدتر از توافق با هیتلر

 

مارک کیرک (وسط)، یکی دیگر از سناتورهای جمهوری‌خواه توافق حاصله در لوزان را با لحنی تند رد کرد و با اشاره به عملکرد نویل چمبرلین، نخست‌وزیر بریتانیا در سال‌های ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۰ گفت: «نویل چمبرلین [در مذاکرات] با هیتلر به توافقی بهتر رسیده بود.» چمبرلین که تلفات جنگ جهانی اول را به چشم دیده بود، اعتقاد داشت که از طریق سازش با آدولف هیتلر، رهبر آلمان در دوران نازی می‌توان جلوی بروز جنگی تازه را گرفت.

۱۴

بیست

 

مارکو روبیو: اشتباهی بس عظیم

 

مارکو روبیو، یکی دیگر از اعضای حزب جمهوری‌خواه نیز توافق لوزان و برنامه جامع اقدام مشترک میان ایران و کشورهای گروه ۱+۵ را “اشتباهی بس عظیم” خواند.

بیست

15
741591[1]

سپهبد سرداربازنشسته سپاه دكتر  صفر نعیمی رز  سخنگوی فراکسیون رهروان ولایت مجلس و عضو كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و : توافق لوزان مقبول است؛بنا به تاکید لاریجانی نیازی به تصویب مجلس نیست

نماینده مجلس گفت:ازآنجایی که از بدو شروع مذاکرات، مقام معظم رهبری به نوعی ورود کردند و با رهنمودهایشان راهکار ارائه می دادند و در مراسم تنفیذ حکم آقای روحانی، ایشان را دانشمند خطاب کردند و از سوی دیگر آقای ظریف سالیان سال مورد اعتماد امام (ره)و مقام معظم رهبری بوده است و همچنین علم و سواد تیم مذاکره کننده ایران که مرتبط با موضوع هسته ای و روابط بین المللی است بنده فکر نمی کنم توافقی که حاصل شده ،غیرمنطقی باشد.

وی افزود:باتوجه به تمام شرایط می توان گفت توافق لوزان مقبول و خوب است که علاوه بر دولتمردان ایران و آمریکا مردم دو کشور هم از این توافق رضایت خواهند داشت.

بیست

16




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اعلامیه جهانی حقوق بشر

تاریخ:پنجشنبه 20 فروردین 1394-12:37 ق.ظ

«اعلامیه جهانی حقوق بشر» را به عنوان یک استانده ی مشترک و دستاورد تمامی ملل و ممالک اعلان میکند تا هر انسان و هر عضو جامعه با به خاطرسپاری این «اعلامیه»، به جد در راه یادگیری و آموزش آن در جهت ارتقای حرمت برای چنین حقوق و آزادیهایی بکوشد و برای اقدامهای پیشبرنده در سطح ملی و بین المللی تلاش کند تا [همواره] بازشناسی مؤثر و دیده بانی جهانی [این حقوق ] را چه در میان مردمان «ممالک عضو» و چه در میان مردمان قلمروهای زیر فرمان آنها [تحصیل و] تأمین نماید.



• ماده ی ۱

تمام ابنای بشر آزاد زاده شده و در حرمت و حقوق با هم برابرند. عقلانیت و وجدان به آنها ارزانی شده و لازم است تا با یکدیگر برادرانه رفتار کنند.

• ماده ی ۲

همه انسانها بی هیچ تمایزی از هر سان که باشند، اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیده ی دیگری، خاستگاه اجتماعی و ملی، [وضعیت] دارایی، [محل] تولد یا در هر جایگاهی که باشند، سزاوار تمامی حقوق و آزادیهای مصرح در این «اعلامیه»اند. به علاوه، میان انسانها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمروقضایی و وضعیت بین المللی مملکت یا سرزمینی که فرد به آن متعلق است، فارغ از اینکه سرزمین وی مستقل، تحت قیمومت، غیرخودمختار یا تحت هرگونه محدودیت در حق حاکمیت خود باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد.

• ماده ی ۳

هر فردی سزاوار و محق به زندگی، آزادی و امنیت فردی است.

• ماده ی ۴

هیچ احدی نباید در بردگی یا بندگی نگاه داشته شود: بردگی و داد و ستد بردگان از هر نوع و به هر شکلی باید باز داشته شده و ممنوع شود.

• ماده ی ۵

هیچ کس نمی بایست مورد شکنجه یا بیرحمی و آزار، یا تحت مجازات غیرانسانی و یا رفتاری قرارگیرد که منجر به تنزل مقام انسانی وی گردد.

• ماده ی ۶

هر انسانی سزاوار و محق است تا همه جا در برابر قانون به عنوان یک شخص به رسمیت شناخته شود.

• ماده ی ۷

همه در برابر قانون برابرند و همگان سزاوار آن اند تا بدون هیچ تبعیضی به طور برابر در پناه قانون باشند. همه انسانها محق به پاسداری و حمایت در برابر هرگونه تبعیض که ناقض این «اعلامیه» است. همه باید در برابر هر گونه عمل تحریک آمیزی که منجر به چنین تبعیضاتی شود، حفظ شوند.

• ماده ی ۸

هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی مؤثر به مراجع دادرسی از طریق محاکم ذیصلاح ملی در برابر نقض حقوق اولیه ای است که قوانین اساسی یا قوانین عادی برای او برشمرده و به او ارزانی داشته اند.

• ماده ی ۹

هیچ احدی نباید مورد توقیف، حبس یا تبعید خودسرانه قرار گیرد.

• ماده ی ۱۰

هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی کامل و برابر به دادرسی آشکار و عادلانه توسط دادگاهی بیطرف و مستقل است تا در برابر هر گونه اتهام جزایی علیه وی، به حقوق و تکالیف وی رسیدگی کند.

• ماده ی ۱۱

۱. هر شخصی متهم به جرمی کیفری، سزاوار و محق است تا زمان احراز و اثبات جرم در برابر قانون، در محکمه ای علنی که تمامی حقوق وی در دفاع از خویشتن تضمین شده باشد، بیگناه تلقی شود.

۲. هیچ احدی به حسب ارتکاب هرگونه عمل یا ترک عملی که مطابق قوانین مملکتی یا بین المللی، در زمان وقوع آن، حاوی جرمی کیفری نباشد، نمیبایست مجرم محسوب گردد. همچنین نمی بایست مجازاتی شدیدتر از آنچه که در زمان وقوع جرم [در قانون] قابل اعمال بود، بر فرد تحمیل گردد.

• ماده ی ۱۲

هیچ احدی نمیبایست در قلمرو خصوصی، خانواده، محل زندگی یا مکاتبات شخصی، تحت مداخله [و مزاحمت] خودسرانه قرار گیرد. به همین سیاق شرافت و آبروی هیچکس نباید مورد تعرض قرار گیرد. هر کسی سزاوار و محق به حفاظت قضایی و قانونی در برابر چنین مداخلات و تعرضاتی است.

• ماده ی ۱۳

۱. هر انسانی سزاوار و محق به داشتن آزادی جابه جایی [حرکت از نقطه ای به نقطه ای دیگر] و اقامت در [در هر نقطه ای] درون مرزهای مملکت است. ۲. هر انسانی محق به ترک هر کشوری، از جمله کشور خود، و بازگشت به کشور خویش است.

• ماده ی ۱۴

۱. هر انسانی سزاوار و محق به پناهجویی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای پناه دهنده در برابر پیگرد قضایی است.

۲. چنین حقی در مواردی که پیگرد قضایی منشأیی غیرسیاسی داشته باشد و یا نتیجه ارتکاب عملی مغایر با اهداف و اصول «ملل متحد» باشد، ممکن است مورد استناد قرار نگیرد.

• ماده ی ۱۵

۱. هر انسانی سزاوار و محق به داشتن تابعیتی [ملیتی] است.

۲. هیچ احدی را نمی بایست خودسرانه از تابعیت [ملیت] خویش محروم کرد، و یا حق تغییر تابعیت [ملیت] را از وی دریغ نمود.

• ماده ی ۱۶

۱. مردان و زنان بالغ، بدون هیچ گونه محدودیتی به حیث نژاد، ملیت، یا دین حق دارند که با یکدیگر زناشویی کنند و خانواده ای بنیان نهند. همه سزاوار و محق به داشتن حقوقی برابر در زمان عقد زناشویی، در طول زمان زندگی مشترک و هنگام فسخ آن هستند.

۲. عقد ازدواج نمیبایست صورت بندد مگر تنها با آزادی و رضایت کامل همسران که خواهان ازدواجند.

۳. خانواده یک واحد گروهی طبیعی و زیربنایی برای جامعه است و سزاوار است تا به وسیله ی جامعه و «حکومت» نگاهداری شود.

• ماده ی ۱۷

۱. هر انسانی به تنهایی یا با شراکت با دیگران حق مالکیت دارد.

۲. هیچ کس را نمی بایست خودسرانه از حق مالکیت خویش محروم کرد.

• ماده ی ۱۸

هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است.

• ماده ی ۱۹

هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت]، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای بدون ملاحظات مرزی است.

• ماده ی ۲۰

۱. هر انسانی محق به آزادی گردهمایی و تشکیل انجمنهای مسالمت آمیز است.

۲. هیچ کس نمی بایست مجبور به شرکت در هیچ انجمنی شود.

• ماده ی ۲۱

۱. هر شخصی حق دارد که در مدیریت دولت کشور خود، مستقیماً یا به واسطه انتخاب آزادانه نمایندگانی شرکت جوید.

۲. هر شخصی حق دسترسی برابر به خدمات عمومی در کشور خویش را دارد.

۳. اراده ی مردم میبایست اساس حاکمیت دولت باشد؛ چنین اراده ای می بایست در انتخاباتی حقیقی و ادواری اعمال گردد که مطابق حق رأی عمومی باشد که حقی جهانی و برابر برای همه است. رأی گیری از افراد می بایست به صورت مخفی یا به طریقه ای مشابه برگزار شود که آزادی رأی را تأمین کند.

• ماده ی ۲۲

هر کسی به عنوان عضوی از جامعه حق دارد از امنیت اجتماعی برخوردار بوده و از راه کوشش در سطح ملی و همیاری بین المللی با سازماندهی منابع هر مملکت، حقوق سلب ناپذیر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش را برای حفظ حیثیت و رشد آزادانه ی شخصیت خویش، به دست آورد.

• ماده ی ۲۳

۱. هر انسانی حق دارد که صاحب شغل بوده و آزادانه شغل خویش را انتخاب کند، شرایط کاری منصفانه مورد رضایت خویش را دارا باشد و سزاوار حمایت در برابر بیکاری است.

۲. هر انسانی سزاوار است تا بدون رواداشت هیچ تبعیضی برای کار برابر، مزد برابر دریافت نماید.

۳. هر کسی که کار می کند سزاوار دریافت پاداشی منصفانه و مطلوب برای تأمین خویش و خانواده ی خویش موافق با حیثیت و کرامت انسانی بوده و نیز میبایست در صورت نیاز از پشتیبانی های اجتماعی تکمیلی برخوردار گردد.

۴. هر شخصی حق دارد که برای حفاظت از منافع خود اتحادیه صنفی تشکیل دهد و یا به اتحادیه های صنفی بپیوندد.

• ماده ی ۲۴

هر انسانی سزاوار استراحت و اوقات فراغت، زمان محدود و قابل قبولی برای کار و مرخصی های دوره ای همراه با حقوق است.

• ماده ی ۲۵

۱. هر انسانی سزاوار یک زندگی با استانداردهای قابل قبول برای تأمین سلامتی و رفاه خود و خانواده اش، از جمله تأمین خوراک، پوشاک، مسکن، مراقبت های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری است و همچنین حق دارد که در زمان های بیکاری، بیماری، نقص عضو، بیوگی، سالمندی و فقدان منابع تأمین معاش، تحت هر شرایطی که از حدود اختیار وی خارج است، از تأمین اجتماعی بهره مند گردد.

۲. دوره ی مادری و دوره ی کودکی سزاوار توجه و مراقبت ویژه است. همه ی کودکان، اعم از آن که با پیوند زناشویی یا خارج از پیوند زناشویی به دنیا بیایند، می بایست از حمایت اجتماعی یکسان برخوردار شوند.

• ماده ی ۲۶

۱. آموزش و پرورش حق همگان است. آموزش و پرورش میبایست، دست کم در دروه های ابتدایی و پایه، رایگان در اختیار همگان قرار گیرد. آموزش ابتدایی می بایست اجباری باشد. آموزش فنی و حرفه ای نیز می بایست قابل دسترس برای همه مردم بوده و دستیابی به آموزش عالی به شکلی برابر برای تمامی افراد و بر پایه شایستگی های فردی صورت پذیرد.

۲. آموزش و پرورش می بایست در جهت رشد همه جانبه ی شخصیت انسان و تقویت رعایت حقوق بشر و آزادی های اساسی باشد. آموزش و پرورش باید به گسترش حسن تفاهم، دگرپذیری [تسامح] و دوستی میان تمامی ملتها و گروههای نژادی یا دینی و نیز به برنامه های «ملل متحد» در راه حفظ صلح یاری رساند.

۳. پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود برتری دارند.

• ماده ی ۲۷

۱. هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع خویش همکاری کند، از گونه های مختلف هنرها برخوردار گردد و در پیشرفت علمی سهیم گشته و از منافع آن بهره مند شود.

۲. هر شخصی به عنوان آفرینشگر، حق حفاظت از منافع مادی و معنوی حاصل از تولیدات علمی، ادبی یا هنری خویش را داراست.

• ماده ی ۲۸

هر شخصی سزاوار نظمی اجتماعی و بین المللی است که در آن حقوق و آزادیهای مصرح در این «اعلامیه» به تمامی تأمین و اجرائی گردد.

• ماده ی ۲۹

۱. هر فردی در برابر جامعه اش که تنها در آن رشد آزادانه و همه جانبه ی او میسر می گردد، مسئول است.

۲. در تحقق آزادی و حقوق فردی، هر کس می بایست تنها زیر محدودیت هایی قرار گیرد که به واسطه ی قانون فقط به قصد امنیت در جهت بازشناسی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران وضع شده است تا اینکه پیش شرط های عادلانه ی اخلاقی، نظم عمومی و رفاه همگانی در یک جامعه مردمسالار تأمین گردد.

۳. این حقوق و آزادی ها شایسته نیست تا در هیچ موردی خلاف با هدف ها و اصول «ملل متحد» اعمال شوند.

• ماده ی ۳۰

در این «اعلامیه» هیچ چیز نباید به گونه ای برداشت شود که برای هیچ «حکومت»، گروه یا فردی متضمن حقی برای انجام عملی به قصد از میان بردن حقوق و آزادی های مندرج در این «اعلامیه» باشد[۳].


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :51
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo